
آنگونه كه معظمله طي بياناتي در ديدار رئيسجمهوري و اعضاي هيئت دولت در شهريور سال ۸۷ ميفرمايند:«بايد هم پيشرفت باشد و هم عدالت. اگر بخواهيد الگو بشويد و اين كشور براى كشورهاى اسلامى الگو بشود، بايستى گفتمان حقيقى و هدف والايى كه همه براى او كار ميكنند، اين باشد.» اكنون يك سال ديگر تا به نيمه رسيدن دهه پيشرفت و عدالت زمان باقي است و با آنكه كشور عزيزمان در اين سالها داراي زمينههاي مساعدي براي گسترش عدالت، پيشرفت و رشد و توسعه بوده است و با برداشتن گامهاي استوار روي نردبان ترقي و تعالي براي بسياري از كشورهاي اسلامي در جريان بيداري اسلامي تبديل به الگو شده است، اما با نگاهي به برخي از وقايع و حقايق به نظر نميرسد كه «پيشرفت» و «عدالت» در حد كمال براي جامعه حاصل شده باشد. اين ادعا البته نه از باب ايجاد ياس و نااميدي بلكه براي اميدواري نسبت به وجود زمينههاي بيشتر براي كار و تلاش بيشتر است تا هم «عدالت» معناي واقعي خود را در جامعه متجلي سازد و هم پيشرفت كه در اين صورت تأكيد و سفارش سكاندار انقلاب به حقيقت مجسم مبدل خواهد شد كه فرمودند:«ما ميخواهيم در اين دهه يك پيشرفت جهشى همهجانبه و يك عدالتگسترى وسيع همهجانبه اتفاق بيفتد.»
پيشرفت سياسي، پيش شرط پيشرفت همراه با عدالت
طبيعتاً براي رسيدن به اين خواسته مهم رهبري در دهه كنوني كه به سود كل اقشار ملت است، بايد به دنبال راهكارهاي صحيح در ادامه راه و شناسايي عوامل تضعيفكننده «پيشرفت» و «عدالت» در كشور باشيم. اولين نقص برجستهاي كه در اين دايره قابل شناسايي است، تمركز اكثر مسئولان فقط به بخش دوم شعار دهه كنوني است، يعني عدالت، حال آنكه رهبر معظم انقلاب در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوي در ابتداي سال ۸۷ اعتقاد خود درباره ضرورت توجه به پيشرفت و عدالت توأمان را اينگونه مطرح ميفرمايند:«نه عدالت بدون پيشرفت مطلوب است، نه پيشرفت بدون عدالت. عدالت بدون پيشرفت يعني برابري در عقبماندگي، برابري در فقر؛ اين را نميخواهيم. پيشرفت بدون عدالت را هم هرگز مطالبه نميكنيم؛ پيشرفت، همراه با عدالت.» در چنين شرايطي كه مسئولان و مردم بايد به پيشرفت همراه با عدالت توجه كنند و دستور كار خود را در اين مسير قرار دهند، اوضاع واضح داخلي حاكي از آن است يكي از موانع و آفتهاي پيشرفت در دهه كنوني كه عدالت را هم دستخوش تغييرات نامتعارفي كرده، رفتارهاي كلامي و عملي ناموزون در حيطه سياست است.
از اين رو شكي نيست كه اگر ما بخواهيم به پيشرفت و عدالت همهجانبه و وسيع دست يابيم، در درجه اولي و به مثابه يك پيششرط بايد ابتدا به پيشرفت سياسي برسيم و قاعدتا براي رسيدن به چنين مرحلهاي بايد موانع پيشرفت سياسي از مسير برداشته شود. براي بررسي اين موضوع كه با برداشتن موانع پيشرفت سياسي ميتوان موانع پيشرفت همراه با عدالت را در بسياري از زمينهها رفع كرد، در ادامه سعي ميكنيم در چند محور به اين سؤال كه موانع و آفتهاي پيشرفت سياسي در جمهوري اسلامي ايران چيست؟ پاسخ دهيم.
