عادل فردوسيپور يك بار ديگر هنر بيبديلش را نشان داد. او توانست با تكيه زدن به جمعيت ميليوني مخاطبانش، مهر سنگين سكوتي كه بر لبهاي محمد رويانيان خورده بود را بشكند و او را وادار به سخنوري در مورد بدترين سوژههاي ممكن كند؛ سوژهاي كه او را يك طرف گود قرار ميداد و علي فتحاللهزاده با آن همه ادعاي تجربه مديريت ورزشي و فوتبالي را در سويي ديگر. فتحاللهزاده البته بازي مديريت فوتبال را به خوبي ميدانست.
وقتي ميخواست خودش را تبرئه كند، به سادگي توپ را با داد و هوار و دعوا و پيش كشيدن بحثهاي بينتيجه مالي و شركت صدرا (كه اصلا معلوم نبود چه ارتباطي به اصليت داستان داشت) وسط ميكشيد و رويانيان كه تصور ميكرد اينجا ميتواند كمي حجب و حيا را چاشني ادبياتش كند، خود را بازنده دعوا ميدانست، پس حجاب از حيا دريد و چيزي شد كه عادل فردوسيپور طلب ميكرد.
فردوسيپور با لگوي برنامهاش كه ميليونها بيننده را پشت خود دارد، هر مصاحبهشوندهاي را براي حرافي وسوسه ميكند. مهم نيست آن مصاحبهشونده در چه شرايطي قرار دارد، مهم نيست در آن لحظهاي كه فردوسيپور با كمك دوستان او را روي خط مستقيم برنامه ميآورد، چه حالي دارد و آيا اصلاً آماده پاسخگويي هست يا نه. اين مهم است كه يكي مثل فردوسيپور ميتواند با يك جنگ زرگري، همه چيز را سياه نشان دهد. ميتواند مديرعامل استقلال را به جان مديرعامل پرسپوليس بيندازد و بعد رو به دوربين لبخند بزند و به اين هم فكر نكند كه مثلاً دعوا بر سر مالكيت يك شركت واردات خودرو چه دردي از دردهاي فوتبال ايران درمان ميكند. فردوسيپور در حال پيش بردن يك سناريو است؛ سناريويي كه فوتبال را نابود ميكند.
رويانيان و فتحاللهزاده مثل هميشه بازي خوردند. شايد مديرعامل استقلال كه ميخواست ثابت كند، جواد نكونام را زير سقف قرارداد خريده است تا حدودي توانست از اين جنگ زرگري در فوتبال عامهپسند ما كه هرچه دو مدير بگويند را هوادار به گوش دل و جان ميپذيرد، برنده شد. شايد مديرعامل استقلال توانسته باشد مثلاً هوادار استقلال يا حتي پرسپوليس را متقاعد كند كه بازيكني كه رويانيان خريده به قول حاجي فتحالله (عين آنچه در برنامه ۹۰ دوشنيه شب به زبان آورد) عشق ميلياردي باشند، اما حقيقت اين است كه تمامي حرمتها را براي خوشحالي دل عادل فردوسيپور شكست.
فردوسيپور داشت مهندسي ميكرد و فتحاللهزاده بازيگرداني و اين وسط رويانيان هم سياه اين بازي شده بود.
بينندگان ۹۰ هم مقابل گيرندههاي تلويزيوني وقت و انرژي و پول خود را هدر دادند. كه چه؟ كه دعوايي كودكانه از دو مرد سن و سالدار را ببينند؟! دعوا چه سودي داشت جز اينكه هر دو باختند و فردوسيپور برد، اما بايد از عادل فقط يك سؤال پرسيد:«محتواي برنامه دوشنبهات چه بود؟ چقدر ارزش داشت؟ چه چيزي به اين فوتبال اضافه كرد؟ چقدر از اين فوتبال وزن كم كرد؟» آيا جوابي براي اين سؤالات دارد؟!