کد خبر: 480887
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۱۶
گفت‌وگو با استاد «مرتضي خاتمي خوانساري»
 ماه رمضان، ماه مهماني خداوند است و ماهي است که شب قدر در آن مستتر است. شبي که ثواب و برکتش بيشتر از هزار ماه است! از ابتداي اين ماه مهماني خدا هميشه بحث‌هايي بين افراد در مورد اتفاقات و اصل وجوب اين فريضه مطرح مي‌شود. چرايي پنهان بودن شب قدر، علت واجب شدن فريضه روزه، کيفيت و تعداد ايام روزه‌داري در صدر اسلام و سؤالات متنوع بسيار ديگري در اين زمينه، ما را به مهماني و شاگردي در محضر و منزل استاد «سيدمرتضي خاتمي خوانساري»، که سال‌هاست به درجه فقاهت رسيده‌اند و چهره او در برنامه‌هاي تلويزيوني چون «اين شب‌ها»، «آفتاب شرقي» و در بسياري از ديگر‌ برنامه‌هاي شريعت‌محور کشاند. آنچه در ادامه مي‌خوانيد حاصل تلمذي چند ساعته در محضر ايشان است.

علت وجوب روزه صرف‌نظر از مباحث پزشکي چه بوده است؟ آيا در ديگر اديان آسماني هم چنين مسئله‌اي وجود داشته است؟
اينکه پيغمبر فرمودند «صوموا تصوموا» (روزه بگيريد تا بدن‌هايتان سالم بماند) و يک چنين نقلي داريم. البته دستور روزه از آسمان آمده است همان‌طور که در قرآن به صراحت به آن اشاره شده است مانند آيه شريفه «کتب عليکم الصيام» و در مورد اينکه در ديگر اديان گذشته هم وجود داشته است، در ادامه همين آيه خداوند فرموده است: «کما کتب علي الذين من قبلکم» به اين معني است که بر ديگر اقوام قبل از شما هم واجب بوده است تا روزه بگيرند. بله، روزه در امت‌ها بوده و هم‌اکنون هم هست، در بين يهود و مسيحيت هم الان روزه وجود دارد و قطعاً در امم سابق روزه وجود داشته است. به‌طور مثال حضرت عيسي بن مريم در تمام عمر روزه بوده‌اند. 

در واقع سيستم کارشان بر اين منوال بوده است. اسلام زماني که در مکه ظهور کرد تقريباً با تمام مردم مکه و مدينه بر سر توحيد و نبوت درگيري داشت به شکلي که زير بار «لااله الا الله و محمد رسول‌الله» نمي‌رفتند چه برسد به احکام فرعي مانند روزه و ۱۰ سال بر سر اين دو مقوله اصلي، بحث و جدل‌هاي فراواني صورت گرفت. پيغمبر خودشان به احکام دين از جمله اداي روزه چه قبل و چه بعد از نبوتشان مداومت داشتند اين در حالي بود که هنوز از جانب خداوند دستوري در اين رابطه بر ايشان نازل نشده بود اما مسلمان‌ها مي‌دانستند که دستوراتي براي واجب شدن روزه از طرف خداوند خواهد آمد چراکه قبل از اسلام در بين پيروان ديگر اديان ديده بودند که فريضه روزه را ادا مي‌کنند. ضمن اينکه مي‌دانستند که سه چيز هم حتماً در آن حکم خواهد بود. 

نخوردن، نياشاميدن و حرمت جماع کردن. منتها زمان و تعداد روزهاي روزه‌داري را نمي‌دانستند اما منتظر ابلاغ آن از جانب رسول اکرم(ص) بودند. سال دوم هجري و در شهر مدينه آيه ۱۸۳ سوره بقره «کتب عليکم الصيام کما کتب...» بر پيغمبر نازل شد. گاهي خداوند خاصيت برخي از اعمال شرعي را بيان کرده است، مثلاً راجع به نماز مي‌فرمايد: «ان صلاه تنهي عن الفحشاء و المنکر». در پايان آيه واجب شدن روزه هم مي‌فرمايد «...لعلکم تتقون» يعني براي اينکه شما تقوا داشته باشيد.

تأثير روزه و روزه‌داري بر زندگي انسان‌ها چيست؟
مشکل کار بشر تقواست! تمام اديان و خود ما هم به دنبال کسب آن هستيم. تقوا به معني تربيت‌پذيري است، اگر در انسان اين حالت تربيت‌پذيري وجود داشته باشد به آن تقوا مي‌گويند. حالا اينکه چه تربيتي به فرد القا بشود موضوع ديگري است اما بعضي از افراد تربيت‌پذير نيستند. اگر انسان تربيت‌پذير نباشد براي خودش و خانواده‌اش خطرناک است زيرا هم خودش را هلاک مي‌کند و هم ممکن است به ديگران آسيب برساند. يکي از راه‌هاي تربيت‌پذيري، روزه‌داري است و معلوم هم هست که چرا اينگونه است، انسان يک‌ماه تمام که يک دوازدهم سال است سبک زندگي‌اش متفاوت مي‌شود. انساني که روزها مشغول خوردن و آشاميدن بوده و شب‌ها در حال استراحت، در ماه رمضان ۱۸۰درجه کارهايش متفاوت مي‌شود و در طول روز از خوردن و آشاميدن و ديگر مبطلات روزه دوري مي‌کند اما شب‌ها انجام همان کارها برايش مانعي ندارد. ضمن اينکه روزه به گونه‌اي است که در انسان حالت اخلاص و خداشناسي ايجاد مي‌کند زيرا اگر غير از اين باشد روزه منعقد نمي‌شود. اگر انسان براي اداي روزه در دلش قصد قربت و فرمانبري خداوند را نداشته باشد و براي خودش بخواهد اين کار را بکند يا براي اينکه ديگران ببينند، اصلاً روزه منعقد نشده است و ضمن باطل بودن بايد قضاي آن را به‌جا بياورد ضمن اينکه کار حرامي هم انجام داده است. اگر انسان بخواهد روزه‌اش درست باشد بايد با خداپرستي عميق توأم باشد چون بنده بايد براي خدا انجام بدهد. کسي که يک‌ماه با نفسش مبارزه کرده و فرمانبري را تجربه کرده اين همان تربيت‌پذيري و کسب تقواست که در ابتدا عرض شد اما اگر کسي خودش بيايد و طرح بدهد مثلاً بگويد من چون گرسنه‌ام دو دقيقه بيشتر مي‌خورم و به جاي آن دو ساعت بيشتر روزه مي‌گيرم، اين کارها تدبير و تربيت‌پذيري را از انسان مي‌گيرد. اين يک‌ماه روزه به نسبت کل سال يک دوازدهم است و اگر کسي همين مقدار از ۲۴ ساعت روز را ورزش کند آيا هرگز به بيماري‌هاي قلبي و تنفسي دچار مي‌شود؟

کيفيت صدور فرمان گرفتن روزه به پيغمبر و مسلمانان چگونه قابل بررسي است؟ آيا نحوه روزه‌داري در زمان پيغمبر با روش و نوع روزه‌داري امروز ما تفاوتي داشته است؟
اوايل که ماه رمضان واجب شده بود مسلمانان کل مسائل خوردن، آشاميدن و جماع برايشان در طول کل ماه ممنوع و حرام بود. اگر کسي غروب افطار مي‌کرد تا زماني که بيدار بود (تا سحر) مي‌توانست بخورد اما اگر بعد از افطار مي‌خوابيد ديگر نمي‌توانست همانند حالا سحر بيدار بشود و چيزي بخورد مگر تا افطار روز بعد و اين کيفيت روزه‌داري تا ۳ سال بر همين منوال بود. در زمان حفر خندق که مصادف شده بود با ماه رمضان، پيرمردي با نام «جبير» در حال حفر خندق بود که براي افطار کردن به منزلش مي‌رود. 

در فاصله اينکه همسرش برود و برايش افطاري بياورد از فرط خستگي خوابش برد و بنا بر حکم شرع نمي‌توانست وقتي از خواب بيدار شد چيزي بخورد. اين بنده خدا هم چيزي نخورد و فردا دوباره براي حفر خندق رفت و به علت ضعف شديد به شکلي غش کرده بود که ديگران گمان کرده بودند از دنيا رفته است. پيغمبر(ص) با ديدن اين صحنه بسيار متأثر و غمگين شدند تا اينکه ادامه آيه ۱۸۷ «کلوا و اشربوا حتي يتبين لکم الخيط الأبيض من الخيط الأسود...» بر ايشان نازل شد و به مسلمين اجازه داده شد که بعد از افطار بخوابند و سحر بيدار شوند و تا قبل از اذان صبح بتوانند بخورند و بياشامند. 

