جوان: مصر تا چندين دهه به كمكهاي امريكا متكي بود و تا قبل از اين، سالانه ميليونها دلار دريافت ميكرد. اما حالا محمد مرسي قصد دارد تا چند روز ديگر در جست و جوي سرمايهگذاري، به چين برود و اين پيام واضحي است كه او سعي دارد موازنه را تغيير داده و از غرب تغيير جهت بدهد.
مصر نيازمند پول فوري امريكا، صندوق بينالمللي پول و پادشاهيهاي خليج –فارس – است ولي هيوز ميگويد: براساس منافع ژئو پلتيك قاهره، مصريها ميخواهند با چين روابط بهتري داشته باشند تا شكاف موجود طوري پر شود كه ديگر بيش از اين به غرب متكي نشوند.
هيوز معتقد است: پكن در عوض، آشكارا نيازمند دسترسي به مديترانه و برخي اولويتهاي كانال سوئز است، يعني همان چيزي كه الان امريكاييها در اختيار دارند. او ميگويد: هرچند در نگاه اول ممكن است چين چيز زيادي به دست نياورد ولي واقعيت اين است كه اين دو مسئله به اندازه كافي بزرگ است و چينيها به دنبال دسترسي به بندرها هستند. او ميگويد: آنها ميخواهند خودشان را با يك غيرمتعهد، متحد كنند. متحد شدن با مصر و گرفتن آن از ما- امريكا- براي چين يك پيروزي است.
بر هيچ كسي پوشيده نيست كه مرسي بعد از چين به ايران خواهد رفت؛ كشوري كه يكي از خارهاي چشم غرب در حال حاضر است. با توجه به تنشهاي موجود درباره برنامه هستهاي ايران، اين يك حركت كاملاً تحريكآميز است، با اين حال احساسات بين قاهره و تهران مشترك است. هيوز با توضيح اينكه مصر ميتواند از مناسباتش به عنوان اهرمي براي فشار بر اسرائيل براي توقف لفاظي در مورد حمله به ايران استفاده كند، ميگويد: حلقه ناگفته در اينجا اسرائيل است. او توضيح ميدهد: در اينجا يك ارتباط وجود دارد تا مرسي شبيه به يك نابغه ژئوپلتيك به نظر برسد. اگر او بتواند اسرائيل را مجبور كند از صحبت كردن درباره حمله به دست بردارد، اين واقعاً كاري شگفتانگيز است. هيوز با بيان اينكه اخوانالمسلمين كه مرسي نماينده آن است، مشكلات عديدهاي با عربستان سعودي دارد ميگويد: گذشته از همه اينها، اگر مصر، ايران را شريك خودش بداند، ديگر بر امريكا يا اسرائيل اتكا نخواهد كرد. اين يك پويايي جالب است. هرچند اخوانالمسلمين سني است و ايران شيعه، ولي اين دو مشتركات زيادي عليه عربستان دارند.
نزديكي مصر به ايران البته براي اسرائيل تحريككننده است. امريكا نگران خشونت نهان در منطقه مرزي سينا است و هيلاري كلينتون وزير خارجه ميخواهد بين طرفين گفت و گو ايجاد كند. مايكل هيوز اين را خاطر نشان ميكند كه اخوانالمسليمن و مصر، در حال دور شدن از امريكاست، هر چند اين دور شدن آرام است و در نهايت اسرائيل نيز خواهد فهميد كه آنها نيز بايد با توپ بازي كنند- كاري انجام بدهد- بنابر اين اسرائيل و مصر بايد اختلافاتشان را بر سر سينا برطرف كنند زيرا هر دو طرف نفعشان در شكست دادن تروريسم است. در بلندمدت اسرائيل خواهد فهميد كه مصر همه توپها را در زمين خود دارد، زيرا اسرائيل وابسته به توافقنامههايش با مصر است؛ توافقنامههايي كه تلآويو را تهديد به مرگ ميكنند.
در شرايطي كه مرسي در قدرت است، مصر قصد دارد به يك بازيگر اصلي تبديل شود و مرسي به زودي قصد دارد توازن منطقه را به هم بزند. هيوز ميگويد: آينده مرسي كاملاً درخشان است. او نوعي پايان بازي در ذهن خودش ترسيم كرده اما ما نميدانيم كه اين پايان چيست ولي اميدواريم خلافت نباشد. او نتيجه ميگيرد: به نظر من، ايران و مصر ميخواهند كه در مقابل سعوديها و امريكا توازن ايجاد كنند.