جوان: ۳ ميليون و۲۰۰ هزار خودرويي كه سرنشينان آنها از كمربند ايمني استفاده نكردهاند، آماري است كه پليس راهنمايي و رانندگي در برخورد با اين افراد و خودروها ارائه ميكند و بديهي است كه آمار اصلي و غيررسمي استفاده نكردن از كمربند ايمني در كشورمان بسيار بالاتر از اينهاست.
در آغوش مرگ با نبستن كمربند ايمني
در مواجهه با چنين آمار و ارقامي يك علامت سؤال بزرگ در برابر چرايي استفاده نكردن افراد از كمربند ايمني مينشيند. اين مسئله در حالي اتفاق مي افتد كه بنا به تأكيد كارشناسان، يكي از علتهاي اصلي مرگ در يك سانحه رانندگي به بيرون پرت شدن راننده يا سرنشينان خودروست كه ميتواند احتمال مرگ آنها را تا پنج برابر افزايش دهد.
در حالي كه بستن كمربند ايمني مانع از اين حادثه ميشود و ميتواند خطر آسيب و مرگ در تصادفات رانندگي را تا حدود زيادي كاهش دهد. با اين همه چرا برخي از ما ايمني كمربند ايمني را جدي نميگيريم؟!
آگاهي بخشي به همراه اعمال قانون ريشه بسياري از رفتارها و مقاومتهاي غيرمنطقي را بايد در لابهلاي اصول روانشناختي جستوجو كرد. به همين منظور به سراغ محمد پيروي خامنه، روانشناس و مدرس دانشگاه ميرويم تا از منظر روانشناختي پديده نبستن كمربند ايمني را بررسي كنيم. وي در اين باره به «جوان» ميگويد: انسانها اغلب راحتطلبند و به طور ذاتي و فطري از نظم ميگريزند. بنابراين لازم است قانون حاكم شود و قانون ميتواند نظم و انضباط را به پيكره اجتماع بازگرداند. به گفته وي، از همين رو خردهاي جمعي جامعه از سوي افراد آگاه در آن جامعه به شكل قانون در ميآيد و به بدنه اجتماع بازگردانده ميشود. اين قوانين پس از مدتي جزيي از فرهنگ مردم ميشود. اين استاد دانشگاه با تأكيد بر نقش اطلاعرساني و تبليغات در راستاي فرهنگسازي براي استفاده از وسيلهاي همچون كمربند ايمني ميافزايد: به نظر ميرسد مردم هنوز از كاركرد و منافع كمربند يا كلاه ايمني آگاهي كافي ندارند و به همين دليل در برابر آن مقاومت ميكنند. به باور وي، اعمال قانون به صورت مستمر و نه مقطعي نيز ميتواند در كنار عوامل ديگر انگيزه افراد را براي رعايت نكات ايمني تقويت كند.
هدف سلامت ماست يكي از اصليترين نكاتي كه سبب ميشود توصيهاي بر افراد تأثير بگذارد، درك احساس تعهد و دلسوزي گوينده آن توصيه است. بنا به تأكيد پيروي خامنه، در اينجا نيز گاهي افراد فكر ميكنند تذكر پليس براي بستن كمربند ايمني و اعمال قانون كه اغلب به صورت جريمه است به خاطر اهميت قائل شدن براي سلامتي فرد نيست بلكه پليس ميخواهد جريمهاي بكند و برود. وي ميافزايد: پليس بايد به مردم ثابت كند ارزش جان و سلامتي آنها اصليترين هدف است و در نظر گرفتن جريمه براي تخلفات راهنمايي و رانندگي نيز در راستاي همين هدف پيگيري ميشود. وي همچنين بر تداوم اعمال قانون به صورت مستمر تأكيد دارد و تصريح ميكند:برخوردهاي مقطعي نميتواند تأثيرگذار باشد و فرهنگ استفاده از كمربند ايمني را در ذهن افراد جا بيندازد.
كمربند ايمني را هم مثل در ماشين ببنديم وي در نهايت تأكيد ميكند: درباره بستن كمربند ايمني بايد فرهنگسازي مناسبي صورت گيرد به گونهاي كه اين عملكرد در ضمير ناخودآگاه افراد بنشيند و براي رسيدن به اين نقطه بايد از تمام راهكارها در كنار هم كمك گرفت. به گفته وي تبليغات و آگاهيبخشي در كنار اعمال قانون نظارتها ميتواند ما را به جايي برساند كه وقتي سوار ماشين ميشويم، خود به خود كمربند ايمني را هم ببنديم نه اينكه از ترس جريمه شدن كمربند را روي شانههايمان بيندازيم و با عبور از پليس آن را هم رها كنيم!