کد خبر: 482956
تاریخ انتشار: ۲۳ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۸:۳۸
گفت‌وگوي اختصاصي «جوان» با عموهاي فيتيله‌اي و تهيه كننده «آسه آسه، قصه قصه»
شهر فيتيله‌اي (ديزني‌لند ايراني) در راه است

هشت سال پيش برنامه‌اي براي ۱۵ دقيقه به صورت آزمايشي روي آنتن گروه كودك شبكه دو رفت كه در همان ۱۵ دقيقه توانست جواز حضور مداوم خود را كسب كند و آنقدر خوب از كار درآمد كه هشت سال پس از آن اجرا، هر جمعه مهمان شبكه دو سيما شد. «فيتيله جمعه تعطيله» نام برنامه‌اي بود كه علاوه بر كودكان و نوجوانان توانست توجه مخاطبان بزرگسال را هم به خود جلب كند. موفقيتش تا به آنجا پيش رفت كه بسياري از بچه‌ها صبح جمعه را به اميد تماشاي آن از خواب برمي‌خاستند. عموهاي فيتيله‌اي كه از سال ۷۰ كار كودك در تلويزيون را آغاز كرده‌اند، اين روزها در عرصه سينما و نمايش خانگي هم مي‌درخشند.

آخرين كارشان در اين شبكه، سريال «آسه آسه قصه قصه» است كه چند هفته‌اي است به روي پيشخوان رسانه خانگي قرار گرفته است. به همين بهانه از علي فروتن، محمد مسلمي و حميد گلي يا همان عموهاي فيتيله‌اي معروف و عليرضا آقايي تهيه كننده «آسه آسه، قصه قصه» دعوت كرده‌ايم تا با حضور در روزنامه پاسخگوي پرسش‌هاي ما باشند. 

آقاي آقايي! از مجموعه «آسه آسه، قصه قصه» بگوييد كه چند هفته‌اي است در شبكه خانگي عرضه شده. چه زماني توليد شده و چند قسمت دارد؟
آقايي: مجموعه «آسه آسه، قصه قصه» سال گذشته توليدش آغاز شد و اسفند ماه به پايان رسيد و يك مجموعه ۲۰ قسمتي است كه در هر قسمت آن به يك موضوع آموزشي مي‌پردازد كه بر مبناي طرح ملي حكمت آموزش و پرورش است. طرح ملي حكمت به تمام آموزش‌هاي اضافي و مجموعه سازوكارهاي اصول زندگي مود نياز بچه‌ها، مي‌پردازد. به عنوان مثال نظم و وقت‌شناسي و احترام و قدرت نه گفتن. «آسه آسه، قصه قصه» ماجراي محله‌اي است به نام آبسردار كه در دكوري نزديك به ۷۰۰ متر مربع پياده‌سازي شده است. يك گروه نمايشي با يك گاري هفته‌اي يك‌بار در محله نمايشي را اجرا مي‌كنند. عموماً در محله اتفاقي به عنوان پيش قصه مي‌افتد كه نمايش گروه نمايشي به آن اتفاق پاسخ مي‌دهد و پس از پايان نمايش و رفتن گروه نمايشي از محله، ما اثر نمايش را در محله مي‌بينيم.

«آسه آسه، قصه قصه» هم فضاي طنز دارد؟
بله. نمايش‌ها كاملاً شاد و در فضايي اكتيو اتفاق مي‌افتند و در هر قسمت از نمايش بين سه تا پنج قطعه ترانه اجرا مي‌شود. فضا پر از رنگ است و شاد و در هر نمايش هم تعدد كاراكترها را داريم، يعني چهار بازيگر گروه نمايشي كه متشكل از سه عمو فيتيله‌اي و خانم الهام پاوه‌نژاد هستند، در هر قسمت بين سه تا پنج كاراكتر و تيپ را بازي مي‌كنند كه ممكن است كاملاً با هم متفاوت باشند. قريب به ۵۰۰ دست لباس و تعداد زيادي ماسك با آكساسوارهاي مختلف هم در اين سريال استفاده شده است. يك آيتم عروسكي هم در مجموعه وجود دارد كه خانم مريم سعادت طراحي و كارگرداني‌اش كرده‌اند، ماجراي يك جيرجيرك و يك شاپرك است كه با هم آشنا مي‌شوند. شاپرك يك خواننده كلاسيك است، جيرجيرك هم يك نوازنده كمانچه است. اين كارهم شاد است كه در هر قسمت از «آسه آسه، قصه قصه» يك قسمت از آيتم عروسكي آوازه خوان‌هاي كودك به مدت پنج تا هفت دقيقه وجود دارد.

پخش «آسه آسه، قصه قصه» به چه صورت است؟
مجموعه دو هفته يك بار وارد بازار مي‌شود، اما يك وقفه‌اي در توزيعش به دليل ناهماهنگي‌هاي پخش ايجاد شد و ما توزيع قسمت دوم را براي هفته اول شهريور ماه گذاشته‌ايم.

دليل ورود عموهاي فيتيله‌اي به رسانه خانگي چه بود؟
به چند دليل. اول اينكه ما قريب به ۱۳ ميليون خانواده در ايران داريم و در مقابلش شبكه‌هاي محدود تلويزيوني اما نياز كودكان بيشتر از ظرفيت برنامه تلويزيوني است. از طرف ديگر ما با معضلي به نام شبكه‌هاي فارسي زبان روبه‌رويم.

در اين ميان ما بايد با پر كردن ظرفيت خالي جلوي هجوم ماهواره را بگيريم چون مخاطب ايراني ترجيح مي‌دهد كه برنامه توليد داخلي كه خيالش بابت سلامت آن راحت است را براي فرزندش تهيه كند تا اينكه بخواهد برنامه ماهواره‌اي را كه در اثر فشار اطرافيان هم تهيه‌اش كرده در مقابل ديدگان كودكش بگذارد. البته دليل اقتصادي هم داشتيم چون شبكه نمايش خانگي يك ماركت جديد و فتح نشده است. 

اين در حالي است كه در ژانر «كودك و خانواده» كارهاي متعددي در اين بازار مي‌بينيم اما شايد كمتر از ۱۰ درصد اين كارها ايراني است. شايد اين آثار خارجي از لحاظ فني هم خيلي خوب باشد اما قطعاً متناسب با ساختارهاي جامعه ما نيستند. ما نياز جامعه را مي‌دانيم و عموهاي فيتيله‌اي هم كه هشت سال است امتحان خودشان را پس داده‌اند. از طرف ديگر مخاطبان ما فقط كودك نيستند و همانطور كه از گزارش‌هاي روابط عمومي سيما برمي‌آيد قسمت اعظمي از مخاطبان فيتيله‌اي‌ها خانواده‌ها هستند و از آنجا كه اين روزها، زماني كه اعضاي خانواده دور هم جمع مي‌شوند خيلي كم شده است، چنين برنامه‌هايي باعث مي‌شود كه اعضاي خانواده ساعتي با يكديگر به تماشاي اين سريال بنشينند و از آنجا كه سي دي هم هست زمان تماشاي آن هم در اختيار خانواده قرار دارد.

ساير عوامل گروه چه كساني هستند؟
خانم پاوه‌نژاد بازي بسيار متفاوتي در اين كار داشت. او پيش از اين سابقه كار كودك نداشت و يك الهام پاوه‌نژاد جديد را در اين سريال مي‌بينيم. موسيقي كار بر عهده آقاي آريا عظيمي‌نژاد است و ترانه‌ها را هم اهورا ايمان و همسرشان مريم استقامت سروده‌اند. كارگرداني تلويزيوني كار هم بر عهده خانم مريم مصفا است و كارگرداني هنري كار را آقاي حميد گلي و علي فروتن انجام داده‌اند.

به يك سري محدوديت‌هايي اشاره كرديد كه در سيما هست اما در شبكه خانگي با دست بازتري مي‌توان كار كرد. كدام محدوديت‌ها مدنظرتان است؟
محدوديت‌ها به دليل زنده بودن برنامه فيتيله‌اي‌هاست و عقلاني هم هست. از طرف ديگر طبيعي است كه وقتي گستره مخاطبان يك برنامه در حد تمام انسان‌هاي يك كشور است خطوط قرمز تنگ‌تري داشته باشد. البته اين ضعف تلويزيون نيست بلكه خصوصيت رسانه تلويزيون است.

فروش سريال «آسه آسه، قصه قصه» چطور بود؟
به رغم اينكه پخش ما بسيار ضعيف بود، فروشمان خيلي خوب از كار درآمد. ضمن اينكه خيلي‌ها تصور مي‌كردند كه اين همان برنامه فيتيله تلويزيون است كه سي دي‌اش به بازار آمده است.

كار در شبكه خانگي را ادامه مي‌دهيد؟
قطعاً اين كار را خواهيم كرد اما اين به آن معنا نيست كه فصل دو «آسه آسه، قصه قصه» را مي‌سازيم. همين حالا در حال پيش توليد كار بعدي هستيم كه در فضاي كاملاً متفاوت قرار دارد.

عوامل كار جديد هم همين عوامل «آسه آسه، قصه قصه» هستند؟
دليلي ندارند كه همه عوامل يكسان باشند.

عموهاي فيتيله‌اي چطور؟
عموهاي فيتيله‌اي كه هستند اما شدت و حدت حضورشان ممكن است متفاوت باشد.

راستي آقاي قناد مدتي است كه ديگر در گروه فيتيله‌اي‌ها نيست. چرا؟
يك همكاري هيچ دليل ندارد پيوسته و مادام‌العمر ادامه پيدا كند. حالا ممكن است اين سؤال پيش‌بيايد كه چرا همكاري عموهاي فيتيله‌اي همكاريشان پيوسته است؟ چون عموهاي فيتيله‌اي برندي است كه در آن سه نفر تلفيق شده‌اند و اينها به فراخور شرايط و اتفاقاتي كه مي‌افتد، افرادي به آنها اضافه و كم مي‌شوند. مثلاً خانم پاوه‌نژاد در پروژه «آسه آسه، قصه قصه» با عموهاي فيتيله‌اي همراه بودند، دليل ندارد كه هميشه همراه آنها باشند. دوم اينكه يك سري اختلاف سليقه ميان آقاي قناد و عموهاي فيتيله‌اي وجود داشت و اين اختلاف سليقه‌ها باعث شده كه همكاريشان به پايان برسد. آقاي قناد هنرمند باسابقه‌اي هستند و شايد در حال حاضر بهترين شومن برنامه كودك در ايران هم باشند اما شومن هستند، نه بازيگر. اين همكاري هم پايان يافته و آقاي قناد برنامه خودشان «جمعه به جمعه خونه به خونه» را دارند و برنامه فيتيله هم سر جاي خودش است.

با توجه به اينكه ژانر كودك در حال حاضر حلقه مفقوده سينماي ما شده به نظر شما حضور عموهاي فيتيله‌اي در سينما نمي‌تواند رونقي به اين ژانر در سينما ببخشد؟
قطعاً حضور عموهاي فيتيله‌اي در سينما ادامه پيدا مي‌كند اما اين بار زماني مي‌آييم كه كارمان به لحاظ متن و كارگردان و تهيه كنندگي، حرفي براي گفتن داشته باشد.


واژه فيتيله خاطرات خوش كودكي را تداعي مي‌كند

آقاي مسلمي! اسم فيتيله اصلاً از كجا آمد؟
مسلمي: از كودكي همه به ياد داريم مدرسه كه تعطيل مي‌شد، بچه‌ها مي‌گفتند فيتيله، فردا تعطيله يا فيتيله جمعه تعطيله و كلمه فيتيله همواره موجي از شادماني را در خود داشت و خاطره خوبي از فراغت را در ذهن كودكان تداعي مي‌كرد، همين شد كه اسم برنامه را گذاشتيم فيتيله جمعه تعطيله و ما به عموهاي فيتيله‌اي معرفي شديم.

چه شد كه عموهاي فيتيله‌اي يكديگر را پيدا كردند؟
سال ۶۴ من و آقاي گلي مدرسه هنر و ادبيات صدا و سيما مي‌رفتيم و زير نظر آقاي خمسه و آقاي هرمز هدايت تئاتر كار مي‌كرديم. در يكي از كارهايمان با آقاي فروتن آشنا شديم. پس از گذشت سال‌ها متوجه شديم كه ما سه نفر مي‌توانيم با هم كار كنيم. اجراهاي مشترك متعددي هم در تئاتر شهر و كانون پرورش فكري داشتيم. با تريلي كانون پرورش فكري به شهرستان‌هاي مختلف مي‌رفتيم و نمايش اجرا مي‌كرديم اجراهاي تلويزيوني‌مان هم از سال ۷۰ شروع شد. 

گلي: آن سالها كار با بچه‌هاي جدول شروع شد. بعد پالام پولوم پيليم، يك تابلو يك حماسه، دالي، مي‌خواهم داستان بنويسم، شيرين‌تر از الاغ پر، چمدان، ناجورها، عكاسخانه، به به چه هوايي را به روي آنتن برديم و هشت سالي هم هست كه با فيتيله مهمان مردم هستيم. در ابتداي كار قرار بود ما تنها يك ربع به صورت آزمايشي كار فيتيله را اجرا كنيم اما همان يك ربع به نحوي فضاي آنتن را زنده كرد كه مدير گروه كودك تصميم به ادامه اين برنامه گرفت و برنامه «فيتيله جمعه تعطيله» ماحصل آن زمان است.

سوژه‌هاي برنامه فيتيله براي بچه‌ها ملموس است، مديريت انتخاب اين موضوعات به چه صورت است؟
مسلمي
: ما يك تيم نويسنده داريم و كارشناساني كه با آنها مشورت مي‌كنيم. اين ايراد همواره به ما گرفته مي‌شود كه چرا برخي از آيتم‌هايتان براي مخاطب بزرگسال است. اين فرم كار ما است چون مخاطب ما كودك و خانواده است، به دليل اينكه تمام اعضاي خانواده را دور هم جمع كنيم و براي هر مخاطبي در هر سني طراحي و برنامه‌ريزي كرديم. مثلاً بخش‌هاي نقالي و شاهنامه خواني شايد به درد مخاطب خردسال نخورد اما مخاطبان نوجوان و جوان و بزرگسال را دربر مي‌گيرد. شايد همين تنوع سوژه است كه باعث شده پس از گذشت اين همه سال فيتيله به ورطه تكرار نيفتد.

به نظر شما عامل پايداري و بقاي گروه عموهاي فيتيله‌اي چي بود؟
مسلمي: هدف مشترك و عشق واحدي كه در دل ما سه نفر وجود دارد كه بحث‌هاي مالي جايي در آن ندارد، دليل اين تدوام شده است. هميشه كارمان را خدمت به مردم مي‌دانستيم و اين هدف مشترك باعث شد كه هيچ چيز نتواند ما را از هم جدا كند.

از فروش فيلم سينمايي «فيتيله و ماه پيشوني» راضي بوديد؟
گلي: اتفاقاتي كه در اكران نوروز امسال افتاد، گريبان فروش «فيتيله و ماه پيشوني» را هم گرفت. از طرف ديگر اكران فيلم ما در نوروز هم مناسب نبود چون برنامه فيتيله در طول عيد هر روز آنتن داشت و از طرف ديگر ديد و بازديد عيد و مسافرت‌ها باعث شد كه فروش فيلم آنچنان چشمگير نباشد. از طرف ديگر بچه‌ها براي رفتن به سينما وكيل مي‌خواهند و اين پدر و مادرها هستند كه بچه‌ها را مي‌برند.

تئاتر به طور كلي و بالاخص تئاتر كودك بسيار مظلوم واقع شده است. شما با حضور در تئاتر كودك هم مي‌توانيد كودكان و نوجوانان را به ديدن تئاتر تشويق كنيد؟
گلي: يك بحث فرهنگ تئاتر در كشور است و بحث ديگر امكان اجراي تئاتر كه بايد در كنار هم بررسي شوند. بچه‌ها هميشه آخرين افرادي هستند كه به آنها پرداخته مي‌شود. در حال حاضر تنها تالار هنر براي تئاتر كودك و نوجوان وجود دارد كه براي شهري به بزرگي تهران خيلي كم است.

در سال‌هاي اخير يك‌سري مشكل ميان گروه فيتيله و مديران تلويزيوني اتفاق افتاد كه منجر به وقفه‌هاي متعدد كار شد. ماجرا از چه قرار بود؟
علي فروتن: قطاري كه حركت نمي‌‌كند، سنگ هم نمي‌خورد. عموما چنين مشكلاتي براي برنامه‌هاي پربيننده و پرمخاطب اتفاق مي‌افتد. يكي از مسائل برنامه فيتيله موزيكال بودن آن است. بالاخره هستند كساني كه از پخش برخي از موسيقي‌ها براي كودكان در برنامه فيتيله ناراضي هستند و گهگاه معترض مي‌شوند. يك‌سري مشكلات بود كه خدا را شكر دارد حل مي‌شود و شكل جديد فيتيله به زودي به روي آنتن مي‌رود.

