جوانان ما نيز در لندن ۲۰۱۲ حضور دارند تا حاصل چهار سال تحمل رنج تمرينات را عرضه كنند؛ تلاشي كه گاهي مردم كمتوقع را شاد و زماني افسرده خواهد كرد. ايراني نجيب در تمامي رقابتهايي كه جواني تحت لواي پرچم جمهوري اسلامي پا به ميدن رقابت ميگذارد دورادور به كمك نماينده خود ميآيد و با آرزوي موفقيت براي او، دست به دعا برميدارد تا شايد شنونده هر طنين دلنشين سرود ملي خود در بريتانيا باشد.
مسئولان ورزش نيز در انگلستان حضور دارند؛ آناني كه از اختتاميه مسابقات پكن تا حال، چهار سال فرصت داشتند تا بهتر عمل كرده و مدالهاي بيشتري تقديم هموطنان خود كنند. ايشان اما همچون بسياري از ايام ماضي، در توجيه ناكاميهاي احتمالي از توفيقات چهار سال بعد حرف ميزنند و آنان ميگويند در المپيك بعدي در رشتههاي بيشتري شانس مدال خواهيم داشت. ظاهراًً قرار است ورزش هم پروژهاي باشد كه مراسم كلنگزني آن را همه ميبينند ولي بهرهبردارياش را شايد هيچكس نبيند! يكي هم نيست از كساني كه امروز موفقيت چهار سال بعد را نويد ميدهند، سؤال كند، پس طي چهار سالي كه گذشت چه كار ميكرديد؟ همچنان اميدمان به كشتي و وزنهبرداري است و در ساير رشتهها فقط به تكستارهها دل خوش كردهايم؟!
بايد از مسئولان سؤال شود چرا به جاي اينكه اعلام كند فلان اقدام مثبت را انجام داده است، پيوسته سوار بر امواج تبليغاتياي است كه از دستاوردهاي احتمالي آينده خبر ميدهد؟
ديگر خسته شديم از بس شنيديم كه تا دو سال ديگر مشكل الف حل ميشود، تا چهار سال ديگر معضل ب وجود نخواهد داشت و...
آقايان! بياييد و اعلام كنيد امروز كدام پروژه به بهرهبرداري رسيده و چند رشته زمينه به اهتزاز درآمدن پرچم كشورمان در المپيك را فراهم ميسازد. انشاءالله ورزشكاران ما در لندن سربلند و پيروز باشند اما اگر توفيق رفيق راهشان نباشد،عباسي و عليآبادي بايد بلافاصله بعد از المپيك پاسخگو باشند نه چهار سال بعد! مسئول بودن كه فقط مصاحبه كردن و سفرهاي خارجي رفتن نيست. پاسخگو بودن هم جزو وظايف يك مدير است. بعد از المپيك بايد بيش و پيش از هر كس، وزير ورزش و رئيس كميته ملي الميپك در مورد چگونگي نتيجهگيري مسافران انگليس توضيح دهند. آري، ايشان بايد بگويند، حاصل آن همه عزل و نصب و حرف زدنهايشان چند مدال المپيك بوده است!