در باب مسائل زناشويي هم به خاطر يک‌سري اتفاقات ناگوار و تبهکاري‌هايي که رخ داد پيامبر بسيار ناراحت شدند که آيه‌اي هم با مضمون حلال بودن اين مسائل در ماه رمضان از جانب خداوند نازل شد. اين دو اتفاق باعث يک‌سري تغييرات و تکامل در شکل اوليه آداب روزه‌داري شد. مسئله‌اي که در روزه وجود دارد و تمام جهانيان را به شگفتي واداشته است که اصطلاحاً به خاطر اينکه ما در درون آن هستيم کمتر متوجه آثار و تبعات مثبت و پربرکت آن مي‌شويم. در ماه رمضان مسلمان‌ها به‌طور کلي سيستم غذا خوردن و خواب و بيداري‌شان متفاوت از ديگر ايام سال مي‌شود. به اين ترتيب که خوردن و آشاميدن در وعده‌هاي صبحانه و ناهار حذف مي‌شود و شام و سحري به عنوان وعده‌هاي غذايي محسوب مي‌شود. ضمن اينکه وضعيت خواب و بيداري هم از حالت يکنواخت و يکسان بيرون مي‌آيد. 

در مسائل پزشکي اينها متذکرند که يک بيماري هست که غيرمسلمان‌ها و عموماً غربي‌ها به آن مبتلا مي‌شوند و به تعداد زياد گرفتار آن هستند که يک حالت بي‌تفاوتي به آنها دست مي‌دهد و به دنبال درمان آن هم نمي‌روند. حتي اطبا به بسياري از افراد مبتلا به اين بيماري توصيه مي‌کنند که به خدمت سربازي بروند تا صبح زود بيدار شوند و شب‌ها زودتر بخوابند تا شايد درمان شوند. نکته جالب اينکه در بين مسلمانان حتي يک مورد هم از اين بيماري ديده نشده که برخي از پزشکان با بررسي اين موضوع فهميدند که به خاطر روزه‌داري ماه مبارک رمضان و بخصوص به هم خوردن يکنواختي خواب و بيداري و خوردن و آشاميدن در ايام سال است. در واقع در طول اين يک‌ماه مسلمانان يک وقت‌هايي غذا مي‌خورند و بيدار مي‌شوند که اين کارها را در طول سال انجام نمي‌داده‌اند. اين تقيد مسلمانان به روزه گرفتن و امساک از خوردن و آشاميدن اتفاقات عظيمي را در زندگي انسان به وجود مي‌آورد که کمترين آن سلامتي جسم است و اين جدا از تأثيرات معنوي و عنايات الهي است که فقط خدا مي‌داند که چقدر عظيم است.

آيا از ابتدا فريضه روزه يک‌ماهه بوده است؟ دلايل اثبات‌کننده اينکه ايام روزه‌داري يک ماه است در کجا آمده است؟ چرا روزه باعث اخلاص بيشتر انسان‌ها مي‌شود؟
زماني که دستور روزه‌داري از جانب خداوند نازل شد آيه اولي فقط گفت که روزه بگيريد ولي در آيه بعد جمله «ايام معدودات» هم آمده است. در دستور زبان عربي از عدد ۳ به بالا جمع بسته مي‌شود، پس معلوم مي‌شود که ايام روزه از سه روز بيشتر است. تا اينکه در آيه بعدي فرموده است: «شهرالرمضان»، خب ممکن است که در ماه رمضان بايد سه روز را روزه بگيريم ولي در ادامه آيه مي‌فرمايد: «لتکملوا الْعِدَّةَ» يعني بايد هر چه ماه رمضان از ابتدا تا انتهاست را روزه بگيرد و کل ماه را پوشش مي‌دهد. همان‌طور هم که آقاشيخ عباس قمي مباحثش را در کتاب مفاتيح‌الجنان آورده‌اند در طول تاريخ تمام انبيا از آدم تا خاتم ماه رمضان را روزه مي‌گرفته‌اند. 

در واقع روزه مخصوص انبيا بوده است، بعد نوبت به امت اسلام که شد خدا ما را مشمول لطفي کرد که مختص انبيا بود و اجازه داد مسلمان‌ها هم روزه بگيرند که در واقع عبادت انبياي الهي بود. اين ماه، از نظر دستگاه الهي، ماه باتوجهي است. خود خدا اين را خواسته است. اين لطف شبيه همين عيدي‌هايي است که در اعياد و ايام نوروز بزرگترها به کوچکترها مي‌دهند. 

ما اگر هر روز به منزل بزرگتر‌ها برويم خبري از عيدي نيست اما در ايام خاصي مانند عيد نوروز اين کارها معمول است. خدا مي‌خواهد در اين ماه به بندگانش لطف و مرحمت بيشتري داشته باشد و به آنها همه چيز بدهد و خودش گفته است که مي‌دهد. شما اگر دقت و تحقيق کنيد مي‌بينيد که همه کتب آسماني در ماه مبارک رمضان بر پيامبران نازل شده‌اند. تورات در روز ششم ماه رمضان، انجيل دوازدهم رمضان، زبور هجدهم رمضان و قرآن هم در همين ماه و در شب قدر بر پيغمبر نازل شده است. علت اين کار همان‌طور که خود قرآن کريم مي‌فرمايد «لعلکم تتقون» است. 

حالا انسان بايد تربيت‌پذير باشد تا مشمول اين الطاف قرار بگيرد و روزه‌داري در ماه رمضان باعث تربيت‌پذيري انسان‌ها مي‌شود. اگر ماه رمضان نبود خيلي از اتفاقات خير و خوب هم نبود بنابراين روزه را افراد بايد خيلي مهم تلقي کنند و ارزش آن را بدانند. اميرالمؤمنين مي‌فرمايد: «اگر سوره توحيد در قرآن نبود و اگر روزه ماه رمضان در واجبات ديني نبود، يک نفر هم اهل بهشت نمي‌شد». اين نشان مي‌دهد که بسياري از اديان مانند يهود و نصاري که الان دچار مشکل شده‌اند بر اثر توجه نداشتن به توحيد است که تثليث و چند خدايي از عدم توجه به توحيد است. در واقع اگر توحيد نباشد ريشه دين زده مي‌شود. در مورد روزه هم پل صراط داراي دو بخش است که دقيقاً روزه نصف آن را پوشش مي‌دهد و نصف ديگرش را هم امانت‌داري مردم، و آنجاست که مي‌بينيم اگر روزه نباشد افتادن به درون جهنم از روي پل صراط قطعي است. آن اخلاصي که روزه در انسان ايجاد مي‌کند را خود خداوند اراده کرده است.

ماه رمضان چه ويژگي‌هايي دارد و اينکه گفته مي‌شود ثواب اعمال و عظمت شب قدر بيشتر از هزار ماه است يعني چه؟ چرا به رمضان ماه مهماني خدا گفته مي‌شود و تفاوت آن با ديگر مهماني‌ها در چيست؟
روزه در نوع خودش، عبادت ويژه‌اي است به نحوي که در کتاب‌هاي فقهي هم آمده است که اگر کسي يک روز روزه را عمداً بخورد روح ايمان از وجودش خارج مي‌شود. اين نشان‌دهنده اين است که عبادت روزه تا اين اندازه با ايمان انسان ارتباط مستقيم دارد. پيغمبر ويژگي‌هاي بسياري از ماه رمضان را بيان فرموده‌اند که هر کدامشان نوعي از خواص ماه رمضان است. 

روزها و شب‌هاي اين ماه جزو بهترين شب‌ها و روزهاست و خداوند در اين ماه همه را به مهماني دعوت مي‌کند. ما در بدو امر و با عجله، مهماني به ذهنمان خوراکي و پذيرايي و اينها را تداعي مي‌کند، بله اين ما انسان‌ها هستيم که در مهماني‌هايمان خوراک به ديگران مي‌دهيم و آن هم به دليل اين است که چيز ديگري براي عرضه به مهمان نداريم. ماه ضيافت الهي مهماني عظيمي است و قرار است که در آن درجات انسان افزوده شود و ما را مهمان کرده است تا چيزهايي را به ما بدهد که هيچ‌کس توان اعطاي آنها را ندارد و قرار است که در اين مهماني دعاهاي ما را مستجاب کند. ما مي‌بينيم که خداوند شب قدر را در ماه رمضان آورده و به صراحت فرموده من بيش از هزار ماه اجر در اين شب مي‌دهم.
 
کل ماه رمضان ثواب همه ساعاتش بيشتر از همه روزهاي هر ماهي است. شب قدر استثنائات خاصي پيدا کرده است. هزار ماه بيشتر از ۸۳ سال و چهار ماه است، الان شب قدر ما اگر دقت کرده باشيد حدود ۸ ساعت است و انسان در ۸ ساعت عبادت يعني از اذان مغرب تا اذان صبح خدا مي‌خواهد «خير من ألف شهر» يعني بيش از هزار ماه اجر به ما بدهد. يعني واقعاً اگر اين کارهايي که ما شب قدر انجام مي‌دهيم در طول ۸۳ و چهار ماه به صورت مداوم در شب و روز انجام بدهيم بيشتر از اين را خدا مي‌خواهد در شب قدر ثواب بدهد. ببينيد مثل اين است که مثلاً فلان اداره اعلام مي‌کند که اگر کارمندانش بيايند و فلان روز را کار کنند حقوق ۸۳ سال و چهار ماه را به صورت يکجا به آنها مي‌دهد. 

در مورد شب قدر احيايش مهم است، که احيا هم به معني بيدار بودن است. فرض مي‌کنيم يک نفر بعد از افطار و به‌جا آوردن نماز مغرب و عشا تا اذان صبح فقط بيدار بماند و هيچ کار ديگري انجام ندهد، اين بيداري خيلي ثواب دارد و خود ذات بيداري ملاک‌تر است. خدا بيداري بنده‌اش را مي‌خواهد و اين حکمتي است که خداوند از ما مي‌خواهد که براي آن هم ثواب و اجر مي‌دهد که اگر اين شب احيا بشود گناهان به قدر چه و چه آمرزيده مي‌شود و ثواب به آن بنده اعطا مي‌شود. کسي که خودش را الزام مي‌کند تا براي رضاي خدا بيدار بماند حالا هر عبادتي که مي‌خواهد انجام بدهد حتماً ثبت و ضبط مي‌شود. 

مرحوم آقاشيخ عباس قمي در مفاتيح‌الجنان از قول شيخ صدوق فرموده است: يک وقتي مراجع تقليد در خدمت شيخ صدوق جمع بوده‌اند و روايت‌هاي نابي که شيخ صدوق جمع‌آوري مي‌کرده را يادداشت مي‌کرده و با خود مي‌برده‌اند. در آن جمع بين علما بحثي شد مبني بر اينکه بگرديم در بين احاديث تا ببينيم که ثواب کدام عبادت از همه بيشتر است تا شب قدر آن را انجام بدهيم تا ثواب اکمل عايدمان بشود. 

گفتند بررسي کرديم هيچ ثوابي بيشتر از مذاکره و گفت و شنود درباره علم نبود و نتيجه آن بحث و جستجو که الان هم در مفاتيح هست به نوعي يک بيانيه است با اشاره به اينکه «هيچ ثوابي بيشتر از مذاکره در مورد علم نيست».

چرا خداوند رقم خوردن سرنوشت يک‌سال انسان را در ماه رمضان و بخصوص در شب قدر قرار داده است؟ چرا خداوند ضمن اينکه خودش اين مقدرات را تنظيم مي‌کند آنها را هم پيش امام عصر(عج) مي‌فرستد؟
خداوند در سوره دخان فرموده است «ما هر امر حکيمي را در آن شب مي‌فرستيم و اين رحمتاًً من عندنا است». سؤالي پيش مي‌آيد که چرا سرنوشت و مقدرات يک‌سال انسان در يک شب رقم مي‌خورد؟ همان‌طور که دولت‌ها براي يک‌سال و گاهي چند سال آينده کشورشان برنامه‌هايي دارند خداوند هم براي يک‌سال آينده بندگانش برنامه دارد و آن را تنظيم مي‌کند و مي‌گويد در اين يک‌سال چه کسي زنده بماند، چه کسي بميرد و چه چيزي را به چه کساني بدهد و اين هم برنامه من است. ضمن اينکه خداوند خودش اين مقدرات را تنظيم مي‌کند حالا چرا پيش امام عصر(عج) مي‌فرستد؟ ببينيد امام عصر حجت خداست و دعايش مستجاب است و بعد از خداوند ائمه معصومين به خلق مهربانترين هستند. 

پرونده را مي‌فرستند خدمت ايشان و به ما مي‌گويد که بيدار باش و دعا کن زيرا مقدرات يک‌سال تو قرار است به دست ايشان امضا شود. اگر بنا باشد تخفيفي داده شود يا بلايي از کسي برداشته شود در يک‌سال آينده همين يک شب است. اين پرونده خدمت يک مستجاب‌الدعوه مي‌رود که ايشان هم به واسطه بيدارباش و اعمالي که ما در شب قدر انجام مي‌دهيم از خدا مي‌خواهد که مثلاً خدايا اين بلا را بردار يا روزي‌اش را زيادتر کن يا اينکه اين مريضي را امسال از سرنوشتش حذف کن تا آنجا که امکان دارد. 

خداوند هم قول مساعد داده و گفته «سلامٌ هي» يعني اين شب، شب سلام است. داستان «شب سلام» هم ممکن است که الان در اذهان کمي کمرنگ شده باشد به اين شکل بوده که، شاهان يک «روز سلام» داشته‌اند که همه مردم از آن مطلع بوده‌اند و آن روز معنايش اين است که شاهان خيلي مي‌بخشند و به نوعي در کيسه باز است و اگر کسي امروز مورد بخشش و عفو قرار گرفت که هيچ اما اگر مورد بخشش قرار نگيرد تا سال آينده ديگر خبري از عفو و بخشش نيست. مردم هم از قبل آماده مي‌شدند که «روز سلام» اين عفو را بگيرند، براي اين ماليات را طلب بخشش کنند و يا هر چيز ديگري. خداوند هم شاه است! منتها «شب سلام» دارد و بنا دارد در اين شب تا اندازه‌اي که جا دارد ببخشد و بدهد. 

خدا مي‌فرمايد من در اين شب مي‌خواهم ببخشم و عفو کنم و به همين دليل است که توصيه شده اين شب را بيدار بمانيد و به درگاه خداوند تضرع کنيد تا بهترين مقدرات براي يک‌سال آينده شما رقم بخورد. مثلاً به کسي که مي‌داند اوضاعش خوب نيست مي‌گويند «بدو بدو برو زير قرآن پنهان شو و مدام به معصومين و امام عصر(عج) التماس بکن و بگو بک يا الله، بمحمدٍ و... تا سرنوشت و پرونده سال آينده‌ات امضا نشده است بعضي از مقدرات را به نفع دنيا و آخرتت تغيير بدهند.» البته اينکه يک شب براي اين موضوع اختصاص يافته است براي انسان خوب است چون اگر وقتش موسع باشد ممکن است که با غفلت از دست بدهيم و اينکه مي‌گويند همين يک شب اين ديگر متاع و لطف الهي است.

چرا عليرغم يک شب بودن شب قدر، بايد سه شب را اِحيا کرد؟ همچنين با توجه به احاديثي که بعضاً اشاره به «قدر» بودن شب بيست و سوم دارد آيا نيازي به اِحياي ديگر شب‌ها هست؟
اما دليل اينکه چرا سه شب شد برمي‌گردد به صدر اسلام، در واقع آن موقع شب قدر معلوم بود و مردم مي‌دانستند که شبي از ماه مبارک رمضان است. داستان نامعلوم بودن اين شب يک داستان سياسي و حکومتي است و تا امروز هم نامعلوم باقي مانده است.
 
از امام ششم پرسيدند از بين شب ۲۱ و ۲۳ رمضان کدامشان شب قدر است؟ ايشان در جواب گفت براي اينکه اين همه ثواب را کسب کنيد حتماً راحت است که اين دو شب را بيدار باشيد. علتش اين بود که صبح روز قدر مردم مي‌آمدند در خانه پيغمبر چون مي‌دانستند که شب گذشته ملائک و روح پرونده‌ها و مقدرات يک‌سال امت را براي امضا خدمت ايشان آورده‌اند. حالا هر کس به فراخور حال و اوضاع خودش مي‌آمد و سؤالاتي در مورد مثلاً يا رسول‌ا... بارندگي امسال خوب است؟ يا رسول‌ا.‌.. مريضي من خوب مي‌شود؟ و... مي‌پرسيد و به همين ترتيب که پيغمبر هم بنا به مصلحت پاسخ برخي از سؤالات را مي‌داد و به همين دليل تا بعدازظهر آن روز سر پيغمبر شلوغ بود. بعد از قضيه غصب ولايت و امامت حضرت علي(ع) اين کار خطرناک شد به خاطر اينکه هم مردم و هم غاصبان مي‌دانستند که مردم بعد از پيغمبر براي آگاهي از مقدرات يک‌سال آينده خود خدمت حضرت علي(ع) خواهند رفت چراکه همه به جانشيني پيغمبر و محل رجوع ملائک بودن ايشان اطمينان و باور داشتند.
 
بعد از غصب ولايت و حق حضرت علي(ع) اين موضوع براي غاصبين ولايت خطرناک شد که اگر روز قدر مردم بروند و براي مطلع شدن از مقدرات يک‌ساله زندگي‌شان در خانه علي(ع) جمع بشوند براي خليفه و دستگاه و اعوان و انصارش هم خطرناک خواهد بود و هم آبروي ظاهري و نداشته‌شان بر باد مي‌رود. بنابراين پس از ملاقات و مشورت با يکديگر هم‌پيمان شدند و به همديگر تأکيد شديد و مؤکد کردند که ديگر حتي اسم شب قدر هم برده نشود. چندين سال بر همين منوال گذشت و اصلاً کسي حق نداشت در مورد شب قدر حرفي بزند حتي مسلمانان جرأت نداشتند در اين رابطه در منزل و خانه‌شان کلامي بگويند. مدتي گذشت و ديدند که خب حالا قرآن را چه کار بکنيم؟ حالا شايد با زور و قدرت سياسي مردم را مرعوب کردند اما ديگر قرآن را که نمي‌توان با اين ابزار بترسانند! تا اينکه يک روزي خليفه روي منبر در اين مورد مي‌گويد: بله شب قدر هست و آن هم يک شب در طول کل سال است که ما هم نمي‌دانيم چه شبي است. اگر کسي بخواهد احيا بکند و ثوابي ببرد بايد کل شب‌هاي سال را بيدار باشد و يک شب که خودش هم نمي‌داند چه شبي است ثواب شب قدر را خواهد برد.

چرا مسلمانان زير بار اين ظلم بزرگ رفتند؟ آيا اين موضوع و پنهان‌کاري در آن دوران توسط کسي به چالش کشيده نشد؟
در اين بين اينها از حکمت خدا غافل شده بودند، عبدا... پسر عباس که اتفاقاً آدم حرّافي هم بود و در زمان رحلت پيغمبر حدوداً ۱۳ ساله بود، در آن زمان حدود ۲۳ سال سن داشت.
 
يک روز عبدا... پاي منبر خليفه نشسته بود، يک مرتبه بلند شد و گفت: جناب خليفه شب قدر که در ماه رمضان است مگر نديده‌اي که خدا در قرآن مي‌فرمايد «انا انزلناه في ليله القدر» يا جاي ديگري که فرموده است «شهر الرمضان الذي انزل فيه القرآن» بنابراين شب قدر در ماه رمضان است پس چرا تو مي‌گويي که معلوم نيست و در همه سال يک شب نامشخص است؟ خليفه ديد که ‌اي واي اين پسر را چرا توجيه نکرده‌اند که اين حرف‌ها را نزند؟ خليفه خيلي وحشت کرده بود که دوباره عبدا... مهلت نداد و گفت: شب قدر در دهه آخر ماه رمضان است! مگر نمي‌ديدي که هر سال پيغمبر تمام اين دهه را در مسجد اعتکاف مي‌کرد و بيرون نمي‌رفت؟ خليفه تا خواست جوابي بدهد يا حرکتي بکند عبدا... ادامه داد: مگر نمي‌داني که آسمان‌ها هفت تاست و زمين هفت طبقه است، هفت شب به آخر ماه رمضان مانده هم شب قدر است! خليفه بسيار خشمناک شده بود و عبدا... از اينکه مورد غضب قرار نگيرد فوراً از مسجد خارج شد و رفت. خليفه براي اينکه قضيه را جمع و جور کند به مردم گفت: همان‌طور که اين جوان را مي‌شناسيد خيلي حرّاف است و ما هم حريف زبان دراز او نمي‌شويم! 

به اين ترتيب قضيه اصطلاحاً ول شد و مردم هم اين حرف را چسبيدند که شب قدر، شبي در دهه سوم ماه مبارک رمضان است. ائمه عليهم‌السلام هم بعدها به خاطر جو سنگين سياسي و خفقان و اختناقي که بود حتي به صورت اشاره‌اي نزديک هم به اين شب اشاره نمي‌کردند و اين موضوع را به نوعي در موضع ترديد گذاشتند بماند تا فکر کنند که اين بزرگوارها هم نمي‌دانند شب قدر چه شبي است. اين فضاهاي سياسي و اختناق و خفقان موجود در زمان زندگي ائمه باعث شد تا امروز هم اين موضوع به صورت نامعلوم باقي بماند هرچند که اين نامشخص بودن فقط در بين ۳ شب نوزدهم، بيست و يکم و بيست و سوم است.

توصيه جنابعالي به روزه‌داران در کيفيت عبادت و انجام اعمال در اين ماه مبارک بخصوص ليالي قدر چيست؟
ماه رمضان بورس عبادت و بندگي خداوند است و در کسب فيض از اين شب به واقع هرکس به اندازه فهم و درک خودش بهره‌برداري خواهد کرد و توقع بيشتري هم از افراد نيست. 

اما خب در اين شب حتي‌المقدور افراد بتوانند بيدار بمانند زيرا اولين کار و عمل در اين شب اِحيا کردن آن است. همان‌طور که مي‌دانيد حضرت فاطمه زهرا(س) هم براي بيدار ماندن حسنين در اين شب روايت است که به صورت بچه‌ها آب مي‌پاشيده‌اند بنابراين اولين کار شب بيداري و زنده و اِحيا داشتن شب قدر است. دوم اينکه قرائت دعاي جوشن کبير که بيش از هزار اسم از اسماي الهي در آن آمده است و با توجه به اينکه دعاي جوشن از آسمان آمده و ثواب عظيمي دارد، در صد بند آن صدبار به خداوند پناه مي‌بريم از آتش و عذاب الهي جهنم که خواسته بسيار عظيمي است. هر کس به قدر فهم و درکش توسلاتي دارد و از خداوند چيزهايي را مي‌خواهد و اين چيزي نيست که به همه يکسان بدهند بلکه به اندازه فهم و درک افراد از خداوند طلب مي‌کنند.
 
به همه توصيه کنيد که دعا کنند و هر چه بيشتر از خداوند طلب نعمت و بخشايش بکنند براي پدر، مادر، نزديکان و ديگران و مطمئن باشيد که خداوند در اين شب خاصه و با توجه به قول‌هايي که داده و صد البته «صادق‌الوعد» هم هست بسيار بخشنده، عفوکننده و مهربان است. فرشته‌ها که تعدادشان در دستگاه الهي بسيار زياد است و هر کدام وظيفه‌اي دارند هم مانند همين سلسله مراتب اداري خودمان داراي مراتب و وظايفي هستند. در شب قدر فرشته‌هاي مخصوص ثبت اعمال مي‌آيند و گزارش کارشان را به اسرافيل مي‌دهند. 

فرشتگان ارزاق مي‌آيند و گزارش‌هايشان را براي ميکائيل که رئيس اصلي است مي‌برند؛ فرشته‌هايي هم پرونده‌ها را مي‌آورند به همراه جبرائيل که عالي‌ترين مقام فرشتگان است. آنها را خدمت امام عصر(عج) مي‌برند تا سرنوشت کل عالم امکان را حجت خدا پس از گرفتن تخفيف و ترفيع از خداوند متعال، امضا کرده و به قول امروزي‌ها آنها را ابلاغ و اجرا مي‌کند. 

در اين ماه آنچه را که ائمه و ياران و نزديکانشان بسيار نسبت به آن مداومت داشتند تلاوت قرآن بود. قرآني که در شب قدر و در ماه رمضان نازل شده است و قرآني که خواندن يک آيه از آن مانند گفتن «بسم‌ا... الرحمن الرحيم» يا «الرحمن» در اين ماه ثواب يک‌بار ختم قرآن در ماه‌ها و ايام ديگر را دارد، افراد بايد از اين ثواب عظيم بهره ببرند. تدبر و تلاوت آيات و فهم و درک در آن باعث ترويج و مطرح شدن فيزيکي قرآن در جامعه مي‌شود. اين کتاب يکايک آياتش کلام وحي است و تلاوتش در بهتر شدن سرنوشت ما تأثير زيادي دارد ضمن اينکه ائمه ما در طول ماه مبارک رمضان ۳۰، ۴۰ بار قرآن را ختم مي‌کرده‌اند که اين نشان از اهميت فوق‌العاده و زياد اين منبع و مخزن وحي و کلام الهي دارد. 

ديگر توصيه به مؤمنين، افطار روزه‌داران است، پيغمبر (ص) مي‌فرمايند هر کس روزه‌داري را حتي با دادن يک خرما افطار دهد خداوند ثواب آزاد کردن يک بنده را برايش منظور مي‌کند. ضمن اينکه رسيدگي به فقرا و محبت کردن به انسان‌ها و به‌جا آوردن صله رحم با دوستان و فاميل در اين ماه بسيار مطلوب است. اگر مديري يا کسي مي‌خواهد که خداوند به او رحم کرده و او را عفو کند ضمن اينکه بايد با زيردستانش مهرباني کند بايد از سر تقصيرات آنها هم درگذرد و مورد عفو قرار دهد. بايد يک برنامه‌اي بريزيم که هر چه مي‌توانيم با دست پرتري از اين ماه بگذريم، ائمه به صراحت فرموده‌اند هرکس در ماه رمضان بارش را بست که هيچ اما اگر اين کار را نکند ديگر جايي و زماني با اين همه فرصت و موقعيت در طول سال نداريم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار