
در گفتوگو با كميل قاسمي و پدر ارجمندش به وضعيت كنوني ورزش كشتي و چشمانداز آينده آن پرداختهايم. با تشكر از قهرمان ارزشمند كشتي و پدر وي كه نكات بسيار روشنگر و راهگشايي را مطرح كردند.
كسب مدال برنز المپيك ۲۰۱۲ لندن را به شما تبريك ميگوييم. بفرماييد چند سال داريد و تحصيلاتتان چيست و آيا قصد ادامه تحصيل داريد؟
كميل قاسمي: متولد ۸ اسفند سال ۶۶ و در حال حاضر دانشجوي ترم سوم رشته تربيتبدني دانشگاه مازندران هستم. بله، صد در صد قصد ادامه تحصيل دارم و دوست دارم اين رشته را تا مقطع دكترا ادامه بدهم، چون به نظر من داشتن اطلاعات تخصصي در زمينه ورزش، علاوه بر داشتن تجربه در امر مربيگري بسيار مؤثر و مهم است.
وجود مربيهاي تحصيلكرده و مجرب چقدر در پيشرفت ورزش كشور مؤثر است؟
كميل قاسمي: مربي تحصيلكرده كه ورزش حرفهاي كار كرده باشد، بسيار به پيشرفت ورزش كمك ميكند، چون ورزش از زمينههايي است كه در آن تئوري صِرف جواب نميدهد، مخصوصاً كشتي. دانستن تكنيكهاي تئوري بدون اجرا و تجربه عملي آن هيچ كمكي به مربي كشتي نميكند و اين دو در كنار هم تكميلكننده يكديگرند. تا چهار پنج سال پيش ورزشكاران از لحاظ علمي در سطح پاييني بودند و حتي گرم كردن ساده در زمين را آن طور كه بايد بلد نبودند و اين موجب آسيبهاي مختلفي به ورزشكار ميشد، اما در سالهاي اخير بر تعداد ورزشكاران تحصيلكرده افزوده شده كه اين خود نشاندهنده پيشرفت ورزش كشور است.
مشاور تغذيه، فيزيوتراپ، بدنساز و ماساژور شما چه كساني بودند؟ كميل قاسمي: مشاور تغذيه آقاي دكتر رامين اميرساسان، فيزيوتراپ آقاي ريف از بلغارستان، بدنسازمان آقاي كيانوش اعتمادمقدم و ماساژور هم آقاي محمد كواري بود. براي مسابقات المپيك، ماساژور همراه تيم نبود و فيزيوتراپ كار ماساژور را هم ميكرد. مشاور تغذيه هم ما را همراهي كرد و حضورش با توجه به فاصله كم كشتيها براي بچهها كمك مهمي بود.
كار مشاور تغذيه چه بود و اصولاً غذاي كشتيگيران بيشتر شامل چه موادي است؟ كميل قاسمي: مشاور تغذيه به ورزشكاران برنامه غذايي ميدهد و غذايي كه در خانه كشتي به ورزشكاران داده ميشد، زير نظر او بود. بيشتر غذاي كشتيگيران شامل مواد پروتئيني است، اما غذاهايمان متنوع است. طبق برنامهاي كه داده ميشد در هفته ميبايست دو يا سه بار از گوشت قرمز و دو سه بار از گوشت سفيد و ماهي استفاده شود. ماكاروني هر شب بود. برنج هم استفاده ميشد و همه اين غذاها به تناوب بود. در هنگام كم كردن وزن بستگي به وزني كه كشتيگير كم ميكرد ماكاروني حذف يا استفاده ميشد.
جويبار شهرستان كوچكي است. علت اينكه اين همه قهرمان كشتي از اين ديار بيرون آمده، چيست؟ علاقهمندي و استقبال مردم از ورزش، خصوصاً كشتي در جويبار به چه دليل است؟
كميل قاسمي: اصولاً شرايط جغرافيايي و آب و هوايي هر منطقه در انتخاب مردم آن منطقه به ورزش خاصي مؤثر است. مثلاً كشورهاي حاشيه درياچه خزر مثل آذربايجان، ارمنستان، روسيه و قزاقستان و همين طور هم ايران و در استان مازندران كشتيخيز هستند. جو اجتماعي شهرستان جويبار در انتخاب و علاقهمندي مردم اين شهر به كشتي بيتأثير نيست. در اينجا ممكن است خانوادهاي با شرايط مالي نهچندان مناسب پول بليت ده يا بيست هزار توماني مسابقه كشتي را بدهد و مسابقه را تماشا كنند. همين طور دنبال كردن كشتي توسط خانوادهها، اقوام و آشنايان مؤثر است. جويبار كشتياي به نام لوچو دارد كه پدربزرگ من هم در اين ورزش فعاليت ميكرد و تشويق ايشان براي ورود من به كشتي مؤثر بود. البته من كشتي را از جويبار شروع نكردم. هشت نه ساله كه بودم، ساكن ساري بوديم و من پنج ماهي به ژيمناستيك و بعد به دليل فيزيك بدنيام به كشتي رفتم و كشتي را زير نظر آقاي خدايي در ساري در ورزشگاه تختي آغاز كردم. شش ماه زير نظر ايشان تمرين كردم و در ده سالگي به جويبار آمديم و كشتي را در سالن شهيد فقيه اين شهرستان ادامه دادم. با آقاي نادر ناظري و حيدر سيار تمرين و بعد هم با آقاي حسين نقيبي كار كردم. البته با مربيان مختلفي مثل مرحوم حاج حسينعلي نوروزيان، پدر كشتي پهلواني مازندران، حسن و محمود اسماعيلپور و دو سه ماهي هم با آقاي عسگريمحمديان كار كردم، اما در نهايت مربي اختصاصي و پايهام حاج حسين نقيبي است كه برايم واقعاً زحمت كشيد.
مشوقتان براي ورود به اين ورزش چه كسي بود؟ كميل قاسمي: پدربزرگم كشتي لوچو كار و خيلي مرا تشويق ميكرد. البته در تمريناتم پدرم هميشه همراهم بود. اگر مثلاً ۶ بعد از ظهر تا ۱۱ شب تمرين داشتم و پدرم كار نداشت، با من ميآمد و ساعت ۱۱ با هم برميگشتيم، اما اگر كار داشت من ميرفتم و ايشان كمي بعدتر ميآمد. در همان ابتداي كارم كه اين ورزش را شروع كرده بودم، مربيها پيش پدرم ميآمدند و ميگفتند كه استعداد اين ورزش را دارم و ميتوانم موفق شوم. كمكم ديدم علاقهام به كشتي جديتر و حرفهايتر شد و با علاقهمندي و تلاش بيشتري اين ورزش را دنبال كردم.
از افتخاراتتان بگوييد. كميل قاسمي: من در مسابقات جهاني كشتي جوانان در سالهاي ۲۰۰۶ و ۲۰۰۸ در چين و تركيه در وزن ۹۶ كيلوگرم برنده دو مدال برنز و در مسابقات قهرماني آسيا در سال ۲۰۱۱ در تاشكند موفق به كسب مدال نقره در وزن ۱۲۰ كيلوگرم شدم. در سال ۲۰۰۷، در مسابقات قهرماني جوانان آسيا مدال طلا را كسب كردم. در المپيك ۲۰۱۲ لندن هم در وزن ۱۲۰ كيلو موفق به كسب مدال برنز شدم.
آيا به كشتي به عنوان شغل نگاه ميكنيد؟
برعكس ظاهر قضيه، اين ورزش از نظر شغلي مناسب نيست، چون در ايران بهجز فوتبال و يكي دو ورزش ديگر نميشود به ورزش به عنوان شغل نگاه كرد و كسي كه كشتي ميگيرد، بايد يكي دو جا كار كند تا بتواند از پس هزينههاي خود و خانوادهاش بربيايد.