ضرورت رفع چالشهاي سياسي
براي پاسخ به سؤال مزبور اين نكته مهم را بايد در نظر گرفت كه بسياري از چالشهاي موجود در عرصه سياسي نظير «قبيلهگرايي سياسي»، «فساد و تبعيض»، «ولايتگريزي»، «بيبصيرتي خواص»، «عدمشايستهسالاري»، «دنياطلبي» و «چرخش حول دايره قدرت و ثروت» حيطههاي مرتبط با اقتصاد، فرهنگ، اجتماع و منافع و امنيت ملي را نيز تحت تأثير قرار داده است، بنابراين اگر بتوان از سطح اين چالشها كم كرد، در واقع گره پيشرفت همهجانبه براي گستراندن عدالت وسيع باز خواهد شد و ما در بسياري از عرصهها با يك جهش مواجه خواهيم شد كه در نتيجه با حركات جهشي و پرش از موانع قطعاً آيندهاي روشن براي جمهوري اسلامي در سطوح داخلي و خارجي رقم ميخورد.
با اين توضيح به بررسي شايعترين آفات و موانع پيشرفت سياسي در كشور ميپردازيم:
۱ـ بياخلاقي و بيتقوايي در عرصه مناسبات سياسي: يكي از مهمترين موانع پيشرفت سياسي در جامعه كه متأسفانه ميان برخي سياسيون رواج يافته، بياخلاقي و بيتقوايي در عرصه مناسبات سياسي است. اين عده از سياستمداران كه در گروهها و احزاب سياسي متفاوت جاي گرفتهاند، براي پيشي گرفتن از رقيب خود به جاي آنكه رقابت سالم را در نظر گيرند، بيشتر به فكر آنند كه با چه دروغ و تهمت و افترايي ميتوانند اذهان عمومي را نسبت به آن رقيب مشوش سازند و در نتيجه خود را به عنوان بهترين مطرح كنند. رواج توهين و تهمت بزرگترين آفتي است كه اكنون دستهاي از سياستمداران رقيب و حتي آنهايي كه بعضاً در يك جناح و جبهه قرار دارند را به صرف اندك تفاوت در انديشهها و نگاهها به جان هم انداخته و بدين ترتيب موانع رشد سياسي در كشور با شيوع حس «بياعتمادي عمومي» و القاي «بيكفايتي سياسي افراد» به وجود آمده است.
۲ـ وابستگي فكري – سياسي و اعتقادي به مكاتب غيراسلامي: سواي از رواج توهين و تهمت در مناسبات سياسي اما برخي از سياستمداران در عوالم رؤيايي خود و به معناي واقعي به شدت وابستگي فكري – سياسي و اعتقادي به مكاتب غيراسلامي پيدا كردهاند و لذا با ترويج عقايد غيراسلامي خود و ايجاد «شبهات فكري – سياسي و اعتقادي» در سطوح مختلف جامعه، مردم را بر سر دوراهي و چهارراههاي متقاطع سياسي قرار ميدهند و در نهايت در اين حالت «نااميدي عمومي» از ادامه راه ميان برخي از اقشار مردم رواج مييابد و بسياري از پيشرفتها پشت اين مانع سياسي دفن ميشود يا دستههايي از مردم با «سرگيجههاي فكري» مواجه ميشوند و عاقبت به حركت در مسير غلط ميافتند كه در انتهاي آن مسير نيز به «سرپيچي و عبور از اهداف و آرمانها» كشيده ميشوند.
۳ـ مرعوب بودن در برابر گفتمان رقيب: مرعوب بودن دستههايي از مردم يا نخبگان يا كارگزاران نظام سياسي در برابر گفتمان رقيب (غرب) و نظامهاي سياسي سلطهگر يكي ديگر از موانع سياسي در كشور است. در اين حالت افراد مرعوب گرفتار «چرخش سياسي» و تلاش براي «چيدن گفتمان و نگرش فكري بر اساس ادبيات غربي» و به دنبال آن درگير «تغيير چيدماني كشور» بر اساس نظامهاي سلطهگر ميشوند كه طبيعي است بازخورد چنين فرآيندي به هيچ وجه براي نظام جمهوري اسلامي كه با آرمانهاي انقلاب اسلامي پيش ميرود، پيشرفت و عدالت به بار نميآورد. تنها نتيجه آن ميشود كه سدي بزرگ از بدنه گفتمان رقيب در مقابل پيشرفت سياسي جمهوري اسلامي قرار ميگيرد و پشت آن عدالت و پيشرفت كشور ساكن ميشود.
۴ـ عدم تشخيص اولويتها و اصلي – فرعي نكردن موضوعات: يكي ديگر از مسائل مهمي كه بيتوجهي به آن، مانعي بزرگ در برابر پيشرفت سياسي كشور شده است و بارها براي گوشزد به سياسيون و مسئولان، مورد تأكيد مقام معظم رهبري قرار گرفته است، تشخيص اولويتها و اصلي – فرعي كردن موضوعات و مباحث است. بسياري از اوقات اتفاق ميافتد كه برخي از مسئولان و سياسيون در حالي كه بايد مسئله اصلي را حول پيشرفت و عدالت و هدايت قطار انقلاب دنبال كنند اما خود را گرفتار برخي از مسائل فرعي مانند پرداختن گسترده درباره اظهارات شخصي يك نفر ميكنند و چنان آن مسئله را بزرگ جلوه ميدهند كه گويي مسئله اصلي كشور در شرايط كنوني ضرورت پرداختن به انديشههاي انحرافي يك نفر و يك حلقه است.
تجزيه و تحليل انديشههاي انحرافي گرچه ضرورت دارد اما بايد اين عمل را در قالب مسائل فرعي جامعه پيگيري كرد نه آنكه از مسائل اصلي غافل شويم و تمام فكر و ذهن جامعه را مشغول اظهارات و عقايد يك باند انحرافي كنيم زيرا پيگيري اين موارد در حيطه مسائل اصلي دستانداز بزرگي در مسير پيشرفت و عدالت احداث ميكند و در واقع اولين خسارتي كه در مسير پيشرفت سياسي حادث ميشود، بازي ناخواسته برخي از مسئولان و سياسيون در پازل افراد و جريانات انحرافي است كه منجر به «انحراف افكار عمومي» از مسائل اصلي و اتفاقات مهم ميشود. در چنين اوضاعي كه حالت «حواسپرتي جمعي» و «بيحسي موضعي» در ميان افكار و ادراك عمومي جامعه رخ ميدهد، انحرافيون ميتوانند نقشههاي اصلي خود را پشت پرده با آسودگي خاطر به اجرا رسانند و به اهداف خود دست يابند؛ اهدافي كه در صورت تحقق بايد از آنها به عنوان موانع سياسي در آينده ياد كرد.
۵ـ كم بودن رابطه تعاملي ميان مردم، نخبگان و مسئولان: از مسائل ديگري كه تأثير منفي فراواني در پيشرفت سياسي كشور ميگذارد و آفت بزرگي براي دهه پيشرفت و عدالت به حساب ميآيد، كم بودن رابطه تعاملي ميان مردم، نخبگان و مسئولان و بيتفاوتيهاي موجود به سررشته امور در عرصههاي عمومي و اختصاصي است. اين آسيب در حالات و اشكال مختلف بروز پيدا ميكند كه از جمله بايد به مواردي چون «بيعملي و كمكاري نخبگان و مسئولان»، «عدم به كارگيري نخبگان توسط كارگزاران به عنوان مشاوران امين و عالم»، «عدمروزآمدي نخبگان و كارگزاران نظام سياسي و به جاي آن گرفتاري در روزمرگي» و «بياعتمادي مسئولان و كارگزاران به نخبگان و نقش تأثيرگذار مردم در اداره امور» اشاره كرد.
