
برخلاف فضاسازي رسانههاي بيگانه در خصوص پاكسازي دانشگاهها و مراكز علمي از اساتيد سكولار، وادادگي در برابر غرب و انحرافات اخلاقي اين اساتيد نكاتي نيستند كه از چشم مسئولان وزارت علوم، دانشگاهيان و دانشجويان انقلابي دور بماند. اين مسئله واكنشهاي تازهاي را در آستانه بازگشايي دانشگاهها در ميان جامعه دانشگاهيان در پي داشته است.
در اينكه دانشگاههاي ما با موضوعي تحت عنوان اساتيد سكولار درگير شوند و درگير بمانند، عوامل بسياري دخيل هستند كه از ميان آنها برخي قابل طرح، چارهانديشي و حتي مقابله هستند. پايه گذاري و تأسيس دانشگاه به شكل كنوني در كشور، يكي از اين دلايل است.
مؤسسين دانشگاه در ايران را فارغ التحصيلان دانشگاههاي غربي تشكيل ميدادند كه علاوه براينكه خود را چندان در قيد و بند دين نميديدند و در نگاهشان غرب و پيشرفت هايش يعني همه چيز! حكومت مباني غرب در اين دانشگاهها كه به شيوه دانشگاههاي غربي بنيان گذاشته بودند و رسوب اين مباني در ميان دانشگاهيان حتي بعد از انقلاب فرهنگي از طرفي و در اختيار گرفتن عرصههاي دانشگاهي و علمي از سوي تكنوكرات مآبها و سكولارها در سالهاي بعد از دفاع مقدس، باعث شد مجامع علمي و دانشگاهها در قبضه اين افراد و تفكراتشان باقي بماند.
به اين دلايل جنگ تحميلي و خالي شدن دانشگاهها از جوانان انقلابي و متعهد براي حضور در جبهههاي نبرد حق عليه باطل و در نتيجه خالي شدن ميدان رقابت علمي و فرهنگي و هجوم جواناني كه هيچ علقهاي به انقلاب و اسلام نداشتند به دانشگاهها و اعطاي بورسيههاي بيحساب و كتاب به بسياري از همان دانشجوياني كه در دوران دفاع مقدس نيازي به حضور در جبهه احساس نكرده بودند و با كسب مدارك دانشگاهي، راه را براي خود باز كرده بودند و اعزام آنها با هزينه نظام اسلامي به كشورهاي اكثراً اروپايي و تحصيل اين افراد در رشتههايي كه هيچ سنخيتي با دين و سنت ما ندارد از جمله رشتههاي علوم انساني نظير علوم سياسي، اقتصاد، فلسفه و حقوق را نيز ميتوان افزود.
كامران دانشجو، وزير علوم، تحقيقات و فناوري از اولين مسئولاني بود كه نسبت به حضور و تشكيل بدنه اجتماعي اساتيد سكولار در دانشگاهها واكنش نشان داد و بارها اعلام كرد كه وزارت متبوعش براي حذف اين اساتيد و پايگاههاي فكريشان از محافل علمي و دانشگاهي برنامهها دارد. بر اين اساس ميتوان سال ۸۹ را نقطه عطف اين سوگيريها دانست. واكنش رسانههاي داخلي و خارجي به اين مسئله و طرح مسئله پالايش اساتيد، دامنه گستردهاي داشت. به تازگي، سخنان دانشجو در نشست سالانه اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل(۱۳/۶/۹۱) و در آستانه بازگشايي دانشگاهها، پيرامون برخورد با اساتيد سكولار و پيامدهاي آن و پشتيباني دانشجويان از اين مواضع با صدور بيانيههاي مختلف نشان ميدهد، اگرچه حضور اساتيد سكولار در دانشگاهها در مقايسه با اساتيد ارزشي و متعهد چشمگير نيست اما هنوز برنامههاي وزارت علوم در اين رابطه آن طور كه بايد نتيجه مطلوب نداشته است.
اساتيد سكولار؛ گنده گو و غيرواقع بين محمد رضايتي، عضو شوراي مركزي اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل، اساتيد سكولار را اقليت ناراضي در دانشگاهها ميداند كه اگر تمام امكانات دانشگاه هم در اختيارشان گذاشته شود باز هم معترضند. وي به «جوان» ميگويد: مسئله مهم در برخورد با اساتيد سكولار نوع برخورد با آنهاست، زيرا آنها سر و صداي زيادي دارند و براي اينكه بتوانند پايگاه خود را در دانشگاهها حفظ كنند از رسانههاي داخلي و خارجي مخالف نظام كمك ميگيرند.
