
گرههاي كور شهر تهران فقط و فقط با تلاشهاي مديريت شهري (شهرداري و شوراي شهر) حل نخواهد شد.
سالهاست ابرشهر تهران يك هشتم جمعيت كشور را در خود جاي داده و با انواع و اقسام معضلات و مشكلات ريز و درشت درگير است.
برخي مشكلات و معضلات در گذر زمان با تلاش مديريت شهري برطرف شده، اما برخي ديگر از مشكلات و مسائل كلان همچون آلودگي، ترافيك و نوسازي بافتهاي فرسود همچنان بر پيشاني اين شهر خودنمايي ميكند.
اين مسائل و مشكلات به دلايل مختلف همچنان با تلاشهاي صورت گرفته پابرجا ماندهاند و هر روز تبعات آن گريبان شهر و شهروندان را بيشتر ميفشارد و نه تنها اين مسائل بر طرف نشده بلكه بر بار مشكلات نيز هر روز افزوده ميشود و سايه اين معضلات شهري، ساير مشكلات را نيز خود به خود به وجود ميآورد.
اگر بيماري شهر تهران را به مثابه بيماري يك انسان در نظر بگيريم، اگر درمان بيماري صورت نگيرد يا با تأخير به درمان آن پرداخته شود، نه تنها درمان بيماري مشكلتر و زمانبرتر ميشود. بلكه در سايه اين بيماري، بيماريهاي ديگري نيز پديد ميآيد كه خود معضلات ديگري را به همراه خواهد داشت.
بنابر اين شهر تهران بهرغم تلاشهاي صورت گرفته از سوي مديريتهاي مختلف همچنان از بيماريهاي اساسي رنج ميبرد و نيازمند آن است تا علاوه براقدامات صورت گرفته و درحال انجام براي آن نسخههاي ديگري نيز پيچيده شود.
از آنجايي كه شهر تهران، پايتخت كشور است و ساير شهرها نيز از آن تبعيت كرده و آن را الگوي خود قرار ميدهند بنابر اين لازم است تا هر اقدامي در شهر تهران حساب شده به انجام برسد تا ساير شهرها نيز مسير را به اشتباه طي نكنند.
تجربه سه دهه اخير نشان داده است كه همه تلاشهاي صورت گرفته پاسخگو نبوده و نتوانسته پايتخت را از چنگال معضلات و مشكلات رها سازد. از سوي ديگر رفتارها و اقدامات دولتمردان نيز نسبت به شهر تهران به هزار و يك دليل همچنان كارساز نبوده و جز مجادله بينتيجه مديريت شهري و دولت چيزي عايد شهر و شهروندان نساخته است و لذا گرههاي كور شهر تهران همچنان باقي مانده است.
در اين زمينه گاه شفاف نبودن قوانين سد راه بوده و گاه ناقص بودن آن. تفسير به رأي بودن قوانين به جاي كارساز بودن مشكلساز نيز شده است و عدم توسعه زيرساختها و حل معضلات كلانشهرها نمونهاي از نتايج آن است.
هر چند با شكلگيري شوراي شهر و اعمال مديريت تصميمگيري و تصميمسازي و نظارت، مشكلات و مسائل شهري آناليز و تقسيمبندي شده و راهكارهايي نيز براي آن ارائه شده است اما در بسياري از موارد نيز وجود شوراي شهر، تأثير در حل مشكلات نداشته است و به همين دليل مشكلات به شوراي بالا دست يعني شوراي عالي استانها كشيده شده است تا با ارائه طرح و لايحه، مسائل و مشكلات پيگيري و حل شود.
اما آنچه در اين ميان كمتر به آن توجه شده است توان و ظرفيت خانه ملت در تصويب قانون و ارائه راهكار و نظارت بر مصوبات است كه ميتواند در صورت تقويت و اهتمام بيشتر يكي از راهكارهاي نهايي مشكلات به حساب آيد.
وجود افراد صاحبنظر و با تخصص از شهر هاي مختلف كشور در خانه ملت، ظرفيت عظيمي را گرد هم آورده است كه ميتواند براي شهر تهران و ساير شهرها بسيار مفيد فايده باشد.
تشكيل فراكسيونهاي مديريت شهري سبب شده است تا نگاه دقيقتر و موشكافانهتري به مسائل و مشكلات صورت گيرد. از سوي ديگر جايگاه مجلس در تصويب قوانين و نظارت بر حسن اجراي آن پتانسيل بالقوهاي به شمار ميرود كه ميتواند راهگشاي مشكلات و مسائل جاري شهر تهران باشد. البته رصد مشكلات شهر تهران در اين مجلس در دورههاي اخير در خور توجه نبوده است يا اگر تلاشي صورت گرفته همواره سايه سياستكاري بر آن حاكم بوده و با توجه به برخي مصوبات اجرا نشده ميتوان گفت كاري صورت نپذيرفته است. از سويي توجه به رصد مشكلات كلانشهر تهران از جانب مجلس ميتواند همچون كاتاليزوري عمل كند و گرههاي كور را باز نمايد. مجلس ميتواند ميان مديريت شهري و دولت قرار گيرد و ضمن رصد مشكلات با ارائه راهكارهاي قانوني براي حل مسائل و معضلات چارهسازي كند.
با نيمنگاهي به گذشته ميتوان دريافت كه اگر در دورههاي قبل خانه ملت بخشي از مشكلات را با نگاه كارشناسي و دقيق پيگيري و براي آن اقدام به ارائه راهكار ميكرد ديگر شاهد انباشته شدن مشكلات و اعمال سليقههاي مختلف در اين كلانشهر نبوديم.
از سوي ديگر حضور نمايندگان شهر تهران آن هم به تعداد زياد از اين حوزه انتخابيه در كنار ساير نمايندگان يك پتانسيل خوب براي مديريت شهري پايتخت به حساب ميآيد. ميتوان گفت مشكلات و معضلات شهر تهران به نوعي در ساير كلانشهرها و شهرهاي بزرگ عيناً در حال تكرار است كه هرگونه حساسيت نمايندگان و به خصوص نمايندگان شهر تهران ميتواند در وهله اول براي اين شهر مفيد فايده قرار گيرد و سپس به ساير شهرها بسط پيدا كند.
با حساس شدن نمايندگان خانه ملت نسبت به مسائل و مشكلات پايتخت، جلو آزمون و خطاها و قانونشكنيها گرفته ميشود و همين امر سبب خواهد شد تا كمكاريها و بيمهريها به شهر و شهروندان آشكار شود. با اين نگاه علاوه بر آنكه دست شوراي شهر و مديريت شهري براي تصميمسازي و تصميمگيري بيشتر باز خواهد شد همچنين نظارت مضاعفي بر عملكردها اعمال ميشود. در خاتمه بايد تاكيد كرد در شرايط حاضر، شهر تهران نيازمند نگاههاي جديدي از سوي مديريت شهري، دولت و مجلس است تا بتواند بر مشكلات و مسائل موجود فائق آيد.
نگاه فراگير و جامع به مشكلات و معضلات از سوي اضلاع اين مثلث موضوعي است كه بايد نسبت به آن همت گمارد.