
آغاز سال تحصيلي جديد و بازگشايي مدارس، زمان مناسبي است براي اينكه برنامهريزان آموزش و پرورش در مسير ريلگذاري تحول بنيادين، سياستهايي را اجرا نكنند كه تا سالها و بلكه نسل ها، دامنگير نظام آموزشي و تربيتي كشور شود. آنچنانكه تبعات برخي از اين سياستها كه در آموزش و پرورش دوران اصلاحات اعمال شدند، همچنان گريبان نظام تعليم و تربيت كشور را گرفته است. ديروز هياهوي شاد و با نشاط ۱۲ ميليون و ۳۰۰ هزار دانشآموز ايراني به همراه طنين زنگ، خواب را از سر مدارس پراند و آموزش و پرورش را حسابي گردگيري كرد.
از هر دري سخني هرچند تحول بنيادين و در راستاي آن، رجعت پايه ششم به مقطع ابتدايي و استقرار نظام ۳ ـ ۳ ـ ۶( شما بخوانيد ۳ ـ ۳ ـ ۳ ـ ۳) به اندازه كافي براي آموزش و پرورش تكان دهنده بوده است، چه رسد به اينكه وزير آموزش و پرورش روز گذشته در مراسم نواخته شدن زنگ مهر كه با حضور رئيسجمهور در دبستان خير ساز مرضيه يزدي واقع در منطقه ۱۶ تهران برگزار شد، از آغاز ۴۰ سياست اجرايي از اولين روز بازگشايي مدارس خبر داد.
وي از هر دری سخني گفت. از اينكه سال گذشته كتابهاي اول ابتدايي تغيير كرد و يك سال تدريس شد كه امسال تثبيت ميشود؛ از امروز كتب دوم و ششم ابتدايي با تغييرات جديد در اختيار دانشآموزان قرار ميگيرد. يا اينكه براساس نظام ۳ ـ ۳ ـ ۶ پايه ابتدايي بايد به دو دوره سه ساله تقسيم شود كه در بعضي از مدارس شروع شد، ضمن اينكه ساماندهي فضاي آموزشي و نيروي انساني را نيز شروع كردهايم و از حدود ۵۵۰ هزار كلاس در سراسر كشور، ۱۸۵ هزار كلاس در نوبت دوم بودند كه از اين تعداد ۱۲۰ هزار كلاس به نوبت صبح انتقال يافت. همچنين اعلام كرد كه تمام نيروهاي ابتدايي ساماندهي شدهاند بدون اينكه نيرويي از بيرون وارد آموزش و پرورش شود و حتي فراموش نكرد پاسخي هم به گزارشهاي رسانهها در خصوص جذب برترينهاي كنكور در دانشگاه فرهنگيان بدهد و اعلام كند كه همزمان با آغاز سال تحصيلي جديد كار تأليف كتابهاي ساير پايههاي ابتدايي نيز در دستور كار قرار گرفته است.
سؤال مهر: براي جامعه خود چه كار ميخواهيد بكنيد؟ محمود احمدينژاد، رئيسجمهور هم پس از نواختن زنگ آغاز سال تحصيلي جديد، «براي جامعه خود چه كار ميخواهيد بكنيد؟» را سؤال مهر امسال عنوان كرد و از دانشآموزان خواست به اين سؤال پاسخ دهند و با تمام توان به كار و فعاليتي كه در راستاي منفعت جامعه است، بپردازند تا مانند افرادي كه در اين دنيا سود ميبرند، براي اعتلاي جامعه تلاش كنند و در مسير استقرار عدالت، پيشرفت جامعه، رفاه، زيبايي و پاكي گام بر دارند.
به نظر ميرسد اعلام برنامههاي اجرا شده، در دست اجرا و تازه كليد خورده آموزش و پرورش از سوي حاجي بابايي در مراسم بازگشايي مدارس و اصرار وي بر اجراي تصميمات دستگاه تعليم و تربيت كشور با سرعت هر چه بيشتر نبايد مسئولان و برنامهريزان آموزشي و پرورشي را به سمت اجراي سياستهايي سوق دهد كه تبعات آنها تا سالها گريبان آموزش و پرورش را بگيرد؛ مثل آنچه در دوران اصلاحات اتفاق افتاد از جمله حذف امور تربيتي و باز گذاشتن فضا براي رشد و گسترش لجامگسيخته مؤسسات آموزشي و كنكوري (امپراتورهاي تست زني) كه با نگاه تجاري به بحث آموزش و صرفاً پرداختن به مباحث آموزشي، بال پرورشي نظام آموزش و پرورش را قيچي كردهاند. به طوري كه وزير آموزش و پرورش در مراسم نواختن زنگ مهر ۹۱ مدارس، ميگويد:«كتابهاي كمك درسي كه در تلويزيون تبليغ ميشوند فكر دانشآموزان را تعطيل ميكند. واقعاً نميدانيم از اين مؤسسات به كجا شكايت كنيم. پول طراحان كتابها از شكايت ما قويتر است.»
اشكال وارد بر آموزش و پرورش كشور ما شخص محور و به عبارتي وزير محوري آن به جاي برنامه محور بودن آن است و اين آسيب مختص دوره يا دولت خاصي نيست. اما نوع نگاه كلان، جهان بيني و هدفگذاري سياستگذاران تعليم و تربيت در هر دوره، تأثيرات متفاوتي دارد.
نتيجه تفكر حاكم بر دوره اصلاحات طراحي سندي تحت عنوان سند ملي آموزش و پرورش با رويكرد سكولاريستي شد. برنامهريزان تعليم و تربيتي آن دوران بر اين موضوع كه آموزش و پرورش بايد غيرديني باشد، تعصب فراواني داشتند. بنابراين اقدامات آنها اگرچه با عنوان تعليم و تربيت اسلامي بود اما التقاطي يعني تلفيقي از تعليم و تربيت سكولار و غربي و اسلامي بود. البته كساني مانند محمود فرشيدي، وزير اسبق آموزش و پرورش، وجود اين نوع نگاه را اينطور توضيح ميدهد:«غربيها به دليل وجود نظام سلطه جهاني، صدها سال الگوي مطلوب خود را طراحي كردهاند و چون نوشتهها، كتابها و برنامهريزيهاي زيادي داشتند، هر كسي كه نزد آنها تحصيل ميكرد، همان دروس را ياد گرفته و همان نگاه را به آموزش و پرورش داشت.»
در آموزش و پرورش در جا زدهايم! نورالله حيدري دستياني، عضو كميسيون آموزش مجلس هشتم آموزش و پرورش را در دوره دولتهاي مختلف اينطور آسيب شناسي ميكند: در طول سالهاي بعد از انقلاب برنامههاي آموزش و پرورش تابعي از تصميمات شخص وزير بوده است و بنابراين هيچگاه شاهد سير تكاملي و وجود برنامههاي باثبات در اين دستگاه نبودهايم.
وي به «جوان» ميگويد: زماني تأثيرات ماندگار در دستگاه تعليم و تربيت كشور اتفاق ميافتد كه افراد خود را پايبند به قانون بدانند. حيدري خاطر نشان ميكند: اغلب وزراي آموزش و پرورش به فكر انجام اقدامات زودبازده هستند تا كارنامه عملكرد پر و پيماني ارائه كنند و در اين راستا از اقداماتي نظير توجه به گزينش و پرورش نيروي انساني همراه و همگام با كاروان رشد دانش كشور غفلت ميكنند.
رشد نابهنجاري در تعليم و تربيت در دوران اصلاحات
اين نماينده سابق كه سالها در آموزش و پرورش خدمت كرده است، ادامه ميدهد: در سالهاي ابتدايي پيروزي انقلاب و تحتتأثير جريانهاي انقلابي، شالوده خوبي در آموزش و پرورش بنيانگذاري شد، اما در سالهاي بعدي و به ويژه در دولت سازندگي به تدريج نطفه بيمبالاتي در مباحث تعليم و تربيت بسته شد و در دولت اصلاحات رشد كرد. اين كارها در حذف امور تربيتي جلوهگر شد. حیدری عملكرد آموزش و پرورش را در دولت نهم تا حدودي موفق می داند اما در عين حال از اقدامات آموزش و پرورش دولت دهم با عنوان حركتهاي ظاهري، شعارزده و سطحي تعبير ميكند.