
همه ساله و همزمان با روز جهاني قدس يكي از مهمترين محورهاي جنگ تبليغاتي رسانههاي وابسته به صهيونيسم بينالملل عليه اسلام و ايران، القاي مبحث انحرافي يهودستيزي و انتساب مبارزات ضدصهيونيستي به اين عقيده نارواست.
هدايتگران اين مغالطه بزرگ در پي اين ديدگاه هستند كه نه تنها مهمترين فلسفه تشكيل رژيم باطل و جعلي اشغالگر قدس فرار از يهودستيزي Antisemitism و جور و جفاي نژادي به پيروان دين موسي(ع) به ويژه در جريان جنگ جهاني دوم و واقعه يا افسانه هولوكاست بوده است، بلكه مبارزه امروز مسلمانان با آرمانهاي دولت يهود هم نه به خاطر مباحث ارضي و ملي، بلكه به خاطر دين و نژاد سامي يهوديان است.
واقعيت اين است كه مسئله يهودستيزي نه مرتبط با سرزمينهاي اسلامي بلكه، تفكري كاملاً اروپايي است كه از روحيه انتقام دولتهاي مسيحي نسبت به جور و ظلم يهوديان به حضرت مسيح(ع) نشأت گرفته است.
تاريخ يهودستيزي در اروپا با دوران پيدايش مسيحيت و داعيه پيروان آن براي سلطه انحصاري و به رسميت شناساندن زورمدارانه دين خود به عنوان يگانه مذهب رسمي شروع ميشود. اولين گروههاي مسيحي در اروپا، يهودياني بودند كه به آيين عيسوي گرويده و با اتكا به انجيل، مسيحيت را به عنوان مذهب جانشين براي آيين يهود و به مثابه وحدت جديد درك ميكردند. اين اعتقاد به نفي تعلق يهوديان به محدوده متحدان خدا و متهم كردن آنها به آزار و قتل مسيح منجر شد. يهودستيزي از قرن دوم ميلادي در تاريخ، ادبيات و موعظههاي مسيحي با پيگيري دنبال شد و به شكل تحقير ديني و قومي در آيين مسيحي تكامل يافت، البته در انجيل چشمانداز بازگشت و نجات آخرين بقاياي آنها مطرح و از زاويه دينشناسي با از بين بردن يهوديان و تحميل مسيحيت به آنان مرزبندي شدهاست. يهودستيزي در قرن چهارم و پنجم كه مسيحيت به دين دولتي ارتقا يافت، كيفيت نويني يافت. در اين دوره تخريب كنيسهها، حملات دائمي به يهوديان، تصويب قوانيني بر مبناي ممنوعيت گرويدن مسيحيان به دين يهود، جلوگيري از ازدواج ميان يهوديها و مسيحيان و محروم كردن يهوديان از شركت در مراجع رسمي و دولتي رايج شد. يهودستيزي با گسترش مسيحيت در جوامع اروپايي از محدوده محافل ديني خارج و به بخشي از اعتقادات مذهبي ـ خرافي عوام تبديل شد.
به اين ترتيب گرچه از ديدگاه بسياري از پژوهشگران، اختلافات عقيدتي ريشه خصومت ضديهودي و عدمپذيرش اجتماعي آنها در تاريخ هزارساله قرون وسطي در اروپا را تشكيل ميدهد، اما محروم كردن آنان از مشاغل كليدي دولتي، مصادره زمينهاي آنها توسط زمينداران بزرگ وابسته به كليسا، ممنوعيت فعاليت آنها در حرفههاي صنعتي توسط صنوف، به غارت كشيدن دائمي اموال و دارايي آنها، سوق دادنشان به خريد و فروش كالا و نزولخواري و نهايتاً تحريك تودههاي مذهبي عليه آنها دلالت بر جنگ قدرتي با انگيزههاي اقتصادي دارد كه با پوشش مذهب ميدان را ميآرايد. در اين جنگ كه هدفمند قدرتزدايي كامل يهوديان را از حق مالكيت و شركت برابر در امور و حقوق اجتماعي دنبال ميكرد، يهودي به عنوان سمبل معصيت در افكار عمومي تودههاي محروم كه خود قرباني سودجويي زمينداران و تجار بزرگ بودند، معرفي شد. پروژه يهودي، سمبل گناه از سوي كليسا و قدرتمندان اقتصادي عصر به گونهاي در ميان عوام تبليغ شد كه توجهشان از مكانيسم واقعي مناسبات تبعيضآميز اجتماعي به كينه و نفرت كور عليه «يهودي ذاتاً گناهكار» منحرف شد.
در مقابل اين تفكر اصالتاً مرتبط با دولتهاي مسيحي و سيطره مسيحيت در اروپا و شرق مسيحي، اسلام نه تنها با دين يهود دچار مشكلات بنيادي اين چنيني نيست، بلكه يهوديان در اسلام از چند لحاظ مورد توجه و عنايت قرار گرفتهاند.
اولاً بسياري از آيات قرآن درباره كامها و ناكاميهاي بنياسرائيل است و در قرآن سورهاي نيز به نام اين قوم وجود دارد و يهوديان به عنوان قومي دانشمند و مطلع مورد بررسي، نقد و تجليل قرار گرفتهاند.
ثانياً يهوديان اولين گروه ديني هستند كه به عنوان يك دين با اسلام پيمان ميبندند و در مدينه با پيامبر اسلام ارتباط دارند و ثالثاً حقوق يهوديان به عنوان اهل ذمه در اسلام پذيرفته شده و آنها به عنوان اهل كتاب محترمند.
حتي مورخاني كه مواردي بسيار محدود با عنوان جهودكشي در ايران و اسلام را مورد بررسي قرار دادهاند هم اذعان دارند در اسلام، حداقل ۱۲ قرن، هيچ درگيري خاصي با قوم يهود ريشهدار نشده و برخلاف مسيحيت كه انديشههاي آن به شدت در قرآن مورد نقد قرار گرفته و حكومتهاي مسيحي كه در قالب جنگهاي صليبي صدها سال با مسلمانان زد و خورد داشتهاند، يهوديان و مسلمانان با حسن همجواري با يكديگر زندگي ميكنند، بنابراين تا تشكيل رژيم جعلي اسرائيل نه در تعاليم اسلامي و نه در برخورد مسلمانان با يهوديان در ايران و جهان اسلام، اثري از آثار تحقير، اجازه كشتن و هتك حرمت يهوديان وجود ندارد و حتي تشكيل دولت اسرائيل كه باعث اين همه مصيبت در پيكره اسلامي شده هم باعث اين نشده كه با يهوديان برخورد بدي صورت بگيرد.
به نظر ميرسد، تبليغ فرهنگ يهوديستيزي در جهان اسلام، يكي از بزرگترين مغالطههايي است كه باعث انحراف افكار عمومي و از دلايل مشكلات ۶۰ سالهاي است كه با تولد ولد نامشروع بريتانيا يعني اسرائيل در منطقه خاورميانه ايجاد شده است.