
سفر وزير خارجه سوريه و هيئت اقتصادي اين كشور به ايران اگرچه اقدامي مثبت اما ديرهنگام در حمايت آشكارتر دولت ايران از مقاومت دولت و مردم سوريه در مقابل شكل جديدي از تجاوز استكبار جهاني به اين كشور حامي مقاومت بود، اما ميتواند نقطه آغازي براي يك دور جديد تحركات ديپلماتيك براي شكست حلقه محاصره سياسي، نظامي و اقتصادي عليه اين كشور باشد.
با مروري بر تحولات ۱۷ ماه گذشته كشور سوريه اگرچه در نقطه آغازين اين تحولات متأثر از حركت بيداري اسلامي در منطقه، خواستههاي اصلاحي مردم منشأ برخي از حركتهاي مردمي بود كه شايسته پاسخ منطقي از سوي دولتمردان دمشق بود، اما از همان نقطه آغازين اين حركت با ورود قدرتهاي نظام سلطه با بهرهگيري از مزدوران اجارهاي براي بر هم زدن امنيت كشوري كه طي پنج دهه گذشته خط اول حمايت از مقاومت بود، به انحراف كشيده شد و در تداوم آن تحركات اكنون ثابت شده است كه مردم و به ويژه ارتش سوريه دارد تاوان حمايت از مقاومت در برابر رژيم صهيونيستي و قدرتهاي استكباري را ميپردازد.
پس از اعلام نگراني روزنامه نيويوركتايمز نسبت به افزايش فعاليتهاي القاعده در سوريه كه به ادعاي اين روزنامه سبب نگراني جدي امريكا شده است، ديروز خبرگزاري انگليسي رويترز كه در جانبداري از تروريستهاي سوريه و انتشار اخبار اغراقآميز به نفع آنها و عليه دولت و ارتش سوريه يد طولايي دارد، از تشكيل پايگاه نظامي مخفي كشورهاي تركيه، عربستان، قطر و اسرائيل در درون خاك تركيه و در نزديك مرز سوريه پرده برداشت؛ اتاق عملياتي كه ضمن تأمين لجستيكي با بهرهگيري از اطلاعات ماهوارهاي جاسوسي امريكا و رژيم صهيونيستي، اطلاعات تحركات ارتش سوريه را در اختيار معارضان چندمليتي فعال در عرصه عملياتي در سوريه قرار ميداد. به گزارش بيبيسي، رويترز در اين افشاگري خود نوشته بود كه قطر نقش اساسي در كنار تركها در هدايت عمليات در پايگاه مذكور ايفا كرده و دوحه در كنار تركيه عمليات مسلح كردن و اعزام معارضان به داخل سوريه را دنبال ميكند. بيبيسي در اين گزارش به نقل از رويترز اذعان ميكند كه سه كشور تركيه، قطر و عربستانسعودي از اين طريق براي معارضان سلاح به داخل سوريه ارسال ميكنند.
اكنون با روشنتر شدن صحنه و تلاش قدرتهاي استكباري و حاميان منطقهاي آنها براي كشاندن جنگهاي خياباني به درون شهرهاي سوريه كه به طور طبيعي زيرساختهاي اقتصادي و اجتماعي اين كشور را تخريب و توان ارتش اين كشور را كه تنها ارتش مقاوم و ماندگار در برابر رژيم صهيونيستي بود، فرسوده ميكند. ترديدي باقي نميماند كه ماجراي سوريه ماجرايي از نوع حركتهاي بيداري اسلامي و ضدصهيونيستي و ضد استكباري نيست، بلكه حركتي است در راستاي منافع امريكا و صهيونيستها براي ايجاد گسست در حلقه مقاومت و اقداماتي كه پس از آن و در راستاي حمايت و تقويت رژيم صهيونيستي از هماكنون قابل پيشبيني است. مبتني بر اين مفروضات، در شرايط كنوني دستگاه ديپلماسي و مراكز فرهنگي و رسانهاي ايران ميتوانند نقش ويژهاي را در روشنگري نسبت به اهداف و پيامدهاي تحركات نظام سلطه در سوريه ايفا و به ويژه دوستان انقلاب اسلامي را نسبت به تبعات اين اقدامات روشن كنند زيرا تصوير ذهني كه تاكنون از وقايع و حوادث سوريه در ذهن مردم منطقه ساخته شده، همساني اين تحولات با تحولاتي نظير حوادث مصر يا تونس است. در عرصه اقتصادي نيز به رغم تحريم اقتصادي سوريه توسط كشورهاي غربي و بخشي از كشورهاي عرب، ايران ظرفيتها و فرصتهاي مناسبي در سوريه دارد تا ضمن تهيه اقلام مورد نياز از بازار سوريه،به نوعي به اقتصاد تحت فشار اين كشور كمك كند؛ نكتهاي كه اخبار واصله حاكي از تعلل دستاندركاران بخش تجاري كشور تاكنون بوده است و سفر هيئت اقتصادي سوري ميتواند گامي آغازين در اين راستا باشد.