با توجه به جرياناتي كه در خانه كشتي وجود داشت آقاي كميل قاسمي چه مدتي فيكس تيم ملي بود؟ نعمت قاسمي: نه، البته در مورد كميل بايد بگويم يكي دو ماه كشتيگير فيكس تيم ملي شد. در اين پنج شش ماه در تمرينات بود، اما به آقاي معصومي و آقاي هادي كه نفرات اول بودند توجه ميشد. كميل در حد حريفهاي تمريني بود. با وجودي كه به عنوان حريف تمريني ميرفت، هيچ وقت روحيهاش را از دست نداد. حتي ۱ شب، ۲ شب، ۱۰، ۱۱ شب به او زنگ ميزدند كه بيا اردو و او ميرفت. سري آخر از جرايد و تلويزيون اعلام كردند كه آقاي آذرشكيب و پرويز هادي براي مسابقات ـ كه خاطرم نيست كدام مسابقات بودـ انتخاب شدهاند. ساعت ۱۱ شب به كميل زنگ زدند كه به عنوان حريف تمريني اينها به اردو بيا كه همان شبانه ماشينش را روشن كرد و راه افتاد.
آيا فكر ميكرديد ايشان مدال بياورد؟
نعمت قاسمی: هميشه اين را در كميل ميديدم. همان طور كه گفتم ميدان بزرگ كميل در بزرگسالان المپيك بود. هيچ كس اميد مدال به او نداشت و ما خيلي خوشحال شديم كه دست پر آمد. وقتي سعي و تلاشش را ميديديم، دلمان گواهي ميداد كه ميتواند يكي از سكوهاي المپيك را بگيرد، اما نه مثل قهرمانان دوره قبل، چون كميل نه مدال جهاني داشت و نه اول آسيايي. هيچ كس از كميل توقع چنداني براي قهرماني نداشت، ولي خودش بسيار زياد تلاش و پيگيري كرد.
تعويض سرمربي تيم ملي آن هم شش ماه مانده به مسابقه بزرگي چون المپيك به اعضاي تيم ضربه نميزند؟ نعمت قاسمی: آقاي رسول خادم سعي ميكرد روحيه بچهها را نسبت به گذشته تغيير بدهد. آقاي مهدي تقوي يا حسن رحيمي كه مدال نياوردند، شرايط خاص خودشان را داشتند، اما اگر از هركدامشان سؤال كنيد كه تا به حال كدام مربي تأثير بيشتري داشته است، بدون استثنا همه ميگويند رسول خادم، چون تفكر همهشان نسبت به كشتي از شش ماه به اين طرف عوض شد. نگرش خادم نسبت به كشتي با ديگران فرق ميكند. البته آقاي غلامرضا محمدي تازه داشت از كميل شناخت پيدا ميكرد كه سرمربي عوض شد. در مسابقات آسيايي، آذرشكيب رقيب كميل بود و همه تهران جمع شده بودند كه حق آذرشكيب است و چرا كميل دارد به مسابقات آسيايي ميرود، اما مربياش ايستاد و گفت نه! به كميل اعتماد داشت و كميل هم جواب اعتمادش را داد. در اولين حضورش در آسيا مدال نقره آسيا را گرفت. حضورش هم به خاطر اصرار آقاي محمدي بود. آن موقع جرايد، رسانهها و كارشناسها عليه كميل بودند كه چرا فلاني را نميبريد؟ بعد از آقاي ايكس كه نفر اول، فلاني نفر دوم تيم ملي است. چرا داريد او را ميبريد؟ چرا در تورنمنتهاي ديگر از او استفاده نميكنيد؟ اما آقاي محمدي محكم پشت كميل ايستاد و گفت: «من او را انتخاب ميكنم و مدال هم ميگيرد». خدا هم كمك كرد و كميل رفت و مدال گرفت و جواب مربياش را داد.
