
دراين ميان به نظر ميرسد كه تأكيد كارشناسان بر بهرهوري افزونتر از رسانه ملي در اين زمينه روز به روز بيشتر ميشود، به گونهاي كه ميتوان از جديدترين پيشنهادهاي كارشناسان دراين موضوع را تشكيل و برگزاري كارگاههاي خانواده در تلويزيون دانست؛كارگاههايي كه به باور كارشناسان حوزه جامعهشناسي وحوزه ارتباطات هم به نفع خود جامعه خواهد بود و هم وجه تخصصيتري به رسانه ملي ميدهد.
اين موضوع در حالي مد نظر قرار ميگيرد كه جامعه ايران به دليل پيشرفتهايي كه او را به زندگي صنعتي نزديكتر ميكند هر روز با مسائل جديدتري هم برخورد ميكند كه برخي از اين مسائل در صورت عدم بررسي و واكاوي ميتواند به بحراني وسيع براي جامعه تبديل شود. در همين راستا به نظر ميرسد طرح «كارگاه خانواده رسانه ملي» از مسائلي است كه تا حدود قابل توجهي ميتواند درچنين مسائلي راهگشا باشد و خدمتي به جامعه عرضه كند.
حاكمان قلب جامعه حلال مشكلات ميشوند دراين زمينه علي فرهادي، استاد دانشگاه و جامعهشناس، براين مسئله تأكيد ميكند كه در عصري كه رسانه بر قلب جامعه حكومت ميكند بايد مشكلات جامعه را هم از دريچه رسانهها حل كرد. اين استاد دانشگاه در ادامه ميافزايد: بخش قابل توجهي از اساتيد امروز حوزه جامعهشناسي براين باورند كه در صورت برنامهريزي ميتوان از رسانه ملي به عنوان بهترين ابزار براي بررسي و حل مشكلات جامعه و خانواده بهره برد. در واقع وقتي چنين مسائلي وارد جزئيات ميشود و طرحي همچون برگزاري كارگاه خانواده مطرح ميگردد اين مسئله به ذهن متبادر ميشود كه رسانه ملي يك پتانسيل فوقالعاده دراين زمينه است. همانگونه كه يك رفتار ناپسند اجتماعي مانند موج در جامعه بحران ايجاد ميكند، جامعهشناسان ميتوانند از طريق قدرت فراگير رسانه ملي موج آگاهيبخشي در مقابل اين امراض اپيدميگونه اجتماعي ايجاد كنند.
همچنين اين استاد دانشگاه در پاسخ به اين سؤال كه دقيقاً منظور از «كارگاه خانواده تلويزيوني»چيست ؟به سابقه نيمهكاره اين موضوع در برنامه سيماي خانواده اشاره ميكند و ميگويد: چند سال پيش در سيماي خانواده و برنامه تصوير زندگي به صورت ناقص و كمرنگ شاهد چنين چيزي بودهايم. اما موضوع مدنظر ما برنامههاي كلانتر و منظمتري است تا طي آن هم بتواند با عميقتر شدن روند بررسي، ريشههاي مسائل و دغدغهها كشف شود و هم راهحلها به خانواده ارائه گردد.
در واقع اين كارگاههاي آموزشي بايد چيزي بيشتر از كلاسهايي باشد كه در بيرون برگزار ميشود و برخي شهروندان طبقه بالا براي شركت درآن هزينه پرداخت ميكنند چراكه كارشناسان حوزه جامعهشناسي دراين برنامهها به دنبال بررسي مشكلات و ارائه راهحل به كل جامعه هستند. از طرف ديگر اين برنامه ميتواند براي مديران كه تخصصي در حوزه جامعه شناسي و راهحلها ندارند بسيار مفيد باشد.
كارگاهي با نتيجه برد –برد براي رسانه ملي فرهادي در ادامه از يك بسته چند وجهي دراين باره سخن ميگويد و بر اين مسئله تأكيد دارد كه اين كارگاههاي جامعهشناسي در رسانه ملي چندين وجه بايد داشته باشد، به نحوي كه ابتدا مشكلات شناخته شود، سپس براي خانواده ريشهها و نكات منفي مطرح گردد و آنگاه است كه اين كارگاهها بايد به سراغ راه حلها و آموزش خانواده بروند. اين كارشناس حوزه اجتماعي علاوه برطي اين مراحل پروسهبندي شده ميگويد:به عنوان نمونه بسياري از مشكلات و بزهكاريها ناشي از طرد شدن فرزندان از فضاي خانواده است و اين مسئله به نوعي آغاز كننده آن بزهكاري اجتماعي محسوب ميشود. در اينجا نياز خواهد بود كه در فضايي مانند اين كارگاههاي تلويزيوني به طور كامل و آسان فهمي براي خانواده نحوه برخورد با فرزندان در موقعيتهاي مختلف شرح داده شود تا بتوان جامعه را از چنين آسيبهايي دور نگاه داشت.
صحبتهاي اين كارشناس در حالي است كه ديگر كارشناسان حوزههاي مرتبط با اين موضوع از زاويه ديگري اين مسئله را مورد تأييد قرار ميدهند.
