گرچه به زعم افرادي كه آشنايي زيادي با مقولات صنعت نفت ندارند افزايش بهاي بشكههاي نفتي مصرفكنندگان را در شرايط سختي قرار ميدهد اما با اندكي تأمل ميتوان به وضوح شاهد ركود صنايع نفت و گاز جهان در بخش توليدكنندگان بود.
تجربه بارها نشان داده است كه با افزايش بهاي نفت شركتهاي سرمايهگذار چندان براي ادامه كار در كشورهاي توليدكننده نفت راغب نيستند كه البته طبيعي است چرا كه بر اين باورند با افزايش بهاي نفت هزينه سرمايهگذاري بالاتر رفته و بيش از آنكه سود كنند با ضرر مواجه ميشوند. از ديگر سو با سقوط قيمتها هم سرمايهگذاري از سود برخوردار نخواهد بود و صرفه اقتصادي آن تنها در سرابي رويايي قابل مشاهده است.
اين وضعيت در كشورهايي كه با موضوع تحريمها و استعمار طلبي غربيها دست و پنجه نرم ميكنند از اهميت بيشتري برخوردار است به ويژه كه يكي از اين كشورها، ايران اسلامي باشد. تحريمهاي يك طرفه غرب براي زمين زدن اقتصاد ايران كه صنايع نفت و گاز را نشانه گرفته در شرايطي مورد تأكيد امريكاست كه كم توجهي به مقوله مهمي همچون ثبات توليد نفت و افزايش ظرفيت آن بايد بيش از گذشته در دستور كار قرار گيرد.
براي اين منظور كشف و استخراج منابع جديد نفتي مهمترين راهكار براي نشان دادن عدم كارآيي تحريمهاست كه در دولتهاي نهم و دهم كارنامه خوبي ثبت شده است اما با توجه به افزايش تقاضاي جهاني براي نفت به نظر ميرسد بايد شتاب بيشتري به اين موضوع داد.
آژانس بينالمللي انرژي (IEA) نيز در گزارش جديد سالانه خود با عنوان چشمانداز جهاني انرژي پيشبيني كرده است تقاضاي جهاني نفت خام بر اساس سناريوي مرجع ادامه سياستها و روندهاي موجود (تا سال ۲۰۲۰ ميلادي) با ۱۱/۳ درصد افزايش نسبت به رقم كنوني به بيش از ۹۳ ميليون و ۵۰۰ هزار بشكه در روز خواهد رسيد.
در همين حال IEA در سناريويي ديگر بر مبناي سياستهاي جديد (اجراي سياستهاي اعلام شده برخي كشورها همانند تعهد به كاهش انتشار آلايندههاي زيست محيطي، همچنين اجراي سياست حذف يارانه انرژي در برخي كشورها)، تقاضاي جهاني نفت خام در ۱۰ سال آينده با ۷/۸ درصد افزايش نسبت به رقم كنوني به بيش از ۹۱ ميليون و ۳۰۰ هزار بشكه در روز خواهد رسيد.
همان طور كه اشاره شد تقاضاي انرژي در دهه آينده بسيار فزاينده خواهد بود و در اين بين، كشورهايي ميتوانند نقش فعلي خود را در آن برهه از زمان هم ايفا كنند كه در اكتشاف و بهرهبرداري از منابع زير زميني خود عملكرد بهتري از خود به جاي گذاشته باشند.
بدون شك، كشف و توسعه بيشتر مخازن هيدروكربني، ايجاد ظرفيت هاي جديد در بخش توليد براي تأمين افزايش تقاضاي جهاني نفت و عملياتي كردن توليد از مناطقي كه آينده عرضه جهاني نفت در اختيار آنها است كليد اصلي تحولات آتي بازار جهاني نفت است.
بي ترديد برندگان اصلي، توليدكنندگاني خواهند بود كه با ايجاد ظرفيتهاي لازم بتوانند نقش تأثيرگذار خود را بر بازار نفت تحميل نمايند. كشورمان ايران يكي از عمده ترين توليد كنندگان نفت در جهان ميتواند نقش تعيينكنندهاي در اين مجموعه داشته باشد و نگاه به صنعت حفاري از اين منظر ميتواند اهميت راهبردي اين بخش را براي صنعت نفت ايران و جايگاه آتي آن را در بازارهاي جهاني بيش از پيش روشن سازد.
اما قبل از اين كه به اين مقوله پرداخته شود بهتراست به متوسط هزينه برداشت يك بشكه نفت و وضعيت مخازن اشارهاي كوتاه شود. هزينه توليد يك بشكه نفت در ايران حدود چهار دلار برآورد شده است كه نسبت به ساير كشورها رقم كمتري است.
پيشبيني ميشود اين رقم با توجه به پير شدن چاههاي نفت و افزايش هزينههاي حفاري با رشد زيادي همراه باشد و اين در حالي است كه بافت مخازن ايران بسيار فني بوده و كار كردن روي آنها شرايط و دانش بالايي را ميطلبد.
اگر اين رقم در مقايسه با ديگر كشورها كه تا ۴۰ دلار هم ميرسد رقم ناچيزي است به اين دليل است كه زنجيره اصلي توليد در ايران هزينههاي نا چيزي را بابت فعاليتهاي خود طلب ميكنند. زنجيرهاي كه با اكتشاف و حفاري آغاز ميشود.
شاه كليد ورود به مخازن نفت، حفاري است و تا زماني كه نفت به عنوان يك عنصر گران بها مطرح است صنعت حفاري نيز اهميت دارد. شركت ملي حفاري در سه دهه گذشته به عنوان يك صنعت بالا دستي و راهبردي، جايگاه خود را در پروسه توليد نفت حفظ كرده و در قالب بازوي توانمند صنعت نفت كشور، قابليتها و شايستگيهاي خود را به نمايش گذاشته و در سايه تلاش و زحمات طاقت فرسا و شبانهروزي كاركنان سخت كوش، جلوههاي شور انگيزي از غرور، خلاقيت، نوآوري و ابتكار را به منصه ظهور رسانده است.
سرعت توسعه در صنايع نفت و گاز بيش از آنچه تصور ميشود به حفاري وابسته است. حفاري به تنهايي ۴۰ درصد از هزينه استخراج نفت را شامل ميشود. افزايش قيمت جهاني نفت خام و به دنبال آن افزايش قيمت كالا و خدمات، معضلي جديد در اين صنعت به وجود آورد و هزينه اجاره روزانه يك دكل حفاري در فلات قاره و درياها را از ۴۰ هزار دلار در چهار سال پيش به بيش از ۱۵۰ هزار دلار در سال گذشته رساند، اما هم اكنون نيز با كاهش قيمت نفت نسبت به قيمتهاي سه رقمي اين قيمتها تا حدودي تعديل شده است.
هم اكنون حفاري از بهترين بخشهاي صنعت نفت براي سرمايهگذاري است. صنعت نفت كشور براي حفظ توليد كنوني خود در ميان سازمان كشورهاي صادركننده نفت (اوپك) نيازمند حفاريهاي جديد است. هم اكنون براي توسعه بسياري از چاهها و ميدانهاي دست نخورده كشور كه بسياري از آنها همچون پارس جنوبي، فروزان، اسفنديار، سلمان، آزادگان با كشورهاي همسايه مشترك است، حفاري بيش از گذشته نياز است.
شرايط پيچيده مخازن نفتي كشور از يك سو و تحريمها از سوي ديگر و هم چنين افزايش هزينههاي حفاري در جهان، نيازمند استراتژي دقيق و جامع براي عقب نماندن از قدرتهاي انرژي جهان است. امروزه همه ميدانند كه حفاري حداقل يك سوم قيمت تمام شده نفت را در دنيا شامل ميشود كه اين رقم در ايران با وجود محدوديتهاي فراوان بسيار كمتر از نرخ جهاني است.
با توجه به شرايط صنعت نفت به نظر ميرسد سرمايهگذاريها بايد در حفاري تقويت شده تا با خريد و ساخت دكلهاي حفاري، نه تنها ميدانهاي مشترك نفتي توسعه يابد بلكه به لحاظ اقتصادي و صرفههايي كه براي كشور به همراه دارد ميتواند نقش اصلي را در تأمين منافع نظام اسلامي ايفا كند.