آقاي رسول خادم همانطور كه اشاره شد چندماهي به المپيك مانده سرمربي تيم شدند، چطور ايشان به شما اعتماد كردند و انتخاب شديد؟ نعمت قاسمي: وقتي آقاي محمدي عوض شد و رسول خادم آمد، تا شناسايي كند كه نفرات چه كساني هستند، دو سه ماهي كميل از ديدهها افتاده بود. البته در تمام اردوها حضور داشت و با وجود اينكه ميدانست حريف تمريني است، اما هيچوقت نااميد نشد، بسيار تلاش كرد و در نهايت، خودش را به مربيها نشان داد و آقاي خادم را متقاعد كرد كه در خانه كشتي دو تا انتخابي بگذارد، يكي با فردين معصومي كه موفق شد شكستش بدهد و با پرويز هادي به مسابقات جهاني رفت. تا آن زمان هميشه پرويز هادي بدون انتخابي نفر اول بود كه دلايل خاص خودش را داشت.
آقاي هادي در مسابقات انتخابي كه كميل هم شركت كرده بود، حضور داشت. به مسابقات جهاني و مسابقات تورنمنت هم رفتند. كميل حريف تمريني هادي بود، اما هرگز نااميد نشد كه چرا كشتي نميگيرد. هيچ وقت هم شاكي نشد، اما هميشه از خدا ميخواست بين او و پرويز هادي يك انتخابي بگذارند و اگر توانست او را شكست بدهد، به المپيك برود.
تا به حال به مربيها چنين چيزي را گفتهاند؟
نعمت قاسمی: نه، هيچ وقت هم نميگويد.
آقاي قاسمي! شايد كمتر كسي از شما توقع كسب مدال طلا را داشت، چقدر خودتان را براي اين مدال آماده كرده بوديد؟ من خودم را براي گرفتن يكي از سكوهاي المپيك آماده كرده و براي اين كار به مسابقات المپيك رفته بودم. همه بچهها همقسم شده بوديم كه براي طلا برويم و شرايط كشتي جوري شد كه توانستيم سه مدال المپيك را كسب كنيم. به هر حال وقتي به اردو آمدم، نفر چهارم و پنجم هم حساب نميشدم. گاهي اوقات ناراحت بودم اما در نهايت آقاي خادم به من اعتماد كرد.
آيا واقعاً ميخواستند به عمد يكي را بالا ببرند تا خود به خود ايشان كنار زده شود و اين افراد چه كساني بودند؟ نعمت قاسمی: در كادر بودند. به هر حال يكسري مواردي وجود داشت. در انتخابي جام تختي گذاشتند. با توجه به اينكه مدال جهاني و مدال آسيايي سال قبل را ربوده بود، قرار بود كساني كه مدال جهاني و آسيايي را ميآورند، نبايد همان سال جام تختي انتخابي بگذارند، ولي يك مقدار اذيت شدند و دو سه تا انتخابي داخل اردو گذاشتند، وزنكشي كردند، داور بينالمللي آوردند و سه تا كشتي پشت سر هم در خانه كشتي گذاشتند كه كميل موفق شد آنها را ببرد. بعد در جام تختي كشتي گرفت. هيچ يك از كشتيگيران اصلي اعزام به المپيك نيامدند.
يعني آنها بدون انتخابي براي المپيك اعزام شدند؟
نعمت قاسمی: براي اين وزن دودل بودند و نميدانم چه برنامهاي بود كه براي ايشان انتخابي گذاشتند. بعد در جام تختي اسفندماه ۹۰، كشتيگير روس را با امتيازهاي ۵ـ۱ و ۶ـ۱ در تهران برد. دو رقيب داخلياش سيداحمد رسولي و گلمحمدزاده را كه قهرمان كشور بودند، برد. در بازندهها كشتيگير روس دو قهرمان كشور را در دو كشتي ضربه فني كرد و در آنجا اقتدار كميل ثابت شد كه يك روس را با ۵ اختلاف ميبرد، اما باز هم كادر فني توجهي به اين قضيه نداشتند! و ۲۳، ۲۴ اسفند او را به اردو دعوت نكردند.
كادر فني اذعان نكردند كه در اين مورد اشتباه كرديم؟ نعمت قاسمی: نه! اصلاً اعتقادشان روي نفرات ديگري بود. بيست و سوم اسفند كه آذرشكيب در دو كلينچ از كميل برد و او دوم شد، باز هم او را به اردو دعوت نكردند. پنجم ششم عيد در خانه بود كه شب زنگ زدند كه اول صبح بايد به اردو بيايي، آقارسول شما را خواستهاند. شبانه تنهايي حركت كرد و به اردو رفت. آقارسول انتخابي يا تمريني گذاشتند و ديدند كميل سر است، اما با توجه به اينكه پنج روز بعد بايد به قزاقستان ميرفتند اسم آقاي پرويز هادي داده شده بود كه به آنجا رفتند و نتوانستند سهميه كسب كنند و مجدداً كميل را به اردو دعوت كردند. آقاي رسول خادم براي آنها انتخابي گذاشت و پنجشنبه به آقايان كميل قاسمي، پرويز هادي، آذرشكيب و لاغري اعلام كردند كه ساعت ۴ بعدازظهر شنبه در خانه كشتي حاضر باشيد كه يك انتخابي درون اردويي داريم.
اول كميل با آذرشكيب كه رقيب اصلياش بود مسابقه داد. تايم اول كميل او را برد و تايم دوم آذرشكيب آسيبديدگي پايش را بهانه كرد و ادامه نداد. بعد پرويز هادي و لاغري انتخابي دادند كه پرويز هادي، لاغري را با اختلاف بالايي برد. اوج كار سر قاسمي بود و پرويز هادي كه كميل در تايم اول سه- هيچ كرد و در تايم دوم پنج- هيچ؛ با اين شرايط اعزام به سهميه گزينشي چين كه ۹/۲/۹۱ بود، كادر فني كميل قاسمي، پرويز هادي، رضايي و يك سرپرست را فرستاد، چون ما در اين وزن سهميه نداشتيم. آنجا قرار بر اين بود كه كميل كشتي بگيرد، اما در لحظات آخر آقاي پرويز هادي را گذاشتند...
علتش چه بود؟ نعمت قاسمی: به كميل گفته بودند بايد يك انتخابي ديگر در ايران با فردين معصومي بدهي كه ببينيم اوضاع و احوالت چگونه است. آقاي پرويز هادي در آنجا سهميه را گرفت. به ايران كه آمدند يك انتخابي گذاشتند. يك روز وزنكشي كردند و فرداي آن روز داور بينالمللي آقاي طالبي را آوردند. كميل در چهار تايم بازي كرد، كه در نهايت با نتيجه۲ـ۱ آقاي فردين معصومي ـ كه هفت هشت سال دارنده دوبنده تيم ملي ما بودـ او را برد. دوباره رفتند جامجهاني، در جامجهاني كميل دو كشتي گرفت. كشتي نزديكي با مگمدوف در فينال گرفت، تايم اول را با سكه باخت، تايم دوم را يك هيچ جلو بود و پنج ثانيه آخر ۱ـ۱ به نفع آن بنده خدا شد. وقتي برگشتند، فرداي آن آقاي رسول خادم در برنامه زنده تلويزيوني اعلام كرد: «ما شش وزن را آماده كردهايم، فقط يك وزن براي ما ترديد است بين كميل و پرويز هادي». اين دو در ۳/۳/۹۱ بايد يك انتخابي در خانه كشتي ميدادند كه هركدام برنده ميشد پيراهن تيم ملي را ميپوشيد و در ۵ تايم بازي انجام شد كه سه تايم مساوي شد و كميل در دو تايم با دو زيرگيري هادي را از تشك بيرون انداخت و از ۳/۳/۹۱ پيراهن تيم ملي را پوشيد.
با اين حال يك سري تبعات داشت و آنها ميگفتند پرويز هادي زحمت كشيد و رفت سهميه گرفت، ولي كادر فني به اين نتيجه رسيد كه حق با كميل است و ايشان هم خوب كار كرده. در كل كادر فني زحمات زيادي كشيدند. بعد از آن كميل به تورنمنت اسپانيا رفت و سه كشتي گرفت. در اولين كشتي با شيماروف قهرمان ۲۰۱۱ استانبول و قهرمان جهان كشتي گرفت و او را برد. بعد با چاكراوغلوي ترك ـ كه قهرمان اروپا بودـ كشتي گرفت و او را هم برد و سپس با دانيل ليگتي مجار كشتي گرفت و او را هم شكست داد. در آنجا خدا كمك كرد و ستاره مسابقات شد. بعد از آن در المپيك با دعاي خير مردم و كشتيهايي كه همه ديدند، مدال برنز اين مسابقات را هم كسب كرد. پشت كميل قاسمي، حاج سلمان قادري نايب رئيس هيئت كشتي استان و رئيس هيئت كشتي شهرستان جويبار ايستاده كه مردي خستگيناپذير و واقعاً يك الگوست. متأسفانه ما قدر اين اشخاص را نميدانيم. ايشان حدود ۱۴، ۱۵ سال تمام زندگي و هستياش را گذاشت تا همچون رضا يزداني، كميل قاسمي و مسعود اسماعيلپور از يك شهرستان كوچك سهميه المپيك را كسب كنند. ما هفت كشتيگير داريم كه ۳ نفرشان از جويبار هستند. تلاشهاي حاج سلمان قادري و آقاي ثمربخش رئيس هيئت كشتي استان مازندران متأسفانه ديده نميشود.
ما از رسانهها ميخواهيم كه به اينها واقعاً ارزش و بها بدهند. طرف زندگياش را گذاشته است و بچه مردم را آماده ميكند و تحويل ميدهد. مگر ما چند تا از اين آدمها را در كشور داريم؟ آقاي سلمان قادري به عنوان رئيس هيئت كشتي، نايب رئيس استان و نايب رئيس شهرستان، سالني را به مبلغ ۵۰۰ ميليون تومان يا بيشتر تجهيز كرد و وقت و همه زندگياش را گذاشت تا نيروهاي بااستعداد شناخته شوند و پيشرفت كنند. ايشان تجهيزات رفاهي مورد نياز ما در شهرستان جويبار را فراهم كردند. از همه مهمتر اينكه حرف كشتيگيران اين شهرستان را به گوش مسئولان فدراسيون رساندند. كميل چهار ماه است كه در اردوست و در اين مدت سعي ميشد ايشان انتخاب نشود، اما هيئت كشتي شهرستان پيگيري كرد و پشت اين قضيه ايستاد. آقاي سلمان قادري غير از كارهايي كه براي كشتي جويبار كرد، حرف ما را به مسئولان رساند و اين خيلي مهم است.
آقاي قاسمي! نظرتان را در تفاوت سرمايهگذاري در فوتبال و ساير ورزشها بگوييد. كميل قاسمي:نظر من اين است كه هر مبلغي كه به فوتباليستها ميدهند بدهند، اما به ورزشهاي ديگر هم برسند. الان فوتبال ورزش اول در دنياست و مسلماً براي آن سرمايهگذاري ميشود، اما در كشورهاي ديگر به همان نسبت هم بازدهي دارد. در ايران اغلب تيمهاي فوتبال دولتياند، يعني پول مردم صرف اين تيمها ميشود، پس به همان نسبت كه به اين تيمها ميدهند براي ورزشهاي مدالآوري مثل وزنهبرداري، كشتي، تكواندو و ساير ورزشهاي انفرادي مدالآور هم هزينه كنند تا بازدهي لازم را داشته باشند.
