کد خبر: 477826
تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
ريحانه پورشجاعي
يك زندگي مشترك سعادتمند بي‌شك حاصل سلسله‌رفتارهاي درست زن و مرد است تا آنجا كه مي‌توان با اطمينان گفت هيچ رابطه‌اي صرفاً با رفتارهاي نادرست يكي از زوجين محكوم به فروپاشي نمي‌شود، كما اينكه هيچ تلاش يكسويه‌اي براي حفظ و تداوم زندگي مشترك به ثمر نخواهد رسيد. در مورد عشق و ازدواج كتاب‌هاي بسياري نوشته شده است كه هر كدام از زاويه‌اي به اين رابطه و معضلات مختلف آن نگريسته است. 

«خوشبختي زندگي مشترك» نيز عنوان كتاب جديدي است در همين راستا از «طاهر بن جلون» كه اخيراً توسط انتشارات گاليمار به چاپ رسيده و روانه بازار كتاب شده است. «خوشبختي زندگي مشترك» نيز مانند ديگر داستان‌هاي نوشته شده درباب ازدواج و زندگي زناشويي به تعاملات ميان زن و مرد مي‌پردازد، با اين تفاوت كه نويسنده با نگاهي منفي به اين موضوع مي‌نگرد تا آنجا كه به نظر مي‌رسد وي نه تنها با ازدواج كه با هر گونه رابطه عاشقانه‌اي مخالف است. سايت خبري جزيره نت اخيراً در مطلبي به معرفي اين كتاب پرداخته است و در خلاصه داستان مي‌نويسد: حوادث داستان مذكور در شهر دارالبيضا واقع در مراكش و در سال ۲۰۰۰ روي مي‌دهد. 

قهرمان، مرد نقاشي است كه به دليل سكته مغزي توانايي راه رفتن را از دست داده است. او ناچار براي جا‌به‌جا شدن از ويلچر استفاده مي‌كند. اين عارضه ناگهاني زندگي مرد را به دنياي تيره و تاريكي مي‌برد كه او از انديشيدن به آن هراس دارد. مرد نقاش افسرده و غمگين است و آنچه درد وي را شدت مي‌دهد، احساس بد او نسبت به همسرش است. در واقع قهرمان داستان كه اينك مرد عليلي بيش نيست تا بدان اندازه در انديشه‌هاي تاريك و وهم‌آلود فرو رفته است كه وضعيت فعلي خود را به همسرش نسبت مي‌دهد. او توانايي آن را ندارد كه با شجاعت قدم در تاريكي بگذارد كه سرنوشت اوست؛ تاريكي كه تنها نيازمند افروختن شمع كوچكي است تا اندك‌اندك به روشنايي بگرايد. با مطالعه داستان مشخص مي‌شود كه اين دو زوج در سال‌هاي آغازين زندگي مشترك سرشار از حس عاشقانه و عواطف ناب و ژرفي نسبت به يكديگر بوده‌اند، اما با گذشت روزها و شروع شدن مشكلات رفته‌رفته اين احساسات زيبا كمرنگ شده‌اند و امروز ديگر هيچ نشاني از اين عواطف در زندگي آنها نيست. 

«خوشبختي زندگي مشترك» انتقادهاي تند و گزنده‌اي نسبت به زناني دارد كه از روز نخست ازدواج سعي دارند، همسرانشان را زير سلطه خود قرار دهند. زن نقاش به عنوان نماينده اين دسته زنان، نمونه بسيار خوبي در اين زمينه است، البته تير انتقادات «بن جلون» جوامع عربي و جهان غرب را نيز نشانه مي‌رود. از ديد نويسنده جوامع عربي با ناديده گرفتن شهروندانشان و پايين آوردن آنها در سطح يك شورشي و آشوبگر بايد مورد نقد قرار گرفته شوند. جاه‌طلبي و گرايش مردم در غرب به پيشرفت‌هاي سريع و همچنين مال‌اندوزي بي‌حد و حصر در كشورهاي غربي نيز ديگر نكته‌اي است كه «بن جلون» مي‌كوشد به خواننده منتقل كرده و آن را زير سؤال ببرد. جزيره نت در نقد اين داستان مي‌نويسد: در تمام كتاب نويسنده به ذكر مشكلات و فاصله‌هاي روحي كه ميان اين زن و مرد شكل گرفته است مي‌پردازد اما در نهايت گره اين داستان را نمي‌گشايد و خواننده را با روايتي از مشاجره‌ها و اختلافات موجود در يك زندگي دو نفره رها مي‌كند. از سوي ديگر تأكيد بسيار نويسنده بر انبوه درگيري‌هاي كلامي اين زوج، به طور كل هدف داستان را از ميان برده است و هم‌جهت با پايان آزاد داستان، مخاطب در نهايت نمي‌داند، قصد نويسنده چه بوده است. 

آيا داستان با زندگي مشترك به طور كل مخالف است يا اينكه مي‌خواهد خواننده را به آن سوي مسائل ريز و مشاجره‌هاي پي‌در‌پي رهنمون شود،‌اما متأسفانه نويسنده اين زاويه را رها كرده و با تأكيد بيش از اندازه بر ديگر نكات خواننده را در سردرگمي قرار داده است. «طاهر بن جلون» نويسنده مراكشي‌تبار مقيم فرانسه در اول دسامبر سال ۱۹۴۴ در شهر فاس به دنيا آمد. وي در سال ۱۹۵۵ با خانواده خويش به شهر طنجه مهاجرت كرد و تحصيلاتش را در يك مدرسه فرانسوي ادامه داد. بعدها او در شهر رباط در رشته فلسفه تحصيل نمود. پس از سفر «بن جلون» به فرانسه و كسب مدرك روانشناسي از اين كشور، وي رفته رفته پا به عرصه نويسندگي گذاشت. او در مجله لوموند چاپ فرانسه مطلب مي‌نوشت و پس از آن نيز داستان‌ها و شعرهايش را به چاپ رساند. «كودك خاك» ۱۹۸۵، «شب قدر» ۱۹۸۷، «شب سختي» ۱۹۹۶، «آن تاريكي درخشان» ۲۰۰۱ و «بايد بروي» نام آثار مختلفي است كه تاكنون از «طاهر بن جلون» به چاپ رسيده است. كتاب «شب قدر» در سال چاپ خود موفق به دريافت جايزه كونكور شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار