تقارن اين روز با برگزاري اجلاس جنبش عدم تعهد در تهران و تشريح جنايتهاي تروريستي صورت گرفته نسبت به دولتمردان و نخبگان علمي و هستهاي كشورمان در طول بيش از سه دهه از عمر انقلاب در اين اجلاس، گوياي اين واقعيت است كه با وجود سكوت مجامع بينالمللي در اين مدت، اكنون زمان آن فرا رسيده تا يك بار براي هميشه، سازمانها و جنبشهاي مستقل جهان، دست همت به هم داده و عملاً با مظاهر آشكار تروريسم به مبارزه برخيزند.
آن روز كه شهيد محمدعلي رجايي در مقام رئيسجمهور براي شركت در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل به مقر اين سازمان در نيويورك رفت و شروع سخنراني خود را با نشان دادن بخشي از ظلم و ستم نظام استبدادي مورد حمايت امريكا به تصوير كشيد و پاهاي شكنجه شده خويش را مصداقي بارز از آزادي مورد ادعاي مدعيان دروغين حقوق بشر معرفي كرد، شايد نميدانست آنهايي كه طراح شكنجههاي دهشتناك دهه ۴۰ و ۵۰ در ايران بودند اين بار با آغاز يك انقلاب مردمي، درصدد برآمدهاند با فروافتادن تشت رسواييشان از بام، كار ناتمام خويش را با طراحي يك اقدام تروريستي بزرگ ديگر تمام كنند.
اين بود كه شهيد رجايي تاوان سنگين تظلمخواهي خود را در همان آغازين روزهاي مسئوليتش پرداخت و با شهادت خود، رسوايي ديگري را براي دنياي پرمدعاي حقوق بشري امريكا و اذنابش رقم زد. شهادت رجايي و باهنر مصداق روشني از تروريسم سازماندهي شده غرب عليه كشوري مستقل بود كه نميخواست در سيطره دنياي غرب قرار گيرد.
آن روز اعضاي جنبش عدمتعهد درك درستي از آن فضا و اقداماتي كه عليه كشورهايي همچون جمهوري اسلامي ميشد، نداشتند و شايد هم اقداماتي از جنس ترور دولتمردان ايراني به دليل عدم شناخت آنها از شعارها و آرمانهاي انقلاب اسلامي بر ايشان، نامفهوم بود، ولي امروز كه در كنار اجلاس تهران، تصاوير خودروهاي منفجر شده دانشمندان هستهاي ايران به نمايش گذاشته شده است و وزراي خارجه و سران جنبش عدمتعهد با چهرههاي معصوم آرميتا و عليرضا فرزندان شهيدان هستهاي رضايينژاد و احمديروشن مواجه ميشوند، قطعاً مفهوم تروريسم بهتر درك ميشود.
امروز آنها در كنار ترور دولتمردان كشورهاي مستقلي همچون ايران، شاهد انواع ترورهاي دولتي توسط رژيم صهيونيستي با مديريت امريكا در افغانستان، عراق، لبنان، سوريه و... هستند و ترورها محدود به شهيدان رجايي، باهنر، بهشتي، شهرياري، عليمحمدي، احمديروشن، رضايينژاد، صياد شيرازي، لاجوردي و هزاران شهيد ايراني نميشود، بلكه دايره ترور شخصيتها و دانشمندان به پهناي همه كشورها كه در مقابل نظام سلطه و رژيم صهيونيستي «نه» گفتهاند، كشيده شده است.
از همين روست كه هوشمندانه در تقويم انقلاب اسلامي ايران، روز هشتم شهريور، روز مقابله با تروريسم نامگذاري شده است تا با اين نامگذاريها، اولاً ملت ايران بداند چه تاريخ پرفراز و نشيبي را طي كرده است و براي دستاوردهاي خود چه هزينه سنگيني را پرداخت كرده است و كشورهاي ديگر از جنس جنبش عدمتعهد كه تصميم گرفتهاند از سيطره قدرتهاي سلطه خارج باشند، بدانند براي رسيدن به آزادگي، استقلال، پيشرفت و خوداتكايي چه مسير سختي را بايد طي كنند و در صورت طي اين مسير عزتمندانه با چه آينده روشني مواجه خواهند شد.
هشتم شهريور و روز مبارزه با تروريسم، زمان درنگ و تأمل دولتمردان، سازمانهاي بينالمللي و افكار عمومي جهان است تا بار ديگر پديده زشت تروريسم را كالبدشكافي كنند و براي مقابله با طراحان، برنامهريزان، حاميان و عناصر عملياتي آن يك ساز و كار مناسب و نسخه كاربردي طراحي كنند كه در اين رهگذر، يكي از بهترين نهادهاي تصميمگير براي مقابله با اين پديده وحشتناك جامعه بشري، جنبش عدم تعهد است كه از ظرفيت بالايي برخوردار ميباشد.