
پيش از اين نيز وزارت اطلاعات با صدور اطلاعيهاي از دستگيري عوامل ترور شهيدان مسعود عليمحمدي، مجيد شهرياري، مصطفي احمدي روشن و رضا قشقايي خبر داده بود كه در بخشي از آن اطلاعيه به وابستگي تروريستها به موساد و رژيم اشغالگر قدس و نيز هماهنگي با سازمانهاي جاسوسي CIA و MI۶ اشاره شده بود. اين دستگيريها نشان از اقتدار بالاي جمهوري اسلامي، خصوصاً در عرصه اطلاعاتي و امنيتي دارد كه البته پيش از اين نيز چنين اقتداري با دستگيري افرادي نظير عبدالمالك ريگي ثابت شده بود.
از طرف ديگر بازتابهاي مرتبط با اشراف اطلاعاتي ايران بر سازمانهاي جاسوسي استكبار حاكي از آن است كه دشمنان واقعيت قوت ايران در عرصه اطلاعاتي را پذيرفتهاند و به قدري بهت زده شدهاند كه به نظر ميرسد در برنامههاي آتي خود عليه جمهوري اسلامي ايران، اقدامات كهنهاي را دوباره رونمايي كرده تا به طور موازي با ساير توطئهها از ملت و دولت ايران و خصوصاً دستگاه اطلاعاتي جمهوري اسلامي انتقام گيرند.
متهم كردن ايران به تروريسم توسط تروريستهاي بينالمللي مهمترين اقدامي كه طي هفتههاي اخير توسط رژيم صهيونيستي شدت يافته است متهم كردن جمهوري اسلامي به تروريسم است. اين اتهامزني پس از انفجار اتوبوس حامل گردشگران اسرائيلي در بلغارستان شدت يافته است كه رژيم صهيونيستي بدون هيچ دليل و سند و مدركي ادعا ميكند ايران و حزبالله در اين ترور نقش داشتهاند. اين ادعاهايي است كه البته پيش از اين نيز بر سر هر موضوع و هر تروري كه در هر نقطهاي از جهان اتفاق ميافتاد توسط تروريستهاي بينالمللي مطرح ميشد و انگشت اتهام را به سوي ايران دراز ميكردند؛ بدون آنكه سندي در ارتباط با ادعاهايشان ارائه دهند. طبيعي است كه آنان از اينگونه رفتارها، اهداف مشخصي را دنبال ميكنند كه در ادامه به دو هدف بسيار مهم از آنها اشاره ميشود.
انتقام از ملت و دولت ايران اولين هدفي كه در اين زمينه ميتوان به آن ورود پيدا كرد، انتقامگيري از ملت و دولت ايران است كه دست امريكا، انگليس و اسرائيل و حاميان استكبار را در عرصه دشمنيها خواندهاند و به دشمنان اجازه نگاه انداختن به ايران همچون يك مستعمره را نميدهند. از سوي ديگر طبيعي است كه وقتي عوامل جبهه استكبار در داخل كشورمان سرنگون ميشوند و يكي پس از ديگري همچون ريگي و جمالي فشي به دار آويخته ميشوند، آنان در مسير انتقامگيري حركت كنند، زيرا در شرايطي كه عوامل آنان در داخل كشور لو رفتهاند و تا حدود زيادي قدرت ترور فرهيختگان و نخبگان ايراني از آنان گرفته شده است، ميكوشند با متهم و سپس محكوم كردن جمهوري اسلامي ايران به تروريسم، نقشههاي ديگري را دنبال كنند.
بريدگي از بيرون و فروپاشي از درون از اهداف ديگري كه آنان در مسير كينههاي خود عليه ايران دنبال ميكنند، ايزوله كردن دولت ايران از درون و بيرون است، به گونهاي كه جمهوري اسلامي را يك نظام تروريست معرفي و در وراي آن نوعي حس بدبيني از درون و بيرون نسبت به نظام جمهوري اسلامي ايجاد كنند. تلاش براي شكاف دروني و بيروني كه با بريدگي كشورهاي خارجي از همكاري با ايران و فروپاشي نظام جمهوري اسلامي از درون همراه باشد، بزرگترين خواسته دشمنان است، زيرا آنان ميدانند كه در هر شرايطي با يك حمله نظامي به ايران، تمامي مردم حتي دستههاي گريز از مركز نيز به مركز سوق مييابند و كل ملت يكپارچه در برابر تهاجم خارجي ميايستد.
اما اگر در مسير جنگ نرم نوعي حس بياعتمادي به مسئولان ايراني را در داخل و خارج ايجاد كنند، براي رسيدن به خواستههاي خود دو پل متحرك ايجاد كردهاند كه در هر لحظه يكي جايگزين ديگري ميشود؛ يك بار پل تقابل خارجي و بار ديگر پل تنازع داخلي و زماني كه هر دو پل بر هم مماس شوند و شكافي ميان آنها نباشد يعني تقابل خارجي و تنازع داخلي يك حرف را بزنند، دشمنان به راحتي ميتوانند بدون ترس از سقوط به پايين، از روي آن عبور كنند و به هدف خود برسند؛ هدفي كه قطعاً با يك حمله نظامي به آن نخواهند رسيد و همچنين تا زماني كه ما بتوانيم دروغها و توهمات اسرائيل و ايرادات بنياسرائيلي را در عرصه داخلي و خارجي نشان دهيم، باز هم به هدف خود نخواهند رسيد.
دليل پيگيري اهداف خصمانه عليه ايران حال بايد به دنبال دليلي بود كه پشت آن و با آن سپر و توجيه، دشمنان به دنبال حذف نظام جمهوري اسلامي از معادلات جهاني هستند. شايد در نگاه نخست عدهاي احساس كنند كه مشكل اسرائيل و جبهه استكبار با جمهوري اسلامي ايران بر سر موضوع انرژي هستهاي است و اگر دولتمردان با توقف فعاليتهاي كشور در زمينه انرژي هستهاي موافقت كنند، امريكا، انگليس و اسرائيل نيز با ما دست دوستي ميدهند! اين تصوري است كه به راحتي قابل نقض است، اول آنكه جمهوري اسلامي ايران چنين تجربه تلخي را در دوران دولت اصلاحات كسب كرد و نتيجه آن چيزي نشد كه عدهاي تصور ميكردند. نتيجه آن شد كه غرب به تعهدات خود عمل نكرد و هر روز بر موضع ضعف ايران افزود تا آنكه به دستور رهبر معظم انقلاب، از تأسيسات هستهاي فك پلمب شد.
در حال حاضر نيز طي چند دور مذاكره ميان ايران و ۱+۵، نمايندگان غرب مدام بر معامله يكجانبه ايران با خود تأكيد دارند و بدون آنكه حتي تحريمها را درخصوص ايران لغو كنند از ايران ميخواهند كه فعاليتهاي صلحآميز هستهاياش را به حالت تعليق و تعطيلي درآورد. البته بديهي است كه جمهوري اسلامي ايران اگر در هر مرحله پاي ميز مذاكره با غرب ميرود، به هيچوجه نيازي به دست دوستي امثال امريكا، انگليس و اسرائيل ندارد بلكه براي ثابت شدن دروغهاي آنان و حسن نيت خود در عرصه داخلي و خارجي است كه هر بار با بحث مذاكره موافقت مينمايد.
امروز اكثر مسئولان و مردم ميدانند كه علت ترس و وحشت نظام سلطه از نظام جمهوري اسلامي ايران و دليلي كه به دنبال آن در پي حذف جمهوري اسلامي از معادلات جهاني هستند، به خاطر انرژي اسلامي ملت ايران و تزريق اين انرژي به كشورهاي ديگر است. ترس غرب از انرژي هستهاي ايران نيست كه از انرژي اسلامي ايران و ايرانيان است.
اين موضوعي است كه رهبر معظم انقلاب نيز بدان تأكيد داشتهاند و در اين باره فرمودهاند: « ترس غربيها از ايران «اسلامي» است نه ايران هستهاي.»
امروز با گسترش موج بيداري اسلامي و خيزشهاي مردم عدالتخواه در سراسر جهان كه حتي غرب را هم فرا گرفته است، آنچنان ترسي در دل دشمنان اسلام افتاده كه نميدانند اگر انرژي اسلامي مسلمانان ايران به اتحاد اسلامي مسلمانان سراسر جهان تبديل شود، چگونه ميتوانند در برابر آن دوام آورند. از همين رو مدام ميكوشند تا با نسبت دادن تروريسم به مسلمانان از جمله مسلمانان ايران و همچنين حزبالله، اسلام را ترور كنند.
آنان كه اكنون از ترور نخبگان و دانشمندان هستهاي ايران عاجز شدهاند و اشراف اطلاعاتي ايران جلوي نقشههاي پليد امثال رژيم صهيونيستي را گرفته است، بنابراين ميكوشند آنچه را كه تا امروز باعث اقتدار و عزت ايران شده است ، ترور كنند و خوب ميدانند كه آن چيزي نيست غير از اسلام و آموزههاي اسلامي. دشمنان و تروريستهاي بينالمللي با معرفي كردن مسلمانان به عنوان تروريست و متهم كردن جمهوري اسلامي به تروريسم، نقطه ديگري را نشانه رفتهاند و آن اسلام است كه ميدانند يك قدم تا جهاني شدن فاصله دارد و مسلمانان به زودي شاهد اسلامي شدن كل جهان خواهند بود.