
دروغ بودن سازمان ملل متحد و قوانين و قواعد دروني آن كه ادعاي حقوق بشر را نيز شامل ميشود، در حوادث ميانمار كه طي روزهاي اخير شاهد كشتار و آوارگي مسلمانان در آنجا هستيم بيشتر پيدا و روشن شده است. سكوت غرب در برابر اين حوادث و عربدههايش در برابر برخي ديگر از اتفاقات جهان حاضر، انسان را به يقين ميرساند كه آنان هر جا از مشاهده خون و كشتار دلشان به تنگ ميآيد به خاطر حقوق بشر نيست بلكه به خاطر هدر رفتن خون غيرمسلمانان است.
حوادث فعلي جهان نشان ميدهد كه مشكل امروز غرب با اسلام است و دلسوزي آنان به خاطر بشريت نيست، بلكه در مقابل اسلام و جمعيت مسلمانان دچار دغدغه و سرگيجه شدهاند و از اين رو ميكوشند تا از ابزار حقوق بشر به نفع غيرمسلمانان در برابر مسلمانان استفاده كنند.
تناقض آشكار در حقوق بشر غربي براي آنكه ثابت شود سازمان ملل متحد بزرگترين دروغ تاريخ بشريت بوده و حقوق بشر سنگينترين ابزار جبهه استكبار براي مقابله با اسلام و مسلمانان است، لازم است تا به چند نمونه از حوادث حاضر و معاصر اشاره شود.
از چند روز گذشته نسلكشي مسلمانان در ميانمار با توحش بودايي آغاز شده است و تاكنون بيش از ۵۰ هزار مسلمان كشته و هزاران تن ديگر زخمي و ربوده شدهاند و بسياري نيز در شرايط آوارگي و گرسنگي به سر ميبرند. طي اين حوادث دردناك خانههاي مسلمانان به آتش كشيده شده است و چند طفل شيرخواره زنده زنده سوزانده شدهاند، فقط به اين جرم كه مسلمان بودهاند. علاوه بر اين به حدود ۵ هزار زن مسلمان تجاوز شده است و نظاميان رعايت هيچ چيزي را در برابر مسلمانان نميكنند و البته طبيعي هم است كه وقتي رئيسجمهور ميانمار ميگويد: «تنها راهحل بحران به وجود آمده برخورد با مسلمانان است كه يا بايد در اردوگاه پناهندگان جمع شوند يا بايد اخراج شوند» توقعي هم نميتوان از آن نظاميان سنگدل داشت.
حال سؤال اينجاست كه چطور در برابر اين همه حوادث تلخ و كشتار و آوارگي مسلمانان در قرن بيست و يكم نه در بوسني هرزگوين يا كوزوو بلكه در قلب اروپا و نه در امريكا و آفريقا بلكه در آسيا و توسط بوداييها در قلب آسياي دور و مقابل چشمان مجامع بينالمللي، مدعيان حقوق بشر غربي سكوت را بر هر كاري ترجيح دادهاند و همه ذكر و فكر خود را متوجه سوريه و نجات جان تروريستهايي كردهاند كه آنان نيز در حال كشتار مسلمانان هستند.
مسلمانان ميانمار قتل عام ميشوند تا زير چشم مجامع حقوق بشري شاهد كشتار وسيع مسلمانان باشيم. براي بار نخست هم نيست كه سكوت مجامع حقوق بشري همزمان با كشتار مسلمانان شده است؛ آنچنان كه بيش از ۶۰ سال شاهد چنين سكوتي در برابر كشتار مردم مظلوم فلسطين هستيم.
تناقضهاي آشكار در حقوق بشر غربي به قدري است كه امروز همه از آن آگاه شدهاند اما سردمداران غرب هيچ پاسخ روشني در برابر اين تناقضات ارائه نميدهند و نميگويند كه چرا اهرم حقوق بشر فقط به نفع غيرمسلمانان تكان ميخورد و هنگام خطر براي جان مسلمانان، چرخدندههاي آن طوري ميچرخد كه مسلمانان را چرخ كند؟
انتقامگيري از انقلاب ايران و بيداري اسلامي پاسخ به اين سؤال آنچنان مشكل و دور از ذهن نيست. شايد نگاهي به تجربه انقلاب اسلامي ايران و نوع برخورد غرب با آن تا حدودي علت تقابل و تناقض رفتاري غرب در مقابل مسلمانان را روشن كند و بگويد كه چرا خون مسلمان در ترازوي حقوق بشر سازمان ملل هيچ وزني ندارد.
