
در بحث گرانيها، دو بعد تحريم و دستهاي پنهاني هميشه مطرح بوده است كه از اول دولت نهم و دهم در خصوص آن صحبت شد. من در يكي از مصاحبههاي شما خواندم كه به دستهاي پنهان اعتقاد داريد و فكر ميكنيد كه برخي از مسائل نامطلوب اقتصادي از يكسري فعاليتهاي زيرزميني آغاز ميشود. ما تا چه زماني ميخواهيم اسير فعاليتهاي زيرزميني باشيم؟
در خصوص زمان نميتوان اظهارنظر كرد و اميدواريم اين دستها هرچه زودتر قطع شوند. آنچه كه اكنون در خصوص بحث مشكلات اقتصادي به تحريم ربط داده ميشود به نظر من يك توجيه بيشتر نيست. تحريم مرتبط است،اما در نهايت ۱۵درصد و خيلي بدبينانه ۲۰درصد سهم دارد. سهم بيشتر را در اين ميان خودتحريميها و جريان مافياي قدرت و ثروت بر عهده دارد كه در همهجا دستهاي آنها را ميتوان ديد. برخي از اين دستها از زمان دولتهاي گذشته وجود داشتهاند،اما وقتي دولت نهم با شعار مبارزه با مافياي قدرت و ثروت روي كار آمد، خوشحال شديم و گفتيم كه حتماً براي قطع اين دستها برنامه دارند،اما متأسفانه آنچه كه بايد اتفاق افتد نيفتاد.
يك سال ديگر دولت دهم هم تمام ميشود اما كشور هنوز از شرمافياي اقتصادي نجات پيدا نكرده است و هر اتفاقي كه ميافتد به اين مسئله ربط ميدهيم. اگر اين مسئلهاي جدي براي كشوراست و دولت نميتواند وارد آن شود، مجلس چه كاري ميتواند انجام دهد؟
ما هم سؤالمان اين است كه شعار خلاص شدن از شر مافياي اقتصادي چه شد؟ چه چيز سد راه دولت در تحقق شعارش شده است. جريان انحرافي وجود دارد و در بسياري بخشهاي اقتصادي هم وارد شدهاند و نكته جالب اين است عناصري را كه در خيلي قسمتها ميبينيم همان عناصر قبلي هستند كه در يك وحدت با جريان انحراف به بخشهاي اقتصادي ورود كردهاند. ما حتي نام شركتهايي را ميدانيم كه به طور مثال از منتسبين به دولت كارگزاران بودهاند و امروز در دولت خدمتگزار دست به دست جريان انحراف وارد عرصههاي اقتصادي شده و يكسري انحصارها را براي خود ايجادكردهاند. در يك كلام اگر مجلس با يك نگاه، هدف و روش جلو رود و آن هدف عدالت گستري باشد، بسياري ازكارها ميتواند انجام شود.
مجالس قبلي هم همين آرمان را داشتند...
ببينيد اگر مجلسي باشد كه در آن اتفاقاتي از جنس آنچه در هشتم هم ديده شد بيفتد، اتفاق خاصي نميافتد.
منظورتان كدام اتفاقات است؟
مثلاً برخي از تحقيق و تفحصهايي كه در مجلس هشتم اتفاق افتاد وكساني كه در آن تحقيق و تفحص گفتند كه اندازه يك اتاق مدارك از تخلفات و مشكلات جمعآوري كردند و يك مرتبه دستور ميآيد كه تحقيق و تفحص را متوقف كنيد از اين دسته اقداماتي است كه بايد پرسيد اين چه نوع اتفاقي است؟
ازكدام تحقيق و تفحص صحبت ميكنيد؟ در مجلس هشتم تحقيق و تفحص زيادي انجام شد.
از وزارت كار و رفاه و مخصوصاً از تأمين اجتماعي و سازمان بازنشستگي و از شركتهاي تابعه آن تحقيق و تفحصهاي بسياري انجام شد و البته مشكلات بسياري هم در آنجا مشخص شد كه نتيجهاي در آن مجلس نداد و بايد اين نكته را تأكيد كنم كه ما در مجلس دهم پيگير اين تحقيق و تفحص هستيم و نميگذاريم متوقف بماند.
