
شايعه در چنين شرايطي، روح و روان افراد حادثهديده و فكر آناني كه نگران حادثهديدگان هستند را چنان بههم ميريزد كه تا سالهاي سال، آثار منفي اين شايعه در ذهن آنان باقي خواهد ماند.
در يك جمله اگر خلاصه كنيم اين ميشود: «در بحبوحه حوادث، افكار عمومي شايعهپذيرتر از هر زمان ديگري است». چند روز پيش، زلزلهاي در شمالغرب كشورمان و در شهرهاي اهر و ورزقان و روستاهاي اطراف اين شهرها رخ داد كه كام همه ما را تلخ كرد. همه نگران شديم و از ما نگرانتر، حادثه ديدگان اين بليه طبيعي اما دهشتناك بودند.
ميگويند انسان در بطن حوادث در حالتي از تناقض- نوعي خوف و رجا- قرار ميگيرد؛ يعني در عين آنكه احساس بيكسي بيشتر از هر زمان ديگري به او دست ميدهد اما در عين حال، بيشتر از هر زمان ديگري از اينكه به او كمك ميشود اطمينان دارد! اين اطمينان در چنين شرايطي، يك حس دروني و فطري است.
زلزلهزدگان آذربايجاني هم در چنين شرايط تناقضگونهاي قرار گرفتند، با اين تفاوت كه حالت رجا در اين تناقض برتري يافت و امدادگران در سريعترين زمان ممكن در بطن حادثه حاضر شدند اما با اين حال، رسانههاي غربي، با بهره گرفتن از اصل اثرگذاري شايعه در حوادث غيرمترقبه، باز هم بازيهاي آلوده سياسي خود را در پيش گرفتند و هرچند در ظاهر ابراز همدردي ميكردند اما اين همدردي براي رسيدن به اهداف سياسيشان بود كه حتي در خواب هم دست از آن بر نميدارند و با توسل به هر وسيلهاي در تلاشند تا رقيب خود را تخريب كنند. در چنين شرايطي كه زلزلهزدگان نيازمند كمك و ياري بودند و مسئولان و مردم دست در دست هم به ياري آنان شتافتند، محافل رسانهاي غرب سياست «تمركزكشي» و «سياهنمايي» را با چاشني دلسوزي در پيش گرفتند و تلاش كردند – هنوز هم تلاش ميكنند- كه رسيدگي به وضعيت زلزلهزدگان را ناجور و نامطلوب جلوه دهند.
ايجاد امنيت؛ نخستين اقدام كليدي در بحرانهايي همچون زلزله و ساير حوادث ناگهاني كه شهر يا شهرها را به هم ميريزد، ناامني به نقطه اوج ميرسد و اگر نيروهاي نظامي، انتظامي و امنيتي، شرايط را به كنترل خود درنياورند، سنگ روي سنگ بند نميشود. اما در زلزله آذربايجان، نخستين اقدام كليدي كه صورت گرفت، حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در اين منطقه بود كه شرايط را با سرعت تحت كنترل خود درآوردند تا جايي كه تشكر نماينده اروميه از رهبري، مردم و دولت را در بر داشت.
اگر سپاه و ارتش نبودند تلفات زلزله ۲برابر ميشد نماينده مردم اروميه با بيان اينكه بدون اقدام به موقع سپاه و ارتش تعداد كشتهشدگان زلزله حداقل دو برابر ميشد، تصريح كرد: دشمن قصد دارد از زلزله تبريز براي تحت تأثير قرار دادن اجلاس عدم تعهد سوءاستفاده كند.
نادر قاضيپور با بيان اينكه مردم آذربايجان در زلزله اخير رشادتهاي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران را به وضوح ديدند، اظهار داشت: بعد از زلزله نيروهاي ارتش و سپاه به امدادرساني پرداختند و شبانهروز براي نجات زلزلهزدگان تلاش كردند. بنده به جرئت ميتوانم بگويم اگر نيروهاي سپاه و ارتش به داد زلزلهزدگان نميرسيدند، تعداد كشتهشدگان حداقل دو برابر ميشد.
قاضيپور خاطرنشان كرد: به نمايندگي از مردم غيور آذربايجان از مقام معظم رهبري، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، ارتش و نيروهاي هلالاحمر و امدادرساني تشكر ميكنم و همچنين از اعضاي دولت كه حضوري به موقع در منطقه زلزلهزده داشتند، تقدير ميكنم.
حضور مسئولان در اسرع وقت از ديگر ضرورتها در شرايط بحراني و حوادث آني اجتماعي، حضور مسئولان و مديران در ميان حادثهديدگان است. اين حضور، علاوه بر آنكه يك تسلاي روحي و آرامش رواني براي آسيبديدگان به شمار ميرود، سبب تسريع در امور خدماترساني هم خواهد شد.
در زلزله آذربايجان هم در نخستين حضور مديريتي، وزراي بهداشت و كشور در ميان زلزلهديدگان حاضر شدند. سپس، اعضاي هيئت دولت به اين شهرها سفر كردند و در آنجا جلسه فوري براي رسيدگي بيشتر تشكيل دادند.
روز گذشته معاون اول رئيسجمهور از پنج مصوبه براي زلزلهزدگان خبر داد. پرداخت ۱۰ ميليون ريال كمك نقدي بلاعوض براي راهاندازي دوباره كسب و كار زلزلهزدگان، پرداخت ۲۰ ميليون ريال كمك بلاعوض براي خانوادههاي آسيب ديدگان زلزله جهت بازسازي خانههاي آسيبديده، ۱۲۵ ميليون ريال وام تسهيلات مسكن از محل وام مسكن مهر با بهره ۴ درصد، دادن فرصت يك ساله براي باز پرداخت وامها براي دامداران مناطق زلزلهزده، فرصت دو ماهه براي ساخت و بازسازي خانههاي مناطق زلزلهزده آذربايجان شرقي، ايجاد مركز تحقيقات گسل در استان، رسيدگي به بانوان باردار مناطق مصيبتزده و نظارت تعزيرات حكومتي بر گرانفروشي در اين مناطق از جمله اين مصوبات است كه از سوي محمدرضا رحيمي اعلام شد.
رسيدگيهاي بيشتر نسبت به دولت اصلاحات هيچكدام از ما زلزله جانگداز بم را كه ۵ دي ۱۳۸۲ رخ داد و بالغ بر ۲۵ هزار قرباني و ۳۰ هزار مجروح بر جاي گذاشت، فراموش نخواهيم كرد.
اين اتفاق در دوران حاكميت دولت اصلاحات رخ داد و بر اساس برنامهريزي اين دولت، بازسازي بم بايد تا تابستان سال ۸۴ به پايان ميرسيد اما ضعف مديريت، ناهماهنگي ميان نهادها، استفاده نامطلوب از نيروهاي متخصص خارجي، فقدان آموزش صحيح به امدادگران و برخي مسائل ديگر سبب شد كه فشارهاي بسيار زيادي بر بازماندگان اين حادثه وارد شود. سوء مديريت در اين زلزله به حدي بود كه هنوز هم تبعات آن را در بم ميتوان ديد! نگرانيها در اين باره به حدي افزايش يافت كه رهبر انقلاب به صورت سرزده به بم سفر كردند تا از نزديك در جريان مشكلات حادثهديدگان باشند اما زلزله آذربايجان هرچند به بزرگي زمينلرزه بم نيست اما به مديريتي كه براي كنترل آن اعمال شده است ميتوان نمره قبولي داد.
البته به طور كلي، مديريت حوادث غيرمترقبهاي مانند زلزله طي سه دهه گذشته قابل مقايسه با پيش از انقلاب اسلامي ۵۷ نيست. طي سه دهه گذشته به ويژه در چند سال اخير، سطح امدادرساني در ايران به اندازهاي ارتقا يافته است كه حتي سال گذشته زماني كه توفان مهيب، امريكا را درنورديد، جمهوري اسلامي اعلام آمادگي كرد كه حاضر است در اقدامات و خدمات امدادي به حادثهديدگان امريكايي كمك كند و به صورت رسمي، رامين مهمانپرست، سخنگوي وزارت امور خارجه آمادگي جمهوري اسلامي ايران را براي بررسي و پيگيري كمكهاي امدادي به كشورهاي آسيبديده از توفان اخير در منطقه امريكاي مركزي و شمالي اعلام كرد.
خدمات ديگر
قول دولت براي بازسازي خانههاي تخريب شده طي دو ماه آينده، كمك معيشت يك ميليوني به خانوادههاي زلزلهزده، توزيع روزانه ۱۰ هزار وعده غذايي، برقرار شدن مستمري متوفيان و از كارافتادگان زلزلهزده در اسرع وقت، راهاندازي سه مهدكودك در مناطق حادثهديده، اعزام ۲۰ تيم تخصصي از پزشكان بسيجي، خونرساني به موقع، دارورساني و درمان مجروحان و برگزار كردن امتحانات دانشآموزان زلزلهزده فقط گوشهاي از اقداماتي است كه طي چند روز اخير براي حادثهديدگان هموطن انجام شده است. البته مسئولان براي انجام اين اقدامات، منتي بر كسي ندارند زيرا وظيفه خود را انجام دادهاند اما به هرحال، آنگونه كه پيداست به نظر ميرسد تا آنجا كه در توان داشتهاند فروگذار نكردهاند.