سران آن رژيم در آن روز با پشتوانه و توصيه بيگانگان و با اين تصور كه با اتكا به گارد شاهنشاهي قادر به سركوب حركتهاي شتابان انقلاب اسلامي مردم ايران هستند، با اعلام حكومت نظامي در تهران و چندين شهر بزرگ كشور از صبحگاه روز ۱۷شهريور كوشيدند ارتش را درمقابل مردم قرار داده و با قتل عام مردم تهران كه در ادامه حركتهاي انقلابي و آرام خود در ميدان ژاله تهران(۱۷ شهريور) جمع شده بودند، عملاً خط بطلاني بر دوران ۵۷ ساله حكومت جابر پهلوي در ايران كشيدند.
اگر چه بازخواني حوادث و فرآيند حركت انقلاب اسلامي ايران براي مردم از نسل گذشته و به ويژه نسل جوان كشور ضرورتي انكارناپذير است، اما آنچه در اين ايام اين امر را ضروريتر مينماياند افشاي نقش بيگانگان و حمايتهاي آنان از رژيم پهلوي در آن حوادث است كه اكنون هم در برابر حركت انقلابي مردم ايران ايستادهاند و دليل ديگر مقابله با تلاش آنها براي مخدوش نشان دادن تاريخ انقلاب و به ويژه كتمان فجايع رژيم گذشته است كه متأسفانه حجم زيادي از برنامههاي شبكههاي ماهوارهاي و دستگاههاي تبليغي دشمن را به خود اختصاص داده است، شبكههايي كه در امتداد جنگ نرم دشمنان بعضاً مخاطباني را در داخل پيدا كردهاند.
اوجگيري حركت انقلاب اسلامي مردم ايران در تابستان ۵۷ به ويژه پس از نماز عيد فطر و راهپيمايي ۱۶ شهريور ماه كه از قيطريه تا ميدان آزادي برگزار شد، نظام سلطه و حكام جور پهلوي را از گسترش حركت انقلابي مردم به شدت نگران كرده بود و چون اقدامات رفرميستي رژيم همچون عزل آموزگار و انتخاب شريف امامي به نخستوزيري يا بازگرداندن تاريخ شاهنشاهي به تاريخ هجري شمسي پاسخ نداده و مردم روز به روز به عمق جنايات آشناتر شده، راهپيمايي پرشكوهتر ميشد، آنان چارهاي جز سركوب خونين حركت انقلاب اسلامي از طريق اعلام حكومت نظامي نديدند.
آنچه رژيم پهلوي و حاميان بيرونياش را در سركوب مردم در روز ۱۷ شهريور مصمم كرده بود، اقدام حضرت امام(ره) در جذب ارتش و تحكيم پيوند آن با مردم بود كه اگر اين امر محقق ميشد هيچ ظرفيتي براي رژيم براي مقابله با مردم باقي نميماند. امام(ره) در پيامي كه بعد از راهپيمايي پرشكوه مردم در روز عيد فطر(۱۳ شهريور ۵۷) صادر كرده بودند، ارتشيان را برادران خود خوانده و خواستار احترام بيشتر مردم به آنان شده و فرمودند: « اي سربازان غيور كه براي وطن و كشور خود فداكاري ميكنيد، به پا خيزيد، ذلت و اسارت بس است و پيوند خود را با ملت عزيز استوارتر كنيد» و همين پيام امام(ره) سبب شده بود كه در راهپيمايي ۱۶ شهريور جمع زيادي از ارتشيان در راهپيماييها به مردم بپيوندند.
به نوشته فريدون هويدا(برادر امير عباس هويدا، نخست وزير رژيم پهلوي و معاون وزير خارجه آن رژيم)، پس از راهپيمايي ۱۶ شهريور ماه، راهپيمايي مردم در ۱۷ شهريور سبب نگراني جدي فرماندهان وقت رژيم شده و آنها به شاه فشار ميآورند كه در تهران حكومت نظامي اعلام كند. آنها خواسته خود را چنين توجيه كردند كه در راهپيمايي امروز سيل جمعيت به راحتي ميتوانست عمارت مجلس و تأسيسات راديو و تلويزيون را به تصرف خود در آورد. شاه بعد از چند ساعت ترديد و دودلي با سفراي انگليس و امريكا به تبادل نظر پرداخت و با حكومت نظامي موافقت كرد.
پس از حادثه خونين ميدان شهدا و شهادت جمع كثيري از مردم تهران كه رقم آن تا چند هزار نفر ذكر گرديده است، روز يكشنبه، نوزدهم شهريور ۵۷ يعني دو روز پس از حادثه، كارتر، رئيسجمهور دموكرات امريكا در تماسي تلفني با شاه، دوستي و حمايت خود و دولت امريكا را به وي خاطر نشان كرد و آرزوي توفيق شاه را در انجام اصلاحات و آزاديبخشي به ملت ايران(؟!) خواستار شد. سايروسونس، وزير خارجه وقت امريكا در توجيه اين مطلب گفته بود: از نظر بينالمللي منافع امريكا ايجاب ميكند كه ما با تمام قوا از شاه حمايت كنيم.
در همان زمان در يك گزارشي كه از سفارت امريكا به وزارت خارجه امريكا ارسال شده و در اسناد لانه جاسوسي امريكا آمده بود، ميخوانيم«شاه از نظر ما مناسبترين فرد براي هدايت ملت ايران به سوي يك سيستم دموكراتيك است و خشونت عليه مخالفان شاه، موجب شكوفايي دموكراسي ميشود.»
اكنون و با گذشت بيش از ۳۴ سال از آن زمان، جبههبندي نظام سلطه عليه انقلاب اسلامي ايران تغيير نيافته و حاميان شاه و عاملان شهادت شهداي ۱۷ شهريور و ديگر شهداي انقلاب اسلامي اگر چه گستردهترين جبههها را عليه انقلاب اسلامي گشوده و با تمامي دستگاههاي رسانهاي و تبليغي و نظامي و. . . سعي در مقابله و انحراف مسير انقلاب اسلامي دارند، اما ناباورانه ناچارند تا عزت و تداوم انقلاب اسلامي را تحمل كنند و روز به روز انزوا و تحليل قدرت استكباري خود را شاهد باشند.