۶ـ عدمآشنايي با علوم و ابزارهاي نوين ارتباطي در جنگ نرم: عدم آشنايي با علوم و ابزارهاي نوين ارتباطي در جنگ نرم و شيوه دفاع و هجوم در ميدان نبرد سايبري از موارد مهم ديگري است كه وجود اين نقص در هر كشوري در جهان كنوني تأثيرات مخرب به جاي خواهد گذاشت زيرا اكنون جنگ نرم گستردهاي ميان بسياري از كشورها در جريان است كه در اين عرصه جمهوري اسلامي يكي از اهداف اصلي جبهه استكبار به شمار ميرود، از اين رو طبيعي است كه اگر در اين نبرد با ابزارهاي جنگي لازم و درخور آشنايي كامل وجود نداشته باشد، بسياري از تودهها و حتي گروههاي نخبگاني مورد آسيب جدي قرار ميگيرند و ديگران را نيز به گرداب سقوط ميكشانند، بنابراين براي پيشرفت سياسي، اين مانع بزرگ را بايد از راه برداشت و هيچ چارهاي براي آن نيست، مگر ايستادن و نترسيدن و جنگيدن اما شيوه ايستادن و نترسيدن و جنگيدن در اين نبرد متفاوت از جنگ نظامي است و ابزار آن رسانه و فضاي سايبري است كه بايد به درستي مورد استفاده قرار گيرد تا اثرات جنگي دشمنان نتايج معكوس بر جاي گذارد و موجب افزايش فهم و درك سياسي تمامي اقشار جامعه گردد. در چنين شرايطي ميتوان اميدوار بود كه مردم با اميد فراوان به آينده و روحيه ايستادگي و مقاومت، در مسير پيشرفت و عدالت حركت كنند.
۷ـ نزاعهاي گروهي و سياسي به جاي تلاش در جهت پيشرفت: مورد آخر كه بيارتباط با مورد اول نيست به نزاعهاي گروهي و سياسي به جاي تلاش در جهت پيشرفت كشور مربوط ميشود.
در اين حالت بسياري از افراد و گروههاي سياسي به جاي آنكه خود را در مسير ريلي پيشرفت كشور قرار دهند و خود را يكي از مسافران قطار عدالت در كشور بدانند، پيشرفت و عدالت كشور را وابسته به وجود خود ميدانند و ميكوشند تا به هر نحو ممكن خود و جريان متبوع خود را به ديگران اثبات كنند و تنها راه پيشرفت و عدالت در كشور را نيز خود و جريان مرتبط با خود معرفي ميكنند. چنين روحياتي در ميان برخي از سياسيون نه تنها آتش نزاعهاي گروهي و سياسي را شعلهور ميكند و آفتي بزرگ براي پيشرفت سياسي مردم و رقابتهاي سالم سياسي در كشور است كه در نهايت منجر به سنگاندازي به قطار پيشرفت و عدالت نيز ميشود.
اثبات ولايتپذيري در حرف و عمل بعد از توضيح اين موارد، نكته بسيار مهمي را بايد يادآور شد. بيشك در شرايط فعلي كشور كه به اذعان دوست و دشمن، وجود ولايت يكي از عوامل اصلي و بسيار مهم در مسير پيشرفت و عدالت در جمهوري اسلامي است و سكانداري وليفقيه در برهههاي زماني مختلف، كشتي انقلاب را از ميان توفانهاي سهمگين به سلامت عبور داده است، افراد و گروههاي سياسي دلسوز و انقلابي نيز اگر در ادعاي خود براي تسريع در جريان پيشرفت و عدالت صادق هستند، تكليف است كه از ولي امر اطاعت و در حرف و عمل ولايتپذيري خود را اثبات كنند، در غير اين صورت بدانند مردم فهيم و ولايتمدار ايران كه با تأثير از فرمايشات رهبر، دانش سياسي– اجتماعي خود را رشد و ارتقا دادهاند و در فواصل زماني مختلف بعد از انقلاب و در حوادث فتنهگون، سره از ناسره را جدا كردند و در مقابل باطل ايستادند، بعد از اين نيز از موانع پيشرفت سياسي كشور عبور خواهند كرد و با اطاعت از ولايت مسير پيشرفت و عدالت را در كشور هموار ميكنند.