
مقاله مرثيههاي زندان قصر به قلم آقاي عليرضا اباذري كه در شماره تابستان ۱۳۹۰ فصلنامه وزين و پربار بهارستان درج شده بود، از سوي رياست هيئتمديره موزه عبرت ايران، آقاي مجتبي قانعي ـ كه معمولاً اين موارد را با دقت بررسي و كشف ميكنند ـ به عنوان چاپ در قالب يك كتاب به اينجانب پيشنهاد شد، لذا با مطالعه، بررسي و سپس مشورت با اساتيدي همچون آقايان حجتالاسلام والمسلمين رسول جعفريان و قاسم تبريزي، اين كار بسيار مثبت ارزيابي شد و با كسب اجازه از نويسنده محترم تصميم گرفتيم در راستاي ترويج فرهنگ ريشههاي انقلاب اسلامي چاپ آن را در دستور كار قرار دهيم. يكي از راهكارهاي پي بردن به ريشههاي انقلاب اسلامي، بررسي و كند و كاو پيرامون زندانهاي رژيم پهلوي و علل دستگيري مبارزان و خداجويان آزاديخواه است. يكي از آن زندانها، زندان قصر است كه رضاخان ميرپنج پس از به قدرت رسيدن آن را ساخت و در سال ۱۳۰۸ افتتاح كرد. قدمت اين زندان موجب شد كه بخش مهمي از تاريخ معاصر را در دل خود جاي بدهد، بهطوري كه تنها با بررسي خاطرات گرفتارآمدگان در اين محبس مخوف، نقاط مبهم گوشهاي از تاريخ سراسر رنجمان آشكار خواهد شد كه بايد گفت نگارنده محترم به شايستگي از عهده آن برآمدهاند. صرفنظر از اتفاقات تلخ و شيريني كه در اين زندان رخ ميداد و در جاي خود محل بررسي و پرداختن است، حفظ شعائر مذهبي، موضوع بسيار مهمي بود كه در زندان قصر و در اوج خفقان رژيم پهلوي به كار ميبستند، آن هم رژيمي كه سردمداران آن براي تغيير ذائقه ديني مردم مسلمان و دينزدايي در عرصه زندگي آنان به هر كاري دست مييازيدند. اين مقاله با نشانهگيري دقيق و رويكردي عالمانه به برنامهها و مراسمهاي زندانيان سياسي رژيم پهلوي در ماه محرمالحرام نگريست و از تبيين و روشنگري اين امر مهم فروگذار نكرده است. براي اين عزيز محقق آرزوي سلامت و موفقيت در مسير اسلام راستين داريم و به خاطر اجازهاي كه براي چاپ اين اثر به موزه عبرت ايران دادند، از ايشان سپاسگزاريم.
عليرضا اباذري: واقعه مسجد گوهرشاد از حوادث مهم تاريخي دوران معاصر است و ارتكاب آن فقط از كسي مانند رضاخان برميآمد. واقعهاي كه عوامل دست به دست هم داد تا مردان و زنان بخشي از اين مرز و بوم به نحوي درگير اين ماجرا شوند. تعداد زيادي در درگيري كوتاه مدتي قتل عام شدند كه آمار دقيقي از آن در دست نيست. فقط ميدانيم تا هفت روز پس از ماجرا، مسجد گوهرشاد و تا سه روز پس از آن صحنها و حرم مطهر تعطيل بود و آثار خون و. . . را از آن پاك ميكردند. حبس، اعدام و تبعيد پس از آن نيز در همين زمره بود. ابعاد ماجرا آنقدر گسترده است كه چندين كتاب در باره آن نوشته و اسناد زيادي از آن منتشر شده است كه ميتوان به آنها مراجعه كرد. بازگويي دقيق واقعه و ابعاد آن از حوصله اين نوشتار و هدف آن بيرون است، اما توصيف كوتاه ماجرا در اين چند سطر است: تنها يك هفته پس از انتشار آداب استعمال كلاه بينالمللي يعني در ۲۰ و ۲۱ تير ۱۳۱۴ بود كه اعتراضات روحانيون و مردم مشهد به شديدترين قيام عمومي در دوران رضاشاه تبديل شد و سرانجام با يورش مسلحانه و با كشتاري فجيع اين قيام سركوب شد. در اين كشتار فجيع عمال رضاخان به قول خودشان كاري كردند كه روسها نكرده بودند. اين حادثه دهشتناك تا مدتها مردم را در بهت و حيراني فرو برد و از طرف ديگر چهره واقعي رضاخان را آشكارتر كرد.
در اين ماجرا مردم قرباني دسيسههاي بيرحمانه عمال رضاخاني نيز شدند كه در مشهد درگير جنگ قدرت و در فكر بيرون كردن رقيب از صحنه بودند. پس از اين واقعه تا مدتها پروندهسازي، محاكمه، تبعيد، حبس و اعدام جريان داشت و در تمام مراحل دربار و شخص رضاخان با قاطعيت و بيرحمي عمل كردند و در تخفيف مجازات عوامل آن كوتاه نيامدند. افراد زيادي در اين واقعه يا پس از آن دستگير شدند و با اعترافات ساختگي و تحت شكنجه به مواردي اعتراف يا اذعان كردند كه باعث به وجود آمدن پروندههاي ساختگي براي خودشان يا ديگران شد و به تبع آن احكام صادره بر اساس اين اعترافات بود. مصائب واقعه گوهرشاد منحصر به زماني محدود نبود، بلكه نوايي پس از وقفهاي دوباره به مشهد بازگشت و تا مدتها آن را حربهاي در دست خود كرده بود و براي اخاذي از مردم، آنها را متهم به حضور در واقعه مسجد گوهرشاد ميكرد تا رشوهاي بگيرد. اما گروهي كه در واقعه مسجد گوهرشاد نقش مهم و اصلي را ايفا كردند، روحانيت مشهد بودند و هزينههاي زيادي نيز در اين راه متحمل شدند، زيرا بر اساس عقيده قيام كرده بودند و از هزينههاي احتمالي آن واهمه نداشتند. مشهد در اين زمان حوزه علميه قوي و پرباري داشت و علماي مهمي مانند حضرات آيات حاجآقا حسين قمي، آقازاده خراساني و مرتضي آشتياني در آنجا بودند و مشهد را به مركز علمي مهمي تبديل كرده بودند. طلاب زيادي نيز در آن به درس مشغول بودند كه در اين واقعه وارد شدند و ايفاي نقش كردند و بسياري از آنها دستگير، محاكمه و حبس شدند.
برخي كه سرشناس بودند به تهران فراخوانده، محاكمه و حبس شدند. كساني كه دستگير و به تهران فرستاده شدند، افرادي بودند كه در قيام نقش فعالانهاي داشتند. آنچه در اين اثر آمده است دفتر مرثيههاي مذهبي است كه در زندان قصر زمزمه ميكردهاند. بيشتر اشعار از ديگران است و برخي از خودشان است. آنچه نيز خود سرودهاند به اقتضاي طلبگي و دلتنگي زندان، مرثيه و مدايح مذهبي است. در پايان از حسن ظن اساتيد گرامي جناب حجتالاسلام والمسلمين رسول جعفريان و آقاي قاسم تبريزي به «مرثيههاي زندان قصر» تشكر ميكنم. همچنين از زحمات مسئولان محترم و زحمتكش موزه عبرت ايران، جناب آقايان قانعي و حسنپور كه در به ثمر رسيدن هرچه بهتر اين كتاب زحمات زيادي متقبل شدند تقدير و تشكر ميكنم. اميد آنكه همه قدردان زحمات مرزداران دين باشيم.