کد خبر: 485224
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۸:۵۶
هشدار شهر هشتم به مسئولان
معصومه سليماني
تصورش را بكنيد كه يك روز صبح، زماني كه از خواب بلند مي‌شويد خبردارتان مي‌كنند كه تمامي افغاني‌ها از ايران خارج شده‌اند و ديگر هيچ اتباع خارجي براي كار كردن در ايران نيست. (چه تصور محالي!) فكرش را بكنيد كه در اين صورت چه كارهايي مختل مي‌شود؟ چه كارهايي به لنگيدن خواهد افتاد؟ چه كساني ديگر حاضر به جمع‌آوري قسمت اعظمي از زباله‌هاي پايتخت مي‌شوند؟ گچ‌بري‌ ساختمان‌ها و نظافت بسياري از خيابان‌ها را چه كسي انجام خواهد داد؟ چه كساني حاضر به فعاليت در مشاغلي سخت مانند آجرپزي و... هستند؟ و آيا ديگر نماكاري‌ها و فوندانسيون‌هاي ساختماني به زيبايي كنوني خواهد بود؟ 

نه، نه، هدفمان حمايت از اتباع خارجي، به‌خصوص افغاني‌ها نيست و اين صحبت‌هاي ما بدان منظور نيست كه بگوييم ايراني‌ها در مشاغل گفته شده هيچ نقشي ندارند و بي‌اثر هستند اما كافي است با بررسي اجمالي به مشاغلي سخت مانند آجرپزي‌ها، نقاشي ساختمان، كار در كنار كوره‌ها، نماكاري ساختمان‌ها، گچ‌بري‌ها و حتي كاشي‌كاري‌ها نگاهي بيندازيد تا آن زمان متوجه شويد كه در صورت نبود اين اتباع تأثيرگذار در طي ساليان اخير چه بخش‌هايي از كار‌ها در ايران روي زمين مي‌ماند؟ 

شايد در نگاه اول اين شغل‌ها كمي بي‌ارزش باشند اما زماني كه متوجه مي‌شويم بازار اين مشاغل در انحصار افغاني‌ها و ديگر اتباع خارجي قرار دارد و متوجه مي‌شويم كه اين انحصار و نفوذ بسيار زياد، در شغل‌هاي اثرگذار مي‌تواند در دراز مدت تأثيرات منفي روي جامعه و نيروي جوان كار داخل بگذارد، به فكر فرو مي‌رويم! با اين حال ورود هزاران نيروي كار بدون سرمايه، مهارت، تجربه و تخصص در حالي از طريق مرزهاي كشور به داخل ايران صورت مي‌گيرد كه نداشتن رواديد هم معضل ديگري است؛ به همين علت هيچ زماني نمي‌توان اطلاعاتي دقيق را از تعداد اين اتباع در نظر داشت و حتي روي آنها برنامه‌ريزي كرد! 

هم نگراني، هم نگراني!
از بالغ بر ۳ ميليون نيروي كار افغاني، فقط درصد كمي رواديد دارند و البته در اين زمينه سختگيري‌هايي از سوي دولت نيز صورت مي‌گيرد اما اين سختگيري‌ها تا به امروز اثر چنداني نداشته است.
از سوي ديگر، در جامعه نيز، قاطبه افكار عمومي علاقه‌اي به حضور اتباع بيگانه در كشور ندارند؛ با اين حال، كارشناسان نگران رفتن اين اتباع هستند! 

يكي از عواملي كه سبب شده است كارفرماها اشتياق وافري براي به كارگيري نيروي كار افغاني داشته باشند، پرداخت حقوق كم و همچنين ندادن مزاياي ديگر به آنان است. اين در حالي است كه از نظر كارفرماها، نيروي كار ايراني همان كاري را كه افغاني‌ها با حقوق كم انجام مي‌دهند با حقوقي بالاتر از آنان انجام مي‌دهد و در ضمن، مزاياي خاص خود را نيز طلب مي‌كند. 

دوره‌گرد افغاني با ماهي ۱/۵ ميليون!
شايد براي شما هم جالب باشد كه بدانيد يك دوره‌گرد افغاني با سني برابر ۱۶ سال چيزي معادل يك ميليون و ۵۰۰ هزار تومان در ماه درآمد دارد و از اين طريق حتي زندگي خانواده خود در كابل را هم اداره مي‌كند! 

اين تنها يك مثال براي مجموعه بزرگي از واقعيت‌ها در اين‌باره است. در شرايط كنوني بسياري از فروشگاه‌ها هم در اقدامي تأمل‌برانگيز براي آنكه حقوق كمتري را به كارگر بدهند رو به استفاده از اتباع خارجي آورده‌اند! جدا از شهرداري كه سعي دارد با استفاده از اتباع خارجي هواي نظافت شهر را داشته باشد، اكنون مشاغل سخت و تأثيرگذار هم در دستان اين جماعت بيگانه افتاده است و اين هراس را هر روز بيشتر از گذشته مي‌كند كه مبادا زماني فرارسد كه ايراني‌ها با آن قوت بسيار زياد و خلاقانه خود حتي از پس گچ‌بري يك ساختمان هم برنيايند! 

آيا افغاني‌ها علت بيكاري هستند؟
اما در اين بين اين سؤال همچنان مطرح است كه آيا با اخراج حدود سه ميليون افغان و اتباع ديگر ساكن در ايران كه فرصت‌هاي شغلي بسياري را از ايرانيان ربوده‌اند، معضل بيكاري در ايران ريشه‌كن مي‌شود؟
افغان‌ها و ديگر اتباع خارجي معمولاً در بخش ساختمان و كوره‌هاي آجرپزي كار مي‌كنند و تعدادي از آنها هم در بخش كشاورزي به عنوان كارگر روزمزد فعاليت‌هاي چشمگير دارند. در بخش خدمات شهري هم معمولاً پيمانكاران شهرداري از كارگران افغان استفاده مي‌كنند. نكته بااهميت اينجاست كه كارهايي كه به اين اتباع داده مي‌شود متنوع و متفاوت است. 

