
در باب اهميت تاريخ سخن بسيارگفته ميشود مبني بر اينكه بايد خود را پاسخگوي تاريخ بدانيم و اينكه آيندگان درباره ما چه چيزي خواهند گفت هرچند چنين تفكري لائيك و سكولار است زيرا انسان بايد خود را پاسخگو به خدا بداند نه انسانها، اما از سويي ديگر اين يك حقيقت است كه بايد به تاريخ اهميت زيادي داد زيرا اگر ما وقايع تاريخي را ننويسيم ديگران خواهند نوشت آن هم بهگونهاي كه ميخواهند و البته كمتر كسي وجود دارد كه وقايع تاريخي را امانتدارانه و خارج از اغراض و اهداف شخصي بيان كند.
اين يك حقيقت است كه ما در بيان تاريخ و مكتوب كردن آن كمكاريهاي فاحشي داشتهايم بهگونهاي كه وقتي رجوع ميكنيم ميبينيم با وجود اين همه سازمان و نهاد در كشور، فعاليت تاريخنويسان در خارج از كشور بهتر بوده است.
اگر از نگاه مثبت به اين قضيه بنگريم بهترين نمونه مستند «امام روح الله» است كه حزبالله لبنان با حساسيت بالا و نظارت دقيق سيد حسننصرالله ساخت تا مبادا مواردي خلاف واقع در آن باشد با وجودي كه ما در داخل ايران هستيم و مؤسسات مختلفي به اسم فعاليتهاي فرهنگي و تاريخي بودجههاي كلاني به خود اختصاص ميدهند اما اكثر مردم بهخصوص نسل حاضر معتقدند امام خميني(ره) را بهوسيله مستند جامع «امام روح الله» شناختند ولي اين تنها جنبه مثبت قضيه است كه از سر صدق و امانت به آن پرداخته شده است در حاليكه بيشتر اوقات كمكاريها در حوزه تاريخي باعث ميشود دشمن دست به كارشود و به فكر تاريخسازي بيفتد؛ همانطوركه سالها پيش از اين هم در عصرهاي مختلف دشمنان به تاريخنگاري و جعلسازي پرداخته بودند تا مكتب تشيع و حقانيت اهل بيت (عليهمالسلام) را زيرسؤال ببرند؛ چنانچه اول بار در تاريخ اسلام معاويه بن ابوسفيان چنين مسئلهاي را شروع كرد؛ وي براي جعل احاديث علناً و آشكارا هزينه ميكرد بهگونهاي كه تنها كعب الاحبار شش ماه پيامبر اسلام را درك كرده بود اما بيش از ۱۲هزار حديث جعلي و دروغين از ايشان نقل ميكند.
بايد بپذيريم كه تاريخ تكرارپذير است و حيلههاي دشمنان هميشه پابرجابوده است. احاديث جعلي ديروز باعث شده تا امروز به عنوان منبعي براي تفرقه ميان امت اسلامي بهكار برده شود. اين موضوع در زمان كنوني هم اهميت زيادي دارد زيرا درست است كه ما خود از كم و كيف اتفاقات تاريخي مطلع هستيم اما اگرخودمان دست بهكار نشويم و به بيان اصل وقايع نپردازيم دشمن به انحاي گوناگون تاريخ را تحريف خواهد كرد آنچنان كه در برخي از تاريخهاي نگاشته شده توسط برخي مستشرقين، علماي شيعه با چهرهاي منفي ترسيم شدهاند در مقابل خائنين به اسلام و مردم، قهرمانانه متصور گشتهاند.
لذا تاريخنگاري بايد يكي از واجبات اصلي فرهنگي كشورمان در نظر گرفته شود؛ چنانچه بارها از سوي ولي امر مسلمين توجه به تاريخ مورد تأكيد قرار گرفته است اما تنها معدودي از سازمانها و ارگانهاي مرتبط به اين مسئله اهتمام ورزيدهاند كه حوزه هنري و مركز اسناد انقلاب اسلامي از آن جملهاند ولي درست است كه حوزه هنري آثار مهم و مشهوري را در عرصه تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس به رشته تحرير درآورده است اما احساس ميشود هنوز كمكاريهاي زيادي وجود دارد و نياز است تا با جديت بيشتري در اين مقوله فعاليت شود به خصوص تاريخ اسلام و تشيع كه اخيراً به شدت مورد حملات دشمنان قرار گرفته و همواره سعي دارند حقايق را معكوس و خلاف واقع به تصوير درآورند.
فراموش نكنيم كه پاشنه آشيل ما كمكاريهاي ماست و دشمن هميشه از نقاط مجهول حمله ميكند و به ساخت شايعات و شبهات ميپردازد. براي نمونه مستند «خط و نشان» كه شبكه انگليسي بي.بي.سي ساخته است برهمين اساس توليد شده به اين معنا كه آنها مغرضانه از مجهولات استفاده كرده و براي خودشان شخصيتسازي نمودهاند؛ بنابراين اگر ما هميشه بعد از آنها اقدام كنيم در واقع كارهايمان نوعي جواب دادن ميشود كه جنبه دفاعي پيدا ميكند و به صورتي برخورد با آنها از موضع ضعف محسوب ميشود كه در واقع همان توجيه كردن است در حالي كه اگر خودمان به قول فرمايش حضرت آقا حركات دشمن را پيشبيني كنيم ميتوانيم آگاهانه حملات دشمن كه روي هر چيز يا موضوعي متمركز كرده را خنثي سازيم بهخصوص در قضيه مهم تاريخنگاري زيرا دشمن در كمين است تا آنگونه كه ميخواهد حقايق تاريخي را تحريف كرده و به خورد افكار عمومي دهد.