کد خبر: 480780
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۶
رئيس جهاد دانشگاهي در گفتگو با «جوان»:
تأسيس اين نهاد كه از دانشگاه برمي‌خيزد و ثروت افزايي بر مبناي دانش را دنبال مي‌كند، نشان از نگاه آينده نگر و بالنده و جهادي حاكم بر تصميم‌گيري‌هاي آن سال‌ها دارد. صنعت و دانشگاه دو بازوي كاراي رسيدن به اقتصاد مقاومتي و توليد ثروت دانش بنيان هستند و جهاد دانشگاهي حلقه واسط اين دو بازو. بنابراين مي‌توان در سايه حمايت از توليد ملي و كار و سرمايه ايراني، نقش قابل توجهي براي جهاد دانشگاهي در تحقق اقتصاد مقاومتي و دانش‌بنيان در نظر گرفت. خبرنگار اجتماعي «جوان» در گفت و گو با دكتر محمدحسين يادگاري رئيس جهاد دانشگاهي، در سالروز تشكيل اين نهاد بخشي از زواياي ظرفيتي آن را از دو منظر نقاط ضعف و قوت بررسي كرده است.

آقاي دكتر! بدون مقدمه برويم سر موضوع اسلامي شدن دانشگاه‌ها. شما سال گذشته در مصاحبه با يكي از خبرگزاري‌ها از وزارت علوم خواسته بوديد كه اسلامي كردن دانشگاه‌ها را به جهاد دانشگاهي بسپارد؛ چه برنامه‌اي براي اين هدف داريد؟
وقتي اسلامي كردن دانشگاه‌ها را مطرح مي‌كنيم، بلافاصله ذهنمان مي‌رود دنبال اينكه فعلاً با اصلاح ظاهر دانشگاه، مشكلات حل شود تا بعد، در صورتي كه اسلامي كردن دانشگاه‌ها يعني راه‌اندازي يك نهضت نرم افزاري در زمينه‌هاي مختلف، منطبق با ديدگاه مقام معظم رهبري. اين تعريف مي‌تواند در قالب تغييرات سرفصل‌هاي دروس و انجام كارهاي زيربنايي و بستر‌سازي براي اقدامات پژوهشي و تحقيقاتي رشته‌هاي پايه‌اي و به خصوص رشته‌هاي علوم انساني و كسب علوم منتج به فناوري و كارآفريني و اشتغالزايي، صورت گيرد. مجموعه اين اقدامات، اسلامي شدن دانشگاه‌هاست. علاوه بر اين، طبق مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مسئول اسلامي كردن دانشگاه‌ها، رؤساي دانشگاه‌ها هستند كه از سوي همين شورا رأي اعتماد مي‌گيرند. بنابراين مسئول اصلي اقدام در جهت اسلامي كردن دانشگاه‌ها، رؤساي دانشگاه‌ها هستند. با اين وجود كمتر اتفاق افتاده كه افكار عمومي اسلامي كردن دانشگاه‌ها را جزو وظايف رؤساي دانشگاه‌ها مد نظر قرار دهند. ما مطرح كرديم جهاد دانشگاهي كه به عنوان يك ارگان و نهاد انقلابي، دانشگاه‌هايي نظير دانشگاه جامع علمي- كاربردي و دانشگاه علم و فرهنگ و ساير مؤسسات آموزش عالي زير نظر آن فعاليت مي‌كنند، مي‌تواند – و البته وظيفه خود مي‌داند- مفاد آئين‌نامه اسلامي شدن دانشگاه‌ها را به صورت آزمايشي در مراكز آموزش عالي تحت نظر خود اجرا و سپس آسيب‌ها و مشكلاتش را بررسي كند. همچنين نقاط ضعف و قوت آن در حوزه اجرا را شناسايي و راهكار ارائه كند تا مصوبه در تمام دانشگاه‌ها به صورت گسترده اجرا شود. 

يعني طرح جديدي از سوي جهاد پيشنهاد نشده است؟
نه. همان مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را اجرايي مي‌كنيم. با توجه به اينكه جهاد دانشگاهي به خصوص مي‌تواند در رابطه با تربيت و جذب نيرو در رشته‌هايي نظير رشته‌هاي علوم انساني و هنر فعاليت و حضور پررنگ داشته باشد كه از كارهاي زيربنايي براي اسلامي كردن محيط دانشگاه‌ها است و ما مدعي شديم مي‌توانيم به صورت آزمايشي اين كار را در مراكز آموزش‌عالي وابسته به جهاد دانشگاهي انجام دهيم و پا پيش گذاشتيم. هرگز هم ادعا نكرديم كاري غير از اجرايي كردن مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در نظر داريم. 

پاسخ وزارت علوم به اين درخواست جهاد چه بوده است؟
از نظر وزارت علوم اجراي طرح پيشنهادي ما اشكالي ندارد. 

از ديدگاه شما آيا در طول سال‌هاي بعد از انقلاب دانشگاه‌ها اسلامي نبوده‌اند كه اين اواخر لزوم اجراي طرح اسلامي كردن دانشگاه‌ها احساس شده است؟
در رابطه با اسلامي شدن دانشگاه‌ها بايد مواردي را در نظر بگيريم كه يكي از مهم‌ترين آنها ظاهر اسلامي دانشگاه‌هاست كه در حال حاضر به نقطه مطلوب در اين زمينه نرسيده‌ايم. يعني با وجود افراد ارزشمند و محترم در دانشگاه‌ها كه در مناسبت‌هاي مختلف در صحنه حضور دارند و نمونه‌ها و شاخص‌هاي ظاهري دانشگاه اسلامي هستند؛ اما اقليتي نيز در محيط‌هاي دانشگاهي حضور دارند كه شرايط و ظواهر اسلامي را در دانشگاه‌ها رعايت نمي‌كنند. ما در اين رابطه قوانين و مقرراتي داريم كه بايد اجرا شوند. مانند قوانين و مقررات ديگر مراكز و نهادها كه بايد رعايت شوند. اگر اين قوانين و مقررات اجرا نشوند، هرج و مرج ايجاد خواهد شد. مثال خيلي بارزش قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي است كه اگر اجرا نشوند، هرج و مرج و عدم رعايت قوانين اتفاق مي‌افتد و مشكل ترافيك دوصدچندان خواهد شد. در نهادينه كردن پايبندي به قوانين، دو اقدام بايد به صورت موازي انجام شوند. يكي آموزش و توجيه مخاطبان و ديگري برخورد با متخلفين. در اسلامي شدن ظاهر دانشگاه‌ها، يكي از مواردي كه بايد رعايت شود، اين است كه افرادي كه وارد دانشگاه مي‌شوند بايد ميان طرز پوشش و ظاهر خود در محيط‌هاي علمي و دانشگاهي و مراكز تفريحي و پارك‌ها تفاوتي قائل شوند. دانشگاه يك مركز پاك و معنوي است كه هركس پا داخل آن مي‌گذارد بايد شرايط معنوي را در خود تقويت و مقرراتي را رعايت كند. شايد دوستان بزرگواري اين مسئله را نقد كنند و بگويند كه‌اي بابا! شما بيرون از دانشگاه‌هايتان فضاي فرهنگي مناسبي نداريد، چطور مي‌خواهيد دانشگاه‌هايتان را اسلامي و فضاي مناسب برايشان فراهم كنيد؟ ما در پاسخ به صحبتي از حضرت امام (ره) استناد مي‌كنيم با اين مضمون كه اگر مي‌خواهيم فرهنگ جامعه درست شود، اول بايد فرهنگ دانشگاه‌ها اصلاح شود و بايد فضاي دانشگاه‌ها مناسب باشد تا روي جامعه تأثير بگذارد. جامعه نبايد روي فرهنگ دانشگاه‌ها تأثير بگذارد و ما مدعي هستيم اگر ظاهر و شرايط فرهنگي مناسب در داخل دانشگاه‌ها به صورت كامل پياده شود، صد در صد مي‌تواند در جامعه هم تأثيرگذار باشد. در حال حاضر هم شرايط همينطور است، منتهي تصور و توقع ما از يك دانشگاه مذهبي اين نيست كه الان وجود دارد. به نظر من بايد با اقليت هنجارشكني كه در دانشگاه‌ها وجود دارند و هر وقت هم انگشت رويشان مي‌گذاريم گروهي مدعي مي‌شوند كه اكثريت دانشجوها را تشكيل مي‌دهند، در چارچوب قوانين و مقررات موجود برخورد شود. 

ابزار اجراي اين قوانين چيست؟
قوانين و مقررات وزارت علوم است كه به تمام دانشگاه‌ها ابلاغ شده. اين قوانين بر اين نكته توجه دارند كه دانشجو بايد حرمت مركز تحقيقاتي، آموزشي و پژوهشي خود را حفظ كند. در حال حاضر در دانشگاه‌هاي كشورهاي پيشرفته دنيا هم چنين شرايطي حاكم است. دانشجويان چه پسر، چه دختر براي ورود به دانشگاه بايد شرايط خاصي را بپذيرند. حتي در دانشگاه‌هاي معتبر كشورهاي پيشرفته هم دختري كه وارد دانشگاه مي‌شود از نظر لباس پوشيدن بايد شأن دانشگاه را حفظ كند و آرايش با رنگ خاص و گردنبندهاي خاص نداشته باشد. يا حتي توضيح داده‌اند كه اگر ارتباط مابين دختر و پسر در داخل دانشگاه پيدا شود با آنها برخورد مي‌شود. 

ظاهراًً در دانشگاه‌هاي غربي هم درباره اختلاط دختر و پسر و پوشش قوانيني وضع شده.
بله. به عنوان مثال در امريكا با توجه به شرايط فرهنگي موجود در آن كشور، در خارج دانشگاه هر اتفاقي ممكن است بيفتد اما در مراكز دولتي و دانشگاهي‌شان اجازه اختلاط مابين دختر و پسر به صورتي كه در بيرون دانشگاه‌ها وجود دارد، داده نمي‌شود. يا دانشجو مادامي كه در يك دانشگاه تحصيل مي‌كند، رفتار و كردارش بايد در شأن آن مركز علمي باشد. مثالش برخوردي بود كه با كارآموز رشته حقوقي كه در كاخ سفيد كارآموزي مي‌كرد و با بيل كلينتون رابطه برقرار كرد، صورت گرفت. آنها هم براي خودشان مقررات و قوانيني دارند. ما هم براساس دين و مذهب و قوانين‌مان در داخل دانشگاه‌ها، يك‌سري قوانين و مقررات داريم كه بايد رعايت شوند. جزئيات اين قوانين نيز طبق مصوبه وزارت علوم به تمام دانشگاه‌ها ابلاغ شده است و شامل بعضي از اصولي است كه دانشجوها بايد از لحاظ پوشش، آرايش و نوع روابط وبرخورد آنها را رعايت كنند. اين هم در مورد دختران و هم در مورد پسران صدق مي‌كند و در مصوبه تنها روي خانم‌هايي كه وارد دانشگاه‌ها مي‌شوند تأكيد نشده و دانشجوهاي پسر را نيز در نظر دارد. در حال حاضر كشورهاي پيشرفته هم رسيده‌اند به اينجا كه نبايد مدارس مختلط دختر و پسر داشته باشند چون ثابت شده كه اختلاط با جنس مخالف در مراكز آموزشي در كاهش علم آموزي و روند آموزش مؤثر است. ما اين كار را در مدارسمان كرده‌ايم و ثمراتش را مي‌بينيم اما در دانشگاه‌ها تأكيد شده كه در اين رابطه ظريف‌تر عمل شود. تا اينجا ظاهر قضيه مي‌شود. علاوه بر اين نبايد فراموش كرد كه به موازات اصلاح ظواهر بايد براي قشر خاكستري حاضر در مراكز آموزش عالي كه اطلاع دقيقي از دين و حق ندارند نيز كارهاي فرهنگي و آموزشي و توجيهي صورت بگيرد. 

آقاي دكتر! سؤالم رادر مورد ابزار اجراي اين قانون پاسخ نداديد. اگر فرد خاطي در اين زمينه‌هايي كه عنوان كرديد، وجود داشت، چه برخوردي با وي خواهد شد؟ آيا برخورد ايجابي، سلبي يا احياناً انتظامي است؟
آگاهي دادن به دانشجوي دانشگاه اسلامي در بدو ورود درباره شرايط پوشش و رفتار و منش ازمصاديق برخورد ايجابي در اين مورد است. هر چند بعد گذشت بيش از سه دهه از انقلاب اسلامي ما كه يك انقلاب فرهنگي بوده كمتر اتفاق مي‌افتد و در اصطلاح اعراب شايد بسيار «شاذ»(نادر) باشد كه كسي نداند نظام جمهوري اسلامي چه توقع فرهنگي و آموزشي از دانشجويان خود دارد. در مصاديق برخوردهاي سلبي يا جلوگيري از فعاليت‌هايي كه خلاف فضاي فرهنگي دانشگاه‌ها است، بايد مقررات و قوانين موجود رعايت شوند. مثل قوانين و مقرراتي كه در خصوص دانشجويان خاطي و به تناسب اتهام و تخلف آنها از سوي كميته‌هاي انضباطي اعمال مي‌شود. موارد معمولي هم كه آئين‌نامه‌هاي انضباطي در مورد آنها اعمال مي‌شوند و كميته‌هاي انضباطي به موضوع ورود مي‌كنند، تقلب در امتحانات، بدخلقي و تندخويي، رعايت نكردن حريم كلاس و استاد و موارد زير پا گذاشتن حجاب و عفاف است. البته حفظ حرمت عرفي دانشگاه به محدوده فيزيكي آن خلاصه نمي‌شود. موارد ديگري نيز وجود دارد كه اگرچه خارج از دانشگاه اتفاق مي‌افتند اما از طريق كميته انضباطي پيگيري مي‌شوند. مثل اينكه نيروها و دستگاه‌هاي انتظامي، دانشجويي را در پارتي يا شب‌نشيني دستگير كنند. قطعاً اين دانشجو مشمول اعمال قانون و مقررات از سوي كميته انضباطي دانشگاه متبوعش هم مي‌شود. 

به نظر مي‌رسد لازم است مأموريت جهاد دانشگاهي يا به تعبير بهتر مأموريت‌هاي جهاد دانشگاهي به تناسب موقعيت و استراتژي روز جامعه تغيير كند، به نظرتان در طول دوران فعاليت اين نهاد، اين اتفاق افتاده يا خير؟
قطعاً مأموريتي كه ۳۲ سال پيش به جهاد محول شده با مأموريتي كه الان بايد به جهاد داده شود فرق مي‌كند؛ اما اينكه آيا جهاد توانسته از پس انجام همان مأموريت‌ها هم بر بيايد يا نه، بحث ديگري است. به نظر من جهاد دانشگاهي در طول اين سال‌ها در برخي موارد نتوانسته ستون تنومندي كه نظام مي‌خواسته بشود. من همواره مي‌گويم اگر تاكنون به جهاد دانشگاهي آنچنان كه شايسته است اهميت مي‌داديم، هيچ وقت در دانشگاه‌هايمان مراكز رشد و پارك‌هاي علم و فناوري را به تقليد از كشورهاي غربي ايجاد نمي‌كرديم. اساساً جهاد دانشگاهي يعني مركز رشد و پارك علم و فناوري. اگر به جايگاه جهاد دانشگاهي در دانشگاه‌ها اهميت داده مي‌شد، رونق بيشتري مي‌گرفت و ارتقاي بيشتري پيدا مي‌كرد. امروزه حتي خود جهاد دانشگاهي هم به جايي رسيده كه براي اينكه از ساير مراكز آموزشي و تحقيقاتي عقب نيفتد چند مركز رشد و پارك علم و فناوري داخل خود تزريق كرده است! در صورتي كه طبق تعريف، مركز رشد و پارك علم و فناوري يك طرح را از مرحله ايده تا مرحله فناوري و كارآفريني و حتي توليد نيمه‌صنعتي مي‌رساند و اين فعاليت جهاد در طول بيش از سه دهه گذشته بوده كه متأسفانه شناخته نشده است. 

يعني شما معتقديد تأسيس پارك‌هاي علم و فناوري با اقدامات و ماهيت جهاد موازي كاري است؟
نه. من چنين چيزي نگفتم. نظر من اين است كه اگر مسئولان اجرايي پشتيباني كامل مي‌كردند، جهاد به عنوان يك مركز علم و فناوري جامع، مي‌توانست تمام بخش‌هاي پارك‌هاي علم و فناوري را در خود داشته باشد. 

كدام نهاد يا ارگان اجرايي خاص بايد از جهاد حمايت كند كه تا به حال نكرده است؟
ببينيد يك زمان هست كه فرهنگي در نظام ساخته مي‌شود، مبني بر اينكه مثلاً كارهاي تحقيقاتي در مرحله فناوري بايد از طريق دانشگاه‌ها انجام شوند، در صورتي كه چنين اتفاقي در دانشگاه‌ها نمي‌افتد. شما حضور دانشگاه‌ها را بيشتر تا مرحله پژوهش مي‌بينيد و از هر ۱۰۰ كار آموزشي، تحقيقاتي و پايان نامه دانشگاهي، يكي دو نفر وارد وادي فناوري مي‌شوند. چون توان دانشگاه‌ها از لحاظ اعتبارات تحقيقاتي و آنچه از آنها خواسته‌اند تا اين حد است. اما جهاد دانشگاهي بر اين اساس ساخته نشده است. اينكه مي‌گويم مثلاً دستگاه‌هاي اجرايي يكي از جاهايي هستند كه جهاد دانشگاهي را بايد قبول بكنند براي اينكه جهاد توان ورود به توليد بعضي از محصولات تحقيقاتي خود مثل ساخت واگن مولد برق براي سيستم ريلي كشور را دارد. اما بعضي از دستگاه‌هاي اجرايي به دليل شرايط خاصشان يا اين مسئله را نمي‌پذيرند يا مي‌گويند در توان يك ايراني وجود ندارد يا مي‌گويند چرا معطل اين بشويم كه واگن مولد برق را بدهيم به جهاد دانشگاهي كه مدتي طول بكشد تا ساخته شود! خب مي‌رويم از چين يا از كشورهاي خارجي مي‌خريم. سريع‌تر هم به دستمان مي‌رسد. در صورتي كه اگر مديري آينده نگر باشد، براي بومي‌سازي يك فناوري يا يك كار پژوهشي در كشور، با وجود احتمال شكست در آن، به توانايي‌هاي داخلي و فرهنگ جهادي موجود اعتماد مي‌كند تا هر شكستي را به پيروزي تبديل كند. در حال حاضر در طراحي و ساخت دكل‌هاي حفاري نفت همين اتفاق افتاده است. طرح را اينطور توجيه كرديم كه كنسرسيومي متشكل از وزارت نفت، شركت خارجي و جهاد دانشگاهي ايجاد كرديم و با انعقاد قرارداد با شركت خارجي علم ساخت دكل‌هاي حفاري به مرور به كشور منتقل مي‌شود و خودمان به يك توليدكننده دكل حفاري تبديل مي‌شويم. براي يك مسئول راحت‌تر است كه براي حل مشكل ريلي و متروي خود، بلافاصله با يك شركت خارجي ارتباط برقرار كند و دستگاه بخرد و وارد كند ولي براي آينده مملكت مضر است و اجازه نمي‌دهد نيروهاي جوان و نهادهاي انقلابي وارد وادي بشوند كه در آن دنيايي از كار علمي وجود دارد. همان كاري كه اوايل انقلاب هم مي‌شد. يادم هست اوايل انقلاب وقتي نيروهاي جوان كشور مي‌خواستند وارد عرصه توليد دستگاه معمولي مثل هيتر شوند، براي باز كردن پيچ‌هاي آن براي اينكه ببينند المنتش سوخته يا نه جرئت نمي‌كردند. اصلاً آن خودباوري در ميان مهندسين جوان ما وجود نداشت كه بخواهند پيچ دستگاه را بازكنند و ببينند المنتش سالم است يا نه؛ چه برسد بخواهند آن را تعمير و توليد كنند و بخواهند كشور را از خريد آن بي‌نياز كنند. 

مورد ديگر هم اين است كه بعضي از شركت‌ها و نيروهايي كه وارد دستگاه‌هاي اجرايي مي‌شوند منافع مادي خودشان را در نظر مي‌گيرند. يعني فردي كه مسئول پيگيري يك كار مي‌شود براي اينكه اضافه كاري يا پورسانتي از شركتي بگيرد و سفر خارجي داشته باشد و يك هفته‌اي برود خارج و بيايد، ترجيح مي‌دهد مانع حضور توليدكنندگان و سازندگان داخلي مثل جهاد دانشگاهي شود. در حال حاضر بعضي از كلاه‌هايي كه سر توليد و اقتصاد ما رفته در موارد مشابهي بوده است. يعني در سيستم اجرايي كشور افرادي حضور دارند كه منافع شخصي و گروهي‌شان را به پيشرفت و بالندگي كشور ترجيح مي‌دهند. حضور اين افراد در پست‌هاي كليدي و تصميم‌گير براي آينده كشور خطرناك است. 

نقش جهاد دانشگاهي كه خود يك جور ثروت افزايي بر پايه دانش را دنبال مي‌كند در تحقق اقتصاد مقاومتي كه اخيراً از سوي مقام معظم رهبري مطرح شده چيست؟
به نظرمن يكي از زمينه‌هاي مناسب بر‌اي تحقق اقتصاد مقاومتي اهميت دادن به سرمايه‌هاي ايراني است كه يكي از سرمايه‌هاي ايراني، سرمايه‌هاي انساني آن و دانشمندان و فرهيختگان علمي متعهد و متخصص هستند كه در نظام اسلامي پر و بال گرفته‌اند. يكي از مراكزي كه اين سرمايه‌ها در آن حضور و فعاليت دارند جهاد دانشگاهي است كه با تجربه ۳۲ سال پژوهش و تحقيقات در زمينه‌هاي مختلف، اگر به عنوان كار و سرمايه ايراني مورد حمايت قرار گيرد، مي‌تواند در تحقق اقتصاد مقاومتي نقش ارزنده‌اي ايفا كند. 

يادم هست اوايل انقلاب جهاد خودكفايي را در تمام كارخانه‌ها راه انداختيم. اما بعد برخي ديدند كه بيكارند! سري كه درد نمي‌كند دستمال ببندند. چرا بروند وارد وادي «من مي‌خواهم بسازم» بشوند؟! خب ساخته هر چيزي را از خارج مي‌آوريم. در صورتي كه به آينده فكر نكردند. آينده‌اش اين است كه همه چيزمان اعم از اقتصاد و حتي فرهنگمان ۱۰۰ درصد وابسته به خارج مي‌شود. من در جايي گفتم اگر هر بشكه نفت ما ۱۰۰ دلار باشد. هر دلار را هم مثلاً هزار تومان بگيريم. قيمت هر بشكه نفت ما ۱۰۰ هزار تومان مي‌شود. در مقابل كشورهاي خارجي يك ميلي گرم ماده آزمايشگاهي براي كارهاي تحقيقاتي و آزمايشگاهي ما را ۳۰۰ هزار تومان مي‌فروشد. يعني به اندازه ۳ بشكه نفت! يك ميلي گرم ماده اوليه در مقابل سه بشكه ۲۰۰ ليتري نفت! اگر كارهاي پايه‌اي انجام ندهيم آنها هر چه سريعتر پيشرفت خواهند كرد و اين بار وزن استاندارد مواد اوليه‌شان را به نانوگرم مي‌رسانند. به اين حد هم كه برسد بايد ما به ازاي اين اندازه مواد اوليه، ۶ بشكه نفت بدهيم. در حال حاضر جهاد دانشگاهي تحت‌تأثير چنين نگاهي در بخش ساخت مولدهاي برق عسلويه و پارس‌جنوبي، واگن مولد برق براي سيستم ريلي كشور و در توليد و ساخت دكل‌هاي حفاري نفت و در عرصه علوم پزشكي وارد شده است. اين خودباوري در ميان دانشگاهيان جوان ما وجود دارد و اگر از آن حمايت شود نتايج خوبي خواهد داشت. 

چند سال پيش بعد از يك همايش بين‌المللي در خصوص درمان ناباروري كه در ايران برگزار شد، چند تن از جوانان خوشفكر جهاد دانشگاهي و نظام دور هم جمع شدند و گفتند مگر ما اين توانايي را نداريم، مگر درسش را نخوانده‌ايم؟! چرا علمش را از جاهاي ديگر نگيريم و خودمان شروع نكنيم؟! الان پژوهشگاه رويان به جايي رسيده كه خدمات تخصصي درمان ناباروري ارائه مي‌دهد. اگر هر خانواده براي درمان ناباروري در خارج از كشور ۲۰ ميليون تومان هزينه كند، پژوهشگاه رويان توانسته از خروج ميليون‌ها دلار ارز از كشور جلوگيري كند. علاوه بر اينكه در اين ميان از اثرپذيري فرهنگي خانواده‌ها از فضاي خارج از كشور نيز جلوگيري شده است. در حال حاضر خدمات درمان ناباروري در بالاترين سطح، با هزينه‌اي در حدود حداكثر ۲ ميليون تومان در پژوهشگاه رويان به خانواده‌ها ارائه مي‌شود و نيازي هم به خارج رفتن هم نيست. اين چيزي جز خودباوري نيست كه افرادي مثل مرحوم كاظمي آشتياني و دوستانشان آن را باور كردند. در حال حاضر در بخش مركز تحقيقات سرطان برست و سينه هم كارهاي خوب و ارزنده‌اي انجام داده‌ايم. اين مركز تحقيقاتي در حال حاضر كارهاي پايه‌اي انجام مي‌دهد. اگر از اين مركز تحقيقات سرطان پشتيباني بشود، مي‌تواند در آينده براي درمان سرطان اميدها و انديشه‌هايي به جامعه نشان دهد. يا مركز ليزردرماني جهاد، كارهاي خوب و پايه‌اي مثلاً در درمان پوست انجام مي‌دهد. يا مركز سلول‌هاي بنيادي كه در سطح بين‌المللي حرف براي گفتن دارد. رشد و گسترش اين فعاليت‌ها نياز به پشتوانه مسئولان اجرايي دارد و بستگي به اين دارد كه باور كنند بچه‌هاي نظام مي‌توانند با پشتوانه مالي، هر چند با قدري تأخير اما به صورت ميانرو كارهايي را انجام دهند كه افراد ديگر در جاهاي ديگر انجام نداده‌اند و اين را هم ثابت كرده‌اند. 

آقاي دكتر! به نظر شما اين تعبير درست است كه جهاد دانشگاهي هم به عنوان يك نهاد اجرايي و سياسي در نظر گرفته شود يا يك نهاد صرفاً علمي است؟
جهاد دانشگاهي را مي‌توانيم يك نهاد فرهنگي، پژوهشي و آموزشي منهاي مسائل سياسي در نظر بگيريم. روز اولي كه خدمت دوستان در جهاد دانشگاهي رسيدم گفتم كه جهاد دانشگاهي هم مثل ارتش مي‌ماند. اگر بخواهيم فعاليت‌هاي سياسي صرف را مدنظر قرار دهيم و افراد مسائل سياسي را در داخل جهاد دانشگاهي وارد كنند، اين براي جهاد دانشگاهي مضر است. همانطور كه اوايل انقلاب حضرت امام(ره) به نيروهاي نظامي فرمودند اگر توانايي‌هاي سياسي خود را وارد ارتش كنيد و درگيري‌هاي جناحي را درون آن ايجاد كنيد، ارتش از هم متلاشي مي‌شود و ارتشي باقي نمي‌ماند. 
امام(ره) اينطور فرمودند احترام خطوط سياسي افراد داخل ارتش محفوظ، اما اجرايي شدن مسائل سياسي در داخل ارتش ممنوع. با توجه به اينكه هر كدام از افراد در داخل جهاد دانشگاهي اجازه دارند فعاليت‌هاي سياسي مورد پذيرش نظام را هم داشته باشند. چپ، راست، اصولگرا، اصلاح‌طلب و هر چه كه هستند، منتهي هيچ كدام نبايد از خطوط قرمز عبور كنند. خطوط قرمز ما اسلام، قرآن، انقلاب و ولايت فقيه است. اگر از اين خطوط عبور كنند صد درصد درهيچ نهاد انقلابي از جمله جهاد پذيرفته نمي‌شوند. اگر هم خط سياسي من را در جهاد قبول نداشته باشد، مهم نيست. مهم اين است كه به سلايق هم احترام بگذاريم و همه با هم براي ارتقاي جهاد كار كنيم اما تا زماني كه خطوط قرمز را رعايت كنيم. جهاد دانشگاهي يك نهاد انقلابي با فعاليت‌هاي فرهنگي، آموزشي و پژوهشي است بدون دخالت دادن مسائل سياسي خاص.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار