اين شاعر، فيلسوف، سياستمدار و متفكر مسلمان پاكستاني در كتاب فلسفه خود پيشبيني ميكند كه تهران در آينده «قرارگاه مسلمانان» خواهد شد. روزهايي كه گذشت ايران به عنوان يك كشور مسلمان، به عنوان رئيس دومين مجمع عمومي بينالمللي برگزيده شد. با گذشت سه دهه از انقلاب اسلامي و با ايستادگي مثالزدني بر آرمانهايي برگرفته از مفاهيم اسلام ناب امروز ايران اسلامي به نقش و جايگاهي فراتر از سرزمينهاي اسلامي دست يافته است.
مقام معظم رهبري در خرداد سال ۶۹ با تعابير زير به بركت بلند كردن پرچم اسلام، ايران را براي ملتهاي مسلمان اميدبخش ميخواند: «ما در شكلدهى و راهاندازى حركت اسلامى در جهان، هيچ نقش مستقيم و غيرمستقيمى كه از روى برنامهريزى و طراحى ما باشد، نداريم، از اول هم نداشتيم. نقش، از آن اسلام است، يعنى همين كه ملت ايران توانستهاند پرچم اسلام زندگىساز و اسلام مبارز، نه اسلام تسليم در مقابل دشمنان خدا، نه اسلام طاغوت و نه اسلام امريكايى - همانطورى كه امام عزيزمان تعبير كردند - بلكه اسلام ناب محمدى(ص) را بلند كنند، در دست محكم نگهدارند و متزلزل نشوند. نفس همين، براى ملتهاى مسلمان دنيا اميدبخش است.» (سخنراني در ديدار با خانوادههاي معظم شهدا و جانبازان- ۲/۳/۶۹)
تحقق پيشگويي اقبال در همان دهه اول انقلاب محقق شد و بسياري از مسلمانان آزاده در جهان اسلام با پذيرش آرمانهاي اسلامي ايران، رهبري قرارگاه اسلام را در ايده و عمل به ايران دادند. طي سالهاي اخير و به خصوص با آغاز موج بيداري اسلامي بسياري از اصحاب غيروابسته كشورهاي اسلامي در حال تحول، اذعان نمودند كه براي تحقق انقلاب و طي مسير درست آن در كشورشان، انقلاب ايران را الگو قرار دادهاند. احياي اسلام ناب، هويتدهي به مسلمين، وحدتگرايي در بين مسلمانان، تعريف دشمن مشترك، مردمداري و مسائلي از اين دست شاخصههاي خاص انقلاب ايران براي تبديل شدن به اين الگو بودهاند كه در اينجا مجالي براي پردازش هر يك از آنها نيست.
نكته اساسي و قابل ذكر اين است كه اكنون ايران خود را بايد فراتر از مرزهاي كشورهاي اسلامي بداند و ببيند، فراموش نميكنيم وقتي رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران در ارديبهشت سال گذشته پيشبيني كردند كه موج بيداريهاي اخير تا قلب اروپا پيش خواهد رفت، كسي تصور نميكرد سال ۹۱ بستر خيزشي مردمي بزرگي در اروپا و حتي در امريكا باشد. «من به شما عرض بكنم، فقط اين نيست كه در كشورهاى شمال آفريقا و منطقه غرب آسيا كه امروز ما در آنجا قرار داريم، حركات بيدارىاى به وجود آمده باشد، اين حركت بيدارى تا قلب اروپا خواهد رفت.
آن روزى پيش خواهد آمد كه همين ملتهاى اروپايى عليه سياستمداران و زمامداران و قدرتمندانى كه آنها را يكسره تسليم سياستهاى فرهنگى و اقتصادى امريكا و صهيونيسم كردند، قيام خواهند كرد. اين بيدارى، حتمى است. حركت ملت ايران، امتداد و عمقش اينهاست، حركت عظيمى است» (سخنراني در ديدار با معلمان ۱۴/۲/۹۰).
اتفاقات اروپا و امريكا، تقويت جايگاه بينالمللي ايران با رياست بر گروه نم و گسترش موج اسلامخواهي در سراسر جهان را كه كنار هم قرار دهيم بايد گفت پيشگويي اقبال براي دهه دوم انقلاب صادق بود، اما اگر اقبال امروز زنده بود، ميديد انقلاب اسلامي ايران در دهه سوم توانست با اصرار و ايستادگي بر آرمانهاي اوليه خود در دهه سوم حيات خود مورد توجه جهانيان قرار گيرد و چه بسا رهبري جهان آينده (در دهه چهارم انقلاب ايران) در دست ايران اسلامي باشد.