
اين مستند كه در ۱۰ قسمت ۵۰ دقيقهاي با دوربين ۱۶ ميليمتري كار شده، به زندگي شهيد بزرگوار و نخبه جنگ يعني شهيد حسن باقري ميپردازد. آخرين روزهاي زمستان اولين اثري در ژانر و شيوه «درام مستند» است كه يكي از پرهزينهترين ژانرهاي فيلمسازي محسوب ميشود. اين مستند با همت و همكاري شبكه يك سيما توليد شده و قرار است به زودي روي آنتن برود. «درام مستند» كه از دهه ۷۰ ميلادي مطرح ميشود به سوژههايي ميپردازد كه ديگر وجود ندارند و قبلاً اتفاق افتادهاند، مثلاً درباره يك بازيكن فوتبالي كه سالها از فوت او ميگذرد يا قايع مهم تاريخي و... با شكلگيري ژانر درام مستند كه مختص شبكههاي تلويزيوني ميباشد شبكههاي مطرح بهترين سوژههاي خود را در اين ژانر و اين شيوه نوپاي فيلمسازي توليد كردهاند.
بازنمايي بر اساس واقعيت
محمدحسين مهدويان در گفتوگو با خبرنگار «جوان» با تأكيد بر اين نكته كه توليد اثري در ژانر تماماً مبتني بر واقعيات موجود صورت ميگيرد، گفت: در درام مستند اساس قصه و درام بر اساس واقعيت است و عنصر تخيل در آن نقش ندارد و بخش اعظم آن به بازسازيهاي نمايشي اختصاص دارد، مثلاً زندگي دايناسورها كه در اين ژانر توليد شدهاند طوري بر اساس مستندات علمي كار شدهاند كه اين باور را در مخاطب به وجود ميآورد كه انگار ميليونها سال پيش فيلمبرداري وجود داشته و از زندگي دايناسورها فيلمبرداري كرده است.
زندگي شهيد باقري بايد با درام مستند توليد ميشد
اما كارگردان مستند «استخوان لاي زخم» درباره بازآفريني زندگي شهيد باقري با چنين سبك و سياقي گفت: در سال ۱۳۸۸ در مؤسسه فردايي ديگر تحقيقاتم را در مورد زندگي شهيد باقري آغاز كردم و از آنجايي كه زندگي شهيد باقري قابليتهاي خاصي به لحاظ دراماتيك داشت مرا به اين فكر انداخت كه براي بازنمايي زندگي اين شهيد بايد به تجربههاي نو و مشخصاً ژانر درام مستند متوسل شد.
براي همين من مسئله را با حبيب والينژاد (مديرگروه حمايت و دفاع شبكه يك سيما) در ميان گذاشتم كه ايشان هم از كار استقبال كردند و و مهدي فرجي (مديرشبكه يك سيما) با علاقهاي كه شخصاً به اين طور كارها و به خصوص شهيد باقري دارد، با جديت تمام حمايت خود را اعلام و اعمال كردند.
مهدويان در بخش ديگري از سخنانش ادامه داد: با اتمام تحقيقات، مصاحبههايمان شروع شد و تقريباً با تمام فرماندهان از جمله دكتر محسن رضايي و سرداران جعفري، رحيمصفوي و غلامعلي رشيد، خانواده و دوستان اين شهيد حرف زديم و در نهايت از تولد تا شهادت اين بزرگوار را به تصوير كشيديم.
اصواتي با قابليتهاي دراماتيك
اين كارگردان جوان در خصوص اصوات باقيمانده از جنگ اظهار داشت: من در حين تحقيقاتم فهميدم كه چقدر اصوات جبهه قابليت دراماتيك دارند. انگار از قبل سكانس و موقعيتهاي آنها را نوشتهاند، در اينجا بود كه تصميم گرفتم براي اين صداها تصوير بسازم و بازسازي نمايشي كنم. براي همين صداها را اديت كرديم و توليد را براساس اصوات باقيمانده از جنگ كه به نحوي به شهيد باقري مربوط ميشدند، شروع كرديم.
دنبال شباهت ظاهري بازيگران با شخصيتها نبوديم
مهدويان در پايان به انتخاب بازيگران و تشابه چهره اشاره كرد و گفت: من از ابتدا دنبال شباهت بازيگران با شخصيتها نبودم، چون ميدانستم كه انتخاب بازيگران بر اساس شباهت به شخصيتها اينگونه به نظر ميآيد كه ما به نوعي عروسكهايي از آن شخصيتها خلق كردهايم، براي همين روي شمايل كاراكترها متمركز شدم. مثلاً اگر فيلم گاندي را در نظر بگيريد، ميبينيد در ابتدا همه ميدانند كه اين گاندي «بنكينگزلي» بازيگر است ولي از طريق شخصيتپردازي و ويژگيهاي عمومي صورت اين باور را در مخاطب به وجود ميآورد كه اين بازيگر را به عنوان گاندي بپذيرد و هر چه قصه پيش برود، اين باور پررنگتر ميشود. اما با اين وجود اتفاق عجيبي افتاد و بازيگري كه براي نقش شهيد باقري انتخاب شد شباهت زيادي به خود شهيد باقري داشت. در نهايت وقتي فيلم را براي خيلي از بزرگان جنگ نمايش داديم، همه از شباهت عجيب بازيگران به شهيد باقري و خودشان تعجب كرده بودند.