
اعتماد و رضايتمندي مردم اما بزرگترين پشتوانه و حامي نيروي انتظامي است كه بهرغم برخي كمبودها توانسته نسبتاً امنيت جامعه را در سطوح مختلف تأمين نمايد. در اين گفتوگو تلاشهاي اين نيرو بررسي و ارزيابي شده است. شايان ذكر است آنچه پيشرو داريد برشي از مصاحبه مفصلتر ماهنامه پاسدار اسلام با فرمانده نيروي انتظامي جمهوري اسلامي است.
نخستين سؤال در ارزيابي طرح امنيت اجتماعي اين است كه فارغ از نظرات موافق و مخالفي كه تا به حال در اين باب گفته شده، ارزيابي جنابعالي از اين طرح چيست و اساساً آن را چقدر موفق ميبينيد؟
بسماللهالرحمنالرحيم. قبل از پاسخ به سؤال شما، ابتدا بايد ضرورتهاي اجراي طرح و ارزيابي از محيط را داشته باشيم. اگر به فرمايشات مقام معظم رهبري توجه كرده باشيد، از اوايل دهه ۷۰، يعني بيش از ۲۰ سال پيش، ايشان تهاجم فرهنگي را مطرح كردند. يادم هست كه همان روزها مقالههايي نوشته ميشد كه اين تعبير يعني چه؟ ما تبادل فرهنگي داريم، ولي تهاجم فرهنگي نداريم و اين معنا را كه فرهنگ قويتر بر فرهنگ ضعيفتر غلبه ميكند، تخطئه ميكردند. حضرت آقا در سالهاي اخير فرمودند، آن روزها به صورت حسي اين سخن را ميگفتم و امروز با مستندات ميگويم.
بنده هم عرض ميكنم كه امروز واقعاً با مستندات قوي ميتوانيم بگوييم كه اين طرح وجود داشته است و دارد و طبيعتاً تلاش تهاجم فرهنگي بر تغيير هويت اسلامي ما، يعني ناحيهاي است كه از جانب آن دچار مشكل هستند و لذا سعي دارند به آن حمله و تسخيرش كنند. البته تهاجم فرهنگي فقط عليه ملت ما نيست. امروز تهاجم و تسخير نرم در دستور كار غربيها قرار گرفته است، اسم آن را هم قدرت نرم ميگذارند، يعني قدرت نفوذكنندگي نه نفوذ به وسيله قدرت. قدرت نرم يعني مخاطب به ميل خود الگوهاي دشمن را ميپذيرد و ضرورت ندارد او را به انجام كاري وادار كنيم، بلكه او خود دوست دارد آن گونه باشد كه دشمن ميخواهد، يعني فرد قبله آمال خود را در ليبراليسم غربي جستجو ميكند و مدينه فاضلهاش آنجا ميشود. صدها شبكه و سايتهاي اينترنتي را هم به اين شبكههاي ماهوارهاي هم كه عمده آنها مواضع سياسي خود را كمرنگ كردهاند، بيفزائيد. البته در مقاطع خاصي مثل انتخابات وارد ميدان سياسي ميشوند و همگي لباس فرهنگي را درميآورند و لباس سياسي و جنگي به تن ميكنند، ولي فعلاً سربازان جبهه اندلس هستند، يعني تلاش ميكنند با توسعه فساد جنسي و اخلاقي، مواد مخدر، مشروبات الكلي و... كه عمدتاً فروپاشي اخلاق را در پي دارد، زيرساختهاي ارزشي جامعه ما را تخريب كنند و اراده جوانان ما را در هم بشكنند.
مهمترين بنياني را هم كه هدف قرار دادهاند، بنيان خانواده است، چون اگر نهاد خانواده از هم بپاشد، حاصل آن فرزندان طلاق و كودكان خياباني و فحشا، تأخير در ازدواج، شكنندگي ازدواجها، روابط خارج از خانواده توسعه خواهد بود. اگر ازدواج به تأخير افتاد، زنان در اين رقابت، سعي ميكنند با عرضه جذاب خود، گوي سبقت را از حريفان بربايند و متأسفانه با اين نيت در دامهاي خطرناكي گرفتار ميشوند...
اما ميدان عمل، ميدان آساني نيست. نيروي انتظامي در حوزههاي متعددي مأموريت دارد. در برخي از حوزهها، مثل برخورد با اراذل و اوباش، همه و حتي خانوادههاي آنها هم از كار ما حمايت ميكنند، ولي وقتي با موضوع قاچاق كالا در مرز برخورد ميكنيم، قضيه اينطور نيست. اگر سخت بگيريم، مرزنشينها و مقامات محلي ناراحت ميشوند، چون معيشت آنها به چالش كشيده ميشود. اگر آسان بگيريم، توليدكنندگان و متصديان اقتصادي در مركز ورشكست ميشوند و هر كاري بكنيم، نميتوانيم همه را راضي كنيم، بنابراين بايد به قانون و مصلحت بچسبيم... حمايت عمومي پشت سر بخشهايي مثل مبارزه با سرقت هست. در بخش مبارزه با بداخلاقي، دو گروه هستند. مطالبه يك گروه، برخورد شديد نيروي انتظامي است و گروهي هم بهشدت مخالف اينگونه برخورد هستند. البته ما تلاش ميكنيم اين گروهها را به شكل صحيحي ارزيابي كنيم و ببينيم تعدادشان چقدر است؟ شدت و عمق مسئله چقدر است؟ ما براي ارزيابي احساس امنيت و مطالبات مردم در حوزه امنيت، هر سال پيمايش انجام ميدهيم كه نشان ميدهد پس از مواد مخدر و سرقت، مطالبه مردم بدپوششي و حجاب و عفاف است و بعد نوبت به ترافيك، كلاهبرداري و... ميرسد و اوباشگري الان در پايينترين رتبه است، در حالي كه ۵ سال پيش در رتبه اول بود. در شرق كشور، گروگانگيري و در استان فارس سرقت مسلحانه مسئله اول بود، ولي الان مسئله چندم است. معلوم ميشود كه در اثر اقدامات ما مطالبات مردم هم تغيير كرده است. تقريباً بالاي ۶۵ درصد مردم مطالبه دارند كه ما در حوزه حجاب و عفاف اقدام كنيم. ۲۰ درصد هم نظري ندارند. بقيه هم مخالف هستند. مخالفها هم همه از يك جنس و از آسيبديدهها و آسيبپذيرهاي جامعه نيستند. يك عده در شيوه اجراي طرح مشكل دارند، يك عده هم ميگويند بايد آزاديهاي اجتماعي وجود داشته باشد و ما نبايد كاري داشته باشيم. يك عده در آثار و نتايج طرح ترديد دارند و ميگويند هزينه ميدهيم و نتيجهاي هم به دست نميآيد. يك عده هم كارشان تخريب و مقابله است كه ۱۰، ۱۵ درصد ميشوند.
پژواك عملكرد اين ۱۰، ۱۵ درصد چقدر است؟ حتي برخي از حزباللهيهاي جامعه ترديد دارند كه اين طرح نتيجه خوبي داشته باشد.
همين را عرض ميكردم كه ما بايد نظرات مردم را از نظرسنجيهاي دقيق دربياوريم. كشور عبارت از تهران و تهران عبارت از شمال شهر تهران نيست. نخبگان و اصحاب قلم و اصحاب رسانه و اصحاب تريبون در شمال تهران جمع شدهاند. شما اگر به بيرجند، كرمان، قم و... برويد، درخواهيد يافت كه مطالبات مردم كاملاً فرق ميكند. در فتنه ۸۸ هم ديديم كه چون شمال شهر تهران به كانديدايي رأي داده بودند، فكر ميكردند همه مردم ايران هم، همنظر آنها هستند، اما در استان ديگري ۹۹ درصد مردم به كانديداي مورد نظر آنها رأي ندادند و به ديگري رأي دادند، اما اينها چون بلندگو دارند، حس ميكنند نمايندگان ملت هستند، البته مؤثرند، چون رسانه دارند. كشور به هر حال از طريق نخبگان اداره ميشود و نخبگان هم در اينجا متمركز شدهاند، اما ديدگاههايشان منعكسكننده ديدگاههاي همه مردم ايران نيست. نظرسنجيهاي ما موضعي هستند و مثلاً ما طرح قاچاق را در استانهايي كه فراواني جرم وجود دارد اجرا ميكنيم. همين طور هم در مورد قتل، مواد مخدر و جرائم ديگر.
بحث كارشناسي طبيعتاً از نخبگان پذيرفته است، اما بحث اين است كه اگر قرار است حركت قاطعي عليه مفاسد اجتماعي انجام شود، چرا بايد اين قدر به صاحبان تريبون ميدان داده شود كه اين طرح را تخريب و ابتر كنند و ظرفيتها و تواناييهاي كشور را از بين ببرند؟
هرج و مرج رسانهاي موجود در كشور ما كه امسال حضرت آقا دو بار هم به آن اشاره كردند، نشان ميدهد كه هر كسي كه سايتي دارد نبايد آزاد باشد هر چيزي را در آن بنويسد. در حال حاضر هر كسي هر چيزي را مينويسد و هر تيتري را ميزند و دليل اثبات يك خبر اين است كه آن را ده تا سايت بزنند. يك سايت كه خبر را ميزند، ۹ تاي ديگر هم بدون ذكر منبع از روي آن ميزنند. مردم هم ميگويند وقتي ده جا چيزي را بنويسند، حتماً درست است، درحالي كه ممكن است خبر از پايه غلط باشد. وقتي هم خبري پخش ميشود، ترميم آن بسيار دشوار ميشود و كسي به اصلاحيه آن توجه نميكند. همه رسانههايي كه در دنياي غرب وجود دارند، با روشهاي مختلف تابع يك سياست هستند و سياست، زيرساختها را يكسان كرده است و هيچ وقت اختلافاتي را كه اينجا در رسانهها ميبينيد، در آنجا نميبينيد. يكي از مشكلاتي كه ما داريم، نوپايي رسانه، دموكراسي و فضاي مجازي است كه هنوز ساختارمند نشده است. اين رسانهها هنوز به شهرستانها نفوذ پيدا نكردهاند و فعلاً اخبار ايران يعني اخبار تهران. به هر حال كمترين نتيجه اجراي طرح امنيت اجتماعي، حفظ وضع موجود است.
آمارها و مستندات تصويري و غيرتصويري بسياري از جرائم سازمانيافته اخلاقي زيرزميني، پارتيها، عروسيهاي مختلط، باندهاي فساد و فحشا داريم كه در اين سالها كاهش نشان ميدهد. مصرف مشروبات الكلي، تجهيزات ماهوارهاي و ميزان بهرهبرداري مردم از ماهواره كاهش پيدا كرده است. اخيراً امريكاييها در يك نظرسنجي گفتهاند بعضي از ايرانيها جواب ما را ندادند و از ميان كساني هم كه جواب دادند، فقط ۲۰ درصد از تجهيزات ماهوارهاي استفاده ميكردند.
ما هنوز به نظر قطعي نرسيدهايم، چون احصاي قضيه دشوار است، ولي ميتوانيم قطعاً بگوييم كه تجهيزات ماهوارهاي در همين يك سالي كه برخورد كردهايم به نصف تقليل پيدا كرده و اتفاقاً خانوادهها بسيار استقبال ميكنند. بسياري از پدر و مادرها ميگويند ما حريف بچهمان نشدهايم، همين طور خانمها ميگويند همسرمان بهزور ماهواره را به خانه آورده و آدرس ميدهند و ميگويند ما را از اين وضع نجات بدهيد، ولي اسم ما را نگوييد.
در حوزه پوشش ظاهري كه پرچالشترين مأموريت ماست، پيشرفتهايي داشتهايم و حتي اگر پيشرفتي هم در كار نبود، ايستادگي در موضع موجود هم كار بسيار بزرگي است، آن هم در برابر موج تهاجماتي كه هر روز افزايش پيدا ميكنند. در كاهش جرائم خشن، در اوباشگري و مزاحمتهاي خياباني هم از نگاه آماري پيشرفت داشتهايم.
اگر قرار باشد يك حركت منسجم در مبارزه با مفاسد اجتماعي صورت بگيرد، بايد همه اجزا كمككار باشند، نه اينكه همه چيز را روي دوش نيروي انتظامي بگذارند و بعد هم همه ژست روشنفكرانه بگيرند كه اين طرز برخورد با مفاسد نيست. عمده اين بدپوششيها از مانتوفروشيهايي است كه علناً دارند اجناس خود را ميفروشند. طبيعتاً اول بايد اينها را كنترل كرد. بدپوششي در سطح كلان در كشور طراحي، توليد و عرضه ميشود، اما با آن بدبختي كه آن را خريده و پوشيده، برخورد ميشود.
به نكته كاملاً درستي اشاره كرديد. راهكارهاي اجرايياي كه ۸ سال پيش در طرح عفاف و حجاب در شوراي انقلاب فرهنگي تصويب شد، كاملاً اين ابعاد را در نظر گرفته بود، يعني همه ابعاد سلبي و ايجابي و ابعاد فرهنگسازي كه قويتر هم هستند و نيز ابعاد كنترلي كاملاً در آن طرح مشخص است. متأسفانه دستگاهها با موضوع كجدار و مريز برخورد ميكنند. بعضيها هم بهتر عمل ميكنند، مثلاً دستگاه قضايي بيشتر در ميدان است و فعاليت بيشتري ميكند. صدا و سيما و بخشي از رسانهها در حوزه فرهنگسازي اقدامات نسبتاً خوبي ميكنند. روحانيت مشخصاً حضور قوي دارد، ولي بعضي از دستگاهها وظايف اوليه خودشان را هم بهدرستي انجام نميدهند. ما نظام صنفي داريم و ميتوان از آن طريق كنترل كرد.
اخيراً شركت نمايشگاهها غرفهداري را به شركتي واگذار و آن شركت هم يونيفورمهايي را براي خانمها طراحي و نوع خاصي از آرايش و بدحجابي و كراوات را براي آقايان ارائه كرده بود. اين بيتوجهي مسئولان نمايشگاه است، چون آن شركت ميخواهد پول دربياورد. يك آلبوم به او ميدهند و ميگويند قيافه كل غرفهدارهاي تو بايد اين شكلي باشد. آنها ميخواهند پولشان را بگيرند و كاري به بقيه مسائل ندارند، لذا ما چوب بيتوجهيمان را ميخوريم. يك وقت ميخواهيم بگوييم كه آن شركت سوءنيت دارد كه دارد. يك وقت هم ميخواهد پولش را بگيرد، براي همين به يك شركت ميرويد ميبينيد حجاب مهماندارها خوب است، شركت ديگر حجابشان بد است. مديريت شركتها متفاوت است، وگرنه ذات مهماندارها خيلي با هم متفاوت نيست. به او گفتهاند بايد اين شكلي باشي، او هم همان شكل است. در اغلب ايرلاينهاي خارجي، خانمهاي مهماندار آرايش ندارند، لذا هر جا كه يونيفورم است، ميتوان به مسائل انضباطي آن رسيدگي كرد.
نمايشگاهها و بيمارستانها هم همين طور. كراوات ميشود يونيفورم و از دربان تا كاركنان همه بايد كراوات بزنند و خانمها هم همه بايد يك نوع روپوش تنگ چسبان بدننما بپوشند و پرستاران را هم نوعاً طوري انتخاب ميكنند كه جذابيتهاي ظاهريشان بالا باشد. اين هم نوعي سوءاستفاده از جذابيتهاي زنانه براي فروش برند خودشان است. نتيجه هم اين ميشود كه اگر درآمد اين بيمارستان بيشتر بود، بيمارستانهاي ديگر هم ميگويند ما هم همين اداها را درميآوريم. بايد پرسيد در اين ميان وظيفه وزارت بهداشت چيست؟
اين اتفاق ده پانزده سال است كه افتاده. چطور حالا ما...
نه ده پانزده سال نيست، همين يكي دو سال اخير اين اتفاق افتاده. پزشكان كراوات ميزدند، ولي دربان و بقيه نه. اين حاصل بيتوجهيهاست. نمايشگاهها را داشتيم كه در غرفهاي حجاب خوب بود و در ديگري نبود. نقش نظارت چيست؟ مگر بيمارستانها نبايد تابع يونيفورم باشند؟
رستورانها و شركتها و... همگي صنف و سازمانهاي نظارتي دارند؟ اينها كجا هستند؟ نقششان چيست؟ دارند چه كار ميكنند؟ وقتي آنها وظايفشان را انجام ندهند، همه بارها روي دوش نيروي انتظامي ميافتد. سفرهخانهها و قهوهخانهها كه يك وقت براي اين بود كه در آنجا استراحتي كنند و قلياني بكشند و غذايي بخورند، حالا تبديل به قرار و مدارهاي پسرها و دخترها در ارتباطات خارج از خانواده با ظواهر زشت و زننده شده و متأسفانه نظارت صنفي درستي هم صورت نميگيرد. به نظر من اگر نظارتهاي صنفي در حدي كه در مقررات آمده اجرا شوند، بدون هيچ تنش و درگيرياي ميشود اين مسائل را كنترل كرد. سگفروشي و حيوانفروشي راه ميافتد و نظارتي وجود ندارد. اگر به پليس بگوييم دارو را تو مراقبت كن، سگ را تو بگير، لوازم آرايش را تو مراقبت كن، گربه را تو بگير، قليان و سيگار را تو بگير و... به فرض كه بتواند همه اين كارها را هم انجام بدهد، اساساً مصلحت هست كه پليس را اين قدر در اصطكاك با مردم قرار بدهيم؟ پس وظايف خود پليس چه ميشود؟ پليس بايد وقتي وارد عمل شود كه ديگران درمانده ميشوند. ناظران صنفي اخطار ميدهند و اگر عدهاي عمل نكردند، پليس وارد عمل ميشود، نه اينكه قبل از آنها وارد عمل شويم.
ما به وزارتخانهها نامه مينويسيم، يادآوري ميكنيم، مستندات را تهيه ميكنيم و براي وزير محترم هم ميفرستيم و ميگوييم حوزه شما پرچالش است. بعضي جاها اقدامات خوب و مؤثري ميكنند، بعضي جاها هم كانه براي خودشان در اين زمينه وظيفهاي را قائل نيستند و مشكل اساسي ما هم در همين جاست. ما مقررات و قوانين كم نداريم و ضرورتي هم نيست كه نيروي انتظامي در چالشهاي زياد وارد شود. اگر سيستمها بهدرستي كار كنند، بسياري از اينها تنظيم ميشوند و مشكلات كاهش پيدا ميكنند.
بعضيها معتقدند دستگاههاي فرهنگي و امنيتي به اين نتيجه رسيدهاند كه برخوردها محدود و فصلي باشد و موج نارضايتي انباشت نشود و صرفاً با بعضي از موارد برخورد شود. اين ذهنيت در جامعه وجود دارد كه نيروي انتظامي صرفاً در مواقع خاصي براي حفظ حجاب و عفاف وارد ميدان ميشود و هميشه خيلي سخت نميگيرد و اركان نظام هم چندان ارادهاي براي چنين مواجههاي ندارند و فقط نيروي انتظامي در اين ميدان مانده است و بقيه دارند كار خودشان را ميكنند.
ميشود گفت اين حرف تا حدودي درست است، البته نه كاملاً و آن هم دليل دارد. شما چه طرحي را ميتوانيد مدتهاي زيادي روي آنتن نگه داريد؟ اين كار سختي است. اگر روي طرحي زياد مانور بدهيد، حساسيتزدايي ميشود. مثلاً روز اول كه در زمينه اعتياد گفتيد كه شيشه آمده، شوك به جامعه وارد ميشود، ولي اگر تلويزيون هر شب راجع به شيشه و پليس برنامه داشته باشد، كمكم شيشه هم براي مردم عادي و چيزي مثل سيگار ميشود. مسئله دوم اين است كه پليس مگر چقدر ظرفيت دارد؟
در طرح نوروزي، بهقدري اين طرح گسترده است كه ما بايد اولويتبندي و اهم في الاهم كنيم. فصل شروع مدارس يا طرحهاي تابستانه ميشود و طبيعي است كه ما بايد توانمان را تقسيم كنيم و ببينيم اولويتها كجا هستند، لذا يك وقت سفرها در اولويتها هستند، يك وقت ميگويند در مرز، انفجار و تروريسم زياد شده و بايد تمركزمان را در آنجا قرار بدهيم، ولي ما به اين اكتفا نكرديم و ساختاري به نام پليس امنيت اخلاقي را درست كردهايم كه صرفاً وظيفهاش همين است، منتها اين ساختار محدود است و چندان بزرگ و توانمند نيست.
مسئله اخلاق يك مسئله فصلي و مقطعي نيست.
همين طور است، ولي يك وقتهايي كه خطوط قرمز شكسته ميشوند، براي پليس نيروي كمكي ميآوريم، كما اينكه در نوروز، از نيروي انتظامي براي كمك به راهنمايي و رانندگي استفاده ميكنيم. نيروهاي دائمي همواره وجود دارند، ولي گاهي كه اوضاع از حدود خارج ميشود و آنها نميتوانند كنترل كنند، طبيعي است كه نيروهاي كمكي وارد عمل ميشوند.
ما اين نقيصه را قبول داريم و تلاش ميكنيم ساختارهاي دائميتر و حرفهايتر و آموزشديدهتري را با خطاهاي كمتر به وجود بياوريم. در اين حوزهها از هزاران مورد تذكر و ارشاد حرفي زده نميشود، اما يك مورد كه منجر به درگيري ميشود، بهسرعت بزرگنمايي و منتشر ميشود. ما ميدانيم در چه فضايي داريم حركت ميكنيم و تلاش ميكنيم كه هم روشهايمان را بهبود ببخشيم، هم نيروهايمان را فراخور مأموريتها سازماندهي كنيم، آمايش و آموزش نيرو مناسب باشد و خانمهاي بيشتري در حوزه پليس امنيت اخلاقي فعال شوند. ما طي پنج سال از هيچ به اين نقطه رسيدهايم و بايد اين طرحها را بهبود ببخشيم، ولي مادامي كه دستگاههاي ديگر در وظايف ايجابي و سلبي و انضباطي خود به كمك ما نيايند و تمام اين چالشها روي دوش نيروي انتظامي تلنبار شوند، توان ما محدود و بُرد ما همين است و نبايد انتظارات را از نيروي انتظامي خيلي بالا برد و از گروهباني كه يك سال آموزش ديده، در حد يك جامعهشناس، روانشناس، روحاني و يك فقيه انتظار داشته باشيم.
ما شاهديم كه برخورد با مفاسد اخلاقي معمولاً در دهكهاي پايين جامعه دور ميزند. بعضي از نخبگاني كه در فرهنگسازي براي جامعه نقش زيادي دارند، از جمله فرزندان و آقازادههاي بعضي از مسئولان، هنرمندان و فوتباليستها و... ظاهراً حاشيه امن دارند. آنها از رانتها و امكانات همين نظام استفاده ميكنند و از صفر به همه چيز ميرسند، ولي بعضاً به هيچ چيزي هم اعتقاد ندارند. آيا نيروي انتظامي ميتواند با اين افراد كه متأسفانه فرهنگساز هم هستند، برخورد كند؟
اگر جاهايي مثل صدا و سيما و وزارت ارشاد كه فيلمهايشان را براي داخل توليد ميكنند، ضابطهگذاري كنند، مسئله حل ميشود. در همين تهران فيلم ضد اخلاقي زشتي درست كردند كه در خارج هم اكران شد. وقتي به صدا و سيما گفتيم، هنرپيشه آن فيلم را از بازيگري محروم كردند و ديگر تصويرش را نشان نميدهند. اين خودش ميتواند ابزار بازدارندهاي باشد. برعكس قضيه هم هست. وقتي از هنرمندان استفاده درست نميكنيم و كساني را كه اتفاقاً براي نقشآفرينيهاي مثبت استعدادهاي بالايي دارند، به كار نميگيريم، نتيجه خوبي به دست نميآيد.
يك وقتي نقل ميكردند كه وقتي هادي پسر آقاي سيدحسن نصرالله شهيد شد، هنرپيشه و مطرب و... براي عرض تسليت آمدند و گفتند ما هنرمان اين است. يك شعر خوب بدهيد براي مقاومت بخوانيم. ما هم اگر به اين آقائي كه دارد ميخواند، شعر درست بدهيم بخواند، چرا برود زيرزميني بخواند؟ بايد از كار خوب حمايت كنيم تا ذائقهها تغيير كنند. فعلاً ذائقهها متوجه گيشه هستند و همه تلاش ميكنند محصولشان گيشهدار بشود. ما اگر سرمايهگذاري كنيم، گيشه هم تأمين ميشود.
به نظرم در حوزه ايجابي در بخش هنر و سينما ضعيف هستيم. وقتي در صدا و سيما فيلمها و سريالهاي خوب و فاخر ساخته ميشوند، ميبينيد كه چقدر اثرگذارند. ممكن است بعضي از هنرپيشههايي هم كه در آنها بازي ميكنند، مورد داشته باشند، اما برآيند كار خوب است و اثرگذاري خوبي دارد. چه اشكالي دارد كه ما آنها را هم بياوريم و همراه كنيم؟ يك فوتباليست حرفهاش اين است كه گل بزند، قيمتش بالا برود و درآمد بيشتري كسب كند. هنرپيشه هم ميخواهد بيشتر ديده بشود، فيلمش بيشتر بيننده داشته باشد و تصورش اين است كه با عكس فيسبوكي بيشتر ديده ميشود و بازار كارش رونق پيدا ميكند، اما اگر احساس كند عكس فيسبوكي رونق كار او را كاهش ميدهد، طبيعتاً از اين شيوه استفاده نميكند. اين كار شدني و حرفم كارشناسانه است. ما نبايد توقعمان را خيلي بالا ببريم و خودمان را با هنرمندان و بازيگران درگير كنيم.
به نظر من بايد قوانين و ضوابط را بهطور روشن و شفاف بيان كنيم و همه هم در برابر قانون برابر باشند. هنرمند و غيرهنرمند و بنده فرمانده ناجا هيچ فرقي در اين زمينه با هم نداريم. بنده به عنوان فرمانده ناجا كه همه مأموران ناجا از من حساب ميبرند، چرا بايد از چراغ قرمز عبور يا در جاده با ۱۶۰ كيلومتر سرعت رانندگي كنم؟ من بايد بيشتر از همه پايبند باشم. هركسي براي خودش خط قرمزي درست كرده كه وهمي و خيالي است و ما به آنها قائل نيستيم. ما به قانون و اجراي باتدبير و عاقلانه قانون و نه اجراي خشك و روباتيك آن قائليم.
در برابر بعضي از اين چهرهها خلاف قانون عمل شد. طرف از ته گود عربها آمده و خوب توپ ميزند و چهره شده و حالا هم از عالم و آدم و خدا طلبكار است و هيچ كس هم هيچ چيزي نميتواند به او بگويد.
چرا فوتباليستي كه ده درجه از او هم بالاتر است، در اروپا اين كار را نميكند؟
چون در آنجا حاشيه امن ندارد...
چون در آنجا حاكميت قانون و فرهنگسازي وجود دارد. ما با فوتباليست، هنرمند يا هر آدم سرشناسي ممكن است در تخلف رانندگي برخورد كنيم كه برايش يك كمي تلخ هم هست، اما حرمتها را حفظ ميكنيم و هيچ وقت مطلب را رسانهاي نميكنيم. برادر خوانندهاي كه خيلي هم مقيد است، به تصور اينكه بايد به موقع به كنسرت برسد، ۱۷۰ كيلومتر رفته و پليس هم جلوي او را گرفته و ماشينش را خوابانده است. ما كه شوخي نداريم، ولي نميآييم اين را رسانهاي و آبروريزي كنيم.
تأكيد ميكنم در مورد هنرمندان و بازيگران، اگر صدا و سيما و ارشاد هماهنگ باشند، استانداردها را بنويسند و ابلاغ كنند، سازندگان، كارگردانان، بازيگران و... بهخوبي درك و خودشان را هماهنگ ميكنند. ما چون هيچ چيز را تعريف نكردهايم، مشكل به وجود آمده است. كاركرد نيروي انتظامي با سينماگرها خيلي خوب است. الان سه يا چهار دوره است كه ناجا جشنواره سينما گذاشته و خوب هم كنترل كردهايم و نتايج هم خيلي خوب بوده است. استعدادهاي زيادي هم هست، ولي بالاخره ادبيات اين حوزه يك مقدار متفاوت است. ما اين را قبول داريم، ولي اجراي عقلاني قانون در دستور كار نيروي انتظامي است.
به نظرتان وظيفه و رسالت مراجع عظام در حمايت از طرحها و اقدامات ناجا چيست؟
يكي از پشتيبانان اصلي ما مراجع عظام، ائمه جمعه و جماعات و روحانيت بهطور ويژه هستند، چون وظيفه و رسالتشان هم همين است، يعني اقامه دين، امر به معروف و نهي از منكر و تعليم و آموزش مردم در مسير احكام الهي. در دوره اخير بحث گرانيها، موضوع ما را يك مقدار تحتالشعاع قرار داده است. شايد برداشتشان اين است كه امروز مسئله اول مردم مسئله معيشت است و لذا به اين موضوع كه نيروي انتظامي در ميدان است، در درجه دوم پرداختهاند.
البته ما به هر ميزاني كه از ما حمايت كنند، هم ممنونيم و هم نيازمند ارشادات علما و در ملاقاتهايي هم كه داريم، رهنمودهاي كارسازي هم به ما ميدهند، موضوعات مهمي را مطرح ميكنند و ما هم واقعيتها را خيلي شفاف با اين عزيزان در ميان ميگذاريم. من حداقل سالي يك بار به هر استاني ميروم و ائمه جمعه را زيارت ميكنم. فكر ميكنم با هر امام جمعهاي بيش از ۵ يا حتي ده بار ملاقات داشتهام. هر يكي دو سالي يك بار خدمت مراجع قم ميرسيم يا مسئولان خودمان را ميفرستيم و گزارشهايي را تقديم ميكنند.
در مجموع، همكاريها دارد سازمانيافتهتر ميشود. قبلاً سازمان منسجمي وجود نداشت، الان با حوزههاي اجتماعي مبادله اطلاعات و با دفتر تبليغات اسلامي در قم و با مديريت حوزه علميه همكاري داريم. آنها با بولتنهايي اطلاعرساني ميكنند و آخرين تاكتيكها و تهاجمات فرهنگي را به استحضار علما و طلاب و افاضل ميرسانند. ما در مجموع راضي هستيم.