پيام بخشي، كارشناس ارتباطات براين مسئله تأكيد دارد كه استفاده از رسانه ملي در مسائل اجتماعي قبل از هر چيز به نفع خود تلويزيون خواهد بود چرا كه وقتي مخاطب جامعه آنچه را كه هر روزه به عنوان يك مشكل اجتماعي در كف جامعه تماشا ميكند به هنگام مراجعه به خانه در تلويزيون ميبيند و رسانه ملي در اين زمينه به او هشدارها و مسائل جانبي ديگر را انتقال ميدهد و با اين رسانه فراگير ارتباط روحي قوي برقرار ميكند؛ ارتباطي كه همه رسانهها هميشه به دنبال آن هستند.
همچنين بخشي در ادامه با اشاره به نياز به تاكتيكهاي لازم براي برگزاري چنين كارگاههايي ميافزايد:لزوم ايجاد جذابيتهاي بصري امري غير قابل انكار براي اين كارگاهها خواهد بود، به همين علت تاكتيكهاي رسانهاي مشخصي هم براي ايجاد اين جذابيت بايد انديشيده شود. به ويژه كه حضور مخاطب و دعوت از او در برنامه و همچنين گزارشهاي داغ و جنجالي از جامعه و حتي دوربين مخفيهاي اجتماعي فوقالعاده ميتواند در برگزاري چنين كارگاهي و استقبال مخاطبان از آن مؤثر باشد. همچنين بايد ميانگين سني هم در اين برنامه چه در مورد كارشناسان و چه در مورد مخاطبان فعال حاضر در برنامهها در نظر گرفته شود.
دراين بين به نظر ميرسد كه بخش قابل توجهي از كارشناسان ارتباطات به اين موضوع علاوه بر فوايدي كه براي جامعه دارد به بحثي در راستاي افزايش مخاطبان رسانه ملي مينگرند.
پيش به سوي سياست زدايي و اجتماعي شدن
پيام بخشي، كارشناس حوزه ارتباط با اشاره به اينكه «كارگاههاي خانواده و جامعه» در رسانه يك فرصت مناسب براي شبكههاي مختلف تلويزيوني است براين مسئله تأكيد دارد كه در جهان امروز، تمام رسانههاي حرفهاي سعي در ايجاد ارتباط ذهني با كف جامعه دارند چراكه آنها به خوبي از اين مسئله كه همزمان با ارائه رسانهاي نخبه جامعه هم رشد كند آگاه هستند و به همين دليل به سمت انواع و اقسام برنامههاي اجتماعي روي ميآورند. در واقع برگزاري چنين كارگاههايي در هر رسانهاي ميتواند آن را از سياستزدگي و غرق شدن محض در مسائل سياسي نجات دهد. به واقع اين مسئله يعني فرار رسانهها از سياست و اكتفا به آن در شبكههاي تخصصي روز به روز در حال گسترش است. اين در شرايطي اتفاق ميافتد كه درآن سوي ماجرا رسانهها هر روز بيش از هر زمان ديگري به سوي اجتماعسازي وتوليد محصولات اجتماعي گام بردارند.
صحبتهاي بخشي درباره اين مسئله در حالي بيان ميشود كه تمام كارشناسان حوزه رسانه بر اين مسئله يعني فرار از غرق شدن در فضاي سياسي و لزوم راهاندازي چنين برنامههاي اجتماعي توافق دارند و حتي آن را از ملزومات امروز رسانه ملي ميدانند.
دراين بين نبايد از اين مسئله هم غافل شد كه بخش قابل توجهي از جمعيت ايران جوان است و اين بخش جوان بيشترين مخاطب رسانه ملي را در سراسر ايران تشكيل ميدهند؛ مخاطباني كه با برنامههاي اجتماعي و فرهنگي به ويژه برنامههايي همچون «كارگاههاي خانواده رسانه ملي» راحتتر ارتباط برقرار خواهند كرد كه اين مسئله در مجموع به نفع رسانه ملي تمام ميشود.
پيام بخشي درباره بحث منفعت براي رسانه ملي با اشاره به اينكه بازار امروز رسانه با وجود فروشندههاي متعدد عرصهاي براي جلب مشتري بيشتر( يعني همان مخاطب افزونتر) است بر لزوم رخ دادن اتفاقات تازه اجتماعي در رسانه ملي در سال جديد تأكيد ميكند و نياز به ارتباطات زنده و مستقيم با مخاطب را از نيازهاي مهم تلويزيون عنوان ميكند؛ نيازي كه با برگزاري «كارگاههاي خانواده»رفع آن امكانپذير خواهد بود.
تمام اين مسائل در حالي از سوي اين كارشناسان مطرح ميشود كه در چند سال اخير برخي شبكههاي فارسي زبان خارج نشين در راستاي اهدافي مشخص و براساس متدولوژي هدفمندي اقدام به پخش برنامههايي شبيه به كارگاههاي تلويزيوني در رسانههاي خود كردهاند. به عنوان نمونه شبكه «من و تو»در سال گذشته با توليد برنامههاي اينچنيني درباره مسائلي مانند طلاق در جامعه ايران يا ازدواج سعي در انتقال فرهنگ غربي در اين زمينه به مخاطبان ايراني داشت.