
در ميان سريالهاي مختلف، سريال راز پنهان بهترين سريال تلويزيون در ماه رمضان امسال است كه داستان زندگي جواني به نام فرامرز را (با بازي عليرضا جلاليتبار)روايت ميكند كه با وجود يك تصادف و حادث شدن فراموشي درگير مسائلي ميشود كه هسته اصلي سريال را تشكيل ميدهد، از همين رو با عليرضا جلاليتبار كه از بازيگران شناخته شده حوزه نمايش ميباشد، گفتوگويي انجام دادهايم كه در ادامه تقديم دوستداران سريال و علاقهمندان به اين بازيگر محبوب ميشود. جلاليتبار فارغالتحصيل رشته ادبيات نمايشي است كه با بازي قدرتمندش در فيلم سينمايي «سگكشي» شناخته شد، به همين دليل در انتخاب نقشهاي ديگرش با احتياط و وسواس برخورد كرده است.
آقاي جلاليتبار از چگونگي همكاري با دفتر آقاي اوجي و بازي در سريال راز پنهان بفرماييد. واقعيت اين است كه در اواخر بهمنماه گذشته بود كه فيلمنامه راز پنهان دست من رسيد و من بعد از خواندن آن به دفتر آقاي اوجي رفتم و با كارگردان كار صحبت كردم و نظرات ايشان را در مورد اينكه شخصيت فرامرز را چگونه ميبينيد، پرسيدم. در نهايت از كار خوشم آمد و بعد با دوستان توليد و تداركات و بچههاي ديگر گروه به توافق رسيديم و كار را شروع كرديم.
يعني شما از چه زماني عملاً به كار پيوستيد؟
من از اول اسفند استندباي بودم و فكر كنم پانزدهم اسفندماه سال گذشته بود كه بازيام شروع شد.
از كاراكتر فرامرز بگوييد. از اينكه او به كدام دسته و كدام طبقه اجتماعي تعلق دارد.
فرامرز آدمي است كه جزو طبقه متوسط قديم شهري بوده است. او در مسابقهاي كه براي ثروتاندوزي كه در جامعه اطرافش در جريان بوده و به خاطر استعداد زيادي كه در اين زمينه دارد، در واقع در اين مسابقه برنده ميشود و از اين طريق ثروتي براي خودش دست و پا ميكند اما با ضربهاي كه به او وارد ميشود، يكي از حواس مهم بيرونياش را از دست ميدهد و دچار فراموشي ميشود، بسياري از حقايق و وجه مشمئزكننده اين ثروتاندوزي برايش عيان ميشود و بعد از اينكه حواسش را از دست ميدهد مجبور ميشود براساس فطرتش با آدمها و مسائل اطرافش برخورد كند. از اينجا در واقع دوباره مرحله تولدش شروع ميشود. او فكر ميكند كه خانواده خوبي از جمله زن و بچه و پدر و مادر دارد و در مجموع آدم خوشبختي است، اما يواشيواش شكها به درون او راه پيدا ميكنند و بعد از گذر از اين مراحل دوباره به بلوغي ديگر ميرسد.
فكر كنم همه اين موارد بهانههاي خوبي براي بازي به دست ميدهد. نظر شما چيست؟
همينطور است. من مواردي كه به آن اشاره كردم را در شخصيت فرامرز ديدم و خيلي آن را دوست داشتم، چون موقعيتهاي مختلفي را در اين فرآيند تجربه ميكند كه همه اين موارد در مجموع قابليتهايي را به وجود آورده بود كه در نهايت براي بازيگر جاي كار زيادي فراهم ميكرد و اين مسئله براي من خيلي خوشايند بود.
ما در كنار گذشته تاريك و خشن زندگي فرامرز رگههايي از عطوفت و لطافت ميبينيم، با اين وجود آيا ميتوان فرامرز را همچنان به عنوان كاراكتري منفي پذيرفت يا نه؟
من وقتي اين نقش را قبول كردم كه با دو سه پروژه سنگين در مناطق بسيار سخت آب و هوايي همكاري ميكردم و اين همكاري فشار زيادي بر من وارد كرده بود، بنابراين پذيرش اين نقش تنها به اين خاطر بود كه نقش فرامرز را متفاوتتر از تبهكارهايي ديدم كه تاكنون در تلويزيون و سينما مطرح شدهاند. براساس همين تفاوت نميتوان اين شخصيت را شخصيتي كاملاً مثبت يا كاملاً منفي دانست، يعني بايد گفت كه اكثر آدمها از روي عادت كاري را انجام ميدهند كه همين مسئله هم باعث ميشود اتفاقات ناگواري در زندگيشان رخ بدهد و اين رويه در واقع به دور از فطرت شخصيتها شكل ميگيرد كه نظير اين شخصيتها را در رازپنهان ميتوان مشاهده كرد. با تمام اين حرفها نميتوان شخصيت فرامرز را به صورت ۱۰۰ درصد منفي ديد بلكه تصميمهاي او سبب ميشود تا تصويري سياه و سفيد از او ارائه شود، يعني زماني كه فرامرز تصميم ميگيرد گذشته خود را جبران كند، آدم سفيد و مثبتي ميشود و وقتي عكس اين مسئله تصميم ميگيرد به آدمي سياه و منفي تبديل ميشود براي همين ميتوان گفت شخصيت فرامرز شخصيتي خاكستري است.
اين مواردي كه به آنها اشاره كرديد، تا حد بسيار زيادي منتقل شده بود؛ اتفاقي كه متأسفانه در سريالهاي تلويزيوني كمتر شاهد آن هستيم. به نظر شما علت اين انسجام عمل چيست؟
من فكر ميكنم تهيهكننده و كارگردان لطفي كه در حق ما انجام دادند اين بود كه با نوشتن و ارائه يك فيلمنامه كامل بستري را فراهم كردند كه باعث شد نيروهاي كاركشته و باارزشي جذب و وارد اين كار شوند، يعني وقتي شما يك فيلمنامه خوب داشته باشيد ميتوانيد از بازيگران پيشكسوت دعوت كنيد كه با شما همكاري كنند. در اين فرآيند بستري فراهم شد كه ما توانستيم با هم تعامل كنيم، پيشنهاد دهيم، بشنويم و خودمان را تصحيح كنيم و بتوانيم با مجموع اين كارها براي كار انرژي بگذاريم و اين موفقيت تنها به بازيگر مربوط نميشود بلكه تكتك اعضاي گروه در رسيدن به اين موفقيت سهيم بودهاند.
در مورد مسائل شرعي و فقهي در ارتباط با برخورد فرامرز و همسرش بعد از طلاق ابهاماتي به وجود آمده بود، لطف كنيد در اين مورد توضيح دهيد.
ما در زمينه پليسي اين كار را به نيروي انتظامي تحويل داديم و كارشناسان نيروي انتظامي روي مسائل پليسي آن نظر دادهاند.
به لحاظ فقهي و شرعي قوانيني داريم كه اگر در زير يك سقف يك خانم و آقا كه به هم نامحرم هستند با هم باشند، اما در سينما كه دو نفر تنها هستند و چندين نفر به عنوان كارگردان، صدابردار و تصويربردار و ... وجود دارند كه طبعاً از اين قضيه مستثني ميباشد اما در مورد مسائل فقهي و شرعي در روابط فرامرز و همسرش بايد گفت كه فيلمنامه اين كار به صدا و سيما ارائه شده و دوستان كارشناس مذهبي در آنجا اين فيلمنامه را خواندهاند و نظرات خودشان را در اين باره اعلام كردهاند كه اين بحث در مورد جامعه مذهبي ما مشكلي پيش نياورد، ضمن اينكه من از ابتدايي كه فيلمنامه را ميخواندم به شرايط عجيبي نرسيدم، در جايي كه فرامرز برميگردد از لحاظ شرعي ميتواند به همسرش رجوع كند، چون در فيلمنامه و در اثر تلفني كه زده ميشود و همسر او از روابط فرامرز با خانم ديگري واقف ميشود، داستان عوض ميشود و همسر فرامرز از رجوع سر باز ميزند.
يكي از موارد ديگري كه خيليها در مورد آن حرف ميزدند، بحث چگونگي از دست رفتن حافظه فرامرز ميباشد، البته خود من سؤالي در اين زمينه ندارم و معتقدم نويسنده از منطقيترين شكل ممكن فراموشي اين شكل را نياز داستان خود دانسته و اين شكل فراموشي نه تنها نياز شكلگيري درام است بلكه تا حد قابل اثباتي منطق دارد. با اين اوصاف شما در مورد فراموشي فرامرز به چه مؤلفههايي رسيديد؟
اين درست است. من آدمهايي را ديدهام كه حس بوياييشان را از دست دادهاند اما حافظه بويايي را داشتهاند يعني مثلاً ميدانستهاند كه بوي گل سرخ چگونه بويي است، اين شكل فراموشي هم بستگي به اين دارد كه اين فراموشي در كجاي حافظه اين آدم اتفاق افتاده است. من هم در اولين روزي كه با خانم سام صحبت ميكردم، نخستين سؤالم از ايشان همين بود. ايشان چند مثال آوردند كه ظاهراً با چند نفر صحبت كردهاند و اين مسئله توجيه پزشكي دارد، از جمله اينكه ايشان در اطرافيان خودشان كسي را داشتهاند كه مهندس پرواز برج مراقبت فرودگاه بوده و با وجود فراموشي پس از چند روز سركار خود حاضر ميشود. فرامرز هم با وجود فراموشي هنوز مهارت خود را از دست نداده و اطرافيان خود را ميشناسد.