جوان: نشان ميدهد فقدان الگويي جامع براي پيشرفت همه جوامع ضرورتي انكارناپذير است. سالهاست در كشور ما ضرورت پرداختن به چنين الگويي كه واقعيتهاي جامعه ايراني را با تمام وجوه مذهبي، تاريخي و جواني جمعيت دربرگيرد، احساس ميشود. چندي است تحقيق و پژوهش درباره الگوي اسلامي - ايراني پيشرفت با هدف بوميسازي فرآيند توسعه، منطبق بر فرهنگ جامعه ايراني در دستور كار مديران و صاحب منصبان قرار دارد. جهت اطلاع از فعاليتهايي كه در راستاي عملياتي كردن الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت انجام پذيرفته و برنامههايي كه درآينده براي تحقق اين مهم درنظر گرفته شده با دكتر عليرضا علي احمدي استاد دانشگاه و مدير طرح سبك زندگي اسلامي- ايراني به گفتوگو نشستهايم.
با توجه به اينكه الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت از ۴ جزء تشكيل شده است (الگو، اسلام، ايران، پيشرفت)، اين الگو يعني چه و قرار است چه اتفاقي بيفتد؟ ترسيم آينده مطلوب در راستاي چشم انداز حكومت عدل جهاني و جامعه مهدوي مبتني بر جهان بيني اسلام ناب محمدي(ص) امكانپذير است. ايجاد نظريههاي حكومتي اسلام و طراحي سياستها و راهبردهاي مورد نياز براي تحقق مدينه فاضله در عصر حاضر را ميتوان در عرصههاي ملت سازي، جامعه سازي، دولتسازي و جهانيسازي ضروري قلمداد كرد و تحقق آنها را مستلزم توليد اسناد بالادستي از قبيل پيشنويس قانون اساسي پيشنهادي، سند چشمانداز ايران اسلامي در افق ۱۴۰۴ و در راستاي چشمانداز جامعه مهدوي و بازبيني نظامها و نهادهاي مورد نياز براي اداره و پيشرفت كشور دانست. در ضمن مشاركت ملت در امور جامعه، تعالي آحاد مردم و خانواده و اعتلاي فرهنگ عمومي و تعاملات سازنده با امت اسلامي و جهان مستضعفين و روابط سازنده با كشورهاي منطقه و جهان نيز در اين بحث جايگاه ويژهاي دارد. البته بررسي عوامل پيشبرنده براي تحقق چشمانداز ايران اسلامي و همچنين رفع موانع بر سر راه اين مهم، نيازمند بازبيني سياستهاي كلان، برنامهاي، بخشي، فرابخشي، موضوعي است و همچنين طراحي راهبردهاي اساسي حركت از وضع موجود جامعه به سمت چشمانداز مطلوب در افق مورد نظر بايد در دستور كار مجريان الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت قرار گيرد.
چرا طراحي اين الگو ضرورت دارد؟
از آنجايي كه پيشرفت و تعالي در هر كشور مستلزم داشتن چشم انداز آرماني، نقشه راه و چگونگي دستيابي به آن است، داشتن راهبردهاي اساسي، سياستهاي همه جانبه، برنامههاي زمانبندي شده مبتني بر مباني و اصول اجتماعي اسلام و تربيت كادرهاي مديريتي و اعمال رهبري مقتدر در جهت طي فرآيند تغيير از وضع موجود به نقطه مطلوب ضرورت دارد.
قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، نظام سلطه و استبداد حاكم بر جامعه ما، اجازه طراحي الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت را به مبارزين انقلابي و اسلام خواه نميداد. مجاهدين در صحنه درگير مبارزات با رژيم ستمشاهي و اربابان حكومت گذشته بودند و در عين حال، تجربه زمامداري در عصر حاضر را نيز نداشتند. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، طراحي اين الگو در حد كليات آن در قالب نظريه مردم سالاري ديني تدوين شد و در پيشنويس قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به منصه ظهور رسيد، اما مجال تدوين جزئيات آن در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي ايران ميسر نشد.
درسال ۱۳۶۸ قانون اساسي تجديدنظر شد. همچنين در قالب تدوين سياستهاي اصل ۴۴ قانون اساسي، رويكرد جديدي از مشاركت مردم در اقتصاد كشور با تفسير از قانون اساسي بازبيني شده مد نظر قرار گرفت و مورد استقبال عموم واقع شد.
اكنون با بيش از ۳۳ سال سابقه حكومتداري و فراغت از جنگ تحميلي و بازسازي خرابيهاي ناشي از جنگ تحميلي نظام سلطه عليه جمهوري اسلامي ايران و خطاهاي پيش آمده در حوزههاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي، فراغ بال و زمينه بيشتري براي پرداختن به اين مهم فراهم شده است و لذا طراحي الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت با مشاركت انديشمندان حوزه و دانشگاه، مديران و مصلحان اجتماعي در دستور پيگيري نظام اسلامي قرار گرفته است.
درباره اين الگو، اختلاف ديدگاه هم وجود دارد؟ بله. نظرات متفاوتي در ارتباط با اين الگو وجود دارد؛ عدهاي داشتن چنين الگويي را با مختصات جغرافيايي و اجتماعي يك كشور منتفي ميدانند و بر دانش غربي «جهان وطن» تكيه دارند. برخي هم حوزه عملكرد اسلام را در چارچوب مسائل مذهبي فردي پذيرفتهاند و مداخله آن را در حوزههاي اجتماعي و حكومتي رد ميكنند. سومين گروه انديشمندان نيز بر اين باورند كه اسلام در تمامي عرصهها حرفهاي اساسي براي گفتن دارد. به اعتقاد اين گروه، ميتوان الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت را مبتني بر مباني و اصول اسلام ناب محمدي(ص) و
به كارگيري دستاوردهاي عقل سليم بشري و استفاده از روشهاي تجربي و عقلاني طراحي كرد و در قالب يك گفتمان همه جانبه به تدريج پيادهسازي نمود و تكامل بخشيد.
با اين الگو، زندگي خانوادگي ايراني چه شكل و شمايلي پيدا ميكند؟
اگر اجازه دهيد پاسخ به اين سؤال را براي زماني ديگر موكول كنيم تا بهتر و روشنتر بتوانيم پاسخگو باشيم.
توجه به مقوله هويتسازي براي جوانان در اين الگو چقدر اهميت دارد؟
اين سؤال هم بماند براي بعد!
مهمترين شاخصهاي راهبردي الگوهاي اسلامي- ايراني پيشرفت كدامها هستند؟ الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت، الگويي براي تحقق عدالت است كه با مفهوم بسيار گسترده و مصاديق متعدد آن از نمونههاي غربي قابل تشخيص است. اين الگو در پي ايجاد فرصتهايي برابر براي آحاد جامعه ايراني در زمينه دستيابي به امكانات آموزشي، شغلي، مديريتي و عدالت سرزميني است. الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت براي تحقق احكام اجتماعي اسلام چارهانديشي ميكند و به دنبال تبيين هر چه بيشتر ابعاد اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و علمي اسلام در صحنه زندگي مردم است.
اين الگو نه تنها براي جامعه ايراني دربرگيرنده نقشه راه پيشرفت و تعالي است بلكه الهام بخش امت اسلامي، مستضعفين عالم و حتي جهانيان نيز تلقي ميشود.
اين الگو، سعادت دنيا و رستگاري آخرت را براي كساني كه داوطلبانه درصدد تحقق آن باشند، به ارمغان خواهد آورد. الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت، شيوه زمامداري حاكمان اسلامي و نحوه تعامل و مشاركت آحاد جامعه در اداره كشور را نشان خواهد داد و در نهايت، در پي نشان دادن راههاي مشاركت مردم ما در فرآيندهاي ملت سازي، دولت سازي، نظامسازي و جهانيسازي است.
چه موانعي در حال حاضر بر سر راه طراحي اين الگو وجود دارد؟ كمبود نظريههاي مبتني بر مباني و اصول اسلام ناب محمدي كه در حوزههاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، عبادي، سياسي، امنيتي، علم و فناوري و مديريتي و زيست محيطي بتواند راهنماي عمل تصميمگيران قرار گيرد و همچنين فقدان متدولوژي قابل قبولي كه وحي را به عنوان يك منبع رسمي شناخت تأييد كرده باشد و نظريههاي وحي محور توليد كند از موانع تحقق الگوي اسلامي- ايراني است كه اين امر انشاءالله با تحول در علوم انساني به واسطه رويكرد اسلامي و بومي برطرف خواهد شد.
دومين مانعي كه دشواريهايي را در عملياتي كردن الگوي بومي پيشرفت ايجاد كرده است، انديشمندان حيطه علوم اجتماعي هستند كه عمري با آموختههايي مبتني بر مباني و مواضع غربي در فضاي علم و دانش فعاليت كردند و به سختي بر امكان حاكميت اسلام در عرصههاي مختلف علمي باور دارند. اين عده رويكردي جهان وطني به علم دارند و با تفكيك نقش علوم اجتماعي بنا بر موقعيت اجتماعي و جغرافيايي كشورها مخالفت ميكنند. گرچه با بحرانهاي اخير غرب، بخشي از آنان برانگيخته شده و تغيير عقيده دادهاند، اما عدهاي هنوز جرأت طرح ديدگاههاي خويش را كم و بيش ندارند.
پس براي تحقق اين الگو زمان زيادي لازم است؟ بوميسازي الگوي پيشرفت نيازمند كار فرهنگي است و به تبع، زمان زيادي به طول ميانجامد و در ضمن ايجاد پيش طرح و پيادهسازي تدريجي تغييرات فرهنگي در جامعه از مسائل پيش روي الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت به شمار ميآيد.
در شرايط كنوني از يك سو روشهاي اجتهاد موجود نميتواند پاسخگوي احكام اجتماعي و طراحي نظامات حكومت اسلامي مورد نياز باشد و ازسوي ديگر حركت علماي حوزه براي پرداختن به فقه حكومتي(فقه الاداره) و مشاركت در طراحي نظام حكومتي به كندي به پيش ميرود و از همه مهمتر فاصله ايجاد شده طي دو قرن اخير بين حوزه و دانشگاه كار را سخت كرده است.
