معمولاً منظور از اصطلاح شركتهاي نوپا (Start- ups)در ادبيات بازرگاني و كسب و كار متداول بينالمللي شركتهايي هستند با ظرفيت رشد بالا كه عمدتاً در زمينه يك فناوري نو يا شيوه نو كسب و كار فعاليت ميكنند.
فعاليت در زمينه فناوريهاي جديد در صورت موفقيت، بازدهي بالايي براي سرمايهگذاران خواهد داشت، اما به دليل نو بودن و ناشناخته بودن مشكلات و پيچيدگيهاي موضوع، مخاطرات آن نيز قابل توجه خواهد بود. به همين دليل سرمايهگذاران ريسكگريز معمولاً سرمايه خود را در اين قبيل زمينهها به كار نميگيرند. اين موضوع سبب ميشود تا تأمين مالي اين قبيل شركتها در مقايسه با شركتهاي بالغ و داراي شهرت مناسب مشكلتر و پيچيدهتر باشد. معمولاً بانكها تمايلي ندارند در شركتهاي نوپا سرمايهگذاري كنند چرا كه از نظر آنها بازدهي احتمالي اين سرمايهگذاري (در صورت موفقيت) به ريسك بالاي آن نميارزد. با اين حال بازدهي بالاي اين شركتها و همچنين فعاليت در زمينه فناوريهاي جديد سبب ميشود اين شركتها هم براي سياستگذاران كشورها (كه از رشد فناوريهاي جديد در صنعت حمايت ميكنند) و هم براي بخشي از سرمايهگذاران ريسكپذير جذاب باشد.
در تجربه جهاني روشهاي خاصي براي تأمين مالي اين قبيل فعاليتها وجود دارد. سرمايه خطرپذير (Venture Capital)، استفاده از كمك افراد توانمند از نظر مالي (Angel investors)، آورده نقدي صاحبان شركت و استفاده از الگوي تأمين مالي دستهجمعي (Crowd funding) مهمترين روشهايي است كه ميتوان از آنها براي تأمين مالي مراحل ابتدايي رشد يك شركت نوپا تا رسيدن آن به بلوغ و آمادگي براي عرضه سهام آن به عموم مردم استفاده كرد.
معمولاً در مراحل آغازين كه يك ايده نو مبناي تشكيل يك كسب و كار جديد ميشود، خطر شكست و موفق نبودن اين فعاليت بسيار بالا است. تأمين مالي آغازين شركتهاي نوپا ميتواند از طريق آورده كارآفرين يا كارآفرينان يا از طريق استقراض از افراد توانمند از نظر مالي و علاقهمند به موضوع فعاليت شركت صورت گيرد. از آنجا كه معمولاً سرمايه لازم براي انجام مراحل اوليه توسعه فعاليت بنگاه نوپا بخش كوچكي از دارايي افراد ثروتمند مايل به همكاري را تشكيل ميدهد، لذا پذيرش مخاطره شكست آن براي اين افراد امكانپذير است. معمولاً در قبال سرمايهگذاري اين افراد، بخش قابل توجهي از سهام و حق مديريتي شركت به فرد سرمايهگذار تعلق ميگيرد كه در صورت موفقيت و شكوفايي شركت منافع زيادي براي وي ايجاد ميكند.
سرمايهگذاري خطرپذير معمولاً بعد از تأمين مالي آغازين شركتهاي نوپا و زماني كه هنوز شركت به بلوغ مالي و عملياتي لازم نرسيده است به كمك صاحبان آن ميآيد. در واقع سرمايه خطرپذير براي شركتهاي جديد با سابقه فعاليت كوتاه كه هنوز توانايي جذب سرمايه از طريق پذيره نويسي عمومي را ندارند و هم به دليل مخاطرات بالا معمولاً بانكها از تأمين مالي آنها اجتناب ميكنند، گزينه مناسبي است.
سرمايهگذار خطرپذير در مقابل پذيرش ريسك سرمايهگذاري در شركتهاي كمسابقه يا بدون سابقه كه خطر عدم موفقيت طرحهاي آنها هميشه وجود دارد، بخش قابل توجهي از سهام شركت را تصاحب ميكند كه در صورت موفقيت آن ميتواند سود سرشاري را نصيب آنها كند. بر اساس برخي برآوردها به ازاي هر يك دلار سرمايهگذاري خطرپذير در امريكا بين سالهاي ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۰ ميلادي، ۲۷/۶ دلار سود نصيب سرمايهگذاران شده است.
به طور طبيعي اين ميزان سود ناشي از پذيرش مخاطرات غيرعادي در شركتهاي تازه تاسيس نيز هست. اگرچه منشأ شكلگيري صندوقهاي سرمايهگذاري خطرپذير در امريكا بوده است اما در حال حاضر در كشورهاي صنعتي، هند و چين، تركيه، عربستان و بسياري ديگر از كشورهاي درحال توسعه از اين الگو براي تأمين مالي شركتهاي نوپايي كه بر اساس فناوريهاي نو تشكيل شدهاند به كار گرفته ميشود.
در سالهاي اخير با توجه به گسترش اينترنت و شبكههاي اجتماعي، نوع ديگري از تأمين مالي فعاليتهاي نوآورانه در حال شكلگيري است كه بر اساس آن افراد نوآور كه معمولاً از طريق شبكههاي رسمي و غيررسمي با يكديگر ارتباط برقرار ميكنند، از ايدههاي يكديگر مطلع ميشوند و معمولاً از طريق اينترنت پساندازهاي خرد و ناچيز را جذب ايده خود ميكنند.
اين شيوه كه به تأمين مالي دستهجمعي (Crowd funding) معروف است در ابتدا براي تأمين مالي كمكهاي خيرخواهانه براي حوادث طبيعي و با نيات انساندوستانه ايجاد شد، اما با گذشت زمان در حال حاضر به يكي از شيوههاي درخواست كمكهاي مالي يا مشاركت در توسعه يك ايده نوآورانه تبديل شده است.
در كشور ما با توجه به مشكلاتي كه معمولاً شركتهاي نوپا براي دسترسي به منابع بانكي دارند، توجه به روشهاي جايگزين اهميت بيشتري دارد. از سوي ديگر بايد توجه كرد كه توسعه تأمين مالي شركتهاي نوپا علاوه بر اثرات مثبتي كه براي اشتغال افراد تحصيلكرده خواهد داشت در بلندمدت زمينهساز تشكيل شركتهاي موفق در زمينه فناوريهاي نو خواهد شد. در حال حاضر برخي صندوقها و نهادهاي عموماً دولتي در اين زمينه فعاليت ميكنند اما توسعه اين صنعت در ايران نيازمند جذب سرمايههاي خصوصي است.
* عضو هيئت علمي موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني