
به رغم هزينههاي بسياري كه صرف حمايت مادي از شبكه انگليسي بيبي سي فارسي براي ايجاد تفرقه در ميان ايرانيان ميشود اما حضور پر تعداد تماشاگران ايراني فينال رقابتهاي وزنه برداري مردان سنگين وزن جهان و درست در دل سرزمين سرمايه گذاران بيبي سي همچون بادي كه پرچم امريكا را در فينال قهرماني تنيس المپيك امسال از جا كند، توهم اثر بخشي فعاليتهاي اين شبكه انگليسي را نيز بر باد داد.
سالها است كه شبكه بيبي سي فارسي براي جا انداختن مفهوم نارضايتي ايرانيان خارج از كشور و نيز نارضايتي ايرانيان داخل كشور از جمهوري اسلامي تلاشهاي بسياري را به كار ميبندد و در اين بين كمتر ايرانياي تصور ميكرد كه ابزار رسانهاي انگليس در تصور و تفكر نسلهاي جديد ايرانيان خارج از كشور تاثيرگذاري نداشته باشد اما آنچه كه سه شنبه شب در سالن وزنه برداري اكسل لندن اتفاق افتاد خلاف اين تصور را ثابت كرد.
نمايش ايرانيان و نمايش پرچم سه رنگ ايران در سرزمين بيبيسي، در حالي كه فريادهاي ايران ايران سالن وزنه برداري المپيك لندن را سراسر به استاديوم آزادي تهران تبديل كرده بود، حتي تعجب مجريان شبكههاي خارجي را نيز برانگيخت. اين موضوع در شرايطي نمود بيشتري پيدا كرد كه اكثر ايرانيان حاضر در سالن عمدتاً ايرانياني بودند كه از اروپا عازم لندن و تماشاي بازيهاي المپيك شده بودند و در دستان خود پرچم سه رنگ جمهوري اسلامي ايران را به اهتزاز در ميآوردند.
رويداد ورزشي و فرهنگي المپيك از سوي ميليونها بيننده از سرتاسر جهان دنبال ميشود و قابليت اثرگذاري يك رسانه بزرگترين شركتهاي تجاري را بر آن ميدارد كه با صرف هزينههاي گزاف به تبليغ كالاهاي خود در اين رويداد بزرگ جهاني بپردازند. دراين بين نمايش شكوه انگيز تماشاگران ايران نيز در شبي اتفاق افتاد كه ميليونها انسان از سرتاسر جهان شاهد فينال يكي از سه رشته پر طرفدار المپيك بودند.
نواخته شدن سرود پر افتخار جمهوري اسلامي ايران و همصدا شدن صدها ايراني در سالن انگليسي اكسل لندن كه جدا از تفاوتهاي ظاهريشان يكصدا نام امام و شهدا را در سرود ملي فرياد كشيدند و عرق ملي ايرانياني كه فارغ از جريانسازي رسانههاي انگليسي و به خصوص بيبي سي فارسي در بهره برداري سياسي از حضور ايرانيان در بازيهاي المپيك به سالن وزنه برداري لندن آمده بودند همه حاكي از وفاق ملي ميان ايرانيان خارج از كشور و نيز ايرانيان داخل كشور آن هم در روزي بود كه ايران در جهان خوش درخشيد.
علاوه بر اين در اين روزها ميتوان اوج همدلي ايرانيان سرتاسر جهان را در صفحات شبكههاي اجتماعي نيز جست و جو كرد. هيجانهايي كه بعد از اهداي مدال به قهرمانان ايراني اوج ميگيرد و با ارسال پيامهاي تبريك و پيامهاي مدافعانه از حقوق ورزشكاران ايراني به اين شبكهها همراه ميشود بر صفحات منفور ضد ايراني غالب شدهاند.
در حالي كه طلاي يكي از قهرمانان كشتي فرنگي در يكي از صفحات فضاي شبكه اجتماعي مربوط به گروههاي جدايي طلب ايران، موجبات رنجش و آزردگي خاطر تعداد كم شماري از جدايي طلبان را در پي داشت اما شمار ايرانيان داخل و خارج از كشور كه پيامهاي محبتآميز خود را در اين روزها نثار قهرمانان وطن ميكنند بيسابقه است آن هم در شرايطي كه دسيسههاي رسانهاي بر ايرانيان سرتاسر جهان و حتي مردم ساير ملل، اثرگذاري سابق خود را ندارد؛ تصوير سه شنبه شب خاطره انگيز ايرانيان كه از نماي دوربين مستقر در سالن بيش از هر چيز، سه رنگ سبز و سفيد و قرمز در آن ديده ميشد به مثابه بر باد رفتن زحمات چندين ساله بيبي سي فارسي و ديگر رسانههاي معاند طي يك سكانس كوتاه از رسانهاي ديگر بود كه ناگزير بايد تصاوير واقعي از روز درخشان ايرانيان را به نمايش ميگذاشت. سكانسي هر چند زودگذر اما خاطره انگيز كه تا مدتها در اذهان جهاني و نيز ذهن دست اندركاران رسانههاي مخالف خواهد ماند.