وقتي روي سكوي المپيك ايستاديد چه احساسي داشتيد؟
كميل قاسمي: خيلي خوشحال بودم كه در بزرگسالان اولين مدالم را در مسابقات به اين مهمي كسب كردم و نتيجه زحمات خودم، پدر و مادرم و همه كساني كه برايم زحمت كشيدند و شبانهروز تلاش كردند را گرفتم. خوشحالم از اينكه به اعتماد آقاي رسول خادم پاسخ دادم.
نظر شما در باره کلینچ چیست؟ آیا عادلانه است؟ به هر حال قانونی است که فیلا در سال ۲۰۰۴ تصویب کرد و دارد اجرا میشود.
پیشنهاد شما به جای کلینچ چیست؟ كميل قاسمي: قانون قبل از سال ۲۰۰۴ که دو تا سه دقیقه کشتی میگرفتیم و در صورت تساوی، کشتی به صورت کمرگیری ادامه پیدا میکرد، بهتر بود، چون طرفین شانس مساوی داشتند. در دوره قبل هم در کشتی فرنگی و هم کشتی آزاد کمرگیری میکردند که خیلی عادلانهتر بود.
از کشتی تایمازوف بگويید. كميل قاسمي: آقای تایمازوف با این دوره که قهرمان شده، ۴ دوره در فینال المپیک شرکت کرده و سه طلا و یک نقره گرفته و چند دوره هم قهرمان جهان بوده و بسیاری از کشتیگیرهای ما را شکست داده است. ما با مربیها فیلم کشتیهای ایشان را آنالیز کرده بودیم.
به نظر شما چه نقطه ضعفی داشت و چرا نتوانستید از این نقطه ضعف آن گونه که باید استفاده کنید؟
كميل قاسمي: به خاطر سن بالا کشش بدنیاش کم شده بود. کشتی گرفتن در المپیک هم کار بسیار دشواری است. دو بار گوی شانس به نفع او در آمد و یک بار به نفع من. اگر تنها یک گوی به اسم بنده در آمده بود و بازی به تایم سوم میکشید، چون از لحاظ بدنی کم آورده بود، مسابقه را میبردم.
اگر در این کشتی پیروز میشدید، شرایط خیلی فرق میکرد.
كميل قاسمي: حتماً همین طور است و خیلی از نظر روحی تقویت میشدم از لحاظ روحی بالا میرفتم، چون او کشتیگیری مهم و قهرمان المپیک است و باعث میشد که از نظر روحی در شرایط بهتری قرار بگیرم.
به نظر شما مهمترین کشتیتان کدام بود؟ كميل قاسمي: کشتی با تایمازوف و کشتی با کشتیگیر آمریکایی که توانستم او را شکست بدهم. هر دو رقبای سختی بودند.
ایران با وجود آن که یکی از مهمترین کشورهای صاحب کشتی است، متأسفانه در فدراسیون جهانی کشتی نماینده ندارد. به نظر شما علت چیست؟
كميل قاسمي: این موضوع به سیاستهای فدراسیون جهانی و تعامل آن با کشورهای دیگر بستگی دارد. قطر اصلاً کشتیگیر ندارد، ولی در فدراسیون جهانی نماینده دارد!
دلیلش چیست؟ صد در صد یکی از دلایل مهمش پول است.
ايرانيان خارج از کشور در سالنها حضور چشمگیری داشتند. از این حضور چه خاطراتی دارید؟
كميل قاسمي: حضور بسیار موثری داشتند. تا آنجا كه توانسته بودند بليتها را خريده بودند و در سالنها حضور داشتند و تشويق ميكردند.
استقبال مردم جويبار چگونه بود؟ كميل قاسمي: مردم جويبار مثل هميشه سنگ تمام گذاشتند و استقبال بسيار خوبي كردند. خيلي خوشحالم كه توانستم دل مردم ايران و مخصوصاً مردم جويبار را شاد كنم.
با تشكر از وقتي كه در اختيار ما گذاشتيد. خواهش ميكنيم. ممنون از شما كه حرفهاي ما را منعكس ميكنيد.