رضايتي، وادادگي در برابر غرب را مهمترين ويژگي اساتيد سكولار ميداند. وي ادامه ميدهد: حضور اين اساتيد در همه علوم احساس ميشود اما در علوم انساني نمود بيشتري دارند. اين عضو شوراي مركزي اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل ميافزايد: اساتيد سكولار اعتقاد به اينكه «ما نميتوانيم» را به دانشجويان القا ميكنند و اين خطر بزرگي از جانب آنهاست كه اغلب گنده گو و معترضند.
از انحراف تا تكيه بر جايگاههاي علمي
زيبا مدبر، دبير اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه شريف و عضو سابق شوراي مركزي اين تشكل نيز در گفت و گو با «جوان» از تلاشهاي وزارت علوم و نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها در جهت حذف اساتيد سكولار نام ميبرد و شاخصترين آنها را تصويب آييننامه ارتقاي اساتيد و ايجاد ساز و كار جذب اساتيد ارزشي ميداند.
وي ميگويد: به جز مواردي كه استاد تخلف آشكاري داشته، كارهاي دفعي مثل حذف ناگهاني و اخراج استاد در دانشگاهها سراغ ندارم. اما به دلايلي از جمله اينكه در بعضي موارد رؤساي دانشگاهها جرئت، جسارت و روحيه انقلابي لازم براي برخورد با اين اساتيد را ندارند و به اين بهانه كه فضاي دانشگاه ملتهب و متشنج ميشود از اين كار پرهيز ميكنند. علاوه بر اينكه اغلب اين اساتيد سر و صداي زيادي دارند و اين باعث ميشود مسئولان حريفشان نشوند. در تمام دانشگاهها از جمله در دانشگاه شريف حتي گاهي ديده ميشود اين اساتيد در ردهها و پستهاي مهمي مثل رئيس دانشكده قرار دارند.
مدبر خاطر نشان ميكند: اينطور نيست كه فضاي غالب در دست اساتيد سكولار باشد اما مشكل اين است كه سر و صدا و موضعگيريهايشان از طرف رسانههاي ضدانقلاب داخلي و خارجي بيشتر منتشر ميشود؛ در حالي كه اساتيد ارزشي اغلب رسانهاي نيستند. به اضافه اينكه اساتيد ارزشي سازماندهي ندارند. وي ميزان حضور و نفوذ اساتيد سكولار را در رشتههاي مختلف متفاوت عنوان ميكند و ميگويد: در تمام رشتهها هستند اما ظهور و بروزش در رشتههاي علوم انساني بيشتر است و از آنجا كه اين علوم با مباحث مربوط به انسان و دين وابستگي دارد، خطرناكتر است.
دبير اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه شريف ادامه ميدهد: بزرگترين آسيب اين اساتيد به حاشيه كشاندن دين از زندگي است. به طوري كه مثل غرب بعد از رنسانس، دين را به يك امر تشريفاتي تبديل كنند. ما چطور ميتوانيم دانشگاهي در تراز انقلاب اسلامي داشته باشيم كه طبق گفته آقا از آن چمرانها خارج شوند، در حالي كه دانشگاههايمان در دست اساتيد غيرمتعهد و سكولار است؟ اين اساتيد همچنين علم را فقط هدف پيشرفت ميدانند و نه محترم و مقدس مثل آنچه در قرآن آمده است.
وي اضافه ميكند: مورد ديگري كه آسيب حضور اساتيد سكولار به شمار ميرود، رعايت نكردن موازين اخلاقي از سوي اين اساتيد است. در حالي كه دانشجو از جزء جزء رفتار استاد خود الگو ميگيرد.
به هر رو براي داشتن دانشگاهي كه جامعه اسلاميمان در پي پرداخت هزينههاي انقلاب انتظار دارد، راهكارهايي مطرح ميشود. اسلامي كردن دانشگاهها از جمله جديترين اين راهكارهاست؛ اما انقلاب فرهنگي دوم و تصفيه ناگهاني دانشگاهها از اساتيد سكولار، ايجاد سيستم كنترلي و نظارتي قوي بر عملكرد فكري و عقيدتي اين اساتيد در دانشگاهها و تقويت بنيه فكري و عقيدتي دانشجويان از آن جملهاند كه جاي طرح و بررسي دارند.