
ديدار تداركاتي ايران- اردن و تساوي نااميدكنندهاي كه چهارشنبه شب حاصل شد آب سرد ديگري بود بر پيكر بيجان فوتبال كشورمان. به نتايج اخير شاگردان كرش دقيقتر كه نگاه كنيد، جز سه تساوي پي در پي چيزي نمييابيد؛ قطر، تونس و اردن، از پس هيچكدام برنيامديم. در اين ميان فقط قطار ليگ مثلاً برترمان را سه بار ناقابل از حركت بازداشتيم.
انتخاب اردن به عنوان حريف تداركاتي پيش از مصاف با لبنان(مقدماتي جامجهاني) حرف و حديثهاي زيادي به همراه داشت. مهمترين انتقادي كه به اين انتخاب وارد بود درجه سه بودن فوتبال اردن در سطح قاره آسياست. اما حالا كه تساوي صفر- صفر نصيبمان شده تازه ميفهميم سطح فوتبال ايران به حدي پايين آمده كه اردن، تيم هشتم آسيا و ۸۷ دنيا رقيب سرسختي براي ما محسوب ميشود.
در اينكه فوتبال ايران اعم از باشگاهي و ملي هيچ حرفي براي گفتن ندارد، شكي نيست با اين وجود مشكل اصلي عدم انتقادپذيري سرمربي تيم ملي است. كارلوس كرش معلوم نيست بر چه اساس و مبنايي پايش را در يك كفش كرده كه ميگويد انتقادها منصفانه نيست. از سوي ديگر كرش و دستيارانش نتيجه كسب شده مقابل اردن را بياهميت جلوه ميدهند و حرف از رسيدن به اهداف بزرگتر ميزنند! اما كدام اهداف بزرگتر؟
ناهماهنگي؛ تنها دستاورد اردوي اردن سرمربي پرتغالي خيلي سعي كرد حرفهاي عمل كند و تمامي بازيكنان تيمش را محك بزند. دو تركيب متفاوت را در دو نيمه بازي به ميدان فرستاد، البته به استثنا چند بازيكني كه چسبيده به تركيب اصلي هستند. جالب اينجاست كه بين تركيب نيمه اول و دوم تفاوت آنچناني وجود نداشت، حال آنكه عدم آمادگي بدني، نداشتن روحيه تهاجمي، اشتباهات تكراري خط دفاع، هافبكهاي كند و مهاجمان ترسويي كه اشتياقي به گلزني ندارند شباهتهايي است كه بين مليپوشان به چشم ميخورد.
در ۴۵ دقيقه اول ضربه خلعتبري كه به تيرك دروازه خورد تنها موقعيت قابل بحث ايران بود، در نيمه دوم اما اين اردنيها بودند كه به ضعف خط دفاع روي حملات هوايي پي بردند و سعي در بازكردن دروازه رحمتي از همين طريق داشتند. تيم كرش واقعاً خوش شانس بود كه در دقايق پاياني بازي ضربه سر بازيكن حريف به تيرك خورد.
اينكه منظور سرمربي و دستيارانش از رسيدن به اهداف مد نظر چيست را بايد از خودشان پرسيد. شايد منظور كرش از رسيدن به اهداف استفاده از بازيكنان ناآمادهاي است كه در هر صورت تعويض نميشوند. كريم انصاريفرد مهاجم ميلياردي پرسپوليس نهتنها در چند ديدار آخر تيمش نيمكتنشين بود بلكه از ابتدا هم در ليست كارلوس كرش نبود اما با انصراف دژاگه توفيق اجباري نصيبش شد تا پيراهن شماره ۱۰ را در ديدار با اردن به تن كند. انصاريفرد با پيراهن تيم ملي هم حرفي براي گفتن نداشت ولي خيالش از بابت تعويض نشدن راحت بود. قاسم حداديفر با اينكه در ليگ برتر يك بار هم بازي نكرده اما يكي از هافبكهاي اصلي تيم ملي است!
البته از اين علامتهاي تعجب در تيم كرش زياد است منتها كسي توجهي به آنها نميكند. دو روز ديگر با لبنان روبهرو ميشويم اما اصلاً نشاني از آمادگي در بازيكنان ايران ديده نميشود. در اين بين سرمربي پرتغالي تنها راهي كه براي هماهنگ كردن شاگردانش مؤثر ميداند، تعطيل كردن ليگ و برگزاري اردوهاي بلندمدت است. تنها هفت هفته از ليگ برتر ايران ميگذرد، منتها در همين مدت كم نيز تاكنون سهبار مسابقات باشگاهي به دليل برگزاري اردوهاي درخواستي كرش متوقف شده.
نكته اصلي اينجاست كه با فراهم كردن تمام شرايط تيم ملي كوچكترين تغييري با گذشته نداشته. دقيقاً همين مسئله است كه داد مربيان ليگ برتري را درآورده. بازي كه مليپوشان بعضاً گرانقيمت در مقابل اردن داشتند انصافاً بايد حق را به مربيان ايراني داد.آخرين عملكرد درخشان تيم كرش به شكست سنگين بحرين و ششتايي كردن اين حريف برميگردد. پس از آن تيم ملي كشورمان هرگز نتوانست انتظارات را برآورده كند.
نتيجه بازي روز سهشنبه بدون شك تأثير زيادي در صعود و يا عدم صعود به جامجهاني ايران دارد و اگر ميخواهيم كارمان مثل هميشه به اما و اگر نكشد بايد كار را در بيروت يكسره كنيم. اينكه گفته ميشود تساوي و يا حتي باخت با حداقل گل خورده در خانه حريف نتيجه بدي نيست، به هيچ عنوان سنخيتي با آرزوهاي تيم ملي ايران ندارد چرا كه تا چند سال قبل در فوتبال قاره كهن جزو بهترينها بوديم و هدف از آوردن كارلوس كرش به ايران نيز براي بازگشت به روزهاي اوج بوده. اگر قرار باشد با اينگونه توجيهات راه فرار براي خود بسازيم به پسرفت و سير نزولي خود ادامه ميدهيم و فكر گرفتن بليت برزيل را هم بايد از سر بيرون كنيم.