اين دستوراتي كه ميآيد از كجا است؟
از خود مجلس است. بالاخره اگر مجلس واقعاً بخواهد يكپارچه و با هدف اصلاح و عدالتگستري در بستر تعامل حركت كند ميتواند. البته تأكيد ميكنم كه منظور اين نيست، يك قوه در مقابل يك قوه ديگر صف آرايي يا خردهگيري كند و بخواهيم قوه بازدارنده هم بشويم. اين امر از توصيههاي مقام معظم رهبري است كه پشت يكديگر باشيد و البته تعامل و پشتيباني به معناي اين نيست كه هيچ نقدي نداشته باشيد. عدم قرار گرفتن مجلس در جايگاه نقد به معني خدشهدار شدن نقش اصلاحي مجلس در بعد نظارتي آن است.
اما رئيسجمهور در گفتوگوي اخيرشان با مردم خدمات دولت را در اين زمينه وسيع دانستند؟
ما خدمتگزاري دولت را هيچگاه فراموش نميكنيم و بنده هر زماني كه صحبت كردهام نكات مثبت اقدامات دولت كه به واقع بسيار هم هستند را ذكر كردهام. به رغم يكسري تبليغات مسموم اين دولت تنها دولتي بود كه چنين رزومهكاري را از جهت خدمات عمراني و ارتباط مردمي، روحيه انقلابي و پايبندي به آرمانها داشته است.
واما در مقابل؟
اما درخصوص عدم تحقق شعار مبارزه با مراكز قدرت و ثروت و در آنجايي كه بحث جريان انحرافي پيش ميآيد و تبديل به دغدغه و نگراني مردم و نظام ميشود يا درجايي كه با انتسابهاي گروهي و باندي و جرياني بسياري كه تعداد قابل ملاحظهاي از افرادي را وارد سيستم مديريتي كرد كه به علت بيتجربگي و ناكارآمدي بخشهاي مربوطه را زمينگير كردند، نيز نقاط ضعف بسيار است و بايد آنها را مطرح كرد. خب اينها ضعف است و اينها بحثهايي است كه بايد نقد و تحقيق شود.
مصداقي در حال حاضر داريد كه همين جا راجع به آن صحبت كنيم؟
اخيراً انتسابي اتفاق افتاده كه مثلاً مدير آژانس را مدير يك ايرلاين كنند كه حتي يك ساعت در يك ايرلاين كار نكرده و سابقه مديريت نداشته است. جالب هم است كه وقتي از وزير سؤال شود، ميگويد من در جريان نيستم.
اين مسموميت در سيستم دولتي كشور در دولتي با آرمانهاي مردمي چگونه به وجود آمده است؟
موضوع همان انحراف و جرياني نگاه كردن بر مديريت و نظام است.
اينكه موضوع تازهاي در كشور نيست. به نظر داستان كهنهاي شده است.
بله ولي اين مسئله همان بحثي است كه مجلس ميتواند به آن ورود كند والبته جزء وظايفاش است. نظارت، تحقيق و تفحص، نقد و انتقاد و تذكر و استيضاح و سؤال و همه اينها در كار مجلس و در دستور كارمان است و آنها را پيگيري خواهيم كرد.
مهمترين بحثي كه ميتوان به صورت جدي پي گرفت چيست؟
در بحث وزارت ورزش و وزارت رفاه سؤالات جدي داريم. بسياري از سرمايههاي اين نظام در شركتهاي تحت پوشش وزارت كار و رفاه متمركزند و اين درحالي است كه گزارشها نشان دهنده زيانده بودن غالب اين شركتها بوده يا در نهايت سودي ندارند، در حالي كه كشور در اين بخشها سرمايههاي گرانسنگي دارد. با وجود شعارحمايت از سرمايه و كار ايراني سؤال اينجا است كه چرا بايد بسياري از شركتهاي ما مديريت و تدبير درستي نداشته باشند.
بسياري از اين شركتهايي كه گفتيد استراتژي درست و حتي ابتدايي براي كارشان ندارند؛ اين شركتها چگونه ميتوانند محقق كننده شعار حمايت از سرمايه ايراني باشند و وارد اقتصاد مقاومتي شوند؟
ابتدا بايد از اين شركتها آفتزدايي كرد. ما بايد از سيستم اقتصادي خود فساد و آفتهاي اقتصادي را كه در نظام اقتصاد پولي ما است، پالايش كنيم. به هيچ وجه، هيچ نوع اقتصاد مقاومتي نميتواند با اين آفتها و فسادها پيش برود. آنچه كه ما در حال حاضر با آن درگير هستيم، فساد يا سوءمديريتي است كه در سيستم اقتصادي ما ايجاد شده و به نوعي آب در آسياب دشمن ريختن است.
با اين گرانيهاي ايجاد شده طي ماههاي گذشته آيا ميتوان اقتصاد مقاومتي را واقعاً پياده كرد؟
اتفاقاً تمام اين آفتهايي كه شما اسم برديد و فشاري كه روي مردم وجود دارد و تورمهاي زاينده و موجهاي منفي عجيبي كه ميآيد و حتي اين صحبت كه برخي معتقدند بعد از ۳۳ سال به كوپن زمان جنگ برميگرديم زاييده اين است كه ما اقتصاد مقاومتي نداريم. به نظر من براي برونرفت از مشكلات و موجهاي مقطعي كه باعث التهاب و تورم ميشوند بايد اقتصاد مقاومتي را به سرعت آغاز كرد.
چرا تا به اين حد در كشور مشكلات متعدد اقتصادي وجود دارد؟ مشكل از نوع اقتصاد ما است يا از مديريتهاي مختلف در اين حوزه؟
تمام مشكلات به علت اين است كه اقتصاد ما يك اقتصاد ريشهاي، دانش بنيان و مقاومتي نيست. در اقتصاد مقاومتي قدم اول آفتزدايي و قدم دوم تبيين استراتژي اقتصادي است. خصوصيسازي بايد به معناي صحيح آن و نه به معنايي كه تا به حال اجرا شده، تحقق يابد. در خصوصيسازي كارهاي خوبي انجام شده اما خالي از اشكال نبوده و گاهي اوقات آب در آسياب همان مافياي قدرت و ثروت با نام خصوصيسازي ريختهايم كه اينها در اقتصاد مقاومتي بايد پالايش شوند.
چگونه وقتي ما هنوز قانون كافي نداريم و برخي از قوانين هم سالهاست كه بازنگري نشدهاند و نمايندگان مجلس هم معتقدند به اندازهاي انبوه لوايح و طرحهاي ديگري در دستور كار است كه فعلاً نوبت به اصلاح اين قوانين نميرسد، ميتوان مطمئن بود كه اجرا شدن اقتصاد مقاومتي مشكل كمبود قوانين ندارد؟
اينكه ما لوايح زيادي داريم و نياز به تغييرات لوايح و اصلاح قوانين زياد است، دليل نميشود كه ما به آنها ورود نكنيم،اما قطعاً اگر امروز از ضرورتهاي جامعه ما اين است كه اقتصاد مقاومتي را سريعتر به چرخش درآوريم، قطعاً در مجلس نيز از اولويتهاي خاصي برخوردارخواهد شد.
اين اولويتها چگونه و توسط چه مرجعي شناخته ميشوند؟
گروههاي كارشناسي بايد بيايند، اشكالات را شناسايي كنند. اشكالات كار يا در كل قانون يا در نقص قوانين است يا مصوبهها، شيوهها يا هدفگذاريها مشكل دارند. همه اينها را سريع آسيبشناسي و سپس برنامه جديد را كارشناسانه و عالمانه پيشبيني و اجرايي كنند. قطعاً مجلس ميتواند در بخش رفع نواقص و اشكالات قوانين يا تصويب قوانين جديدي كه بتواند به اين موضوع سرعت بدهد يا تبيين و اصلاح شيوه و روشها نقش بسزايي داشته باشد.
با روند فعلي فكر ميكنيد مجلس برسد كه چنين برنامهاي را پياده كند؟
مجلس اقداماتي كرده است. البته اين ميزان سرعت راضي كننده نيست. من فكر ميكنم حتي اين تعطيلات مجلس با توجه به سخنان مقام معظم رهبري كه اقتصاد مقاومتي را مطرح فرمودهاند بايد متوقف ميشد. اينكه مجلس در سالهاي گذشته در اين فصل تعطيل بوده، پس بايد در مجلس نهم هم تعطيل شود در حالي كه كشور روزهاي مهم مقارن با اجلاس سران عدم تعهد را ميگذراند و از سوي ديگر انبوه لوايح روي هم انباشته شده را پيش روي دارد چندان به مفاهيم اقتصاد مقاومتي نميخورد و پيشرفتي نيز پيدا نخواهد كرد. ما بايد مقداري روحيه انقلابي را در قواي نظام احيا كنيم، اين همان چيزي است كه حضرت آقا هم بدان اشاره كردند. در دهه اول انقلاب زمان و سن مطرح نبود و هيچ فردي به تعطيلي و رفاه فكر نميكرد. البته نميگويم كه مجلسيها تعطيل كردند و به دنبال رفاهشان رفتند. وظيفه سركشي به حوزههاي انتخابيه هم مهم است اما وظيفه مهمتري به نام حركت به سمت اقتصاد مقاومتي وجود دارد تا مشخص شود كه مجلس چه حرفي براي گفتن دارد و به همين جهت هم ميشد، سركشي به حوزه انتخابيه را يك ماه به تعويق انداخت.
كميسيوني به نام اقتصاد مقاومتي ايجاد شده است؟
خير.
يعني حرفي براي ايجاد آن هم مطرح نيست؟
متأسفانه فعلاً حرفي نشده است.
سالهاي گذشته هنگامي كه مقام معظم رهبري موضوعي را بيان ميكردند كميسيون موقت ويژه در مجلس تشكيل ميشد و تا آخر دوره ادامه پيدا ميكرد...
اين موضوع قطعاً در اين سطح نياز به برنامهريزي مجلس دارد تا كميسيون يا حداقل كميته ويژهاي متشكل از مجلسيها و دولتيها و كارشناسان دولتي بيايند و اين موضوع را به سرعت هدفگذاري و استراتژي درستي براي آن تببين و زمانبندي كنند، تا به برنامه تبديل شود. اين موضوع، بحث بسيار اساسي و درستي از سوي شخص اول مملكت است كه بسيار عالمانه و درست مطرح شده و تمام دستگاهها نيز بايد براي انجام درست آن هم بسيج شوند.
شما در يكي از مصاحبههاي خود اشاره كرده بوديد به بحثهايي كه پشت پرده گرانيهاي اخير به ويژه در حوزه گوشت و مرغ بود. اين پشت پردهها چه زماني قرار است به صورت شفاف به مردم گزارش شوند؟ حدس و گمانهزني كافي نيست؟
ما نبايد به اين صورت صحبت كنيم كه همه مسائل در كشور يك رويي دارد و يك پشت كه دائم نيز به ملت خنجر ميزند.اما در كنار اين مسئله بايد به مردم گفت كه دستهايي وجود دارند. البته شدت و حدت و نوع بيانش فرق دارد. من معتقدم اين دستها در حال حاضر در جاهاي بزرگتري مانند ارز و سكه بالاترين سود را بردند و خوب فهميدند كه از كجا وارد شوند و برنامهريزي كنند. تا جايي كه نه بانك مركزي و نه وزارت اقتصاد و دارايي نتوانست اين بخش را مديريت كند.
در بحثهاي ارز و سكه يا بحث پتروشيمي در جاهايي سوءمديريت است ولي اين سوءمديريت در برخي بخشها ناخواسته است و در برخي بخشها ناخواسته نبوده و عمدي و به دليل اتخاذ شيوههاي سوء براي برداشت منابع به وجود آمده است. يعني سوء مديريت از روي ندانم كاري نيست. مديران خبرهاي در برخي جاها حضور دارند. در بحث كشاورزي يكي از ضرورتهاي كشاورزي امروز كود كشاورزي است كه توليد پتروشيمي ميباشد. شما برويد ببيند قيمتگذاري و توزيع در پتروشيمي چگونه انجام ميشود؟ ما در آنجا دستهاي مستقيم دلالي و رانتي را كاملاً ميبينيم كه براي برخي از نامهاي ويژه، سهميههاي ويژه گرفته ميشود و در بازار با منافع بالايي به فروش ميرسد.
اما قرار است به زودي بورس كالاي كشاورزي جان بگيرد. شايد حل كننده مشكلات اين بخش باشد؟
به نظر من اين طور نيست. آنها آمدهاند و بر اين مبادلات لباس ديگري پوشاندهاند به اين عنوان كه ما از طريق بورس اقدام ميكنيم. خود اين بورس محترمانه و پيشرفته همان دلالي شده است. خبر دارم كه در همين جريان بورس، كارخانهاي كه به صورت سه شيفت پلي اتيلن يا هر محصول ديگري را كه ميخواهد توليد ميكرده اكنون يك شيفت كار ميكند و از هيچ راهي هم نميتواند به بورس راه پيدا كند. اين كارخانه اصولاً به علت اينكه بايد پاسخگوي خط توليد و كارگر و مشترياش باشد فرصت ندارد تا بيايد در بورس بنشيند و خريد و فروش كند.
منظورتان از اين مسئله اين است كه سفته بازيها در خصوص مواد تأمين كننده كشاورزي به بورس كشيده شده است؟
بله؛ ما به كشاورز ميگوييم كه خشكسالي است و نبايد آب را اسراف كنيد. بايد به سيستمهاي علمي برويد و به آبياري تحت فشار و قطرهاي و باراني تغيير مسير دهيد. خب براي اين كار اين كشاورزان بايد از لولههاي پلياتيلن استفاده كنند اما وقتي قيمت تمام شده اين لولهها دركارخانه گران تمام ميشود، بالطبع گران نيز به دست كشاورز خواهد رسيد. كشاورز ميبيند با وامي كه دريافت ميكند فقط ۱۰ قدم اول را ميتواند بردارد، منصرف شده يا مجبور ميشود كار را انجام دهد و همين مسئله روي محصول كشاورزي وي نيز اثر گذاشته و آن را گران ميكند. گراني به بازار ميرود و دود آن به چشم مردمي كه مصرفكننده هستند خواهد رفت.
مجلس از وزير كشاورزي در اولين جلسه سؤالات زيادي كرد اما گويا ديگر مشكلات اين حوزه با سؤال و تذكر حل نميشوند؟
بله؛ در واقع نهايت تمامي ايرادات اين است كه وقتي وزير كشاورزي يا هر وزير ديگري را ميآوريم، از وي سؤالات زيادي ميشود آنها هم جواب ميدهند و پس از آن دفتر بسته شده و هيچ كسي هم پي آن را نميگيرد. به نظر ميرسد نقص كار مجلس هم همين جا باشد. مجلس هيچ سيستمي نداشته و ندارد كه فلان سؤال را پرسيده و قرار هم شده انجام شود اما انجام نگرفته است را پيگيري كند.
برخي از نمايندگان ميگويند كه حتي اگر نمايندهاي پيگير باشد و تا داخل وزارتخانه برود و موردي كه ما تاكنون شنيدهايم و مصداق نيز دارد اين است كه آن نماينده تهديد به كاستي در بودجه حوزه انتخابيه يا تطميع ميشود و به هر حال از سؤال و پيگيري منصرفش ميكنند. اين تا چه حد مورد تأييد شما است؟
متأسفانه قبل از اينكه ما بنشينيم و فكر كنيم كه حالا اين اطلاعات را جمع كردهايم و بايد براي به سرانجام رسيدن آنها و جايگزيني آن مسئول و غيره چه كاري ميتوانيم كنيم، آنها مينشينند و فكر ميكنند حالا كه اين همه اسناد جمع شده و شايد ديگر نتوانند به اين شكل كار كنند، بنابر اين بايد بروند چتر يا خيمهاي را در جاي ديگر بزنند كه همان كار قبل خود را ادامه دهند.
قطعهسازان و خودروسازان در هفتههاي گذشته زياد به كميسيون صنايع رفت و آمد داشتند و نمايندگان قديمي به ويژه در كميسيون صنايع خيلي حرفها در خصوص خودروسازها زدند در حالي كه خودشان تصويب كننده قانون ارتقاي كيفيت خودرو بودهاند. مشكلات زياد اين حوزه به چه شكلي و چگونه بايد حل شوند؟
من مجبورم باز هم در اين مورد به سوءمديريتها بازگردم. مشكل در خود خودروسازها است و اصولاً بحث اصلي مربوط به كمبود نقدينگي آنها يا جواب ندادن بازار يا ركود بازار نيست. در حال حاضر هم كه ايرانخودرو اعلام ميكند ثبت نام ويژه داريم، مردم هم صف ميبندند و سرازير ميشوند. بحث اينجا است كه چرا خودروسازي كه امروز براي ايستادن روي پاي خودش دنبال نقدينگي است، با سرمايهاش سهام بانك ميخرد؟ بهتر نيست سهامش را بفروشد و خرج مسائل توليد خودش كند؟مگر كار خودروساز بانك كاري است؟بعد هم بيايد يقه دولت را بگيرد كه اگر از من حمايت نكنيد من زمين ميخورم و نيروهاي من بيكار ميشوند يا من به قطعهسازها پول بدهكار شدهام.
ترفند خوبي است و تا به حال هم به خودروسازان جواب داده است؟
دولت مانند سنوات گذشته ميگويد كه اين صنعت، صنعت مادر است و اگر حمايت نكنيم زمين ميخورد و تعداد زيادي از اقشار جامعه بيكار ميشوند. خب سؤال اين است كه چرا وقتي خودروساز چنين شرايطي دارد سهام بانك خريداري ميكند و چرا سرمايه خود را در بانك خوابانده است؟ هنوز ۵۰ يا ۶۰ درصد سهام بانك پارسيان مربوط به ايران خودرو است. به چه دليل؟ چرا مردم را مشاركت نميدهند؟ افزايش قيمتهايي كه صورت ميگيرد به چه دليل است؟
حمايتها از اين صنايع تا كجا بايد ادامه يابد؟
ما در جريان حمايت از توليد داخلي كه بر ما فرض مهمي است، تعرفه واردات را بالا برديم، اين بالا بردن تعرفه واردات ماشين از يك طرف خير است زيرا حمايت از توليدات داخلي استراتژي امروز ما است،اما از طرف ديگر بايد فرض ديگر قطع دستهاي سوءاستفادهگران باشد. در واقع در عين حال كه بايد واردات را كم كنيم و حتي واردات نداشته باشيم بايد مقابل توليد اجناس نامرغوب گرفته شود و توليدكننده جنس نامرغوبش را به مردم تحميل نكند. با اين شرايط مردم سرخورده ميشوند وقتي كه ببينند از يك طرف دولت جلوي آنها را گرفته است تا ماشين با كيفيت وارد نكند يا با تعرفههاي بالا گران تمام ميشود و از سوي ديگر جنس نامرغوب خود را به آنها بدهيم و جالب است كه سرمايه كارخانهها را در بانكها بخوابانيم و بگوييم كه خودروسازان پول ندارند. از طرفي ديگر بدهي قطعهسازان را ندهيم و آنها را زمين بزنيم.
آيا گزارشي از اين جهت به دست كميسيون رسيده است؟
من خبر دارم كه حدود پنج گروه از قطعهسازان را تعطيل كردهاند. اين به علت چه تفكر باندي، گروهي يا سوءاستفاده يا سوءمديريتي است كه دولت نميتواند آن را تشخيص دهد. اشكال كار كجا است كه دولتي با اين خدمات و هوشمنديها نميتواند يك آسيبشناسي كوچك در صنعت خودروسازي انجام دهد؟ اكنون بايد از منابع ملي ۵۰۰ ميليارد به اين خودروساز يا به خودروساز ديگري بدهيم. اما به جاي اينكه اين پولها را تزريق كنيم اگر برويم مديريت را اصلاح كنيم بيشتر پاسخ دريافت ميكنيم.
تبعيت از فرمايش مقام معظم رهبري اين است كه ما بياييم كيفيت توليدات داخلي را به قدري بالا ببريم كه مردم از خريد جنس وارداتي بينياز شوند نه اينكه تعرفه را بالا ببريم و مردم را مجبور به اين امر كنيم كه هر چه توليد شد را بخرند. در سالي كه ما ميخواهيم توليدكننده را حمايت كنيم اينها سوء مديريت يا سوءاستفادههاي مديريتي است كه به نظام ضربه ميزند.
چاره كار براي جلوگيري چيست؟
نبايد بگذاريم با برخي سوءتدبيرها و ندانم كاري يا سوءاستفادههاي مديريتي از هر جنسي و هر گروهي كه ميخواهد باشد، استراتژي امروز كه اعلام شده از مقام معظم رهبري است را دچار خدشه كند. متأسفانه ايام تعطيلات ۲۱ روزه مجلس مقداري كار را كند كرد در حاليكه ما در اين فرصت ميتوانستيم بحث خودروسازان را پيگيري كنيم و بدانيم كه اين اشكال كدام است. اگر ندانم كاري است بالاخره با طرح و صحبت و سؤال و مذاكره با وزير مربوطهاش، سيستم و مديريت را اصلاح ميكرديم كه اگر ماجرا سوءاستفاده مديريتي بود، برخورد شود و اگر مسئله اصلي در جاي ديگري هم بود به آن پاسخ درستي داده شود. برخورد با اين نوع موارد بايد شديدتر از آن برخوردي كه با مفاسد اقتصادي ميشود، باشد.