
حضور برخي افراد در جهان آنچنان پر سر و صدا و با هياهو همراه است كه نبودشان گويي سكوت و آرامشي بزرگ را براي جهان به ارمغان دارد. در مقابل اين گروه كه غالباً در دسته سياستمداران جهان قرار ميگيرند، دستهاي از افراد هستند كه به آرامي خزيدن يك مار روي شنهاي صحرا پا به عرصه حيات ميگذارند و بهرغم مشغله كاري و آثار ارزشمندي كه به جهان ارائه ميكنند، چونان مورهاي بيصدايي هستند كه جز به درست انجام دادن كار خويش به هيچ چيز ديگري نميانديشند. «كريس ماركر» كارگردان فرانسوي نمونه بارز اين گونه افراد بوده است.
«كريستين فرانسوا بوش ويل نو» در ۲۹ ژوئيه سال ۱۹۲۱ در خانوادهاي مسيحي ديده به جهان گشود. «كريس» هرگز علاقهاي به شهرت نداشت و به همين دليل نيز به شدت از مصاحبههاي مختلف مطبوعاتي دوري ميگزيد و اجازه نميداد كه از وي عكس گرفته بشود. او تا به حدي از خودنمايي دوري ميكرد كه حتي درمورد محل تولدش نيز قطعيتي وجود ندارد اما به رغم تمام ابهاماتي كه درباره زندگي شخصي و خصوصي «ماركر» وجود دارد، او يك سينماگر تجربي، مستندساز، عكاس، نويسنده و شاعر برجسته فرانسوي بود كه با دوربينش تصاوير مهمي را از سراسر جهان فيلمبرداري كرد؛ تصاويري كه هر كدام در نوع خود راوي مسائل مهم اجتماعي و سياسي مختلفي بوده است. تمامي اين موضوعات مختلف از نگاه مستند دوربين و با تحليلهاي شخصي «ماركر» در هم ميآميخت تا بيننده را با خود به انديشه و تأملي دقيق پيرامون وقايع سياسي و اجتماعي جهان خود واداشته باشد.
شخصيت متفاوت و منحصر به فرد «ماركر» در زندگي حرفهاي وي و گزينش موضوع فيلمهايش نيز به خوبي خود را نشان ميدهد. او با سفر به نقاط بحرانزده جهان مضامين مورد نظرش را براي ساخت و توليد فيلم يا نوشتن مقالههايش مييافت. «يكشنبه در پكن» (۱۹۵۶)، «نامه به سيبري» (۱۹۵۷)، «كوبا آري» (۱۹۶۱) و «دور از ويتنام» (۱۹۶۷) عنوان برخي از فيلمهاي وي است كه با سفر به كشورهاي مختلف و يافتن موضوعات حساس و بحراني منطقهاي ساخته شده است.
«كريس ماركر» را بايد از ابداعگران فرم «سينما مقاله» دانست؛ ژانري كه بعدها توسط «ژان لوك گدار»، «شانتال آكرمن»، «پير پائولو پازوليني»، «ورنر هرتسوگ»، «ارول مويس» و ديگران به كار گرفته شد. وي اين فرم روايتي را نخستين بار در سال ۱۹۵۲ در فيلم مستند «نامه به سيبري» به كار گرفت. در سال ۱۹۶۷ ميلادي همزمان با درگرفتن جنگ در ويتنام «ماركر» با قرار گرفتن در صف «گودار وفاردا» و «رينيه لولوش» از مخالفان جنگ ميشود و پس از اين موضعگيري نيز به همكاري با مجموعهاي به نام «اسلون» و به ساخت فيلمهاي سياسي ميپردازد. در همين راستا وي آثاري در زمينه اعتصابهاي كارگران و نارضايتي مردم در فرانسه توليد كرده است. او در سال ۱۹۷۷ فيلمي با نام «قلب عشق قرمز است» را توليد نمود و در آن به بررسي قدرت رسيدن جريان راستگراي فرانسه پرداخته است كه در دهه ۶۰ و ۷۰ ميلادي ستاره موفقيت آن رو به افول گذاشت و سقوط كرد. طبيعي است كه ديدگاه فردي با چنين ويژگيهاي متفاوت شخصيتي در برابر جهان ديدي كاملاً عدالتخواه و مبارزجويانه عليه هرگونه ستم بشري باشد. «ماركر» به شدت با انديشههاي استعماري كشورهاي قدرتمند عليه كشورهاي جهان سوم و ضعيف مخالف بود. موضع برتريجويانه اين كشورها در مواردي چون فرهنگ و اقتصاد نيز از ديگر مسائلي بود كه با مخالفت سرسختانه «ماركر» همراه بود. اين نوع نگرش انتقادي وي در برخي از آثارش به خوبي مشهود است.
«تنديسها هم ميميرند» عنوان يكي از فيلمهاي اين كارگردان فرانسوي است كه وي با همكاري «آلن رنه» ساخته است. «تنديسها هم ميميرند» با نگاهي كاملاً انتقادي، مسئله استعمار را زير سؤال ميبرد و به همين دليل نيز تا مدتها از اكران در فرانسه منع شد.
«اسكله» (۱۹۶۲)، «بي آفتاب» (۱۹۸۲)، «پستچي هميشه اسب را صدا ميزند» (۱۹۹۲) و «۲۰ساعت در اردوگاه» (۱۹۹۳) عنوان برخي از فيلمهاي وي ميباشد. از اين ميان ميتوان به مضمون فيلم «بي آفتاب» اشاره كرد و گفت كه اين فيلم مستند سرشار از انديشههاي ژرف نسبت به انسان، طبيعت، حافظه و زمان ميباشد.
با نگاه به آثار مختلف «ماركر» ميتوان گفت كه مهمترين ويژگي درباره آثار وي موضوعات تأملبرانگيزي بودند كه وي براي روايت برميگزيد و بيننده را با خود درگير درك و كلنجار رفتن با مفهوم اصلي مينمود. از سوي ديگر هم مضمون و هم فرم آثار «ماركر» تجربي بود و اين خود ويژگي جديدي به فيلمهاي وي ميبخشيد.
«آلن رنه» كارگردان و فيلمنامهنويس سرشناس فرانسوي، او را «نمونه كهن انسان قرن بيست و يكمي» ناميد و «روي آرمز» مورخ بزرگ سينما درباره او نوشت: «ماركر غيرقابل طبقهبندي است چرا كه منحصر به فرد است... سينماي فرانسه شاعران، درامنويسان، تكنسينها و اتوبيوگرافينويسان خود را دارد اما تنها يك مقالهنويس حقيقي دارد: كريس ماركر.»
وي يك روز پس از روز تولد خويش يعني در ۳۰ ژوئيه ۲۰۱۲ در سن ۹۱ سالگي در شهر پاريس ديده از جهان فرو بست.