
وقتي اين كمكرسانيها عمومي شد به نوعي عمق فاجعه هم بيشتر نمايان گرديد. اقشار مختلف مردم از جايجاي كشور اسلاميمان فارغ از نگاههاي قوميتي به كمك شتافتند، برخلاف برنامه رسانههاي استعماري از جمله روباه پير انگليس كه سالها در پي ايجاد تفرقهافكني ميان اقوام ايراني بوده است كه البته تا حدودي هم موفق بودهاند و شيطنتهايي هم داشتهاند مانند جعل اخبار حضور بازيگران هاليوودي در آذربايجان شرقي مانند آنجلينا جولي.
اهالي سينما نيز به تبعيت از ساير آحاد جامعه وارد ميدان كمكرساني شدند كه در اين ميان فرصتي براي تطهيرسازي و نوعي تبليغ برخي بازيگران مطرود سينما هم به وجود آمد كه بماند... اما آنچه بييشتر از همه خودنمايي ميكرد آميختگي خدمترساني برخي سينماگران با مسائل سياسي بود كه بيشتر بيانگر تصنعي بودن كمكهاي مردميشان بود تا خدمترساني به مردم زلزلهزده آذربايجان شرقي از جمله كارگرداني كه بازيگر جوان فيلم«قلادههاي طلا» را از تيم كمكرساني سينماييها به مردم زلزلهزده اخراج كرده بود.
علي رام كه بازي زيبايش در نقش بدمنفيلم «قلادههاي طلا» تحسين بسياري از مخاطبان و منتقدان را برانگيخته بود، در مصاحبهاي كه اخيراً با خبرگزاري فارس هم داشته است گلايهمند از اقدام غيرمنصفانه كمال تبريزي، گفته: بعد از فيلم «قلادههاي طلا» با آنكه انتظار داشتم به من پيشنهادهاي كاري داده شود ولي اين پيشنهادات تا حد ممكن پايين بوده است، البته تنها علي رام نبوده كه به اينگونه برخوردهاي سياسي اهالي سينما مبتلا شده است، زماني هم كه افتخاري خواننده محبوب كشورمان با رئيسجمهور مصافحه كرد، از سوي همطيفيها و برخي از هنرمندان بايكوت شد. چنين رفتارهايي نشاندهنده اوج سياسي بازيهاي غيرمنطقي در فضاي هنري است كه قسمت اعظم بودجه خود را از بيتالمال كسب ميكند. يكي از فيلمسازان و كارگردانان هاليوود ميگويد:«برايم خيلي عجيب است هيچ كجاي دنيا از بودجه دولتي تغذيه نميشوند تا در مقابل دولت بايستند و هر چه ميخواهند بسازند و بگويند در حالي كه در ايران، سينما از بودجه دولتي تأمين ميشود، سپس در قالب فيلم عليه دولت و نظامشان حرف ميزنند.»
متأسفانه آزادي بيش از اندازه كه به برخي از اهالي سينما داده شده باعث گرديده تا فيلمهايي مثل «گشت ارشاد» يا «زندگي خصوصي » يا فيلمهاي سخيف و بيمحتوايي را بسازند و به تاريخ سينما و ملت ايران تحويل دهند، هرچند ما معتقد به آزادي بيان و آزادي اهالي هنر هستيم اما سؤال اينجاست كه چرا سينماي ايران كمترين ديني به آرمانها و ارزشهاي نظام از خود نشان نميدهد و افرادي هم كه به نوعي در اين عرصه فعاليت دارند را غيرمنصفانه بايكوت ميكنند.
علي رام و ديگر بازيگران فيلم«قلادههاي طلا»توانستند با نقشآفريني خوبشان بخشي از تاريخ سياسي معاصر كشورمان را كه به زعم امام خامنهاي از آن به عنوان دوران فتنه تعبير شده است، به تصوير بكشند، هر چند كافي نيست و بايد بيشتر از اين فيلم و سريال ساخت ولي به هرحال گوياي حقيقت غيرقابل انكاري بود كه در همين سالهاي اخير اتفاق افتاد. به طور حتم رسالت سينماي جمهوري اسلامي است تا چنين اتفاقاتي را ثبت كند تا براي هميشه در خاطره جمعي ملت ايران و آيندگان ماندگار بماند نه اينكه چنين برخوردهايي از خود بروز دهند، اميدواريم سينماي ملي ايران ديگر از خواب خرگوشي خود بيدار شود و در زمان حال باشد و بداند چه رسالتي به دوش دارد نه اينكه همچنان در رؤياي ۴۰ سال قبل به سر ببرد.