
اظهاراتي كه سازنده فيلم بعد از بازداشت بر زبان آورده نه تنها هيچ نشانهاي از پشيماني در آن ديده نميشود بلكه برعكس گستاخي بيش از حد وي را به تصوير ميكشد. چنانكه به نوشته پايگاه خبري المحيط سام باسيل سازنده فيلم اندكي پيش از بازداشت در مصاحبه با راديو امريكايي سوا با تأكيد بر ادامه فعاليتهاي اهانتآميز خود گفته بود: «پيش از ساختن فيلم برخي مرا نصيحت كردند كه از ساخت آن منصرف شوم زيرا ساخت چنين فيلمي تبعات زيادي در بر خواهد داشت اما نپذيرفتم و... در آينده نيز سعي دارم فيلمهاي مشابه ديگري درباره اديان ديگر بسازم زيرا درباره اديان مطالعه ميكنم و نگاهم به اديان ديگر نيز همان نگاهم به اسلام است».
همچنانكه خبرگزاري رويترز از سخنگوي پليس لسآنجلس نقل كرده، سازنده فيلم كه وي از او به «نقولا باسيلي» ياد كرده داوطلبانه براي اداي توضيح درباره برخي مسائل و نقض احتمالي قانون آزاديهاي مشروط، به اتفاق مأموران پليس به اداره پليس فدرال منتقل شده است و اين نشان ميدهد كه گويا خاطرش از اينكه وي تحت امنيت كامل قرار دارد، جمع است و هيچ نگراني را در اينباره احساس نميكند.
از زماني كه موج اسلامستيزي و اسلامهراسي بعد از پايان جنگ سرد و به خصوص بعد از واقعه مشكوك ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ امريكا بنا به مقاصد سياسي در دستور كار صهيونيسم بينالملل و امپرياليسم جهاني قرار گرفت دولتهاي غربي هيچ همكاري براي درخواست كشورهاي اسلامي جهت تصويب قطعنامهاي عليه اهانت به اديان به عمل نياوردهاند و هر زمان به بهانهاي از پذيرش تعهد و مسئوليتي در اين زمينه فرار كردهاند. كشورهاي غربي حركت هماهنگ و گستردهاي را در سطوح مختلف در حوزههاي آكادميك و ديپلماتيك و با توسل به سازوكارهاي مختلف بينالمللي از جمله سازمان ملل متحد سازماندهي كردند تا تلاش كشورهاي اسلامي براي مقابله با جريانات افراطي را با شكست مواجه سازند.
هنگامي كه قطعنامه مقابله با توهين به اديان براي اولين بار سال ۱۹۹۹ توسط هيئت پاكستان و از سوي سازمان كنفرانس اسلامي در كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد مطرح گرديد؛ از همان ابتدا مرز ميان كشورهايي كه از قطعنامه حمايت يا با آن مخالفت ميكردند روشن بود. در مراحل اوليه طرح قطعنامه توسط سازمان كنفرانس اسلامي، قطعنامه مزبور از سوي اكثريت كشورهاي درحال توسعه مورد حمايت قرار گرفت. در مقابل، اتحاديه اروپا، كانادا، امريكا و ديگر كشورهاي غربي كه متحد امريكا و اتحاديه محسوب ميشدند مفهوم توهين به اديان را رد كردند. كشورهاي غربي استدلال ميكردند كه مفهوم «توهين به مذاهب» در گفتمان حقوق بشري وجود ندارد.
آنها همچنين اظهار ميداشتند كه حقوق بشر اصولاً از افراد هنگامي كه حق خود در حوزه آزادي مذهب و اعتقاد را اعمال ميكنند حمايت ميكند و حمايت از دين به عنوان يك هويت انتزاعي در نظام بينالمللي حقوق بشري جايگاهي ندارد. همچنين آنها ادعا ميكردند كه آزادي بيان مطلق است لذا مذاهب ميتوانند آزادانه مورد انتقاد قرار گيرد. از اينرو حتي پس از آنكه كشورهاي اسلامي در قطعنامه پيشنهادي خود لزوم توجه به احترام به اديان را در كنار آزادي بيان مورد تأكيد قرار دادند باز كشورهاي غربي به تصويب آن روي خوش نشان ندادند.
در بند ۱۰ قطعنامه تأكيد شده بود كه هر فردي حق دارد از آزادي بيان برخوردار باشد اما اعمال اين حق بايد همراه با رعايت وظايف و مسئوليتهايي اعمال گردد و ممكن است براين اساس حق مزبور طبق قانون محدود گردد. دراين بند تصريح شده بود كه آزادي بيان براي رعايت حقوق يا حرمت ديگران، حمايت از امنيت ملي يا نظم عمومي يا سلامت و اخلاق جامعه ميتواند محدود شود.
به هر حال با بازداشت كارگردان فيلم موهن عليه ساحت مقدس پيامبر گرامي اسلام اكنون امريكا در برابر آزموني جديد در بيش از يك و نيم ميليون مسلمان جهان قرار گرفته است و در صورتي كه اين كشور بخواهد به رويكرد گذشته خود در توجيه اهانت به مقدسات اسلامي در پوشش حمايت از آزادي بيان ادامه دهد قطعاً واكنشها و اعتراضها عليه امريكا بيش از پيش ابعاد و گستره بيشتري به خود خواهد گرفت چراكه اين باور در ميان مسلمانان تقويت خواهد شد كه گويا خود دولت واشنگتن نيز بستر لازم را براي ادامه و تكرار اهانت به مقدسات اسلامي ادامه ميكند.