
سخنراني رهبر معظم انقلاب در مراسم افتتاحيه و ديدارهاي فشرده ايشان با ۱۸ مقام و هيئت عاليرتبه از كشورهاي شركتكننده، بخشي از خبرسازترين رويدادهاي رسانهاي اجلاس غيرمتعهدها در تهران بود كه با حاشيههايي همراه شد. دكتر علي اكبر ولايتي، مشاور عالي رهبر انقلاب در امور بينالملل كه در تمامي اين ملاقاتها حضور داشته است به تبيين شرايط بينالمللي در زمان برگزاري اجلاس و بيان جزئياتي از ديدارها و رايزنيهاي صورت گرفته ميپردازد.
شرايط خاص اجلاس شانزدهم طبق نظريه رهبر معظم انقلاب، ما امروز بر سر يك پيچ تاريخي در حوزه بينالملل هستيم. شانزدهمين اجلاس عدم تعهد در تهران كه از پيش تدارك شده بود، فرصتي را براي ما فراهم ميآورد كه به بخشي از اهدافمان در اين برهه برسيم.
اجلاس شانزدهم غير متعهدها در شرايطي برگزار شد كه غربيها به سردمداري امريكا يك هجوم همهجانبه را به كل جهان آغاز كرده و مقدمات تسلط بر جهان را از سالها قبل چيدهاند. پس از فروپاشي شوروي سابق، بوش پدر طي سخنرانياي در يك پادگان نيروي دريايي امريكا اعلام كرد كه جهان از اين به بعد، تكقطبي است و مديريت آن با امريكا است.
در زمان بوش پسر ماجراي ۱۱ سپتامبر كه به راه افتاد - يا به راهش انداختند- به دنبالش در سال ۲۰۰۱ به افغانستان حمله كردند و پس از آن در سال ۲۰۰۳ حمله به عراق را صورت دادند و سپس به لبنان و به غزه حمله كردند. بهموازات آن انقلابهاي رنگين را در كشورهايي مثل گرجستان و اوكراين شكل دادند تا با به ميدان آوردن يك اقليت و ادعاي تقلب، ميدان را در دست بگيرند و مشابه اين را پس از انتخابات ۱۳۸۸ در ايران صورت دادند و البته شكست خوردند.
در ميانه اين تحولات بود كه جريان بيداري اسلامي در شمال آفريقا اتفاق افتاد و غربيها را مجبور به تغيير تاكتيك كرد. آنها تصميم گرفتند كه آن اقليتهاي طرفدار خود را كه قرار بود عامل انقلابهاي رنگين در اين كشورها باشند، مسلح كنند. سوريه مهمترين آوردگاه براي شكلگيري اين مسئله بود.
ابراز نگراني از اعمال نفوذ امريكا در تصميمات بينالمللي در اين فضاي بينالمللي، مهمترين خواست و مطالبه كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد، فعال شدن بيش از پيش اين جنبش و نقشآفريني آن در عرصه جهاني است؛ خواستهاي كه وجه مشترك اظهارات مقامات عالي اين كشورها در ملاقاتبا رهبر معظم انقلاب نيز بود. همچنين ابراز نگراني از اعمال نفوذ امريكا در تصميمات بينالمللي و عدم رعايت عدالت در ساختارهاي جهاني از جمله دغدغههاي اعضا است. به عنوان مثال آقاي يايي بوني، رئيس اتحاديه آفريقا گفت كه من از جانب ۵۳ كشور آفريقايي ميگويم كه ما نگران اين اعمال نفوذ امريكا و ابرقدرتها در شوراي امنيت در استفاده از حق وتو هستيم. او خطاب به رهبر معظم انقلاب گفت: من به سخنان شما گوش دادم و پس از پايان سخنراني، سه نوبت متن مكتوب سخنان شما را مطالعه كردم. حرفهاي شما همان حرفهاي بنيانگذاران اوليه نهضت عدم تعهد در سال ۱۹۵۵ بود. افرادي مثل سوكارنو، نِهرو، ناصر و تيتو و اين سخنان ما را اميدوار كرده است.
ما به اينجا اميد بستيم اميدواري كشورهاي در حال توسعه به احياي اهداف جنبش عدم تعهد از ديگر خواستههاي مقامات اين اجلاس بود. خانم شيخحسينه ماجد فرزند شيخ مجيبالرحمان كه پايهگذار بنگلادش بود، در ديدار با رهبر انقلاب تصريح كرد: زماني كه ايران به رياست اجلاس رسيد، ما به اينجا اميد بستيم و از شما ميخواهيم كه به عنوان رهبر انقلاب اسلامي براي پويايي جنبش تلاش كنيد و بنگلادش با همه ظرفيتش به شما كمك ميكند تا بتوانيد مدعاهاي نهضت عدم تعهد را از حرف به عمل بياوريد.
