
تئاتر از آن دست هنرهايي است كه مدتهاست بر سر تمامي اضلاع آن چالش و مناقشه وجود دارد؛ از دستمزد بازيگران و بحث قرارداد تيپ گرفته تا مسائل ارزشيابي و نظارت (شما بخوانيد مميزي)؛ از نگاههاي فرمايشي در شيوه توليد و حمايت از آثار نمايشي گرفته تا توجه كم هنرمندان به استفاده از متون ايراني به جاي آثار ترجمه شده غربي كه كمترين قرابتي با فرهنگ و دغدغه مخاطب امروز ايراني ندارد؛ از عدم حمايت مالي از توليدات نمايشي گرفته تا كمبود سالن، زيرساختهاي اجرايي و فقر تبليغات؛ خلاصه از هر زاويه به اين هنر مهجور نه در كلام كه در عمل نگريسته شود با موانع، چالشها و آسيبهاي فراواني ميتوان روبهرو شد. حال تمام اين مشكلات و مناقشهها را در كنار تحقق اين شعار قرار دهيد: «تئاتر براي همه!»
حتي افرادي كه از دور گذري و نظري بر اين هنر دارند نيز در اين هزارتوي سخت و صعب كوچكترين اميدي به شفاي اين پيكر بيجان ندارند و حال آنكه وقتي به ميان هنرمندان و فعالان اين عرصه ميرويد تنها يك نكته تمامي اين مصائب و تيرگيها را به كناري ميزند و آن اميد، تلاش و ممارست اهالي بيادعاي اين هنر است.
سالنهاي نمايشي به چه كساني تعلق دارند؟ افزون بر تمامي مشكلاتي كه در اين مقدمه كوتاه ذكرش رفت، دغدغه جديدي طي سه، چهار سال اخير سخت گريبان اين هنر و هنرمندان آن را گرفته و از هر راه كه براي برطرف ساختن آن حركتي صورت ميگيرد تنها نتيجهاش افزودن به گرههاي كلاف هزارپيچ همين دو كلمه ساده - نوبت اجرا - است! متأسفانه بايد اذعان داشت كه مسئولان، هنرمندان، منتقدان و كارشناسان هنر نمايش در كشور براي هر مشكلي طي اين مدت توانستهاند راهحلي ولو مقطعي ارائه دهند جز حل مشكل و معضلي به نام نوبت اجرا!
هنوز هم با وجود تلاشهاي بسيار، پاسخي به اين سؤال ساده داده نشده است كه ضوابط اختصاص سالن به هنرمندان تئاتر جهت اجراي عمومي آثارشان از چه قانون و اساسنامهاي پيروي ميكند كه برخي از نامهاي تئاتري با وجود مشكل ثابت، نبود مكانهاي متعدد اجراي آثار تئاتري در طول سال دو، سه يا بيشتر، اثر نمايشي را به صحنه ميبرند و عدهاي ديگر با وجود صبر و تحمل دو و سه ساله يا بيشتر، نه تنها سالني جهت اجرا به آنها تعلق نميگيرد كه هيچ، پاسخ رد يا قبولي براي متني كه جهت اجراي عمومي آن به مسئولان پيشنهاد دادهاند نيز دريافت نميكنند و در چنان برزخي قرار ميگيرند كه خواسته و ناخواسته يا بايد صبري ايوب وار به تمام خصوصيات شان بيفزايند يا عطاي تئاتر را به لقاي آن ببخشند.
پيشتر گمان بر آن ميرفت كه عدم اختصاص سالنهاي حرفهاي و شناخته شده تئاتر (كه البته تعداد آنها به زحمت به انگشتان يك دست ميرسد) به هنرمندان جوان و تازه وارد به بدنه تئاتر حرفهاي دليلي چون حضور بزرگان تئاتر و نامهاي شناخته شده اين عرصه در صف نوبت اجرا دارد، اما وقتي امير دژاكام با سابقه بيش از سه دهه حضور در تئاتر كشور براي اجراي تنها ۳۰ شب اثر خود دو سال انتظار ميكشد يا دكتر علي رفيعي به عنوان يكي از استوانههاي تئاتر حرفهاي كشور، مدام براي اجراي عمومي يك نمايش تنها يك پاسخ ساده و كوتاه ميشنود؛ «سالنها پر هستند» يا «نمايشنامه مورد نظر شما در شوراي انتخاب و حمايت رد شده است» و نظايري از اين دست، مخاطب را با اين سؤال رو به رو ميكند كه وقتي سالنهاي نمايشي نه به جوانان و نه به پيشكسوتان عرصه هنرهاي نمايشي تعلق نميگيرد پس قرار است به چه كسي تعلق بگيرد؟
نوبت اجرا، واژهاي بدون پشتوانه علمي و كارشناسانه
نكته جالب ماجرا اينجاست كه هر دو شوراي محترم انتخاب متون تالارهاي نمايشي و حمايت از توليد آثار نمايشي در كنار نام خود صفت «علمي» و «كارشناسي» را يدك ميكشند و با اين حال مشخص نيست كه «شوراي علمي انتخاب متون تالارهاي نمايشي» و «شوراي كارشناسي حمايت از توليدات تئاتري» در رد كردن و نپذيرفتن اجراي آثار تئاتري برخي از چهرهها و حتي جوانان موفق عرصه تئاتر از چه قوانيني حمايت ميكنند و در اختصاص يك يا چند سالن به يك نمايشنامهنويس و كارگردان جهت اجراي آثار متعدد خود آن هم در طول يك سال از چه ضوابطي تبعيت ميكنند؟!
امير دژاكام كارگردان صاحبنام تئاتر و مدرس دانشگاه در گفتوگو با «جوان» با رد قاطعانه اين مسئله كه نه تنها در پايتخت كه در كل كشور مشكلي جهت سالن اجراي عمومي وجود ندارد، ميگويد: بزرگترين آرزوي من اين است كه روزي لغت «نوبت اجرا» از بدنه اجراهاي نمايشي در كشور حذف شود. تئاتر به عنوان هنري زنده و با زباني شگرف و تأثيرگذار ثابت كرده است كه اگر كيفيت مطلوبي داشته باشد مخاطب را در هر نقطهاي از شهر به خود جذب ميكند. اين درست است كه برخي از آثار تنها قابليت اجرا در يكي از سالنهاي مخصوص تئاتر را دارا هستند اما آنكه ضوابط اختصاص اين سالنها به هنرمندان از چه مسائلي پيروي ميكنند نيز بايد روشن باشد وعموم هنرمندان از آن اطلاع داشته باشند.
دژاكام كه اين روزها بعد از دو سال انتظار براي اجراي عمومي يك نمايش در سالن اصلي مجموعه تئاترشهر موفق شده است رضايت مسئولان براي به صحنه بردن نمايش «ساقي» را كسب كند، ادامه ميدهد: پيش از اين سه نمايشنامه ارائه شده من به شوراي ارزشيابي متون با وجود تأييد اعضاي اين شورا از سوي شوراي حمايت رد شده بودند تا آنكه با همراهي و تعامل قادر آشنا مدير مركز هنرهاي نمايشي با نمايشنامه «ساقي» موافقت به عمل آمد و با وجود مشكلات فراوان و حتي كاستن از سطح رقم دريافتي متأسفانه اين كار به دليل عدم دريافت منابع مالي در حالي كه قرار بود پنجم مرداد ماه اجراي خود آغاز را كند با تأخير پنج روزه كار خود را آغاز خواهد كرد.
انتخاب شخصي يا دلالت كارشناسانه، مسئله اين است!
دژاكام در شرايطي اين سخنان را بيان ميكند كه دكتر علي رفيعي با وجود ارائه دو اثر طي دو سال گذشته به شوراي حمايت و با وجود اختصاص نوبت اجرا به وي در سال جاري نتوانسته است موافقت اعضاي شوراي حمايت را به دست بياورد در حالي كه در اين ميان بودند نمايشنامهنويسان و كارگرداناني كه طي سال گذشته (۱۳۹۰) چند اثر آنها در صحنههاي مختلف نمايشي به اجراي عمومي درآمد بدون آنكه ممانعتي از آثار آنها يا اصرار بر رعايت حق نوبت اجرا توسط آنها لحاظ شود.
يكي ديگر از اتفاقات نادر هنر تئاتر در كشور ما اختصاص نوبت اجرا به يك كارگردان است در حالي كه تمامي آثار ارائه شده او براي اين اجراها با وجود آنكه جوايز مختلفي را كسب كرده است به دلايلي چون كيفيت نازل اثر نوشتاري رد شدهاند و آن كارگردان كه مردادماه وقت اجرا داشته است هنوز نميداند كه بايد چه نمايشنامهاي را براي از بين نرفتن اين مهلت اجرا به اعضاي هيئت كارشناسي شوراي حمايت ارائه دهد تا پاسخ مثبت آنها را دريافت كند.
سيروس همتي كارگردان و بازيگر تئاتر همان هنرمندي است كه در چنين وادي حيراني قرار گرفته است. وي در گفتوگو با «جوان» ميگويد: بعد از سالها نوبت اجرايي در تاريخ ۲۰ مردادماه به من تعلق گرفته است در حالي كه در اين مدت دو نمايشنامه «نيلوفر» و «فولاد هرگز زنگ نميزند» كه پيشتر از اين صاحب جوايز آثار برتر در جشنوارههايي مانند تئاتر فجر شدهاند توسط شوراي ارزيابي رد شده است بدون آنكه دليلي به من گفته شود و سرآخر به من گفتهاند كه نمايشنامهاي كه به قلم خودم نيست را براي اجرا به مسئولان اين شورا معرفي كنم. اين در حالي است كه انتخاب متن تا به امروز بر عهده كارگردان بوده و اعضاي محترم كارشناسان ارزيابي و نظارت نبايد چنين پيشنهادي را مطرح كنند.
وي ادامه ميدهد: اگر به من هنرمند صادقانه بگويند كه ما به تو سالن اجرا نميدهيم تكليف من مشخص است اما اينكه سالني به من ميدهند اما وقتي نمايشنامههايي كه در جشنوارههاي ملي و معتبر داخلي جوايز برتر را كسب ميكنند به بهانه كيفيت پايين رد ميكنند، در حقيقت نشان دهنده آن است كه در عمل ميخواهند به من بگويند كه بهتر است از خير اجراي عمومي بگذرم. همين طرز برخورد است كه اين شائبه را به وجود ميآورد كه نحوه انتخاب بيشتر جنبه شخصي دارد تا كار كارشناسانه!
فقر مديريت ريشه اصلي بيبرنامگيهاي تئاتر
با همين دو مثال ساده به راحتي ميتوان به نبود و نه حتي فقر عدم يكدستي در زمينه برنامه واحد در بدنه تئاتر حرفهاي كشور اشاره كرد و از خير آثار برتر جشنواره تئاتر فجر چون نمايش «نورگير» به كارگرداني اشكان خليلنژاد كه در بخش «نگاه ويژه» اين رويداد جوايز اصلي را به خود اختصاص داده بود و در ابتدا به او اطلاع داده بودند كه اثرش در مجموعه تئاترشهر به اجرا در ميآيد و با تغيير مديريت در بدنه شوراي ارزشيابي به كل اين نمايش رد شده است و تنها آرزوي اجراي عمومي اين نمايش بر دل كارگردان جوان و خوش آتيه تئاتر ايران باقي مانده است، به تلخي گذشت.
همه اينها در شرايطي اتفاق ميافتد كه قرار است شعار «تئاتر براي همه» تحقق پيدا كند! و مخاطبان كه مدتهاست با تالارهاي نمايشي قهر كردهاند بار ديگر با اين هنر آشتي كنند. در كنار همه اينها برنامه منظم و هدفمند مجموعه خصوصي تماشاخانه ايرانشهر با ارائه برنامه يك ساله اجراهاي خود هم خيال مخاطبان خود و هم خيل هنرمندان متقاضي را راحت كرده است و به راحتي تماشاگران مجموعه تئاترشهر به عنوان قلب تپنده هنر نمايش را به خود جذب كرده است. در پايان نيز باز ميمانيم كه بگوييم خوشبختانه يا متأسفانه مقولهاي به نام «نوبت اجرا» براي عموم هنرمندان تئاتر كشور تبديل به آرزويي ملموس يا رؤيايي دست نيافتني شده است.