پس از آنكه شما با نام عموهاي فيتيله‌اي وارد تلويزيون شديد و توانستيد موفق ظاهر شويد، موجي از خاله‌ها و دايي‌ها و عمه‌ها در تلويزيون به راه افتاد و اين موضوع را دچار تكرار كرد. نظر شما در اين خصوص چيست؟
فروتن: به نظر من اگر كار درست و به جا باشد حتي اگر به اندازه موهاي سر هم عمو در تلويزيون داشته باشيم اشكال ندارد، اما اين عموها اول بايد برادري خودشان را ثابت كنند بعد ادعاي عمو بودن كنند! موفقيت فيتيله حاصل سال‌ها تلاش و اجراهاي مختلف در تمام نقاط كشور است. ما گستردگي مخاطبان را لحاظ مي‌كنيم و حتي بينندگان ايراني ساكن در خارج از كشور را هم در نظر مي‌گيريم تا هر كسي از هر كجاي دنيا از فيتيله راضي باشد. 

مهم‌ترين اصلي كه ما در كار در نظر گرفتيم صداقت با بچه‌ها بود و اينكه به بچه‌ها راست بگوييم. اگر به آنها مي‌گويم دوستتان داريم واقعاً دوستشان داشته باشيم و كارهاي خوبي كه به آنها ياد مي‌دهيم، خودمان هم انجام دهيم. اينكه يكسري بخواهند اداي يك گروهي را در بياورند به صرف موفقيت آنها، كار قشنگي نيست، مهم اين است كه خود من چه دارم. اعتقاد من اين است آنهايي كه اسم عمه و دايي و خاله را به روي خود مي‌گذارند ابتدا بايد ارتباطشان را با بچه‌ها برقرار كنند. 

گلي: متاسفانه ما در اين سال‌ها با كمبود افرادي كه در عرصه كودك موفق هستند روبه‌رويم. بسياري از پيشكسوتان اين عرصه از دنيا رفته‌اند يا ديگر كار كودك نمي‌كنند، مانند آقاي ژيان و با كمال تأسف جايگزيني براي آنها ايجاد نشده است. اما اين روزها همه توليدات محدود به برنامه زنده شده، برنامه‌هايي كه با حداقل امكان مي‌خواهند به آنتن بروند. چند روز پيش آقاي مسلمي را از طرف سازمان خواستند و ايراداتي را به بخشي از بازپخش قسمت‌هاي سريال فيتيله كه چند سال پيش پخش شده بود، وارد كرده بودند! جالب اينجاست كه در زمان اجراي اول هيچ ايرادي نگرفته بودند! متأسفانه برخي انتقادات از نگرشي سليقه‌اي نشأت مي‌گيرد.

عجيب‌ترين ايرادي كه به برنامه‌تان گرفته‌اند، چه بود؟
گلي: عجيب‌ترين اتفاق برمي‌گردد به برنامه فيتيله نوروز امسال. پس از پايان برنامه نوروز يك سري از برنامه سازان را براي تقدير به سازمان دعوت كردند. دو سه هفته بيشتر از اين ماجرا نگذشته بود كه ما را براي ارائه برخي توضيحات براي همان برنامه فيتيله نوروزي كه چند وقت قبل برايش از ما تقدير كرده بودند، دعوت كردند. سؤالي كه براي ما پيش آمد اين بود كه اگر فيتيله نوروزي بد بود، چرا ابتدا از ما تقدير كردند اگر خوب بود آن بازخواست‌ها چه بود؟!

يكي از مشخصه‌هاي فيتيله، صحبت به لهجه‌هاي مختلف است. آيا اصالت شما دليل اين گويش‌هاست يا براي جذاب‌تر كردن برنامه اين كار را مي‌كنيد؟
فروتن: خود من اصالتاً بروجردي هستم و آقاي مسلمي اردبيلي هستند. اينكه من اداي يك لهجه را در بياورم با اينكه لهجه متعلق به خودم باشد، زمين تا آسمان متفاوت است. اتفاقاً اگر اين لهجه‌ها به جا باشد باعث جذب قوميت‌ها و فرهنگ‌ها به برنامه مي‌شود. البته استفاده از لهجه در برخي جاها باعث تمسخر مي‌شود. مثلاً دكتري كه اصالتاً لر است با بيمارانش با لهجه لري كه صحبت نمي‌كند، تهراني صحبت مي‌كند و اينكه يك نفر در تهران به مطب دكتري برود و دكتر با لهجه لري صحبت كند موقعيتي كميك ايجاد مي‌كند. ما سعي كرديم لهجه را محترمانه استفاده كنيم.

يكي از آيتم‌هاي خنده بازار در خصوص برنامه فيتيله بود، نظرتان در خصوص اين آيتم‌ها چيست؟
گلي: ما تعصبي در اين خصوص نداشتيم.

آوازهاي برنامه را هم خودتان اجرا مي‌كنيد؟ سابقه‌اي در اين خصوص داشتيد؟
فروتن: آقاي گلي كه خودشان موسيقي سنتي كار كرده‌اند و نوازنده تنبك هم هستند، من هم در جوار ايشان ياد گرفتم. خودم يك دوره دف كار كردم.

هميشه اين مسئله مطرح مي‌شود كه كساني كه كار هنري مي‌كنند، كودك درونشان را زنده نگه داشته‌اند. اين موضوع در مورد شما چقدر صادق است؟
گلي: به نظر من اگر آدم‌ها كودك درونشان را زنده نگه دارند، بزرگترين كمك را به خودشان كرده‌اند. به نظر من زماني كه دوران نوزادي تمام مي‌شود و بچه‌ها به فهمي از دنيا مي‌رسند تا يك زماني زندگي خوب است اما از آن به بعد ماندن در اين دنيا جذابيت آنچناني ندارد چون انسان وارد ماجراهاي ديگري مي‌شود. اگر اين بخش درون آدم‌ها باقي بماند و دلشان بخواهد كودكي شان را زنده نگه دارند، در هر شغل و جايگاه مي‌توانند اين كار را بكنند. اما براي كار با كودكان نيازمندي به اين موضوع بيشتر مي‌شود چون اگر كودك درون هنرمندان حوزه كودك زنده و فعال نباشد، كارشان تصنعي و مكانيزه از آب در مي‌آيد. مسئله‌اي هم كه در اين ميان مطرح است سليقه كودكان در هر دوره با دوره قبلي و بعدشان متفاوت است. همانطور كه بچه‌هاي قديم املت را بيشتر دوست داشتن، بچه‌هاي الان پيتزا را ما براي كار با بچه‌ها بايد پيش از هر چيز ذائقه دروني شان را بشناسيم و براي اين كار بايد كودك درونمان زنده باشد.

محمد مسلمي: كساني كه كار هنري مي‌كنند، نگاهشان به كودكي و گذشته و اتفاق‌هايي كه برايشان افتاده متفاوت تر است. ما مدام در حال مقايسه دوران كودكي‌مان با زمان حال هستيم و با زنده نگه داشتن كودكي‌هايمان به دنبال برقراري ارتباطي مؤثرتر با مخاطبان كودك هستيم.

آقاي مسلمي چرا ارتباط زنده تلفني در برنامه‌هاي فيتيله وجود ندارد؟
مسلمي: محدوديت‌هاي زماني و طراحي كلي برنامه از دلايل نبود ارتباطات زنده تلفني است، چون برنامه فيتيله ۹۰ دقيقه است مجبور شديم اولويت بندي كنيم و به اين نتيجه رسيديم كه بچه‌‌ها اگر نمايش ببينند و ترانه بشوند، مطلوب‌تر است. اما در سري جديد مسابقه‌اي به نام چيستان و معما طراحي كرده‌ايم كه مخاطبان مي‌توانند با ارتباط زنده تلفني با برنامه در تماس باشند.

عموهاي فيتيله‌اي تا به امروز در عرصه تلويزيون، سينما، شبكه خانگي و عرصه كتاب هم حضور پيدا كرده‌اند. به نظر شما جايگاه بعدي عموهاي فيتيله‌اي، كجاست؟
مسلمي: ما در تمام حوزه‌ها اين نياز را احساس مي‌كنيم و كساني كه در حوزه كودك فعال هستند، انگشت شمارند و به همين دليل ما وظيفه خودمان دانستيم كه در تمام عرصه‌هاي فعاليت كنيم و الان هم به فكر ايجاد شهر فيتيله‌اي هستيم. شهري كه داراي سينما، تئاتر و ميدان بازي باشد و بچه‌ها در آن حضور پيدا كنند.

