اما متأسفانه بازهم قصه تكراري مرگهاي جادهاي در كشور در حال رخ دادن است و فرمانده پليسراه كشور از ۸۹ فقره تصادف فوتي و ۶۱۶ فقره تصادف جرحي در تعطيلات اخير خبر ميدهد.
مرگ و مير ۱۳۰ انسان در جادهها آن هم تنها به دليل رعايت نكردن مسائل ايمني و همچنين مجروح شدن ۹۰۰ نفر در شرايطي است كه در اين روزها بسياري از خانوادهها جشنشان تبديل به عزا شده است يا به جاي مهماني رفتنها و تبريك عيد بايد در بيمارستانهاي كشور با آن هزينههاي سرسامآور به فكر درمان آسيبديدگيهاي خود باشند.
اين در شرايطي است كه طي چند سال اخير قوانين سختگيرانه بسياري هم براي كم شدن تعداد تصادفات اخذ شده است اما متأسفانه اين قوانين سختگيرانه هيچگاه نتوانسته است در مقابل آمار دهشتناك مرگ و مير مقاومت كرده و بار آن را سبك كند.
با اين حال با وجود تمامي اين هشدارها و اعلام خطرها بازهم در يك تعطيلات چند روزه و با آمدن به محل كار آنچه خاطر آدم را مكدر ميكند، اين آمار مرگ و ميرهاست كه شايد اگر در حادثههاي ديگري همچون سقوط يك هواپيما، زلزله، توفان يا سيل رخ ميداد اكنون سر و صداي زيادي را به پا ميكرد اما متأسفانه اين مرگ و ميرهاي بسيار زياد جادهاي ديگر براي مردم تبديل به يك مسئله عادي و روزمره شده است كه مهمترين ضلع اين سوانح هم فرهنگ خود مردم به حساب ميآيد.
اينكه در تعطيلاتي دو روزه حدود ۶ هزار و ۲۰۰ دستگاه خودرو و موتوسيكلت دچار تخلف شوند و گواهينامه ۲۶۰ راننده نيز ضبط شود، بيترديد تنها جاي تأسف دارد و بايد براي اين فرهنگ بسيار غلط و اشتباه رانندگان اين وسايل نقليه تنها متأسف بود كه اينگونه جان خود و خانواده خود را به خطر مياندازند. حدود ۶۰ هزار مورد سرعت غيرمجاز، ۵۰ هزار مورد عدم استفاده از كمربند ايمني، ۱۲ هزار مورد سبقت غيرمجاز و بيش از ۷ هزار و ۵۰۰ مورد تجاوز به چپ در جادههاي كشور در طي تعطيلات رخ داده است و اين آمار با توجه به رشد روز افزون اتومبيلها و رانندگان ميتواند در آينده ترسناك باشد.
هر ۲۵ دقيقه يك نفر جان خود را در تصادفات جادهاي كشور از دست ميدهد. شايد اين حرف در زبان راحت بچرخد، به راحتي ميگوييم سالي ۲۳ هزار كشته يا ۴۴ مرگ به ازاي هر ۱۰۰ هزار نفر (ميانگين جهاني اين رقم ۱۹ نفر در ۱۰۰ هزار است) اما واقعيت اين است كه اين تعداد تلفات جادهاي از تمام كشته شدگان زلزله بم در سال ۱۳۸۲ هم بيشتر است!
اين آمارها خود گوياي عمق فاجعه هستند اما بد نيست كه گوش شنوايي هم وجود داشته باشد و مردم با فرهنگسازي در رانندگي اين آمار را كه به نوعي به تمامي ابعاد جامعه آسيب وارد ميكند، كاهش دهند. بيترديد فرهنگ درست رانندگي ميتواند بيش از هر گونه جريمه يا اعلام محدوديتي، مثمرثمر باشد تا اينگونه تعطيلات براي بسياري تبديل به عزا نشود.