آقاي آصفعلي زرداري، رئيسجمهور پاكستان كه با لباس خاص مناسب حضور در اماكن و محافل معنوي به ديدار رهبر انقلاب آمده بود، گفت كه ما آمدهايم اينجا از شما كه مركز حكمت هستيد، بياموزيم و بخواهيم كه براي ما دعا كنيد و دولت و ملت پاكستان را ياري كنيد.
بسياري از مقامات درخواستكننده ملاقات با رهبر انقلاب از دبيركل سازمان ملل متحد تا نخستوزير هند و نخستوزير بنگلادش و رؤساي جمهور پاكستان و زيمبابوه و رئيس اتحاديه آفريقا و ديگران اصرار داشتند كه قبل از اجلاس، با رهبر معظم انقلاب ديدار كنند. اين درخواست به اين دليل بود كه آنها ميخواستند نظراتشان را به ايشان منتقل كنند و بدانند كه اصول و برنامهها و سياستهاي جمهوري اسلامي ايران در جهت اعمال مديريت درست در نهضت عدم تعهد و از قوه به فعل درآوردن اين ظرفيتها چيست، چراكه در زماني كه حُسني مبارك در مصر، رئيس اين تشكيلات بود، انصافاً هيچ كاري جدي در جهت رفع مشكلات عدم تعهد اتفاق نيفتاد و تعدادي از رؤساي اين كشورها از اين روند گلهمند بودند.
توقع رهبري از دستگاه اجرايي شكلگيري دبيرخانه دائمي است من در اجلاسهاي هند، زيمبابوه، يوگسلاوي و كلمبيا شركت كرده بودم و اجلاس تهران پنجمين اجلاس عدم تعهد بود كه بنده در آن شركت كردم. زمينه و سطح شركتكنندگان در تهران به هيچ وجه قابل مقايسه با آن اجلاسها نبود. اين فقط حرف من نيست، اقرار رئيس اتحاديه آفريقا هم است.
رهبري خواهان فعال شدن دبيرخانه نهضت عدم تعهد هستند تا هر عضوي از اين ۱۲۰ كشور كه مشكلي دارد، به دبيرخانه منعكس كند و دبيرخانه و رياست اجلاس در جهت رفع مشكلات اعضا تلاش كنند و ملجأ و پناه كشورهاي عضو باشند و هر كجا كه ظلمي از سوي كشورهاي ابرقدرت اعمال شد، دبيرخانه و رياست اجلاس بتوانند با مشورت و فراخواني، همه امكانات و ظرفيتها را براي رفع ظلم از آن كشور به كار ببندند. اين توقع مقام معظم رهبري از دستگاه اجرايي كشور است كه انشاءالله يك دبيرخانه فعالي شكل بگيرد.
به نظر بنده رهبر معظم انقلاب خواستار اين هستند كه از ظرفيت عظيم نهضت عدم تعهد - كه پس از سازمان ملل متحد مهمترين ظرفيت تأثيرگذار در صحنهي بينالمللي و افكار عمومي جهان است- بهترين استفاده براي رفع مشكلات اين كشورها صورت گيرد و ما فقط به برگزاري يك كنفرانس اكتفا نكنيم؛ اتفاقي كه پس از برگزاري اجلاس سران كنفرانس اسلامي افتاد. با زحمت فراواني كنفرانس اسلامي آذر ۱۳۷۶ در تهران به بهترين نحو برگزار شد، اما تنها يك كنفرانس برگزار شد؛ دبيرخانهاي هم در اينجا تأسيس شد اما استفاده مطلوبي در اين فرصت سهساله صورت نگرفت.
مسئله سوريه
همچنان كه يكي از مسائل مهم و پرچالش امروز، مسئله سوريه است، طبيعي است كه اين موضوع در اجلاس تهران هم از سوي طرفهاي گوناگون مطرح و پيگيري شود. مدتها پيش از برگزاري اجلاس، نظر غربيها اين بود كه اگر اجلاس در ايران برگزار شود، دست ايران براي دخالت در سوريه باز ميشود. پيشنهادهايي هم از سوي برخي كشورها پيش از برگزاري اجلاس صورت گرفت. هدف اين پيشنهادها اين بود كه انگيزه از ايران براي استفاده از ظرفيت عدم تعهد در حل سياسي مسئله سوريه در هنگام برگزاري اجلاس و پس از آن گرفته شود. با همين هدف و درست بهموازات برگزاري عدم تعهد، اجلاس مكه را تدارك ديدند.
با رهنمود رهبر معظم انقلاب قرار بر اين شد كه جمهوري اسلامي ايران از ظرفيت پيشآمده در نهضت عدم تعهد براي رفع تشنج از سوريه استفاده كند و به اصلاح امور از طريق مسالمتآميز مبادرت ورزد. البته اين مسئله خواسته مقامات بلندپايه بينالمللي و كشورهاي مهم نهضت عدم تعهد از رهبر معظم انقلاب بود. نخستوزير هندوستان كه بيترديد تأثيرگذارترين عضو عدم تعهد است و همچنين ديگران اين درخواست را مطرح كردند. بر خلاف بعضي حرفهايي كه پس از ملاقات دبيركل سازمان ملل از جانب برخي افراد مرتبط با دبيرخانه اين سازمان پخش شده است، دبيركل سازمان ملل به هيچ وجه حرفي خارج از قاعدههاي متعارف نزد، بلكه از ابتدا با فروتني به اين ديدار آمد و پس از تشكر از رهبر انقلاب و مردم ايران بابت سهم بزرگي كه در شكلگيري تمدن بشري داشتهاند، خطاب به رهبر انقلاب گفت: چون شما رهبر ايران و همينطور رهبر مذهبي مسلمانان منطقه هستيد و رهنمودهاي شما هم در ايران و هم در منطقه مؤثر است، لذا ما از شما خواهش ميكنيم كه در مسئله سوريه دخالت فعال كنيد تا اين مسئله به صورت مناسب و مسالمتآميز حل شود.
رهبر معظم انقلاب هم تصريح كردند كه حل مسئله سوريه منوط به اين است كه طرفهاي خارجي نيروهاي معارض را مسلح نكنند، چراكه عملاً در آنجا يك جنگ نيابتي در حال وقوع است. يعني عدهاي معارض سوري و غيرسوري توسط مخالفين دولت سوريه در كشورهاي خارجي كه هركدام با انگيزهاي با دولت سوريه مخالفت ميكنند، با حكومت ميجنگند. اگر قرار باشد اين رسم در همه دنيا جا بيفتد كه معارضين و مخالفين دولت تظاهرات بكنند و به اين وسيله از كشورهاي خارجي پول و اسلحه بگيرند، ديگر در دنيا آرامش و ثباتي باقي نميماند.
رهبري مثالي زدند و گفتند: اگر در كشورهاي اروپايي كه مردم مدتها است به خاطر مشكلات اقتصادي در پرتغال، اسپانيا، ايتاليا و فرانسه مشغول مبارزه مسالمتآميز عليه دولت هستند، اگر به آنها هم مانند سوريه كمك تسليحاتي و مالي كنند، براي دولتهاي اين كشورها همان وضعيتي پيش ميآيد كه براي دولت سوريه امروز پيش آمده است.
بر اين اساس بود كه ايشان در ملاقاتهايي كه داشتند، رهنمودهاي لازم را درباره مسئله سوريه مطرح كردند. لذا ونزوئلا اعلام كرد كه چون تعداد زيادي از كشورهاي عضو عدم تعهد درخواست كردهاند كه براي سوريه كاري صورت بگيرد، ما از رياست اجلاس - آقاي دكتر احمدينژاد- ميخواهيم كه از كشورهاي صاحبنفوذ با حفظ تناسب، دعوت به مشورت كند و در رابطه با سوريه و موارد مشابه در دنياي غيرمتعهدها كارهاي مؤثري را در جهت حل مشكلات صورت دهند. همچنين معاون نخستوزير هندوستان در ديدار نخستوزير اين كشور با رهبر معظم انقلاب تأكيد كرد كه موضع ما در رابطه با سوريه مانند موضع شما است.
چگونگي ديدارهاي رهبري با مقامات حاضر در اجلاس در اين مدت حرفهايي را مطرح كردند كه ولايتي با اطرافيان مقامات شركتكننده در اجلاس تهران رايزني ميكند تا با رهبري ديدار داشته باشند. در حالي كه موضوع كاملاً برعكس بود. اين مقامات بودند كه با ما تماس ميگرفتند و خواهان وقت ملاقات با رهبري ميشدند. تعداد درخواستهاي مقامات شركتكننده در اجلاس تهران براي ملاقات با رهبر معظم انقلاب قريب ۳۰ مورد بود كه به طور طبيعي برگزاري همه اين ديدارها خارج از ظرفيت محدودي بود كه وقت اجلاس در اختيار ميگذاشت. بنابراين كمتر از بيست مورد ديدار امكان وقوع داشت.
بعضي از اين مقامات با وزارت خارجه يا دفتر بنده ارتباط برقرار ميكردند تا هرطور شده، يك وقت ملاقات با رهبر معظم انقلاب در اختيار داشته باشند. آقاي يانالياسون كه در زمان دبيركلي پرز دكوئيار در سازمان ملل متحد، قائممقام دبيركل بود و الان هم همين سمت را دارد، از طريق وزارت امور خارجه و نمايندگي ما در نيويورك مدتها اصرار داشت كه تلفني با من صحبت كند تا اينكه حدود ۱۰ روز پيش از برگزاري اجلاس، تلفني با من صحبت كرد و از رفاقت قديمي خودش با من استفاده كرد و گفت من خواهشم اين است كه مقام رهبري دبيركل را بپذيرند و به درخواستهاي ايشان توجه كنند.
همينطور سفير هندوستان نيز حدود روز قبل از تشكيل اجلاس به ملاقات من آمد و به من گفت كه نخستوزير گفته است تمايل دارد ملاقاتش با رهبر معظم انقلاب يك روز قبل از اجلاس، يعني در روز چهارشنبه برگزار شود. من منتقل كردم و رهبر معظم انقلاب هم پذيرفتند.