انتخابات ۱۳۸۸ و نوع واكنش به نتيجه آن نشان داد كه آنان اعتقادي به مردمسالاري مدعايي خويش ندارند و مردمسالاري را زماني موجه و قابل قبول ميدانند كه در مسير ترسيم شده آنان حركت نمايد اما ترجمه جمله مذكور آن است كه هر جا نظام با بحران مواجه شد، ما بايد به ميدان بياييم و از گرفتاري موجود بهرهبرداري نماييم و چون نظام در بحرانها به انسجام و وحدت نياز دارد، در مقابل مطالبات ما كوتاه خواهد آمد.
به نظر ميرسد تلقي اصلاحطلبان از وضع موجود كشور آنان را به اين باور و تحليل رسانده است كه اكنون يكي از بزنگاههايي است كه «بحران كل سيستم را تهديد ميكند» و چه خوب است كه ما به ميدان بياييم و از چالش موجود به نفع خود بهرهبرداري نماييم.
اصلاحطلبان بر اين باورند كه پس از تحريم نفتي و بانكي، نظام با شرايط بحراني مواجه است و اينچنين خود را مبدع انسجام ملي و وحدت دست به دست هم دادن براي حل مشكلات معرفي ميكنند. آفرينندگان بحرانهاي سالهاي اخير بر اين باورند كه نظام اسلامي براي حل مشكلات پيشرو به آنان احتياج دارد و چون به آنان احتياج دارد از كنار آن همه اقدامات دشمن شادكن، ساختارشن و ضدانقلابي خواهد گذشت. اصلاحطلبان به اين باور رسيدند كه تحريمها، راه ميانبر و بدون توضيح و عذرخواهي را براي آنان گشوده است و چنان به سمت انتخابات ۱۳۹۲ گام برميدارند كه گويي اصلاً فتنه ۱۳۸۸ را نديده و نشنيدهاند.
به نظر ميرسد بخش ضدانقلاب اصلاحطلبان تلقي بهتري از وضع موجود دارند و از اصلاحات درون حاكميتي بريدهاند و مسير فتنه را بر باد رفته ميدانند و چون چشمانداز آينده برايشان مطلوب نيست، با صراحت اصلاحاتي را كه منجر به بازگشت به راه امام خميني ميشود، برنميتابند و به همين دليل مجتبي واحدي برائت خود را از استادش جناب كروبي اعلام ميدارد. اصلاحطلبان بر اين باورند كه فشارهاي اقتصادي غرب و مسائل سوريه ميتواند آنها را به درون نظام نفوذ دهد. آنان تجربه تكراري خود را مجدد به آزمايش ميگذارند و هنوز از ادبياتي مانند «نبايد كوتاه بيايم»، «اگر فلان كار را كنيم نظام كوتاه ميآيد»، «نظام به ما احتياج دارد»، «ما بهتر از احمدينژاد براي نظام هستيم» و... در تحليل نهايي خود به اين باور رسيدهاند كه در سايه تحريمها، راه ورود آنان به قدرت در سايه ادبياتي همچون وحدت ملي و همبستگي اجتماعي باز است و براي كم كردن ترديدها و تست مستمر نظام، مرتب از مهرههاي سفيد و سياه نام ميبرند تا ببينند كدام مهره قابل خروج از گردونه نظام است.
سياست «سايه روشن» را براي بازي چند وجهي به كار گرفتهاند و تصوير تيرماه ۱۳۶۷ را از نظام متصورند. به نظر ميرسد اين بار نيز همانند گذشته، دوباره جلسه برگزار خواهند كرد و افسوس فرصتسوزي خود را خواهند خورد.
تنها راه بازگشت آنان به عرصه اجتماعي برخلاف ادعاي اخير محمدرضا خاتمي، اعتراف و تمكين در مقابل رأي ۸۵ درصد مردم، عذرخواهي از ملت، جدايي از اصحاب فتنه، در هم كشيدن چهره در مقابل زيادهخواهيهاي غرب و ابراز برائت از تئوريهاي غربي براي اداره كشور است. نظام اسلامي بارها پايبندي خود را به اصول انقلاب اسلامي نشان داده است و اهل تنازل از اصول اوليه خود نيست و اصلاحطلبان نيز بارها و با روشهاي مختلف از جمله استحاله پارلماني تغيير قوانين، فشار مطبوعاتي و خياباني و شبكههاي اجتماعي و با كمك رسانههاي غربي مسير مواجهه با نظام را تجربه كردهاند و عجيب است كه هزاران راه رفته را دوباره ميپيمايند.
نظام اسلامي در سايه حمايت مردمي و مشاركت ۸۵ درصد و ۶۴ درصد مردم در انتخابات اخير به راه خود ادامه ميدهد و اين خيال باطلي است كه از وضع موجود تلقي بحراني را بنماييم كه ما حصل آن ناديده گرفتن اقدامات ساختارشكنانه باشد. اصلاحطلبان ساختارشكن و تحريمهاي غرب هر دو به مثابه لبههاي يك قيچي هستند و نظام اسلامي آنان را در يك قطب ميبيند و براي بيخاصيت كردن هر دو آمادگي دارد چرا كه ميداند ساختارشكنان هم به تحريمها اميد بستهاند و هم در سايه تحريمها به دنبال كلاهي براي خود نشستهاند.