
استراتژي نظامي امريكا از بدو ورود باراك اوباما به كاخ سفيد چرخش آشكاري نه تنها در جنگ افغانستان بلكه در ديگر حوزههايي داشته كه اين كشور از نيروي نظامي خود در آنها استفاده ميكند. باب وودوارد از روزنامهنگاران امريكايي است كه سابقه طولاني در تحقيق و بررسي سياست امريكا داشته و نتيجه آن چندين و چند كتاب پرفروش و از جمله كتاب «همه مردان رئيسجمهور» بوده كه در آن به واقعه «رسوايي واترگيت» پرداخت. يكي از كتابهاي وودوارد «جنگهاي اوباما» كه او در آن تحقيقات گسترده ۱۸ ماهه خود در مورد حوادث و جريانهاي پشت پرده كاخ سفيد را به روي كاغذ آورد و انتشار آن موجب برملا شدن رازهاي پنهان دولت اوباما شد. يكي از زواياي اين كتاب در مورد استفاده امريكا از هواپيماهاي بيسرنشين در جنگ افغانستان است و وودوارد در كتاب خود نحوه چرخش امريكا در استراتژي نظامي خود براي تمركز بر استفاده از اين هواپيماها را شرح ميدهد و اينكه چگونه اوباما مجبور شد تا به برنامه از قبل تنظيم شده حاكميت امريكايي تن دهد. موضوع قابل توجه در استفاده امريكا از اين هواپيماها اين است كه حاكميت امريكايي همواره مدعي است آنها را عليه اهداف نظامي به كار ميبرد و بيشترين تلاش خود را به خرج ميدهد تا كمترين آسيب به غيرنظاميان وارد شود. اين ادعايي است كه حاكميت امريكايي سعي داشته تا در سالهاي اخير و با سلطه رسانهاي، بر افكار جهانيان تحميل كند، اما بررسيهاي انجام شده نشان داد كه واقعيت قضيه برخلاف ادعاهاي كاخ سفيد است.
دامنه استفاده امريكا از اين هواپيماها موجب شده تا برخي از مؤسسات مطالعاتي با دقت آن را مورد بررسي قرار دهند كه مؤسسه بورآو (Bureau for Investigative Journalism)، در لندن يكي از آنهاست. بنابر تحقيقات اين مؤسسه، امريكا از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۲، ۳۳۶ بار از حملات اين هواپيماها استفاده كرد كه ۲۸۴ بار آن در دوره رياست جمهوري اوباما بوده است.
اين آمار به روشني چرخش استراتژي امريكا در دروه رياست جمهوري اوباما را نشان ميدهد، اما جنبه قابل توجه در تحقيقات اين مؤسسه مربوط به تلفات ناشي از حملات اين هواپيماهاست. براي نمونه، تلفات ناشي از حملات اين هواپيماها در پاكستان قريب به ۲۴۴۰ تا ۳۱۱۳ نفر بوده كه حدود ۴۷۵ تا ۸۷۹ نفر آنان غيرنظامي و در ميان اين تعداد، ۱۷۵ كودك بوده است. بنابر تحقيقات اين مؤسسه، حملات اين هواپيماها در كشورهاي يمن و سومالي همانند پاكستان قربانيان غيرنظامي در پيداشته و با اين دست تحقيقات معلوم ميشود كه ادعاي مقامات امريكايي در نحوه استفاده آنها از اين هواپيماها مبناي واقعي ندارد.
كشته شدن اين تعداد غيرنظامي در هواپيماهاي بيسرنشين امريكايي موجب شده تا برخي از محافل حقوقي اين مسئله را مطرح كنند كه آيا حملات اين هواپيماها از نظر حقوقي موجه است يا نه.
مراجع حقوقي فدرال در آلمان اين موضوع را مورد توجه قرار دادهاند و مدتي است بر سر اين موضوع تحقيق ميكنند كه از جهت حقوقي چگونه ميتوانند به اين مسئله بپردازند. مسئلهاي كه مطرح شده اين است كه امريكا در نحوه عمل خود به نوعي از دايره قانوني پا را فراتر گذاشته و به عبارتي در حوزه خاكستري عمل ميكند و به اين وسيله از قوانين بينالملل تخطي كرده است.
يوخن هيپلر، كارشناس مؤسسه «توسعه و صلح» در دويسبرگ آلمان معتقد است كه حملات هواپيماهاي بيسرنشين به خصوص در پاكستان مسئلهساز هستند چراكه آنها حداقل برخلاف اراده حكومت پاكستان عمل ميكنند. او در مصاحبهاي با دويچهوله مسئله را به اين صورت تشريح كرده است؛ «ما با اين مشكل روبهرو هستيم كه اين حملات نظامي عليه كشوري انجام ميگيرد كه در حال جنگ نيست و اين موضوع ناقض قوانين بينالمللي است». موضوع ديگر مورد توجه در اين زمينه به قربانيان اين حملات مربوط ميشود كه به نظر هيپلر مشكل را بيشتر ميكند. به نظر وي، مسئله مهمتر در كشتن افرادي است كه تنها مظنون به افراطگرايي هستند.
در واقع، افرادي در اين حملات قرباني ميشوند كه هيچگاه اتهام آنها در دادگاهي تأييد نشده و حتي مدرك روشني بر اتهام آنها مبني بر دخالت داشتن در عملياتهاي تروريستي وجود ندارد. مارتين كاهل يكي از محققان در زمينه صلح است كه به اين نكته اشاره ميكند. كاهل براي توضيح اين مسئله به معيارهايي استناد ميكند كه حق كشتن در جنگ با دشمن را موجه ميكند.
يكي از معيارهاي آشكار اين است كه فرد متخاصم در عمل سلاح به دست گرفته و به صورت مستقيم با سربازان طرف مقابل، براي مثال سربازان امريكايي ميجنگد. به عقيده كاهل چنين معياري در حملات هواپيماهاي بيسرنشين امريكايي وجود ندارد و كساني كه در اين حملات كشته شدهاند در اين مقوله نميگنجند.
كاهل همچنين به قوانين بينالملل اشاره ميكند كه بنابر آنها بايد معياري در تشخيص يك تروريست مسلح با غيرنظاميان در نظر گرفته شود اما چنين معياري در حملات هواپيماهاي بيسرنشين امريكايي ناديده گرفته شده است. گذشته از جوانب مختلف اين دست نظرات، حداقل ميتوان گفت اين قبيل اظهارنظرات حاكي از آن هستند كه تبليغات رسانهاي امريكا ديگر آن تأثير گذشته را ندارد و افزايش تلفات غيرنظامي از حملات هواپيماهاي بيسرنشين امريكايي باعث شده تا نگاهها به عواقب اين حملات معطوف شود و مشروعيت قانوني آنها و ادعاهاي حقوق بشري مقامات امريكايي به شدت مورد ترديد قرار بگيرند.