با اين حال اين سؤال همچنان وجود دارد كه اگر نيروي كار افغاني و اتباع خارجي از بخش ساختمان كنار گذاشته شوند آيا گچ‌بر به اندازه كافي داريم؟ آيا نماكار به اندازه لازم داريم؟ آيا سفيدكار مورد نياز را داريم؟ آيا نقاش لازم را داريم؟ علاوه بر اينها، چه اتفاقي براي دستمزدها رخ خواهد داد؟ قيمت مسكن چه مي‌شود؟ اگر افغان‌ها ناگهان از خدمات شهري بروند، آيا رفتگر به اندازه كافي تربيت كرده‌ايم؟ يا در دسترس داريم؟ آشغال‌ها چه مي‌شود؟ اگر از كوره‌هاي آجرپزي بروند، كساني را داريم كه براي كار در كوره‌ها آموزش ديده باشند؟ 

با وجود اين هرچند در ابتدا كارگران افغاني و ديگر اتباع بيشتر به عنوان افرادي فاقد تخصص و مهارت در كارهايي نظير كشاورزي‌، دامداري، چاه‌كني و كارهاي ساختماني مشغول به كار شدند و به عنوان كارگران ساده مطرح بودند اما با گذشت زمان با پرداختن به حرفه‌هايي از قبيل كاشي‌كاري، نقاشي و بنايي به استادكاران ماهري تبديل شدند و اين روزها دستمزدهاي قابل توجهي را از كارفرما طلب مي‌كنند؛ يكي از اتباع افغاني كه در خوزستان و به عنوان يك استاد گچ‌كاري مشغول كار است روزانه حدود ۶۰ تا ۷۰ هزار تومان درآمد دارد. دستمزد‌هاي قابل توجه اين افراد در حالي است كه در عمل اين حقوق‌ها تفاوتي با دستمزدهاي درخواستي كارگران ايراني ندارد و در برخي از مشاغل مثل چاه‌كني كه در بعضي مناطق به طور سنتي در اختيار برخي از شهرستاني‌ها قرار داشته است امروزه تقريباً به طور كاملاً اختصاصي به افغان‌ها انتقال يافته است. 

نايب رئيس كميسيون قضايي مجلس هشتم و استاد دانشگاه تهران در اين رابطه به گزارشگر اجتماعي «جوان» مي‌گويد: «وضعيت مهاجران در كشور ما وضعيت تعريف شده‌اي نيست. ايران كشوري است مهاجرفرست و مهاجرپذير و كساني كه از ايران مي‌روند و آنهايي كه مي‌آيند در نهايت برابر هستند. در اين بين بيشتر مهاجران هم از كشورهاي همسايه هستند كه به دليل جنگ‌هاي داخلي به ايران آمده‌اند. 

ما سه دهه پشت هم بار بحران كشورهاي ديگر را تحمل مي‌كنيم. هرچند در ديد اول شايد مجامع بين‌المللي كمك‌هاي زيادي را به ايران به دليل حضور مهاجران انجام دهند اما تبعات منفي زياد حضور اتباع خارجي بيش از اين‌ها است. نخستين اثر اين امر فرصت‌هاي شغلي است كه جوانان ايراني مي‌توانند داشته باشند اما متأسفانه آنها را به نيروي خارجي مي‌دهيم. دوم هم امكانات مختلف بهداشتي، آموزشي و ديگر امكانات رفاهي است كه در اختيار اين افراد قرار مي‌گيرد آن هم در حالي كه بسياري از اين افراد به صورت قانوني وارد ايران نشده‌اند. 

سومين مورد مشكلات بهداشتي است كه با ورود اين افراد به ايران گريبان همه را مي‌گيرد و اين خود مستلزم مراقبت‌هاي ويژه‌اي از سوي مسئولان سلامت است. چهارمين مورد هم مشكل ازدواج‌هاي قانوني و غيرقانوني اين افراد است. اين افراد پس از ازدواج با زنان ايراني بدون مجوز دولت و ثبت قانوني آن صاحب فرزنداني مي‌شوند كه در نهايت خود آنها باري بر دوش جامعه خواهند بود. دليل آن هم نداشتن شناسنامه و ديگر مدارك است. 

علي اسلامي‌پناه مي‌افزايد: در حال حاضر، بسياري براي استفاده از افغاني‌ها رغبت بيشتري دارند و حتي مشاغلي كه افغاني‌ها در دست گرفته‌اند به انحصار آنها درآمده است و اين مي‌تواند در دراز مدت براي كشور خطرساز باشد. حضور اين افراد در كشور بي‌ترديد بايد تعريف شده باشد و شكي نيست كه اگر افغاني در كار نباشد ايراني‌ها مي‌توانند اين كارها را انجام دهند اما به شرطي كه ما همان پول را به ايراني‌ها هم پرداخت كنيم. در گذشته هم اينگونه بود و ايراني‌ها بسياري از كارها را انجام مي‌دادند اما با گذر زمان بسياري از اين مشاغل به اتباع بيگانه رسيده است. 

بد برداشت نكنيد!
تا گزارش تمام نشده، اين را هم بگوييم كه هدف ما توجيه حضور افغاني‌ها در ايران نيست. هدف اين است كه هشداري داده باشيم براي آينده. حالا اگر دوست داريد مي‌توانيد تصور كنيد يك روز صبح كه از خواب بيدار شده‌ايد اين خبر را به‌شما مي‌دهند: «همه افغاني‌ها رفته‌اند...»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار