
ادعاي تازه امريكا براي ايران تازگي ندارد؛ ادعايي كه بار ديگر اتهام تروريسم را از سوي امريكا به عنوان دشمن شماره يك ايران متوجه جمهوري اسلامي ميكند، اين در حالي است كه ايالات متحده هيچگاه حاضر به پاسخگويي به نهادهاي بينالمللي در خصوص نقشش در فعاليتهاي تروريستي عليه جمهوري اسلامي نشده است؛ فعاليتهايي كه اوج آن به سرنگوني هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي بر فراز خليج فارس توسط ناو امريكايي و همچنين نقش اين كشور درترور دانشمندان هستهاي ايران باز ميگردد.
اين ادعاي واهي ايالات متحده عليه جمهوري اسلامي در گزارش ساليانه وزارت امور خارجه امريكا در خصوص آخرين وضعيت تروريسم در جهان صورت گرفته است. گزارشي كه از سال ۱۹۸۴ تاكنون همواره جمهوري اسلامي را به عنوان يك كشور تروريست معرفي ميكند. نكته جالب در اين ميان آن است كه امريكا براي اثبات ادعاي خود در اين گزارش به دروغ ناشيانهاش در خصوص تلاش ايران براي ترور سفير عربستان در نيويورك استناد كرده و اين موضوع را دستاويزي براي ايراد اتهام تروريسم به جمهوري اسلامي قرار داده است.
طرحي كه خيلي زود باعث رسوايي ايالات متحده و آبروريزي بزرگ اين كشور در دنيا شد. علاوه بر اين، همزمان شدن اين گزارش با شايعهسازي در خصوص نقش جمهوري اسلامي در حمله به اتوبوس توريستهاي اسرائيلي در بلغارستان و همچنين ايراد اتهام به كشورمان در ماجراي ترور برخي ديپلماتهاي رژيم صهيونيستي در هند، تايلند و گرجستان همه بيانگر تلاش دشمنان كشورمان براي اجراي سناريوي نخنما شده عليه ايران است.
حمايت ايران از محور مقاومت
اما شايد سؤال اين باشد كه سناريوي نخنماي حمايت ايران از تروريسم چرا عليه كشورمان شكل گرفته است؟ واقعيت طراحي اين سناريو به سخنان مقام معظم رهبري در نماز جمعه تهران باز ميگردد؛ آنجاكه معظم له به لزوم حمايت از محور مقاومت اشاره كردند و فرمودند: «از اين پس نيز هرجا هر ملتي يا گروهي با رژيم صهيونيستي مبارزه و مقابله كند، ما به او كمك ميكنيم و هيچ ابايي هم از گفتن اين مسئله نداريم. »
همين سخنان بود كه سناريوپردازان رژيم صهيونيستي و ايالات متحده را به فكر انداخت تا در اقدامي ابتدايي با طراحي حملاتي عليه سفارتخانههاي خود و همچنين ايجاد انفجار در بلغارستان و سپس استناد به اين سخن مقام معظم رهبري، تمامي تقصيرها را به گردن ايران بيندازند و از اين طريق اجماع جهاني را عليه ايران شكل دهند، اما آنها اين واقعيت را فراموش كرده بودند كه ايران خود يكي از قربانيان بزرگ تروريسم است و سالها در صف اول مبارزه با اين اقدام شيطاني قرار داشته و علاوه بر اين، دين اسلام به شدت حمله به افراد عادي جامعه را نهي كرده است. بنابر اين طرح اتهامات واهي از سوي رژيم صهيونيستي و امريكا عليه ايران درباره اقدامات تروريستي تنها يك اقدام فرافكنانه براي جلب نظر افكار عمومي جهاني است و بيشك آنها براي ايجاد اجماع بينالمللي عليه جمهوري اسلامي اقدام به خودزني كردهاند.
البته همانگونه كه رهبر معظم انقلاب تصريح كردهاند، جمهوري اسلامي ايران از هر ملت يا گروهي كه با رژيم صهيونيستي مبارزه و مقابله كند، از او حمايت خواهد كرد و از گفتن آن هم ابايي ندارد. اما اين گونه حمايتها را بايد در مبارزهاي مانند جنگ ۳۳ روزه و ۲۲ روزه حزبالله جستوجو كرد نه ترورها.
محورهاي داخلي و خارجي امريكا براي زمينگير كردن جمهوري اسلامي در عين حال، ادعاي اخير ايالات متحده در خصوص حمايت جمهوري اسلامي از تروريسم در حالي است كه اين كشور براي تحقق اهدافش در خصوص ايران محور فعاليتهاي خود را بر دو موضوع داخلي و خارجي متمركز كرده است تا با ايجاد فشارها بر اين دو محور، جمهوري اسلامي را به پذيرش خواستههاي خود وادار كند.
در موضوع فشارهاي خارجي ايالات متحده ميكوشد با طرح سه محور حقوق بشر، پرونده هستهاي كشورمان و همچنين حمايت ايران از تروريسم نظر جامعه جهاني را به سمت ايران جلب كند و كشورهاي مختلف جهان را وادار كند از طريق اين اتهامات فشارهاي خود را كه شامل تحريمها و مسدود كردن اموال است شدت ببخشد.
در اين خصوص ايجاد جو رواني در خصوص فعاليتهاي صلحآميز هستهاي كشورمان در سطح بينالملل خود بخشي از اين سناريو است كه همزمان با ايجاد اتهام حمايت جمهوري اسلامي از تروريسم در حال پيگيري از سوي ايالات متحده است. اين در حالي است كه آژانس بينالمللي انرژي اتمي به عنوان مرجع اصلي رسيدگي كننده به پرونده هستهاي كشورمان تاكنون نتوانسته هيچ مدرك و سندي در خصوص انجام فعاليتهاي خارج از ان پي تي توسط ايران، به دست بياورد.
علاوه بر اين گزارش وزارت امور خارجه امريكا در خصوص حمايت جمهوري اسلامي از تروريسم در حالي است كه اخيراً برخي كشورها نظير هند و تايلند نيز تحت تاثير فشارهاي رژيم صهيونيستي، جمهوري اسلامي را متهم به اعمال تروريستي در خاك خود كردهاند؛ ادعاهاي همزماني كه ميكوشد سناريوي فشار به جمهوري اسلامي با اهرم تروريسم را باورپذيرتر كند.
فشارهاي داخلي به موازات اين تلاشهاي خارجي، امريكا و دشمنان كشورمان به دنبال تقويت مخالفان داخلي براي گسترش فشارها به جمهوري اسلامي هستند. در همين خصوص سناريوي نهايي ايالات متحده در حوزه داخلي، تقويت برخي جريانات خاص داخلي و از ديگر سو، سياهنمايي عليه نظام و تلقين وجود اختلاف بين مسئولان نظام است.
علاوه بر اين، وجود برخي فشارهاي اقتصادي در داخل كشور نيز خود به دستاويزي براي دشمنان تبديل شده تا با ايجاد نارضايتي عمومي، مردم را با اپوزيسيون برانداز همراه كنند و فشار به جمهوري اسلامي در داخل كشور را به اوج برسانند.
اگر بخواهيم تحليلي عميقتر از اين وقايع ارائه دهيم، ميتوانيم به رشد و نيروگيري مجدد جريان فتنه كه پس از وقايع سال ۸۸ به گوشهاي خزيده بودند، اشاره كنيم. به بياني دقيقتر، طرح موضوع تنش ميان ايران و غرب باعث خواهد شد كه جرياني كه اتفاقاً ليدر اين جريان ارتباطات دوستانهاي نيز با دنياي غرب دارند، روي كار بيايند تا به حل اين تنش بپردازند؛ موضوعي كه ميتواند باعث تسريع در اجراي نقشههاي امريكا در داخل كشور شود.
مويد اين موضوع سخنان و حرف و حديثهاي اصلاحطلبان در آستانه انتخابات يازدهم رياست جمهوري است كه در گردشي ۱۸۰ درجهاي با عقبنشيني از موضع تحريم انتخابات، به فكر معرفي كانديداي خود هستند.
در نهايت، كنار هم قرار دادن تمامي قطعههاي اين پازل بيانگر اين حقيقت است كه دنياي غرب تمامي توان خود را به كار بسته تا در مقابل عزم و اراده ملتي كه اين روزها تمام نقشههاي آنان را نقش برآب كرده، بايستد و از اين راه به نان و نوايي برسد.