وقتي از دفتر روابط عمومي دو باشگاه سرخابي خبري به بيرون درز پيدا ميكند كه طرفين يك دعوا به سادگي با هم مصالحه كردهاند، وقتي ميشنويم رويانيان و فتحاللهزاده نيمهشب در محفلي صميمي و دوستانه گرد هم نشستهاند و چاي نوشيدهاند و با لبهايي خندان به هم دست دادهاند و براي هم آرزوي موفقيت كردهاند، ميتوان بدبين شد؛ بدبين به هر آنچه به صورت علني اتفاق ميافتد و بدبين به هر آنچه از زبان اين مديران به عنوان وعدهوعيد براي آينده به گوش ميرسد.
از دعواي زرگري رويانيان و فتح اللهزاده كه اخلاق را در حضور مردم زير پا گذاشتند و براي صدا و سيما يك شوي پرمخاطب اما بيوزن و قافيه ساختند، هشت روز ميگذرد. در فاصله شش روز بعد از آن دعواي بيحاصل كه بيشتر شبيه به يك كريخواني دو نوجوان هوادار بود كه در كوچه و برزن و مدرسه با هم گلاويز ميشوند و براي هم خط و نشان آبي و قرمز ميكشند و نگاه متعجب و حيران هواداران را جلب ميكنند، خبر ميرسد كه مديران سرخابي روبهروي هم نشسته و «آشتي» كردهاند. خود لفظ آشتي براي مرداني كه ششمين دهه زندگي خود را پشت سر ميگذارند، به نوعي تحقيرآميز است. آشتيكنان براي مردهايي كه امروز بايد پرچمدار آن واژه فرهنگي باشگاههاي خود باشند، اما در يك برنامه زنده تلويزيوني (مثل ۹۰ با ميليونها مخاطب و بيننده) عليه هم موضع ميگيرند و بر سر هم فرياد ميزنند و به عبارتي پته هم را به آب ميدهند، كمي سبك به نظر ميرسد اما در اصل اين داستان آشتيكنان هم ميتوان دچار ترديد و ابهام شد.
آيا هر آنچه در سيما ديديم حقيقت بود؟ آيا جنگي كه روي آنتن ۹۰ رفت و ميليونها هوادار را بيش از قبل روي نام حريف حساس كرد، برگرفته از وجود طرفين بود؟ اگر بود كه چرا اين قدر زود و بيمقدمه همه چيز فراموش شد.
اگر نبود چه هدفي در پشت اين جنگ زرگري خفته بود؟ اگر دعواي ۹۰ در هفته قبل حقيقت داشت، چرا مديران دو باشگاه به همان صراحتي كه عليه هم موضع گرفتند براي آشتيكنان آستين بالا نزدند؟
اگر جنگ فقط براي جلب توجه و مظلومنمايي و به رحم آوردن دل دولت براي خرج چند صد ميليوني بيشتر از بيتالمال آن شب حقيقت داشت، پس آشتيكنان مخفيانه يك شام دوستانه بوده و مردم در اين وسط نقشي جز بازيچه نداشتند و اگر آن دعواي سبك وزن حقيقت بوده، پس بايد به حال درايت مديراني كه امروز با هم ميجنگند و يك هفته بعد از روي خجالت، به صورت مخفيانه آشتي ميكنند، افسوس خورد! مصالحه دو مديرعامل استقلال و پرسپوليس هرچند سودي بيش از ضررش براي فوتبال ملي ايران دارد، اما انگار بايد به مديران رسانه دوست فوتبال ايران اين مهم را يادآور شد كه تكرار بيش ازحد آنچه براي مطرح كردن خود در رسانهها از آن سود ميبرند، باعث بيارزش شدن دو باشگاه و البته از بين رفتن اعتمادي ميشود كه بزرگترين سرمايه دو تيم است؛ اعتمادي كه مديران ديگر در قبال باشگاهها نخواهند داشت.