
امروز سالروز تشكيل جهاد دانشگاهي به فرمان امام (ره) است. قطعاً مأموريتي كه ۳۲ سال پيش به جهاد محول شده است، با مأموريتي كه الان بايد به جهاد داده شود فرق ميكند؛ اما اينكه آيا جهاد توانسته از پس انجام همان مأموريتها هم بربيايد يا نه، بحث ديگري است. از بدو تاسيس تاكنون، يكسري مأموريتهايي به جهاد داده شده و توقعاتي از جهاد وجود داشته كه كيفيت انجام آنها مورد بحث است و نياز به نشستهاي متعدد با كارشناسان مختلف و نقطه نظرات مشخص دارد. مثلاً جهاد دانشگاهي چقدر توانسته در پيگيري مسائل مربوط به انقلاب فرهنگي در داخل دانشگاهها موفق و تاثيرگذار باشد؟ اين سؤال بايد در كنار سؤال ديگري پاسخ داده شود كه آيا زيرساختها براي اقدامات جهاد مهيا بوده كه دنبال اين قضيه برود و نرفته است؟! يا اگر رفته، افراد و دستگاههاي اجرايي كمكش كردهاند يا نه؟ پاسخ اين سؤالات نياز به بحثها و نشستهاي مختلف با متخصصين و افراد دلسوز نظام، چه داخل و چه بيرون جهاد دارد. طبيعتاً اگر مشكلات جهاد را آسيب شناسي و فرصتها و تهديدهاي پيش روي آن را بررسي كنيم، ميتوانيم براي ۳۰ سال آينده جهاد دانشگاهي بهتر برنامهريزي كنيم. در برنامهريزي آينده جهاد با در نظر گرفتن اين موضوعات، بايد توقعات مقام معظم رهبري و نظام از جهاد را با يك مهندسي جديد براي ۳۰ سال آينده تعريف كنيم و اين نميشود مگر اينكه مسئولان اجرايي بر اساس پشتيبانيهاي معنوي رهبر معظم انقلاب و تأكيدات ايشان در خصوص حمايت از جهاد عمل كنند زيرا در حقيقت، رمز موفقيت جهاد، اطاعت از رهبري است. از طرفي بايد به فعاليتهاي جهاد اهميت دهيم، نقش جهاد را در دستگاههاي اجرايي و دانشگاهها و در نظام جمهوري اسلامي با توجه به پشتوانه ۳۰ سالهاي كه دارد، برجسته كنيم تا مسئولان اجرايي متوجه ظرفيتهاي موجود در جهاد دانشگاهي بشوند.
به نظر من جهاد دانشگاهي در طول اين سالها در برخي موارد نتوانسته است ستون تنومندي كه نظام ميخواسته، باشد؛ مثلاً جهاد فعاليتهاي خوبي در بعضي از بخشهاي فني و مهندسي در مركز دارد، اما نتوانسته اين فعاليتها را در تمام استانها به صورت متوازن انجام دهد كه خود اين مسئله نياز به بررسي دارد. علت اين امر، اهميت قائل نشدن براي جهاد در داخل و خارج آن است. اگر تاكنون به جهاد دانشگاهي آنچنان كه شايسته است اهميت ميداديم، هيچ وقت در دانشگاههايمان مراكز رشد و پاركهاي علم و فناوري را به تقليد از كشورهاي غربي ايجاد نميكرديم، زيرا اساساً جهاد دانشگاهي، يعني مركز رشد و پارك علم و فناوري. اگر به جايگاه جهاد در دانشگاهها اهميت داده ميشد، رونق بيشتري ميگرفت و ارتقاي بيشتري پيدا ميكرد. امروز حتي خود جهاد دانشگاهي هم به جايي رسيده است كه براي عقب نماندن از ساير مراكز آموزشي و تحقيقاتي، چند مركز رشد و پارك علم و فناوري داخل خود تزريق كرده است! در صورتي كه طبق تعريف، مركز رشد و پارك علم و فناوري يك طرح را از مرحله ايده تا مرحله فناوري و كارآفريني و حتي توليد نيمه صنعتي ميرساند و اين فعاليت جهاد در طول بيش از سه دهه گذشته بوده كه متأسفانه شناخته نشده است. اگر جامعه، جهاد دانشگاهي را ميشناخت و پشتيبانش بود، اين اتفاق نميافتاد. نياز است كه نظام، جهاد دانشگاهي را در سطح مأموريتي ببيند كه براي آن قائل است. مقام معظم رهبري در هشتم دي ماه سال ۷۶ گفتند كه يكي از ستونهايي كه سقف انقلاب اسلامي روي آن قرار ميگيرد، جهاد دانشگاهي است.
يعني علاوه بر ستونهاي روحانيت، دولت و سپاه، ستون چهارمي كه ايشان در نظر گرفتهاند، جهاد دانشگاهي است. ايشان فرمودند: شما جهادگران هستيد كه بايد انقلابي و مسلمان بمانيد تا سقف انقلاب بر روي چهار پايهاي كه وجود دارد، خودش را نگه دارد. علاوه بر اين، جهاد دانشگاهي نتوانسته است توقعات نظام را برآورده كند و اين به دليل ضعفهايي بوده كه هم از بيرون و هم از درون جهاد را آزار ميداده است و بايد براي ۳۰ سال آينده رفع شود و انشاءالله با پشتيبانيهاي مقام معظم رهبري و همچنين با اعتبارات معنوي و مالي دولت محقق ميشود؛ مثل فراهم كردن امكان حضور جهاد دانشگاهي در بعضي از ارگانها و نهادهاي دولتي و اجرايي. البته در حال حاضر در بعضي از بخشها مثل نفت و گاز در عسلويه و پارس جنوبي وارد شدهايم و با وزارت نفت در حوزه ساخت دكلهاي حفاري همكاري مستمري داريم. به طوري كه ساخت سه دكل حفاري نفت از سوي وزارت نفت به عهده جهاد دانشگاهي گذاشته شد. از طرفي بايد نيروهاي متخصص جهاد با بنياد ملي نخبگان، بسيج اساتيد و دانشجويي دانشگاهها، فرهيختگان و بازنشستگان دانشگاهي براي تأسيس و راهاندازي پژوهشگاههاي مختلف تعامل بيشتري داشته باشد. اميدواريم جهاد دانشگاهي براي ۳۰ سال آينده پيشرفتهاي چشمگيرتري نسبت به گذشته داشته باشد.