مجموعههاي رمضان امسال تلويزيون به ترتيب پخش، ابتدا «خداحافظ بچه» بود كه بلافاصله پس از افطار به آنتن شبكه سه سيما ميرود.
مهمترين مشكل اين مجموعه دست مايه قراردادن سوژهاي تكراري است، ماجراي زوج جواني كه نميتوانند بچهدار شوند. البته زاويه نگاه تازهاي همراه اين كار بود كه به دليل بد آموزيهاي آن، متأسفانه تلف شد.
زوج جوان اين مجموعه براي رفع مشكل خود اقدام به دزدي و انواع كارهاي نادرست ميكنند، اين در حالي است كه اخذ حضانت كودك قوانين مخصوص به خودش را دارد و كساني كه صاحب فرزند نيستند ميتوانند از راههاي قانوني استفاده كنند. به ويژه اينكه به تازگي كميسيون فرهنگي مجلس شرايط حضانت فرزند را تسهيل كرده است و راهحلهاي نادرست ارائه شده اين سريال جز بدآموزي ثمره ديگري براي مخاطب درپي ندارد.
نقطه عطف از نظر من «خداحافظ بچه» بازيهاي روان و باورپذير دو كاراكتر اصلي، «شهرام حقيقت دوست» و «مهراوه شريفينيا» است. اما به دليل اينكه موضوع كار مشكل دارد، پرداخت شخصيتها هم چندان معقول و مقبول از كار در نيامد. مجموعه دوم كه پس از «خداحافظ بچه» از شبكه يك سيما پخش ميشود، «راز پنهان» به كارگرداني «فلورا سام» است.
خانم سام كه پيشينه قابل توجهي در فيلمنامهنويسي دارد، اين بار در زمينه كارگرداني خود را آزموده و «راز پنهان» اولين مجموعه تلويزيوني اوست. اما اين سريال هم از موضوعي تكراري استفاده كرده است؛ موضوعي كه بارها و بارها در مجموعههاي داخلي و خارجي كار شده؛ داستان فردي كه بر اثر تصادف به كما رفته و زماني به هوش ميآيد كه تمام گذشتهاش را از ياد برده است. اما تفاوت «راز پنهان» با ساير سريالهاي رمضاني اين است كه «فلورا سام» سعي كرده است كه از بستر كما و فراموشي براي تولد دوباره يك انسان استفاده كند و نشان دهد انساني با پيشينه تاريك پس از كما، زندگي جديدي را آغاز ميكند.
سريال تا آنجا كه به آسيب شناسي شخصيت اصلي نمايش؛ فرامرز پرداخته بد نيست، اما در ابعاد ديگر شخصيت پردازي موفق نبوده است و شخصيتپردازيهاي اين مجموعه، دچار اشكال است. حتي مادر فرامرز با بازي پروانه معصومي شخصيت زن كليشهاي سريالهاي تلويزيوني است بدون هيچ نگاه تازهاي. اين مسئله ضعف در شخصيت پردازي كاراكتر ماهرخ، همسر فرامرز هم به صورت مشهود ديده ميشود. مجموعه بعدي كه از دو مجموعه ديگر آشفته تر و دور از انتظار است، سريال ضعيف چمدان است كه به لحاظ سوژه، ماجراي تكراري و بارها كار شدهاي را محور قرار داده است و از لحاظ هنري و تركيبي هم هيچ چيز جديدي در آن به چشم نميخورد.
خسرو ملكان كارگردان اين سريال سالها در ايران نبوده و با ظرايف فيلمسازي براي تلويزيون و سليقه و شعور مخاطب آشنايي ندارد و فكر ميكند كه تماشاگر ايراني همان تماشاگر بيستوچند سال پيش، زماني كه از كشور خارج شده، است. كار چمدان آن قدر فاقد ارزش است كه بيش از اين نميشود دربارهاش صحبت كرد. سريال «مرد نقرهاي» كه از شبكه شما پخش ميشود هم متأسفانه سوژهاش را از يكي از سريالهاي سالهاي گذشته به نام «بيگناهان» كار احمد اميني گرفته است و حرف جديدي هم براي گفتن ندارد.
در اين سريال هم سه دوست در سالهاي دفاع مقدس و بمباران شهرها دست به دزدي ميزنند و يكي از آنها از آن پول دزدي به مال و منالي ميرسد. كاظم معصومي سعي كرده از شخصيت اصلي سريال چيزي شبيه به شخصيت ژانوالژان استخراج كند كه در اين زمينه هم ناموفق ظاهر شده است.
شبكه پنجم سيما هم سريال «شايد براي شما هم اتفاق بيفتد» كه شايد از لحاظ ساختاري از ساير كارها بهتر هم بود، براي ماه رمضان در نظر گرفته شد، اما به دليل اينكه يك بار پخش شده، بازپخش آن با استقبال مخاطبان روبهرو نشده است. به طور كلي اينگونه ميتوان نتيجه گرفت كه كارنامه سريالهاي رمضاني صدا و سيما امسال زير حد متوسط بود و اگر مجموعههاي رمضان سال جاري را با سالهاي پيش مقايسه كنيم، سيما امتياز بسيار پاييني به خود اختصاص ميدهد.
* منتقد