سريال عكاسخانه نمونه‌اي بود كه عموهاي فيتيله‌اي را در عرصه سريال جدي براي مخاطب بزرگسال نشان داد. دوست نداريد تجربه عكاسخانه را تكرار كنيد؟
مسلمي: اتفاقاً به تازگي هم طرحي را ارائه كرده‌ايم كه مردم در شب‌هاي زمستان مي‌توانند كار را از شبكه دوم سيما ببينند به نام «ترشي هفت بيجار» كه براي گروه اجتماعي است و مخاطب بزرگسال دارد.

چه بازخوردهاي مستقيمي از مخاطبان فيتيله داشتيد؟ با توجه به اين همه سال تجربه كار براي كودكان، وقتي كودكان با شما روبه‌رو مي‌شوند، بازخوردهاي كودكان را چطور مي‌بينيد؟
فروتن: يكي از اساسي خصوصيات بچه‌ها، صداقت است. اينكه آنها دقيقاً آنچه به نظرشان مي‌آيد بدون محافظه كاري مي‌گويند. مثلاً يك بار يكي از بچه‌ها به من گفت من اصلاً از يكي از آيتم‌هاي برنامه شما خوشم نيامد يا موسيقي‌اش خيلي لوس است. يا مثلاً انتقاداتي به استفاده از گرز در آتينگا و پاتينگا شد كه ما گرز را حذف كرديم. يا مثلاً آقايي به من گفت، فرزندم شوك را از برنامه شما ياد گرفته و يك دستگاه شوك اسباب بازي گرفته و زماني كه من خوابم با دستگاه شوك به روي شكم من مي‌پرد.

البته اين صداقت بچه‌ها بعضي اوقات هم دردسرساز مي‌شود و بچه‌ها حرفي را مقابل دوربين مي‌زنند كه نبايد بزنند.
فروتن: خب اين مسئله اجتناب ناپذير است چون كودك چيزي را محدوديت نمي‌داند. به نظر من برخورد ما با حرفي كه كودك در برنامه زنده مي‌زند مهم است و اينكه اين مسئله چطور مديريت شود. البته بعضي اوقات خود مجري‌ها سؤالاتي از كودك مي‌پرسند كه مي‌دانند ممكن است پاسخ مسئله‌سازي بشنوند. البته فيتيله كه تمام آيتم‌هايش نمايشي است و پرسش و پاسخ آنچناني با بچه‌هاي وجود ندارد، امكان چنين مشكلاتي را هم ندارد.

برخورد بچه‌ها زماني كه شما را از نزديك مي‌بينند چطور است؟ آيا خاطره‌اي داريد؟
فروتن: يكي از لذت‌هاي كار ما اين حسي است كه بچه‌ها به ما دارند. البته برخي اوقات هم مسئله ساز مي‌شود. مثلاً ما سفري به مكه داشتيم و مقابل خانه خدا در حال عبادت بوديم اما در همان ميان برخي جلو مي‌آمدند و مي‌خواستند خوش و بش كنند كه در آن موقعيت، سخت بود. يكي از خاطره‌هاي طنز ما در يكي از سفرها با گروه فيتيله به عتبات عاليات بر مي‌گردد. به روبه‌روي حرم حضرت ابوالفضل رسيديم، مداحي در حال نوحه و مرثيه خواني بود، ناگهان بي‌مقدمه نوحه را قطع كرد و گفت براي سلامتي هنرمندان فيتيله‌اي صلوات!
يكدفعه رفته بودم مشهد در صحن آقا امام رضا(ع). يكي آمد كنارم نشست و گفت: خوبي؟ گفتم: ممنون. گفت: اومدم باهات حرف بزنم. گفتم: اين همه آدم اومدن اينجا با آقا صحبت كنن اونوقت شما مي‌خواهي با من حرف بزني؟! پاشو برو سراغ اون.

شما هنوز هم در شبكه جام جم اجرا داريد؟
فروتن: به دليل برخي تغييرات مديريتي فعلاً نه. اتفاقاً اين برنامه ما در شبكه جام جم هم «خونه به خونه» بود كه آقاي قناد براي برنامه‌شان از آن استفاده مي‌كنند. پنج سال ما در جام جم برنامه داشتيم كه خيلي موفق هم بود. متاسفانه برخي اوقات موفقيت‌ها دليلي براي نبودن آدم‌هاست. البته باز هم پيشنهاد ادامه كار در شبكه جام جم را داريم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار