
حدود ۱۸ ماه از بحران سوريه ميگذرد و مدت قابل توجهي از اين زمان به صورت درگيريهاي مسلحانه سپري شده است در حالي كه سازمان ملل رقم ۲۰ هزار نفر تلفات انساني را براي اين مدت ناآرامي در سوريه اعلام كرده، آمارهاي ۲۳ هزار و حتي بيش از ۲۷ هزار نفر نيز شنيده شده است. علاوه بر اين امر، اختلاف در گزارشها، تحليلها، اظهار نظرها و موضعگيريها نسبت به بحران آنقدر زياد است كه هر تصور روشني از وضعيت امور در اين كشور را برطرف كرده و به جاي آن، وضعيتي مشوش و مبهم را به نمايش ميگذارد. تصوير مشوش و مبهم از وضعيت سوريه بيشتر از شرايط تنشآلود در سوريه، حاصل كار رسانهها است كه هر يك به نوعي در ايجاد آن نقشي دارند. نقش رسانهها در اين موضوع به صورتي است كه به جرئت ميتوان گفت رسانهها به موازات درگيريهاي نظامي در سوريه جنگ تمامعياري را عليه اين كشور ايجاد كردهاند تا با ايجاد فضاي رسانهاي مورد نظر خود بر اوضاع اين كشور تأثير بگذارند.
سقوط حكومت در رسانهها روز ۲۹ ژانويه خبري از سوي اپوزيسيون سوريه منتشر شد مبني بر اينكه نيروهاي مخالف مسلح به نزديكي كاخ رياست جمهوري رسيده و آن را محاصره كردهاند و بشار اسد به همراه زن و فرزندان خود وسايلش را جمع كرده تا از طريق فرودگاه بينالمللي دمشق از مهلكه خارج شود و به روسيه پناه ببرد. اين خبر تنها متكي به منابع اپوزيسيون سوريه نبود و جرمي بوون، خبرنگار بيبي سي در خاورميانه نيز در اشاعه آن نقش داشت زيرا او گزارش داد كه ارتش آزاد سوريه فقط نيم ساعت با كاخ رياست جمهوري فاصله دارد و ممكن است اسد در اين وضعيت نظامي مجبور به فرار شود. اين سناريو بار ديگر و در ۱۸ ژانويه تكرار شد. در اين زمان، وقوع انفجاري در مقر شوراي امنيت ملي سوريه موجب كشته شدن شماري از مقامات ارشد نظامي- امنيتي حكومت سوريه از جمله داوود عبدالله راجحه، وزير دفاع، و آصف شوكت، معاون رئيس ستاد مشترك نيروهاي مسلح سوريه شد.
اين انفجار همزمان به برنامه گسترده معارضان براي حمله به دمشق بود و اين وضعيت بود كه رسانهها را به ميدان كشاند تا تصوير مطلوب خود از وضعيت دمشق را به نمايش بگذارند. رسانهها به طور مستقيم دست به كار شدند و همان قصه نزديك شدن نيروهاي معارض به كاخ رياست جمهوري و تصرف آن در زمان نزديك را تكرار كردند و براي اين تصويرسازي اجزاي ديگري نيز به اخبار خود اضافه ميكردند تا سقوط سريع حكومت را به ذهن مخاطبان خود تلقين كنند. براي مثال، روزنامه بريتانيايي گاردين خبري را از يك منبع ناشناخته منتشر كرد مبني بر اينكه بشار اسد نيز در جريان انفجار مجروح شده و همسر او بار ديگر سوار هواپيما شده تا از سوريه فرار كند و برخي از رسانههاي ديگر از فرار بشار اسد به استان لاذقيه خبر دادند.
اين اخبار و تحليلهاي پيرامون آن به سرعت انتشار مييافت تا فضاي خاصي براي حمايت از معارضان مسلح را ايجاد كند اما معلوم بود كه با گذشت زمان نميتوان بر خبرسازي و پوشاندن واقعيت اصرار كرد. به همين جهت بود كه خبرگزاري فرانسه دو روز بعد و در ساعت ۹ صبح خبر از سلامت بشار اسد داد اما براي آن كه آن فضاي حمايتي را حفظ كند بر اين نكته تأكيد كرد كه او پذيرفته دو روز بعد اما به صورتي آبرومندانه برود و خبرگزاري رويترز حدود نيم ساعت بعد اين خبر را به عنوان خبري «دست اول» تأييد كرد.
جنگ رسانهها عليه سوريه اين قبيل خبرسازي و ايجاد فضاي غيرواقعي ناشي از آن توسط رسانههاي غربي- عربي به طور گسترده در طول ۱۸ ماه از بحران در جريان بوده است. بايد قبول كرد كه شرايط پرتنش در داخل سوريه به اين رسانهها اجازه نميدهد تا تكيه بر گزارشهاي مستقيم خبرنگاران خود داشته باشند اما همين امر نيز موجب شده تا به منابعي تكيه كنند كه آنها را در جهت جنگ رسانهاي عليه حكومت سوريه كمك ميكنند. يكي از اين منابع گروهي به نام ديدهبان سوري حقوق بشر است كه رسانههاي عمدهاي همانند خبرگزاري فرانسه، آسوشيتدپرس و رويترز براي انعكاس وقايع سوريه به آن تكيه دارند.
خبرگزاري فرانسه عنوان منبع اجتنابناپذير را به اين گروه داده است و آنتونين آمادو، تحليلگر لوموند ديپلماتيك با ذكر اين نكته به نظر يكي از خبرنگاران با سابقه خبرگزاري فرانسه در استفاده از اين منبع اشاره ميكند كه ميگويد؛ «ما كاملاً ميدانيم كه ديدهبان سوري حقوق بشر قابل اطمينان نيست اما همچنان به پخش ارقام آن ادامه ميدهيم و هنگامي كه از رياست خبرگزاري ميپرسيم، پاسخش همواره يكي است: شما شايد حق داشته باشيد، ولي خبرگزاريهاي ديگر همين كار را انجام ميدهند و حوزه ما بسيار رقابتي است.»
شايد راستترين حرفي كه ميتوان شنيد همين جمله اخير باشد كه «خبرگزاريهاي ديگر همين كار را انجام ميدهند» چون همه آنها درگير جنگ اعلام نشدهاي عليه حكومت سوريه هستند، هر چند كه اين جنگ همانند درگيريهاي داخل سوريه نباشد اما بايد گفت هم گستردهتر از آن و هم مؤثرتر از آن بوده و به همين دليل ميتوان گفت كه اوضاع سوريه نشان داده كه رسانهها هم بيشتر و هم مخربتر از سلاحها ميجنگند.