
در سايت شبكه آموزش طراحي اين برنامه براي كليه سنين معرفي شده است و اين سياست را ميتوان در تمامي اجراهاي آن ملاحظه كرد. در معرفي اين برنامه هم آمده: در هياهوي روزانه زندگي امروز، ساخت برنامهاي كه با محوريت آموزش غيرمستقيم، ساعات پرآرامشي را پيش ازساعت خواب بيننده فراهم كند، ضروري به نظر ميرسد. اين برنامه سعي دارد با پيامهاي كوتاه و موسيقي سالم و آرام به ايجاد اين آرامش همگاني كمك كند.
راديو هفت تنها برنامه تلويزيوني است كه در آن صدا و شنيدن نقش مهمتري از تصوير و ديدن دارد، يعني حتي اگر چشمهايتان را ببنديد و به راديو هفت گوش كنيد، بيشتر حجم برنامه را درك ميكنيد. اين خصيصه راديو هفت كه ميتواند برنامهاي راديويي در قاب تلويزيون باشد، شايد بهترين دليل براي نامگذاري آن باشد.
راديو هفت چند وجه تمايز نسبت به بسياري از برنامههاي تلويزيوني دارد؛ اهميت به مطالعه و تشويق آن، موسيقي، جدا شدن از كليشههاي رايج و عدم وابستگي يك گروه سني خاص.
اگر مشتري برنامههاي تلويزيوني باشيد، مخصوصاً برنامههاي زنده آن، متوجه خواهيد شد كه كدام برنامهها براي كدام گروه سني يا جنسي طراحي شدهاند. به طور مثال برنامههايي كه براي كدبانوهاي خانهدار طراحي شدهاند گوي سبقت را از بقيه ربودهاند. اين برنامهها به طور معمول داراي آيتمهاي آشپزي، خياطي يا هنرهاي دستي و مشاورههاي پزشكي و روانشناسي هستند يا اينكه برنامههاي ورزشي به طور اخص براي نسل جوان تعريف شدهاند، برنامههاي سياسي- اجتماعي هم كه مخاطبين خاص خود را دارند. كمتر پيش ميآيد برنامهاي را در صدا و سيما داشته باشيم كه تمامي اعضاي خانواده به ديدن آن گرايش داشته باشند. راديو هفت اما از اين شانس برخوردار بوده كه تقريباً سليقههاي مختلفي را پاسخگو باشد.
متأسفانه ارتباط ما با مطالعه هر روز كمرنگتر ميشود. كساني هم كه اهل خواندن كتاب هستند بخش عمدهاي از حجم كتابهايي را كه براي خواندن انتخاب ميكنند كتبي تخصصي پيرامون رشته تحصيلي يا حرفه و شغلشان است. ادبيات از جمله بخشهايي است كه نيازمند توجه جدي ماست. در راديو هفت اما تبليغ خوبي براي خواندن و مطالعه متون ادبي ميشود. هر بار شخص مهماني ميآيد و متني كوتاه را ميخواند و ميرود. به غير از آن مجريان اين برنامه هم سعي ميكنند در هر بخش بخشي از يك كتاب يا متني كه توسط نويسندگان برنامه تهيه شده را بخوانند و حتي داستان زيبايي چون شيخ صنعان را بخش بخش كرده و هربار قسمتي از آن را روخواني كنند تا بينندگان، آشتي دوبارهاي با ادبيات كهن فارسي داشته باشند.
موسيقي يكي از بخشهاي اصلي برنامه راديو هفت است و ميتوان آن را وجه تمايز آن با برنامههاي مشابه دانست. در برنامههاي تلويزيوني رسم بر اين شده است كه دعوت از خوانندهها را مختص به اعياد يا مناسبتهاي خاص بكنند و در طول سال كمتر پيش ميآيد كه خوانندهاي براي اجراي آهنگي به برنامههاي تركيبي تلويزيون دعوت شود، اما در راديو هفت تلاش بر اين بوده تا سنتشكني شود و از ظرفيتهاي بدون استفاده موسيقي استفاده شود؛ كاري كه شايد بسياري از برنامههاي تلويزيوني از انجام آن واهمه دارند و به همين دليل است كه موسيقيهاي پخش شده در اين برنامه را كمتر در ساير شبكهها ميشنويم.
مهمانان اين برنامه هم از برگهاي برنده راديو هفت هستند؛ افرادي كه شايد كمتر در تلويزيون كسي سراغ آنها برود. شايد خوبي منصور ضابطيان اين است كه منتظر نميماند تا سريالي پخش شود و يك بازيگر در آن ستاره شود تا وي را به راديو هفت دعوت كند. مهمانان اين برنامه هم مختص بازيگران نيستند، ميتواند اين مهمان يك نويسنده، كشتيگير، مجري برنامه كودك، بازيگر و امثالهم باشد. سؤالها هم با آنكه در اثر تكرار در اين برنامه به صورت كليشه درآمدهاند اما به گونهاي تنظيم شدهاند كه در آخر بينندهها سيري از زندگاني مهمان را درك ميكنند. علاوه بر اين مهمانان متعارف، راديو هفت به سراغ كودكان نيز ميرود؛ بچههايي كه تازه سخن گفتن را يادگرفتهاند و زمان شيرينزبانيشان رسيده است، اين ابتكار هم از آيتمهاي ديدني اين برنامه است كه حداقل نميتوان نمونه مشابهي از آن را در ايران نام برد. اما اين برنامه را نميتوان از ايراد بري دانست؛ ايراداتي كه ميتوان با اصلاحشان بر ميزان بينندگان راديو هفت افزود.
ايراد عمدهاي كه ميتوان به راديو هفت گرفت نه به خود برنامه بلكه به شبكه است كه راديو هفت از آن پخش ميشود. هنوز با گذشت چندين سال از راهاندازي شبكه آموزش، اين شبكه به رغم تواناييها و پتانسيل بالايي كه دارد نتوانسته جايگاه خود را در ميان شبكههاي پربيننده سيما باز كند، حتي شبكههايي چون نمايش و آيفيلم با آن كه تازه به جمع شبكههاي تلويزيوني پيوستهاند از لحاظ جذب مخاطب پرفروغتر از شبكه آموزش بودهاند، البته داشتن برنامهاي چون «راديو هفت» را ميتوان برگ برنده اين شبكه در رقابت با ساير شبكههايهاي تلويزيوني دانست، ولي خود شبكه با برنامهريزي غيرحرفهاي عملاً كاري ميكند كه ميزان بينندگان راديو هفت كاهش پيدا كند.
يكي ديگر از ايراداتي كه ميتوان به اين برنامه گرفت، ساعت اجراي آن است، ساعت ۲۳ اگر چه ميتواند زمان ايدهآلي براي برنامهاي چون ۹۰ باشد كه با موضوعات چالشي و بحث فوتبال كه جزو علاقهمنديهاي ايرانيان است حتي تا پاسي از شب بينندگان را در پاي جعبه جادويي حفظ كند، اما برنامهاي مانند راديو هفت كه ميخواهد از تمامي ردههاي سني بيننده داشته باشد، بايد به دنبال پيدا كردن زماني در اوج تماشا از سوي بينندهها باشد. ساعت ۱۱ شب براي خيلي از خانوادهها زمان استراحت و خواب است گرچه كساني هم كه براي ديدن برنامه ۹۰ تا پاسي از شب بيدار ميمانند فقط يك بار در هفته بيخوابي ميكشند و نبايد انتظار داشت راديو هفت با پخش هر شبي چنين ميزان مخاطبي را در آن ساعت داشته باشد. اگر چه در معرفي برنامه آمده است اين برنامه براي ساعات پيش از خواب طراحي شده اما باز هم بسياري از افراد پيش از شروع اين برنامه به رختخواب ميروند. به نظر ميرسد اگر مديران شبكه آموزش خواستار جذب تعداد بيشتري از بينندگان سيما به شبكه خود باشند بايد در زمان پخش راديو هفت تجديد نظر كنند و از ساعتهاي بهتري براي اين كار استفاده نمايند.