
آمارهاي رسمي و جهاني مختلف نشان ميدهد بيش از يك ميليارد مسلمان در جهان زندگي ميكنند و اين تعداد تنها شامل شهروندان مسلمان كشورهاي اسلامي نميشود، بلكه حتي در كشورهايي با دولتها و نظامهاي غيراسلامي نيز گروههاي مسلمان به چشم ميخورد. چين، هند و روسيه از جمله اين كشورها به شمار ميروند. يك تحقيق امريكايي انجام گرفته در سال ۲۰۱۰ نيز نشان داد كه دو كشور چين و روسيه به دليل وسعت مساحتشان، مسلمانان بسياري را در خود جاي دادهاند.
بر همين اساس شمار مسلمانان چين بيشتر از مسلمانان ساكن در كشور سوريه ميباشد و تعداد مسلمانان روسيه دو برابر جمعيت كل مسلماناني است كه در دو كشور اردن و ليبي به سر ميبرند. يك نكته قابل تأمل ديگر در زمينه پراكندگي مسلمانان و اصالت آنان اين است كه بيشتر مردم گمان ميكنند، جمعيت مسلمان در اروپا را مهاجران كشورهاي اسلامي و شرقي تشكيل ميدهند اما «آلن كوپرمن» معاون مدير اجرايي اين تحقيق، در اين خصوص گفته است: شايد به نظر برسد كه بيشتر مسلمانان اروپا مهاجر باشند اما اين امر در شرق اروپا به نحو ديگري است و نيمي از جمعيت مسلمان اروپا بومي هستند.
با توجه به نكات بالا به خوبي مشخص ميشود كه اسلام نه تنها در قاره آسيا بلكه در اروپا نيز يك دين كاملاً شناخته شده ميباشد اما سؤالي كه به ذهن متبادر ميشود آن است كه آشنايي اروپاييان با اسلام به چه تاريخي بازميگردد؟ آيا شناخت اروپاييان با اسلام تا آن اندازه اندك و جديد است كه با توجه به آن بتوان اهانتها و تبليغات سوء عليه اين دين را به پاي دانش كم گذاشت و ناديده گرفت؟
در زمينه آشنايي اروپاييان با دين اسلام ميتوان به كتاب «مسلمانان و اروپا، گسترش تاريخي به شكلي ديگر» اشاره نمود كه چندي پيش توسط شوراي عمومي مصر به چاپ رسيده است. «قاسم عبده قاسم» مؤلف اين كتاب در سه بخش مختلف، تلاش ميكند تا با ارائه مطالب تاريخي و درخور تأمل بر انديشههاي سرمايهداري كه بر جنگ و چنددستگي تمدنهاي جهان تأكيد دارد، خط بطلاني بكشد و نشان دهد چگونه تمدن بشري آن چيزي است كه موجبات همبستگي ميان جوامع مختلف را شكل ميدهد.
چگونگي اوضاع و احوال اروپاييان پيش از آغاز فتوحات اسلامي در اين قاره، رسيدن مسلمانان به اروپا و آغاز ارتباط ميان آنان با مسيحيان اين سرزمينها مواردي است كه در ۲۴۴ صفحه از كتاب مذكور مورد بررسي قرار ميگيرد، همچنين خواننده در بخشهايي از اين كتاب با رفتارهاي متفاوت كشيشان مسيحي در قرن هفتم ميلادي نسبت به دين اسلام آشنا ميشود. مؤلف نشان ميدهد كشيشان چگونه به دليل ناداني و دانش پايين نسبت به دين اسلام مانع از تبليغ و گسترش آن در سرزمينهايشان ميشدند. اين گروه حتي گاه آموزههاي ديني اسلام را كاملاً تغيير ميدادند تا مردم با حقيقت والاي آن آشنا نشوند و مسيحيت از ميان نرود.
نويسنده كتاب معتقد است تاريخ حضور مسلمانان در فرانسه به قرن شانزدهم ميلادي بازميگردد. در اين قرن برخي از مسلمانان كه تحت فشارهاي ديني از اسپانيا رانده شدند، به مارسي يكي از شهرهاي فرانسه پناه بردند و اين خود آغاز يك رابطه جديد با مسيحيان و زمينهساز آشنايي فرانسويان با دين اسلام گرديد. از سوي ديگر حمله نظامي ناپلئون به مصر در سال ۱۷۹۸ نيز نوعي ديگر از رابطه و تعامل ميان فرانسويان و مسلمانان را به وجود آورد. حمله ناپلئون به مصر كه با گروه بزرگي از فرماندهان، نظاميان، صنعتگران، تاجران و پزشكان همراه بود تا سال ۱۸۰۱ ادامه پيدا كرد و همين باعث آشنايي گروه اعزامي او با فرهنگ و اعتقادات مسلمانان شد. پس از آن در قرن نوزدهم ميلادي فرانسه عرصه حضور پربار مسلمانان و گفتوگوهاي اسلامي شد.
در واقع در آن دوره از تاريخ ميان روشنفكران و انديشمندان بزرگ اسلامي و همتايان فرانسوي آنها نشستهاي مختلفي براي تبادل انديشه در زمينه دين برگزار ميشد. مجله «اسلام» نيز كه در سال ۱۸۹۴ توسط «دوژاريك» تأسيس شده بود، نقش بسزايي را در اين راستا برعهده گرفت و انديشهها و اعتقادات اسلامي را در ميان شهروندان فرانسوي گسترش ميداد. انجمن «برادران اسلامي» نيز از ديگر فعاليتهاي ديني بود كه در سال ۱۹۰۷ كار خود را آغاز كرد و «كريستيان شرفيس» رياست آن را برعهده داشت. «شرفيس» اصالتاً فرانسويي بود، اما تحت تأثير آموزههاي والاي اسلام به اين دين گرويد و حتي از طرح ساخت مسجد در پاريس دفاع كرد. اين طرح چند ماه پس از مرگ وي به مرحله اجرا درآمد.
با نگاه به مطالب بالا به خوبي و به وضوح مشخص ميشود كه آشنايي اروپا با اسلام به قرن هفتم ميلادي بازميگردد و بهرغم تلاشهاي كشيشان، هم در راستاي پنهان نگه داشتن آموزههاي اين دين و هم در راستاي زشت نشان دادن اسلام، سرانجام ارزشهاي والاي اين دين راه خود را به سوي مردم اروپا و به خصوص فرانسه گشود و پيروان بسياري را به سمت خود جلب كرد تا آنجا كه طبق آمارها تنها در سال ۲۰۰۶ بيش از ۴هزار نفر در فرانسه به اسلام گرويدهاند. با توجه به تجربه گسترش اسلام در اروپا و با توجه به جريان جديد و معاصر اهانت به اسلام و شخصيتهاي بزرگ اسلامي مي توان اميدوار بود كه افراد بيشتري در پي كشف حقيقت اين دين برآيند.