در نهايت، وجود افرادي كه خودشان پايبندي كافي به الگوهاي اسلامي ندارند، ليكن در جريان ساليان پس از پيروزي انقلاب اسلامي در صف صاحبان انقلاب نفوذ نموده و با مرام تكنوكراتي و اباحيگري خويش و رويكرد مزورانه، هم دست اندركار امور ميشوند و هم نميگذارند كه كارها به پيش برود مانع بزرگي بر سر راه اين الگو محسوب ميشود.
در اين الگو، علوم انساني بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد يا علوم پايه ؟ چرا؟ تأثيرات اين الگو در بلند مدت در بين همه علوم قابل مشاهده است اما در كوتاه مدت حوزه علوم انساني بيش از ساير حوزههاي علمي تغييراتي را به واسطه الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت متحمل ميشود و اين علوم نيز بر سرنوشت اين الگو اثرگذار خواهند بود. در حال حاضر بشريت از منابع شناختي كه خداوند در اختيارش قرار داده به طور ناقص بهره ميگيرد. عقل، تجربه، وحي، سنت، الهام و اشراق همه از منابع شناختي هستند كه بشر بيش از همه بر عقل و تجربه تكيه دارد. ما بايد در پي توليد متدولوژيهايي باشيم كه همه ابعاد معرفت شناسي را دربر بگيرد و دانش جديد بر اين مبنا توليد و براي حل مشكلات جامعه بشري به كار گرفته شود.
مركز الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت كه با حكم رهبر انقلاب تأسيس شد، مسئول پيگيري و طراحي اين الگو است؛ چقدر اين مركز در انجام وظيفه خود موفق ظاهر شده؟ ارزيابي مركزي كه چند ماهي از عمر فعاليتهايش نميگذرد بسيار دشوار است. تا آنجا كه اطلاع دارم اعضاي اين مركز جلسات مستمري را با يكديگر برگزار ميكنند، طي اين مدت همايشهايي با حضور انديشمندان حوزه و دانشگاه و مشاركت جوانان و صاحب نظران ترتيب داده شده كه مجموعه مقالات و سخنرانيهاي آن به زودي منتشر ميشود. اين مركز درصدد تشكيل مجموعهاي از انديشكدهها در حوزههاي علمي و فكري متفاوت با حضور نخبگان دانشگاهي و علماي ديني است. نكته حائز اهميت، هماهنگي و همفكري افرادي است كه سكان رهبري اين انديشكدهها را برعهده دارند. براي اينكه فعاليتهاي اين انديشكدهها موفقيتآميز باشد بايد اعضاي آنها در عملكردهايشان اجماع نظر قابل قبولي داشته باشند.
از نظر برخي يكي از الزامات تحقق الگوي اسلامي ايراني پيشرفت اصلاح اساسي نظام اداري كشور است. اين دسته ميگويند با اين نظام اداري از هم گسيخته و «آيين نامه باز» نميتوان به تحقق اين الگو دل بست. درست ميگويند؟
براي دستيابي به الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت همانگونه كه قانون اساسي محتمل به تغيير است نظام اداري نيز بايد تغيير كند. تا كي ميخواهيم با قوانين و مقرراتي كه منطبق بر مباني اسلامي نيستند به زعم خود، اسلام را پياده كنيم؟ تا كي ميخواهيم با استناد به روابط و ضوابطي كه با قوانين اسلام منافات دارد جامعه خود را اداره كنيم؟! ما بايد به يك تحول اساسي در ساختارها، مقررات و روابط دست بيابيم. اگر نظام بوروكراسي و اداري كه در كشور حاكم است به همين ترتيب پيش برود ريشههاي انقلاب اسلامي و كشور را ميخورد و بر سر تعالي و پيشبرد جامعه مانع ايجاد ميكند.
آقاي علي احمدي! خود شما براي اين الگو چه كردهايد؟
تدوين كتاب «پيش طرح الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت» و همچنين كنارهگيري داوطلبانه از پست اجرايي و معطوف كردن همه فعاليتهاي خودم در جهت رسيدن به اين مهم از فعاليتهاي بنده در چند ماه گذشته بوده است و در نهايت با برگزاري جلساتي با انديشمندان و صاحبنظران دانشگاهي و ارائه مقالات پژوهشي پيرامون اين موضوع درصدد دستيابي به راهكارهايي در جهت پيشبرد هدف عملياتي كردن الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت هستم. اكنون نيز مسئوليت طرحي كه زندگي اسلامي- ايراني مردم را زيرنظر شوراي عالي انقلاب فرهنگي عهدهدار شدهام. طرحي كه زندگي اسلامي- ايراني در حوزه مردمسازي و جامعهسازي و مكمل طرح الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت است كه در حوزه نظامسازي و دنياسازي ايفاي نقش خواهد كرد. هر دو اينها مكمل هم و از مطالبات مقام معظم رهبري هستند.