پس از انقلاب اسلامي و تجربه موفق مسلمانان ايراني در شكست جبهه استكبار و قطع پاي غرب از كشور خود، سران امريكايي و اروپايي و سگ نگهبان آنان در منطقه، يعني رژيم صهيونيستي به هر دري زدند تا انقلاب اسلامي ايران را شكست دهند و از اين طريق بر همگان ثابت كنند كه «هر كه با ما در افتاد، ور افتاد!» و اينكه هيچ ملت و دولتي بدون اتكا به ما نميتواند باقي بماند.
اما جمهوري اسلامي ايران مقتدرانه از هر توطئهاي به سلامت عبور كرد و هشت سال جنگ تحميلي را كه قصد داشت ايران اسلامي را زمين بزند، با صحت و سلامت و پيروزي پشت سر گذاشت. پس از آن برهه روز به روز بر عزت و اقتدار ايران افزوده شد و در نتيجه پيام انقلاب اسلامي با اين مفهوم كه «هر كه با غرب درافتاد، در آسمان عزت و اقتدار افتاد» به دنيا مخابره شد. نتيجه اين پيامرساني بيداري اسلامي شد كه امروز شاهديم.
در واقع غرب از سالها پيش چنين روزهايي را پيشبيني ميكرد و از همين رو همواره در برابر قتل و غارت مسلمانان سكوت كرد تا يك پيام ديگر را در برابر پيام انقلاب اسلامي به دنيا مخابره كند كه در صورت پيروي از جمهوري اسلامي، خنجر حقوق بشر ما به خون شما آغشته خواهد شد و بعد از آن هم به جاي فرياد سازمانهاي بينالمللي، لبخند استكبار بينالمللي را شاهد خواهيد بود. اما اكنون كه به هدف خود نرسيدند و پرچم بيداري اسلامي كه برافراشته از قلب انقلاب اسلامي ايران است، روز به روز سايه وسيعتري بر سر ملتهاي آزاده مياندازد، كاملاً پيداست كه قتلعام مسلمانان ميانمار و سكوت مجامع بينالمللي در برابر كشتار مسلمانان و در عوض حمايت از تروريستهاي مجهز به انواع سلاح در سوريه در واقع نوعي انتقامگيري از انقلاب اسلامي ايران و بيداري اسلامي است. همچنين غرب با رفتارهاي امروز خود در برابر حوادث جهاني قصد دارد اين پيام را به جهانيان مخابره كند كه هرگونه تحركي خارج از سليقه خود را به هر ترتيب سركوب ميكنيم؛ حتي به قيمت سوزاندن طفل شيرخواره مسلمان و قطع دست و پاي مسلمان سوري.
تلاش غرب براي ايجاد هراس و ترس بينالمللي عليه مسلمانان سراسر جهان براي رهايي خود از خيزشهايي كه ميتواند قدرتآنان را تا سرحد نابودي و زوال بكشاند و الگوي انقلاب اسلامي ايران را بر جهان حاكم كند، از جمله اهدافي است كه جبهه استكبار امروز براي رسيدن به آن، سلاح حقوق بشر را به گلوله و آتش مجهز كرده است و بدين صورت قدرت و حكومت خود را با خون مسلمان آبياري ميكند.
حفظ وحدت و استقامت مسلمانان براي پيروزي نهايي با اين اوصاف تمامي برنامههاي غرب عليه مسلمانان با اين هدف جلو ميرود كه وحدت و استقامت مسلمانان از هم پاشيده شود. از همين رو بهترين ابزار مسلمانان در برابر توطئههاي استكبار، حفظ وحدت و استقامت است. زيرا يك قدم بيشتر تا پيروزي نهايي مسلمانان باقي نمانده است و نزديك است آن زماني كه مسلمانان جهان، ظالمان بينالمللي را در گرداب شكست فرو برند؛ سرزمين قدس از دست رژيم اشغالگر صهيونيستي آزاد شود و مسلمانان مظلوم ميانمار نجات يابند و حقوق بشر اسلامي بر جهان مستولي گردد. اما رمز اين پيروزي حفظ وحدت و استقامت مسلمانان است كه اگر اين وحدت و استقامت حتي در صورت افزايش حملات قدرتهاي غربي و صهيونيستي عليه مسلمانان در آينده حفظ شود، در پس اين سختيها، پيروزي نهايي نزديك است.