دولت و مقامات مصري بلافاصله اين اقدام را متوجه تندروهاي اسلامگرا دانستند. اما اخوان المسلمين كه «محمد مرسي» كانديداي آنها بود، اسرائيل را مسئول اين جنايات دانست. با اين حال ديروز خبر رسيد كه ارتش مصر براي نخستين بار در چند دهه گذشته و پس از پيمان كمپ ديويد، با استفاده از بالگردهاي توپدار و تانك و زرهپوش، در نقاطي نزديك با مرز اسرائيل، به چريكهاي اسلامگرا حمله كرده است و ۲۰ تن از آنها را كشته، سه سرباز مصري نيز در اين حملات زخمي شدهاند.
مقامات مصري حماس را در اين ماجرا مقصر قلمداد كرده و مدعياند برخي از عاملان اين حملات پس از درگيريها به داخل غزه گريختهاند. اسرائيل از اين عمليات خونين ارتش مصر حمايت كرده و خواستار برخورد شديدتر با عاملان آن شده است.
يك نگاه گذرا به وقايع اين چند روزه، ميتواند پرده از سناريويي كه صهيونيستها گرداننده اصلي آن هستند بردارد. پس از پيروزيهاي محمد مرسي، روابط حماس و باريكه غزه با قاهره بسيار بهبود يافت حتي سخن از رفت و آمد بدون ويزا ميان دو سوي مرز شد. گذرگاه رفح گشوده شد و غزه از محاصره طولاني رهايي يافت. اين براي تلآويو يك كابوس بود. در حالي كه هر روز از نزديكتر شدن حماس به محمدمرسي خبرهايي به جهان مخابره ميشد، ناگهان عدهاي با عنوان چريكهاي اسلامگرا، ۱۶ مرزبان مصري را ميكشند. حرف و ايراد اصلي اينجاست كه چرا اين اسلامگرايان به صهونيستها حمله نكردهاند.
كشتن مرزبانان مصري چه نفعي به حال آنان داشته است. چهرههايي خاص در داخل حكومت مصر اين جنايت را به عوامل حماس نسبت دادند و به سرعت چنان روابط تيره شد كه مصر گذرگاه رفح را مسدود كرد و حتي تونلهايي كه زمان مبارك راهي براي ارتباط با غزه بود را نيز بست. يك دسيسه ساده، آرزوي اسرائيل را برآورده ساخت و روابط دو طرف مصري و فلسطيني را تيره كرد.
محمدمرسي بايد بداند، تلآويو از هر فريب و خدعهاي براي تيره ساختن روابط او با حماس استفاده خواهد كرد. الان هم دولتمردان قاهره بايد از خود بپرسند، اين چريكهاي اسلامگرا، چرا تا امروز در آن منطقه حضوري نداشتند و چرا بايد به مرزبانان مصري حمله كنند. مسدود كردن رفح آرزوي اسرائيل است و آنها وقايع را به گونهاي طراحي كردند تا محمد مرسي اين آرزو را بر آورده كند. مرسي بر لبه تيغ راه ميرود و بايد شعارهايي كه او را به قدرت رساند، فراموش نكند.